متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه فردوسی مشهد واحد بین الملل

دانشکده علوم تربیتی و  روان شناسی

پایان نامه کارشناسی ارشد (M. A)

گرایش:

روان شناسی بالینی 

 عنوان:

تاثیر درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی گروهی بر استرس،   اضطراب،  افسردگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان

 استاد مشاور:

دکتر بهرام علی قنبری هاشم آبادی

 تابستان 1392

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                  صفحه

فصل اول: مقدمه و کلیات طرح پژوهش

1-1- مقدمه………………………………………. 3

1-2- بیان مسأله………………………………….. 5

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش…………………………. 10

1-4- اهداف پژوهش………………………………… 14

1-4-1- هدف اصلی پژوهش…………………………. 33

1-4-2- اهداف فرعی پژوهش……………………….. 14

1-5-  فرضیه های پژوهش……………………………. 15

1-6- متغیرهای پژوهش……………………………… . 15

 استرس…………………………………………. 15

تعریف نظری………………………………….. 15

تعریف عملیاتی…………………………………. 16

اضطراب…………………………………………. 16

تعریف نظری…………………………………. 16

 تعریف عملیاتی……………………………….. 16

افسردگی………………………………………… 16

تعریف نظری…………………………………. 16

تعریف عملیاتی……………………………….. 16

درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) 16

تعریف نظری………………………………….. 16

تعریف عملیاتی……………………………….. 16

سرطان پستان 16

تعریف نظری………………………………….. 17

تعریف عملیاتی……………………………….. 17

کیفیت زندگی…………………………………….. 17

تعریف نظری……………………………………. 17

تعریف عملیاتی……………………………….. . 17

فصل دوم: موضع گیری نظری و یافته های پژوهشی در خصوص موضوع

2-1-  موضع گیری نظری در خصوص بیماری سرطان………….. 19

2-2- سرطان پستان………………………………… 21

2-2-1-موضع گیری نظری در خصوص بیماری سرطان پستان …. 21

2-2-2- تعریف سرطان پستان………………………. 22

2-2-3- فاکتورهای خطر سرطان پستان……………….. 23

2-2-4- درجه بندی سرطان پستان…………………… .25

2-2-5- روش های غربالگری سرطان پستان. …………….. 26

2-2- 6- روشهای تشخیص سرطان پستان……………….. 27

2-2-7- همه گیر شناسی سرطان پستان……………….. 27

 2-2-8- پیش آگهی سرطان پستان ………………….. 28

2-2-9- پیامدهای روانی پس از تشخیص سرطان پستان. ….. 28

2-2-10- روش های درمان سرطان پستان 30

2-2-11- پیگیری در سرطان پستان………………….. 34

2-3-  سرطان شناسی روانی (پسیکو آنکولوژی). …………. 34

2-4- اختلالات هیجانی در مبتلایان به سرطان پستان……….. 35

2-5- شیوع اختلالات عاطفی در مبتلایان به سرطان پستان……. 36

2-6-  موضع گیری نظری در خصوص افسردگی در مبتلایان به سرطان پستان 37

2-6-1- تشخیص افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان و دشواری های آن   39

2-6-2- رابطه افسردگی با عوامل خطر ساز درابتلا به سرطان پستان 40

2-6-3- رابطه افسردگی با میزان مرگ و میر بیماران مبتلا به سرطان پستان   41

2-6-4- رابطه افسردگی با میزان پیشرفت بیماری در افراد مبتلا به سرطان پستان………………………………………. 42

2-6-5- تاثیرسرطان پستان بر افزایش خطر بروز افسردگی.. 43

2-6-6- یافته های مربوط به اثربخشی شیوه های مداخله بر کاهش افسردگی زنان مبتلا به سرطان پستان………………………….. 43

2-7- موضع گیری نظری در خصوص اضطراب در مبتلایان به سرطان پستان   64

2-8- موضع گیری نظری درخصوص استرس در مبتلایان به سرطان پستان…. 45

2-9- کیفیت زندگی………………………………… 47

 2-9-1-  تعاریف کیفیت زندگی……………………. 48

 2-9-2- ویژگیهای کیفیت زندگی…………………… 50

 2-9-3- طبقه بندی کیفیت زندگی………………….. 51

 2-9-4-  مدل های کیفیت زندگی…………………… 52

2-9-5- عوامل موثر بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان 54

2-10-  گروه درمانی……………………………….. 56

2-11- درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی…………… 59

2 -11-1- تعریف و شرح ذهن آگاهی ………………… 60

2- 11-2- بنیان و شالوده نگرش در تمرین ذهن آگاهی….. 62

2-11-3- درمانهای مبتنی بر ذهن آگاهی…………….. 65

2-11-3-1-  شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT).     66

2-11-3-2- درمان رفتاری دیالکتیکی (DBT)………. 68

2-11-3-3- درمان پذیرش و تعهد (ACT)………….. 69

2 -11-3-4- درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR)  70

2-12-  پیشینه پژوهش………………………………. 79

2-12-1-  یافته های داخلی………………………. 79

2-12-2- یافته های خارجی 80

2-13- خلاصه فصل……………………………….. 84

فصل سوم: روش شناسی پژوهش

3-1- طرح پژوهش………………………………….. 86

3-2- جامعه آماری پژوهش ………………………….. 87

3-3- نمونه پژوهش………………………………… 87

3-3-1- ملاک های ورود 87

3-3-2- ملاکهای خروج 88

3-4- ابزار پژوهش و جمع آوری اطلاعات………………………………………………. 88

3-4-1- مصاحبه بالینی ساختار یافته برای اختلالات محور II و I (DSM-IV) 88

3-4-2- پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناسی……………… 89

3-4-3- فرم کوتاه مقیاسهای افسردگی ، اضطراب، استرس(DASS) 90

3-4-4- پرسشنامه کیفیت زندگی …………………… 91

3-4-4-1- پرسشنامه کیفیت زندگی عمومی در بیماران مبتلا به سرطان پستان……………………………………….. 91

3-4-4-2- پرسشنامه کیفیت زندگی اختصاصی  در بیماران مبتلا به سرطان پستان…………………………………… 94

3-3-5- درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی ((MBSR… 96

3-6- روش اجرای پژوهش…………………………….. 97

3-7- روش تجزیه و تحلیل داده ها……………………. 97

3-8- ملاحظات اخلاقی……………………………….. 98

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها و بیان نتایج حاصل از تحقیق

4-1-  بررسی توصیفی داده ها ………………………. 100

4-2- یافته های استنباطی………………………….. 103

4-2-1- فرضیه اول پژوهش………………………… 103

4-2-2- فرضیه دوم پژوهش………………………… 109

4-2-3- فرضیه سوم پژوهش………………………… 112

4-2-4- فرضیه چهارم پژوهش………………………. 115

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری و پیشنهادات

5-1- بحث و نتیجه گیری …………………………… 119

5-1-1- بررسی نتایج فرضیه نخست پژوهش  ……………… 119

5-1-1- بررسی نتایج فرضیه دوم پژوهش………………… 121

5-1-1- بررسی نتایج فرضیه سوم پژوهش………………… 122

5-1-1- بررسی نتایج فرضیه چهارم پژوهش………………. 123

محدودیت های پژوهش………………………………. 124

پیشنهادات……………………………………… 125

پیشنهادات کاربردی………………………………. 126

فهرست منابع

فهرست منابع فارسی…………………………… 127

فهرست منابع لاتین……………………………. 133

پیوست‌ها

پیوست1: پرسشنامه افسردگی،  اضطراب،  استرس(DASS-21)

پیوست 2: پرسشنامه کیفیت زندگی عمومی مبتلایان به سرطان

پیوست 3 :پرسشنامه کیفیت زندگی اختصاصی زنان مبتلا به سرطان پستان

پیوست چهار: پروتکل درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی

چکیده :

مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی اثر بخشی درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی به شکل گروهی برافسردگی،  استرس،  اضطراب و کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان بود.

روش کار:  در یک طرح شبه آزمایشی،  یک کارآزمایی کنترل شده تصادفی با سنجش در خط پایه ، پس از مداخله و پی گیری با گروه کنترل انجام گرفت.  تعداد24 بیمار با تشخیص سرطان پستان از میان بیماران مراجعه کننده به بیمارستان امام حسین شهر تهران به صورت در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به گروه آزمایش(n=12؛ تحت درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و یوگای هوشیارانه طی 8 جلسه گروهی یک بار در هفته ) و گروه کنترل  (n=12 ) گماشته شدند. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه محقق ساخته مشخصات فردی،  فرم کوتاه مقیاسهای افسردگی، اضطراب واسترس،  پرسشنامه کیفیت زندگی عمومی و پرسشنامه کیفیت زندگی اختصاصی را در سه مرحله پیش آزمون،  پس آزمون و پی گیری تکمیل کردند.

نتایج: تحلیل واریانس با اندازه گیریهای مکرر نشان داد که بیماران دریافت کننده درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و یوگای بهشیار در دو مرحله پس از مداخله (دو ماه بعد از سنجش خط پایه ) شدت  پایین تر استرس،  افسردگی،  اضطراب و همینطور افزایش کیفیت زندگی عمومی و اختصاصی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه را گزارش کردند.  اگر چه این یافته ها مقدماتی هستند،  پیشنهاد می کنند که درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی را می توان به عنوان درمان مکمل در کنار سایر درمانها برای بهبود مشکلات روان شناختی بیماران مبتلا به سرطان بکار گرفت.  این یافته دارای دستاوردهای کاربردی برای مسیرهای پژوهشی در آینده و نیز کار بالینی در این زمینه است .

کلید واژگان: سرطان پستان،  درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی،  افسردگی،  اضطراب،  استرس،  کیفیت زندگی

  مقدمه:

امروزه با تغییرات اجتماعی و صنعتی،  الگوی ابتلا به بیماری ها تغییر کرده است و در نتیجه بیماری های مزمن،  مهمترین مشکلات سلامتی و روان شناختی جوامع محسوب می شود که خود منابع عمده تنیدگی،  تلقی شده وهزینه های اقتصادی زیادی را بر جامعه تحمیل می کنند.  این بیماری ها انواع متعددی دارند یکی از مهمترین این بیماری ها سرطان است.  بیماری سرطان یکی از معضلات و مسائل اساسی بهداشتی در جهان محسوب می شود که با تهدید سلامتی و زندگی فعال انسان در سنین مختلف،  خسارت های فردی،  خانوادگی و اجتماعی متعددی در ابعاد جسمی،  روانی و معنوی ایجاد می کند(علی پور، 1390).  سرطان پستان[1]یک بیماری شایع،  بدخیم و پیشرونده می باشد و برجنبه های مختلف زندگی فرد تاثیر گذار است(چن وهمکاران[2]،  2009).

علی رغم پیشرفت‌های پزشکی،  توسعه درمان های سرطان و افزایش تعداد بازمانده های سرطان این بیماری از لحاظ احساس درماندگی و ترس عمیقی که در فرد ایجاد می‌کند،  بی‌همتاست(لی و وو[3]،  2002). در سراسرجهان،  سرطان پستان در زنان بار سنگینی بر نظام سلامت وارد می کند و رایجترین سرطان درمیان زنان طبقه بالا و پایین می باشد(تونسر[4]،  2010).  و طبق آمارمجله اپیدمیولوژی آمریکا درسال 2009،  تقریبا 4/4 میلیون زن جهان به این بیماری مبتلا  بوده اند(چن و همکاران،  2009) با وجود تشخیص های زودرس و اقدامات درمانی گسترده که باعث افزایش طول عمر بیماران گردیده(میزان بقای 5 ساله 87%) زنان درطی درمان و متعاقب آن اختلالات جسمی،  روحی متعددی را تجربه می کنند که بر روی کیفیت زندگی[5] آنها تاثیر گذار است.

پستان یکی از نمادهای زنانگی است،  فکر از دست دادن یک پستان برای بسیاری از زنان غیر قابل تحمل است.  واکنش هر زن نسبت به بیماری مشکوک ویا واقعی ممکن است شامل ترس از بد شکلی واز دست دادن جذابیت و ترس از مرگ باشد.  به عقیده روان شناسان بین پستان و صفت مادری ارتباط نمادین وجود دارد و زمانی که یک پستان برداشته می شود،  این صفت به شدت مورد تهدید قرار می گیرد طبیعی است که سلامت روانی زنان ممکن است به مخاطره بی افتد(صفائی کنشگر و استین ،  1388).  اگر چه پیشرفت های وسیع درزمینه درمان سرطان پستان موجب واکنش بهتر تومور به درمان ها و افزایش طول عمر این بیماران گردیده است اما اغلب این درمان ها با عوارض جانبی بسیاری چون ورم غدد لنفاوی،  ضعف،  درد،  بی حسی،  محدودیت درحرکت مفصل شانه،  احساس سنگینی در دست و اختلالات روانی- اجتماعی همراه بوده‌اند که خود موجب کاهش چشمگیر کیفیت زندگی بیماران می‌شوند. (کیلبرت و رفشاق[6]،  2006).  بیماران مبتلا به سرطان،  معمولا درسازگاری با بیماری،  مشکلات جدی دارند هم چنین بلافاصله بعد ازتشخیص بیماری،  ممکن است اضطراب [7]،  استرس [8]و دیگر اختلالات خلقی [9] در فرد به وجود آید که این علائم با گذشت زمان و در پاسخ به تشخیص،  عود[10] و بهبود بیماری و دستخوش تغییر می‌شوند. (دنگ و کاسیلت[11]،  2005).

انکولوژی[12] نوین،  توجه روز افزونی به حفظ  ویا افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان دارد،  چنان که کار آزمایی های بالینی باید علاوه بر بررسی کارآیی و اثر بخشی دارو،  تغییرات کیفیت زندگی بیماران را گزارش کنند.  با بهبود پیش آگهی درمان سرطان ها،  حفظ و ارتقائ کیفیت زندگی وابسته به سلامت به یک معیار مهم ارزیابی در حین و بعد ازدرمان تبدیل شده است.  بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان،  خصوصا آنهایی که از کیفیت زندگی پایین تری برخوردارند،  در معرض هشداری جدی مورد توجه درمان گران قرار گیرد. (چن و همکاران،  2009) . بنابراین طراحی و اجرای مداخلات درمانی جهت کاهش اختلالات هیجانی وافزایش کیفیت زندگی این بیماران امری لازم است در بین درمانهای روان شناختی،  الگوهای متنوعی در مورد سرطان پستان طراحی و مورد بررسی قرار گرفته است،  درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[13]می باشد که نخستین  بار توسط کابات- زین[14] (1991) برای دامنه وسیعی  ازافراد مبتلا به اختلالات مرتبط با استرس و سرطان طراحی شده است.  کابات – زین و همکارانش اثرات تمرین آگاهی لحظه به لحظه را بر روی مغز و پردازش هیجانها را بررسی کردند.  بدین خاطر این پژوهش،  می تواند تاثیر آن را بر کاهش یا افزایش برخی از جنبه های روانشناختی مرتبط با  بیماری سرطان پستان را مشخص سازد.

بر این اساس طرح حاضر تنظیم شده است تا به تبیین تاثیر درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش افسردگی،  اضطراب و استرس و افزایش کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان  بپردازد.

  • بیان مسئله :

سرطان پستان شایع ترین وکشنده ترین،  سرطان در میان زنان 40 تا 55 سال در جهان است (اکبری و همکاران ، 2011) و بیش از 23% ازکل سرطان های زنان را به خود اختصاص می دهد.  این سرطان پس از سرطان ریه،  دومین سرطان رایج می باشد و به علت پیش آگهی نسبتا خوب آن،  پنجمین علت مرگ و میر ناشی از سرطان می باشد نسبت مرگ و میر به ابتلای آن برابر با 35% می باشد(تونسر ،  2010).  اگرچه هنوز سرطان پستان در سراسر جهان،  مقامی در ایجاد مرگ ناشی از سرطان دارد،  اما پیش آگهی آن،  به علت  تشخیص سریعتر و درمان های مناسب تر نسبتا خوب است.  در ایران نیز شبیه به سایر کشورهای جهان،  سرطان پستان شایع ترین بد خیمی در میان زنان است و دومین سرطان شایع درسال 1386 براساس کل جمعیت مرد و زن در ایران، سرطان پستان به میزان 7/10 % می باشد(ستایشی و همکاران ،  1390) .

براساس مطالعات و گزارشات موجود از ایران،  سن بروز سرطان پستان در زنان ایرانی حداقل یک دهه جوان تر از زنان کشورهای توسعه یافته می باشند.  به این معنا که متوسط سن از 8/58 به 1/47 کاهش پیدا کرده است(تونسر، 2010).  در ایران سرطان پستان 26/22% از موارد سرطان های زنان را تشکیل می دهد و شایعترین سرطان در میان زنان ایرانی است.  میزان بروز و شیوع سرطان پستان به ترتیب 22 و120 در 100000 جمعیت زن بالای 30 سال می‌باشد( منعمی مطلق، 1391).  به نظر می رسد بیماران مبتلا به سرطان علاوه بر مشکلات جسمی در زمینه های متعدد روان شناسی نیز با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند این مساله در مورد بستگان اطرافیان،  مراقبان و تمام افرادی که با بیمار روانی در  ارتباط هستند صدق می نماید.  94 درصد این بیماران مواجه با این بیماری را یک تروما دانستند و 13 درصد آنان دچار استرس پس از سانحه[15]می شوند(پترسون[16] و همکاران،  2005).  از جمله ابعاد مهم سلامت که امروزه مورد توجه روان شناسان قرار گرفته سلامت هیجانی است.  سرطان پستان می تواند هیجان های عمیق زیادی از جمله افسردگی،  اضطراب و هیجانات همراه اضطراب و افسردگی از جمله احساس بی ارزشی و یا ناامیدی را ایجاد کند واکنش های مانند انکار،  خشم،  احساس گناه  مشاهده می شود و از این طریق بر سلامت عمومی مبتلایان تأثیر منفی بگذارد.  بعضی ازبیماران در پایان درمان پزشکی،  در می یابند که سرطان پیامدهای روانی منفی پایداری برای آنها بر جای گذاشته است اثرات جسمانی ناشی از درمان های دریافتی بر کیفیت زندگی موثر است(واینی[17] وهمکاران،  2009).  اکثرافرادی که به سرطان مبتلا می شوند یک دوره تنیدگی را تجربه می کنند.  در برخی ازبیماران این تنیدگی به خودی خود از بین می رود و به مشکلات شناختی دیر پا منجر نمی شود و می توان آن را به عنوان یک واکنش سازگاری طبیعی در نظر گرفت.  اما برخی از بیماران مشکلات روانی شدید تری را تجربه می کنند که باعث کاهش کیفیت زندگی و عملکرد روزانه آنهامی شود و این مشکلات شناختی که به لحاظ بالینی شدیدهستند معمولا به عنوان بخشی از یک اختلال انطباقی[18]، اختلال افسردگی[19] یا یک اختلال اضطرابی[20] بروز می کنند(کریک ،  2000 ترجمه مولودی و فتاحی ، 1389)،  گفته می شود که 75% بیماری های جسمانی با تنیدگی ارتباط دارند ویکی از عوامل موثر در بیماریهای قلبی و سرطان که دوعامل مهم مرگ و میر در جهان شناخته می شوند، می باشند. همچنین تنیدگی به عنوان یک پدیده روان شناختی ازعوامل مهم در بروز و استمرار بسیاری ازاختلالات روانی است.  از این رو درسال های اخیر توجه به منابع تنیدگی وراهبردهای مقابله با آن درگروه های مختلف به ویژه در مبتلایان به بیماری ها و مشکلات روانی و جسمانی گوناکون،  بسیار مورد توجه و بررسی قرار گرفته است و نشان داده شده که به کار گرفتن راهبردهای مقابله موثر،  نقش مهمی در کاهش ایجاد و دوام رویدادهای تنیدگی زا داشته است (چن و چانگ[21]،  2011).

 کنترل و کاهش نشانه های روان شناختی که به دنبال بیماری های جسمی می آیند نه تنها سبب بالا بردن مهارت ها و بالا بردن روحیه جنگیندگی در این بیماران می شود،  بلکه باعث افزایش کارآیی سیستم ایمنی ودر نتیجه کاهش علائم جسمانی و بهبودی می گردد(لبل و همکاران [22]،  2008 و رودین؛ دانر؛ گاگلیز،  مایکو لانسر و زیمرمن،  2008).   مشکلات روان شناختی مبتلایان به سرطان بر کیفیت زندگی آنان،  نرخ اقدام به خودکشی وخودکشی موفق،  طولانی شدن مدت بستری و حتی طول عمر آنها اثرمی گذارد (پالمن و فیش[23]،  2005 ). سرطان پستان می تواند باعث ترس زیاد،  نا امیدی و ترومای روانی شود و همه ابعاد درزندگی فرد(ابعاد جسمانی،  هیجانی و معنوی) او را به چالش بکشاند وکیفیت زندگی را که یک ماهیت پویاست تغییر دهد (لیون وابرایت،  2004) از دو دهه گذشته بحث کیفیت زندگی در حوزه درمان سرطان ها به طور جدی مطرح شد و به سرعت گسترش پیدا کرد.  کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی است که سازمان جهانی بهداشت[24]،  آن را درک هر فرد از زندگی،  ارزش ها،  اهداف،  احساس امنیت،  تعارضات هیجانی،  عقاید شخصی،  استانداردها وعلایق فردی تعریف کرده است این موارد بر(احساس خوب بودن یا احساس ناخوشی تاثیردارند) (ضیغمی محمدی وغفاری،  1387 ).

به خاطر عوارض و مشکلات بسیاری از درمان های سرطان(جراحی،  شیمی درمانی،  پرتودرمانی و هورمون درمانی )این درمان ها در نیمه راه رها می شوند(پری و چانگ[25]، 2007 ).  همچنین سرطان باعث می شود شغل،  وضعیت اقتصادی- اجتماعی و زندگی خانوادگی مختل شود و بخصوص بر جنبه های مختلف کیفیت زندگی بیمار شامل وضعیت روحی،  روانی،  اجتماعی،  اقتصادی وعملکرد جنسی تأثیر دارد(ودتا،  پریهان،  سدف وآند رسون[26]،  2001) درچنین شرایطی اندازه گیری و سنجش کیفیت زندگی می توانند بسیار موثر و کمک کننده باشد تا از این طریق بتوان درمان بیمار را کامل کرد (دیستفانو[27]و همکاران ، 2008 ).

درحال حاضر بهبود کیفیت زندگی یکی از فاکتورهای اساسی درزندگی است و به عنوان شاخصی برای اندازه گیری وضعیت سلامت فرد شناخته می شود.  لذا مداخلات روان شناختی در این زمینه ضروری به نظرمی رسد.  نه فقط به این خاطرکه ممکن است موفقیت درمان دارویی و پزشکی را افزایش دهد،  بلکه همچنین به منظور افزایش کیفیت زندگی این بیماران که بسیار بیشتراز سایر بیماران ارگانیکی در رنج هستند(ثورن،  2009).  دیدگاه شناختی- رفتاری بر نقش نگرشها،  انتظارات کارآمدی،  کنترل شخصی و حل مسئله تاکید دارد.  درمانهای شناختی – رفتاری تکنیکهای شناختی(مانند بازسازی شناختی) و رفتاری (یادگیری عامل یا پاسخگر) را با هم یکپارچه می کند.  اگر چه  شواهد منطقی وجود دارد که درمانهای مبتنی برCBT برای اکثراختلالات موثراست،  متخصصان بالینی به جستجوی درمانهای جایگزین دیگری پرداخته اند.  درمانهای مبتنی بر پذیرش مانند درمان  کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[28] و درمان پذیرش و تعهد ACT))[29]،  درمانهای جایگزین برای درمان شناختی و رفتاری هستند(وی هف[30]وهمکاران،  2011)

روشهای مبتنی برذهن آگاهی نمونه ای ازاین درمانهاست.  این روشها هدفشان کاهش نقش هشیاری محدود شده و برخی از تاثیرات هیجانی و رفتاری پریشان کننده تجارب روانشناختی این بیماران می باشد(بائر [31]وکریتمر[32]، 2006 ).  مداخلات مبتنی برذهن آگاهی بعنوان یکی از درمانهای شناختی – رفتاری نسل سوم[33]یا موج سوم قلمداد می شود.  ذهن آگاهی شکلی از مراقبه است که ریشه در تعالیم وآیین های مذهبی شرقی خصوصا بودا دارد(اوست،  2008).

کابات _ زین[34]ذهن آکاهی را توجه کردن به شیوه ای خاص،  هدفمند در زمان کنونی و بدون قضاوت و پیشداوری تعریف کرده است(مورن[35]وهمکاران،  2007).

مارشال لینهان[36](1993) برای اولین بارضرورت گنجاندن ذهن آگاهی بعنوان یکی ازمولفه های اساسی درمانهای روان شناختی تاکید کرد.  ذهن آگاهی به رشد سه کیفیت خودداری از قضاوت،  آگاهی قصدمندانه و تمرکز بر لحظه کنونی در توجه  فرد نیاز دارد که توجه متمرکز بر لحظه کنونی در توجه فرد نیاز دارد که توجه برلحظه حال پردازش تمام جنبه های تجربه بلاواسطه شامل فعالیتهای شناختی،  فیزئولوژیکی یا رفتاری را موجب می شود بواسطه تمرین و تکنیکهای مبتنی بر ذهن آگاهی فرد نسبت به فعالیتهای روزانه خود آگاهی پیدا می کند،  به کارکرد اتوماتیک ذهن در دنیای گذشته و آینده آگاهی می یابد و از طریق گاهی لحظه به  لحظه از افکار و احساسات و حالتهای جسمانی بر آنها کنترل پیدا می کند و از ذهن روزمره،  اتوماتیک متمرکز بر گذشته و آینده رها می شود(سگال[37]وهمکاران،  2002 ;رای و ساندرسون[38]،  2004).  اگرچه توجه اندکی به مکانیسم های دخیل در حضور ذهن شده است،  اما بنظرمی رسد حضور ذهن بر روی دو سری از عملیات  شناختی تاثیرگذار می باشد: تعدیل توجه و گزینش نوعی نگرش غیرتقلایی و توام با پذیرش(بیشاب[39]، 2002).

در ذهن آگاهی فرد در لحظه از شیوه ذهنی خود آگاه می شود و پس از آگاهی روی دو شیوه ذهن،  یکی انجام دادن[40] ودیگری بودن[41] ،  یاد می گیرد ذهن را از یک شیوه ای دیگر حرکت دهد که مستلزم آموزش راهبرهای رفتاری،  شناختی و فراشناختی ویژه برای متمرکز کردن فرایند توجه است(سگال وهمکاران ، 2002).  درمانهای مبتنی برذهن آگاهی بواسطه اینکه به هر دو بعدجسمانی و ذهنی می پردازد دارای اثربخشی بالایی برای درمان برخی اختلالات بالینی و بیماریهای جسمانی گزارش شده است.

کابات – زین درمان کاهش استرس بر مبنای ذهن آگاهی را در غرب رواج داه است.  درمان کاهش استرس بر مبنای ذهن آگاهی یکی ازشیوه های پزشکی مکمل است که در بیش از 200 بیمارستان امریکایی استفاده شده است و موضوع برخی مطالعات تحقیقی در مرکز ملی طب مکمل و جایگزین می باشد.  کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی یک مداخله رفتاری است که برمبنای توجه وتمرکز به خود استوار می باشد.  تمرینات بصورت تمرکز بر روی افکار و احساسات و ادراک انجام می شود.  این مهارتها از طریق تمرکز بر روی تنفس با تمام فعالیتهای زندگی حاصل می آید. در واقع، در درمان کاهش استرس بر مبنای ذهن آگاهی افراد یاد می گیرند پذیرش و دلسوزی را بجای قضاوت کردن تجربه شان گسترش دهند و هشیاری لحظه حاضر را بجای هدایت خودکار[42]ایجادکنند و شیوه های جدید پاسخ دادن به موقعیتها را یاد بگیرند.  ماهیت خاص مشکلی که شرکت کننده از لحاظ طبی نشان می دهد مستقیما در جلسات بررسی نمی شود(کرین[43]،  2009).

درنهایت می توان گفت،  صرف نظر از اینکه درمان های پزشکی می توانند به درمان  بیماری سرطان کمکی کند یا نه در کنار مداخلات پزشکی،  مداخلات غیردارویی می تواند به کاهش مشکلات  روان شناختی ایجاد شده مرتبط با سرطان بپردازد.

با توجه به تمهیدات یاد شده،  مساله اساسی پژوهش حاضر اینست که آیا  بکارگیری درمان  کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی به شیوه  گروهی می تواند کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان  را بهبود دهد و میزان استرس،  اضطراب،  افسردگی آنها را کاهش دهد؟

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

اهمیت و ضرورت این پژوهش از جهات گوناگون  قابل بررسی و تأمل است.  از سویی ما شاهد شیوع بالای سرطان پستان هستیم.  سرطان پستان 16درصد کل سرطان زنان را تشکیل می دهد و شایعترین سرطان زنان در جهان می باشد(سازمان بهداشت جهانی،  2010).  در مطالعه پری و چانگ (2007)گزارش شده بود که تقریبا از هر هشت زن یک نفر مبتلا به سرطان پستان می باشد(کوکمان وهمکاران،  2008) براساس آخرین آمار اعلام شده از سوی مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی،  میزان ابتلا به سرطان پستان در زنان ایرانی 5/27 درهرهزار نفر است(موحدی و همکاران ،  2010) همچنین سن ابتلا به سرطان پستان  در ایران 10 سال زودتر از کشورهای پیشرفته است.  گرچه این سرطان،  همه سنین بین 15 تا 85 سال را در گیر می کند اما شایع ترین سن ابتلا در ایران 54-45 سالگی است.  لازم به ذکر است،  به رغم آن که حدود 80 درصد درموارد این بیماری در کشورهای غربی در مرحله یک شناسایی و درمان می شوند،  در ایران 70 درصد این بیماران در مرحله 2 یا 3 شناسایی می شوند و همین امر درمان قطعی این بیماران را با مشکل مواجه می کند(مرکزمدیریت بیماری ها،  1383) از سوی دیگر،  میزان بقای کلی 71٪ است(موحدی و همکاران ، 2010) این مسئله گویای آن است که این افراد نسبت به مبتلایان دیگر سرطان ها،  مدت طولانی تری با بیماری و یا با عوارض کوتاه مدت و بلند مدت و استرس های ناشی از آن به زندگی خود ادامه می دهند که به طبع این امر خود می تواند سلامت روان این گروه را تحت تأثیر قرار دهد(خادمی و سجادی هزاره،  1388) بنابراین با توجه به شیوع بالای این بیماری در ایران و جهان انجام پژوهش در مورد این بیماری امری لازم به نظر می رسد.

همچنین شیوع اختلالات روانی در زنان مبتلا به سرطان پستان در مراحل اولیه 7/36 درصد اختلالات خلقی داشتند که 6/9 درصد آن ها افسردگی اساسی و 1/27 درصد افسردگی جزئی داشتند.  اختلال اضطراب در 6/14 درصد آنها دیده می شد که در 6/8 درصد زنان قبلا در مراحل اولیه و در 6 درصد زنان در مراحل پیشرفته دیده می شد (به نقل از زنجیر کوچکساری و مصطفوی،  1385) همچنین بررسی 1249 زن تازه تشخیص داده شده قبلا به سرطان پستان نشان داد که تا 8 تا 32 درصد آنها دچار رنج ناشی از استرس بودند(هاک و دکنز، 2003).  اضطراب و افسردگی حتی سالها پس از تشخیص بیماری ودرمان نشانه متداول درخلال سرطان پستان می باشد و ازاین لحاظ بر سلامت عمومی مبتلایان و نجات یافتگان تأثیرمی گذارد.  طبق این مرور‌(منبع قبل) فاکتورهای روانی،  کیفیت زندگی بعدی مبتلایان وحتی بیماران نجات یافته از سرطان پستان را پیش بینی می کنند.

نتایج یک تحقیق در سال 2010 نشان می دهد که یکی ازهر سه بیمار مبتلا به سرطان به طور معنا داری دیسترس روانی وهیجانی را تجربه می کند(نیکلایچوک[44]وهمکاران،  2010) و هنوز کمتر از 10 درصد به صورت رسمی در جستجوی مشاوره اند (منبع قبل) حدود نیمی از بیماران سرطانی اختلالات روانی هم دارند.  اکثر این بیماران مبتلا به اختلال انطباق (68 درصد) هستند.  اختلال افسردگی اساسی(13 درصد) و دلیریوم[45] (8 درصد) تشخیص های شایع بعدی در این بیماری محسوب می‌شود.  تصور می‌شود که اکثر این اختلالات واکنش در مقابل آگاهی در مورد ابتلا به سرطان هستند(سادوک، 2001) وجود برخی از این واکنشها (افسردگی،  ترس واضطراب ) پاسخ طبیعی به استرس بیماری و اقدامات تشخیصی و درمانی آن تلقی می گردد(واتسون و همکاران[46]، 2005) در بسیاری از موارد نیز سرطان پستان می تواند بر سلامت عمومی و کیفیت زندگی مبتلایان نیز تأثیر گذار باشد.  پژوهش شاکری و همکاران (1388) نشان از این دارد که 3/42 درصد از مبتلایان به سرطان پستان از افسردگی متوسط تا شدید و 7/57 درصد این جمعیت از میزان افسردگی خفیف برخوردار بودند.  از آنجا که بیماری به خودی خود مشکلات بسیاری را بر بیمار و خانواده اش تحمیل می نماید.  بسیاری از جوانب دیگر بیماری که از درجه دوم اهمیت برخوردار هستند نادیده گرفته می شوند.  در حالیکه می توانند تأثیر عمیقی بر کیفیت زندگی و سلامت روان این گروه داشته باشند.  نگرانی درباره زنده ماندن در کسانی که دارای فرزند نیز هستند،  نگرانی درباره بچه دار شدن،  زنانی که مبتلا به یک بیماری تهدید کننده زندگی هستید.  نگرانی هایی درباره اینکه آیا حاملگی های بعدی باعث افزایش خطرعود می گردد،  نگرانی های مرتبط با مسائل جنسی وعدم اطمینان ازعدد مجدد(آویس،  کراو فورد و مانوئل[47]،  2005).  بیماران مبتلا به سرطان که خود را ناگزیر می‌بینند تا درکنار بیماری به زندگی ادامه دهند، با مسائل ودشواری های بسیاری از جمله موارد زیر مواجه می‌شدند:

  • بروزوقفه درفعالیت های مربوط به تحصیل وکار
  • قطع ارتباط اجتماعی.
  • روبه روشدن با تشخیص بیماری.
  • بروزتغییر در تصویر بدنی به مانند تغییراتی که به دنبال شیمی درمانی، افزایش یا کاهش وزن، ریزش مو،  فقدان پستان به وجود می آید.
  • بستری شدن مکرر دربیمارستان و انزوا در محیط حفاظت شده جهت جلوگیری از آلودگی باکتریایی(هپکولجویز[48]، ‌2008)
  • شیوه های تشخیصی، درمانی و اثرات جانبی آنها که غالباً شامل درد، ‌اضطراب و پریشانی می شوند.
  • موا جهه با طبیعت ناشناخته بیماری و عارضه های دردناک آن برای زندگی.

بنابراین ملاحظه می شود که بیماران جسمی علاوه بر مواجهه با یک سلسله مشکلات جسمی با بروز مشکلات نیز افسردگی و اضطراب به دنبال تشخیص و درمان و سیر بیماری نیز رو به رو هستند که وضعیت آنان را بغرنج نموده و روال طبیعی زندگی آنها را برهم می زند(گریرو همکاران[49]،  2008).  از این رو ارزیابی و ارتقائ کیفیت زندگی آنان می تواند در کاهش عارضه های روانی ناشی ازتشخیص و درمان بیماری مفید باشد.  تشخیص به موقع سرطان می تواند از مزمن شدن بیماری بکاهد و میزان مرگ و میر ناشی از آن را به حداقل برساند.  اما تا زمانیکه شیوه مقابله و واکنش بیماران در برابر روش های پزشکی تشخیص و درمان سرطان به خوبی شناخته نشود،  نمی تواند مهارتهای تازه مقابله را آموزش داد و واکنش های حاد عاطفی را درمان کرد(آنتونی و همکاران[50]،  2009).  بیماران سرطانی نیازمند کمک برای انطباق موثر و زندگی بخش با بیماری مزمن شان هستند(گریروهمکاران[51]،  2008 ).  این افراد نیاز خواهند داشت تا مهارت های مقابله ای جدید را یاد بگیرند، این هدف زمانی می تواند تحقق یابد که مقابله و واکنش های آن درقبال بیماری و مشکلات وابسته به آن کاملا شناخته شده است(مارتل،  ادیس،  جاکوبسن[52]،  2001؛ هپکو ولجویز،  2008 ).  اگرچه درمان های کنونی سرطان تاثیرات ارزنده ای در کنترل و جلوگیری از پیشرفت بیماری دارند ولی خالی ازتنیدگی نیستند و در بعضی ازموارد به بهبودی و علاج منجرشده اند.  متاسفانه این گونه منفعت های بلند مدت می توانند بهای کوتاه مدت قابل ملاحظه ای رابه شکل انزجارو ناتوانی دربرابراثرات جانبی فراهم بیاورند(ضیغمی؛ محمدی وغفاری،  1387) آشفتگی،  درد واضطرابی که بیماران از رهگذر شیوه های تشخیصی و درمانی متحمل می شوند، موجب می شود تا جریان عمل به کندی و با جنجال و دشواری پیش برود. ازسوی دیگر،  ممکن است شمار زیادی از بیماران به علت درد و اضطراب،  برای باردیگرمراجعه ننمایند و در نتیجه،  بسیاری ازموارد بدون درمان باقی می مانند و یا اگر بعضی به وقع بپیوندند و در نتیجه،  بسیاری از موارد بدون درمان باقی می مانند و یا اگر بعضی به وقوع بپیوندند،  هم بیمار و هم کارکنان بخش و پزشک معالج با مشکلاتی دست به گربیان می شوند.  اغلب بیماران نگرشی منفی نسبت به شیوهای تشخیصی و درمانی،  پزشک و کادر درمان پیدا می کنند و به واسطه درد،  ترس و اضطراب چشمگیری که به آنان دست می دهد،  در هر مراجعه به سختی،  حاضر به همکاری می شوند و مقاومت و ممانعت آنها سبب می شود که کار به سهولت پیش نرود.

 بنابراین امروزه تاثیر مثبت مداخلات روان شناختی در روند بهبود بیماری های مزمن جسمی مورد تایید قرار گرفته است و با گسترش  روز افزون رشته روان شناسی سلامت،  روان شناسان نقش فعال تری درفرایند درمان این بیماری ها برعهده گرفته اند.  در چند دهه اخیر پیشرفت های شایان توجهی درگسترش مداخلات روانی- اجتماعی برای بیماران مبتلا به سرطان صورت گرفته است(هپکو وهمکاران[53]،  2008 ) با توجه به آنچه بیان شد،  هدف بنیادین بسیاری از مداخله های روان شناختی در مورد بیماران مبتلا به سرطان،  افزایش توانایی آنان برای روبه رو شدن با اضطراب،  درد و تحمل شیوه های تشخیصی و درمانی پزشکی است.  این توانایی به بیمار مجال می دهد تا سهمی ایفا نماید و تا اندازه ای کنترل آنچه برای او اتفاق می افتد در دست بگیرد.  از درمانهایی که در دو دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است،  درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی می باشد.  ذهن آگاهی[54]یعنی بودن در لحظه با هرآنچه هست،  بدون  قضاوت و بدون  اظهار نظر درباره ی آنچه اتفاق می افتد؛ یعنی تجربه واقعیت محض بدون توضیح(سگال،  تیزدل[55]وهمکاران،  2002).  اساس ذهن آگاهی ازتمرینهای مراقبه بوداییسم گرفته شده است که ظرفیت توجه و آگاهی پیگیر و هوشمندانه (که فراتر از فکر است) افزایش می دهد تمرینهای مراقبه وذهن گاهی به افزایش توانایی خودآگاهی و پذیرش خود دربیماران منجر می شود.  ذهن آگاهی یک روش یا فن نیست،  اگرچه در انجام آن روشها و فنون مختلف زیادی بکار رفته است.  ذهن آگاهی را می توان بعنوان شیوی”بودن”یا یک شیوه”فهمیدن”توصیف کرد که مستلزم درک کردن احساسات شخصی است(بائر[56]،  2006).

             روشهای مبتنی برذهن آگاهی در پژوهشهای محدودی در ایران در مورد برخی اختلالات مورد وارسی قرارگرفته است(کاویانی وهمکاران، 1384؛ امیدی و همکاران 1387؛ کاویانی وهمکاران،  1387؛ موسویان وهمکاران 1389؛ کلدوی و همکاران، 1390؛رحمییان بوگروهمکاران،  1391؛ معصومیان وهمکاران،  1391؛ رحمانی و همکاران، 1392) اما در مورد کاهش استرس،  افسردگی،  اضطراب ودر زنان مبتلا به سرطان پستان،  براساس مداخلات مبتنی برذهن آگاهی در ایران،  پژوهشی صورت نگرفته است. بدین خاطر،  ضرورت عملی چنین تلاشی،  غیرقابل انکاراست.

از دیگر ضرورتهای این تحقیق اینست که هر نوع پژوهشی از این نوع می تواند علاوه بر ایجاد یک بدنه تحقیقی،  به پژوهشهای مشابه در بدنه علمی بپیوندد و امکان مقایسه نتایج به دست آمده در ایران را با دیگر پژوهشها،  فراهم سازد.  همچنین یافته های بدست آمده می تواند زمینه کاربرد روش یاد شده را در مورد مشکلات روان شناختی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران و نمونه های ایرانی در بخشهای آنکولوژی بیمارستانها،  درگستره بالینی را فراهم سازد.

1-4-اهداف پژوهش

مبتنی برمساله پژوهش اهداف ذیل پی گرفته شده است:

1-4-1- هدف اصلی پژوهش

تاثیر آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی به شیوه  گروهی بر استرس،  اضطراب،  افسردگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان.

1-4-2- اهداف فرعی پژوهش

 1 – تعیین اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی بر افزایش کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان.

2 – تعیین اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی بر کاهش نشانه های اضطراب،  زنان مبتلا به سرطان پستان.

4 – تعیین اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی  برذهن آگاهی بر کاهش نشانه های استرس،  زنان مبتلا به سرطان پستان.

5-  تعیین اثربخشی درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی بر کاهش نشانه های افسردگی،  زنان مبتلا به سرطان پستان.

1-5- فرضیه های پژوهش

براساس هدفهای ارایه شده و مساله تحقیق،  فرضیه های پژوهش به شرح ذیل تنظیم شده اند:

1-  درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی،  کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان را افزایش می دهد.

2 –  درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی،  اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد.

3 –  درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی،  استرس زنان مبتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد.

4 – درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی،  افسردگی زنان مبتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد.

1-6- متغیرهای پژوهش

الف ) استرس

تعریف نظری: مجموعه واکنش های غیراختصاصی ارگانیسم درمقابل هرنوع تقاضای سازگاری از آن(سلیه،  1974، به نقل از گنجی،  1385).

تعریف عملیاتی: دراین پژوهش،  افسردگی با بهره گرفتن از مقیاس افسردگی و اضطراب و استرس([57]DASS-21 ) (لاویبوندولاویبوند، 1995) سنجیده می شود. توضیحات تکمیلی دراین مورد درقسمت ابزارهای تحقیق ودرفصل سوم ارائه خواهد شد

ب) اضطراب

تعریف نظری:اضطراب، یک احساس منتشربسیارناخوشایند واغلب مبهم دلواپسی است،  که اغلب با علائم دستگاه خودمختارهمراه است(سادوک وسادوک[58] ، 2010).

تعریف عملیاتی: دراین پژوهش،  اضطراب با بهره گرفتن از مقیاس افسردگی واضطراب واسترس(DASS-21 ) (لاویبوندولاویبوند، 1995) سنجیده می شود.  توضیحات تکمیلی در این مورد درقسمت ابزارهای تحقیق و در فصل سوم ارائه خواهد شد

پ) افسردگی

تعریف نظری :افسردگی چیزی بیشر ازغمگینی به تنهایی است.  افراد دارای افسردگی ممکن است با کاهش علاقه نسبت به انجام امور یا لذت بردن ازانجام آنها،  کاهش یا افزایش وزن واشتها،  بی خوابی،  کندی روانی حرکتی،  خستگی و کاهش انرژی احساس بی ارزشی،  دشواری در تمرکز و افکار عودکننده راجع  به مرگ یا خود کشی راتجربه کنند(انجمن روان شناسی آمریکا، 2012).

تعریف عملیاتی: دراین پژوهش،   افسردگی با بهره گرفتن ازمقیاس افسردگی و اضطراب واسترس(DASS-21 )(لاویبوندولاویبوند[59]، 1995) سنجیده می شود.  توضیحات تکمیلی دراین مورد درقسمت ابزارهای تحقیق ودرفصل سوم ارائه خواهد شد.

 ت) درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی(MBSR[60])

تعریف نظری: ذهن آگاهی به معنی توجه به طریق خاص،  معطوف به هدف،  در زمان حال و بدون داوری است،  که توسط کابات – زین(1991) براساس تکنیک های شناختی بصورت یک شیوه درمانی علمی درآمده است.  در هر لحظه از شیوه ذهنی آگاه می شود و مهارتهای شناسایی شیوه های مفیدتر را فرا می گیرد.

تعریف عملیاتی: درمان کاهش استرس مبتنی برذهن آگاهی یک برنامه 8 هفته ای با جلسات ذهن آگاهی 2ساعت درهفته می باشد(چاسکلون[61]وهمکاران،  2011).  توضیحات تکمیلی دراین باره درفصل سوم ارائه خواهد شد.

ث) سرطان پستان :

تعریف نظری: یک بیماری نئوپلاستیک بدخیم بافت پستان است آگر چه این بیماری هر 2 جنس از زنان و مردان را درگیر می سازد؛ اما زنان بیش از مردان به آن مبتلا می شوند؛ بطوریکه این بیماری شایعترین نوع سرطان و مهمترین عامل نگران کننده سلامی در میان زنان می باشد(تونسر، 2010).

تعریف عملیاتی: منظور از سرطان پستان در این پژوهش،  زنان مبتلا به مراحل 1 تا 3 سرطان بدون وجود شواهدی از متاستاز می باشند که وجود بدخیمی یکطرفه یا دو طرفه در بافت پستان آنها به وسیله یافته های بالینی و مطالعات سیتولوژی تایید شده باشد.

ج )کیفیت زندگی[62]

تعریف نظری: بنا به تعریف سازمان جهانی بهداشت،  کیفیت زندگی به درک فرد از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگی و سیستم های ارزشی که فرد در آن زندگی می کند ودر رابطه با اهداف،  انتظارات،  استانداردها و اولویتهایشان اطلاق می شود پس کاملا فردی بوده و توسط دیگران قابل مشاهده نیست و بردرک افراد ازجنبه های مختلف زندگیشان استواراست(بائومان[63]، انسیکو[64]و چاو[65]; 2011).

تعریف عملیاتی: پرسشنامه اندازه گیری کیفیت زندگی عمومی در بیماران مبتلا به سرطان (QLQ-C30)[66] :این پرسشنامه شامل 5 مقیاس عملکردی(جسمانی ,نقش ,شناختی ,احساسی واجتماعی) سه مقیاس علامتی (خستگی, درد وتهوع واستفراغ ) ویک مقیاس سلامتی و کیفیت زندگی است که هریک مجموعه ای از سوالات را در برمی گیرد. بقیه سوالات مفردعلائم دیگری را که معمولا توسط بیماران سرطانی تجربه می شوند(تنفس دردناک ,ازدست دادن اشتها ,اختلال درخواب,  یبوست و اسهال و همچنین اثر وضع مالی موجود بر روی بیماران و درمان را ارزیابی می کند.

پرسشنامه تکمیلی ویژه اندازه گیری”کیفیت زندگی” اختصاصی دربیماران مبتلا به سرطان پستان (QLQ-BR23)[67]: متعلق به سازمان اروپایی تحقیق ودرمان سرطان می باشد و مقیاسهای عملکردی اختصاصی بیماران مبتلا به سرطان پستان (تصویر بدنی،  عملکرد جنسی و لذت جنسی وعلائم بالینی) بررسی می شود.

تعداد صفحه :189

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات سیرجان
 پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد(M.A)
در رشته روانشناسی بالینی
 عنوان:
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای  کودک کم توان ذهنی
شهرستان سیرجان
تابستان 1393


(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 
عنوان صفحه
 
چکیده…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 1
فصل اول:کلیات تحقیق
1-1مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 3
2-1بیان مسئله………………………………………………………………………………………………………………………………………… 5
3-1ضرورت تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………… 7
4-1فرضیه های پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………… 8
1-4-1فرضیه اصلی………………………………………………………………………………………………………………………………….. 8
2-4-1فرضیه های فرعی…………………………………………………………………………………………………………………………….. 8
5-1اهداف پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………… 9
1-5-1هدف اصلی……………………………………………………………………………………………………………………………………. 9
2-5-1هدف فرعی……………………………………………………………………………………………………………………………………. 9
6-1تعریف نظری و عملیاتی متغیرها………………………………………………………………………………………………………….. 10
1-6-1تعریف نظری…………………………………………………………………………………………………………………………………. 10
2-6-1تعریف عملیاتی متغیرها…………………………………………………………………………………………………………………… 12
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق
1-2مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 14
2-2مهارت های زندگی…………………………………………………………………………………………………………………………….. 15
1-2-2تاریخچه مهارت های زندگی……………………………………………………………………………………………………………. 15
2-2-2اهمیت مهارت های زندگی………………………………………………………………………………………………………………. 16
3-2-2اهداف آموزشی مهارت های زندگی………………………………………………………………………………………………….. 17
4-2-2ده مهارت اصلی زندگی…………………………………………………………………………………………………………………… 17
5-2-2عناصر اصلی مهارت های زندگی……………………………………………………………………………………………………… 19
3-2خود آگاهی………………………………………………………………………………………………………………………………………… 20
4-2مهارت ابراز وجود………………………………………………………………………………………………………………………………. 23
1-4-2دو تعریف از مهارت ابراز وجود………………………………………………………………………………………………………… 23
2-4-2مهارت خودشناسی………………………………………………………………………………………………………………………… 24
3-4-2نکاتی دیگر پیرامون خودشناسی……………………………………………………………………………………………………… 25
4-4-2مهارت شناخت خویشتن (خودشناسی)…………………………………………………………………………………………… 25
5-4-2نظریه سوپر در مورد «خودپنداشت»………………………………………………………………………………………………… 26
5-2مقابله با استرس…………………………………………………………………………………………………………………………………. 28
1-5-2تعریف استرس………………………………………………………………………………………………………………………………. 28
2-5-2راهبردهای مقابله با استرس…………………………………………………………………………………………………………….. 29
3-5-2ویژگی های افراد مقاوم در برابر استرس………………………………………………………………………………………….. 30
4-5-2مهارت مقابله با استرس………………………………………………………………………………………………………………….. 31
6-2ارتباط موثر……………………………………………………………………………………………………………………………………….. 32
1-6-2تعریف ارتباط ………………………………………………………………………………………………………………………………. 32
2-6-2انواع سبک های ارتباطی………………………………………………………………………………………………………………… 34
3-6-2اجزای ارتباط………………………………………………………………………………………………………………………………… 35
7-2مبانی نظری برنامه آموزش مهارتهای زندگی…………………………………………………………………………………………… 37
8-2سازگاری اجتماعی…………………………………………………………………………………………………………………………….. 38
1-8-2مراحل فرآیندسازگاری اجتماعی…………………………………………………………………………………………………….. 39
9-2عقب ماندگی ذهنی……………………………………………………………………………………………………………………………. 41
1-9-2طبقه بندی روان شناسان…………………………………………………………………………………………………………………. 43
10-2پژوهش های انجام شده مرتبط با موضوع…………………………………………………………………………………………….. 44
فصل سوم: روش شناسی تحقیق
1-3 مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 49
2-3 روش پژوهش…………………………………………………………………………………………………………………………………. 49
3-3 جامعه ونمونه آماری………………………………………………………………………………………………………………………… 49
4-3 ابزار جمع آوری اطلاعات…………………………………………………………………………………………………………………. 49
5-3 پرسشنامه سازگاری بل……………………………………………………………………………………………………………………… 50
6-3 اعتبار و روایی پرسشنامه سازگاری بل………………………………………………………………………………………………… 51
7-3 روش اجرای پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………….. 52
8-3 روش تجزیه وتحلیل داده ها………………………………………………………………………………………………………………… 52
فصل چهارم: یافته های تحقیق
  1-4 مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 54
2-4 یافته های توصیفی ……………………………………………………………………………………………………………………………… 55
3-4 مفروضه های تحلیل کواریانس……………………………………………………………………………………………………………… 65
1-3-4همگنی واریانس‌ها…………………………………………………………………………………………………………………………… 65
2-3-4 همگنی رگرسیون……………………………………………………………………………………………………………………………. 66
4-4 یافته های مربوط به فرضیه های پژوهش……………………………………………………………………………………………….. 67
 
فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری
1-5 مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 72
2-5 بحث و نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………….. 73
3-5 محدودیت ها……………………………………………………………………………………………………………………………………… 77
4-5 پیشنهادات………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 78
1-4-5پیشنهادات کاربردی…………………………………………………………………………………………………………………………. 78
2-4-5پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………………………. 78
منابع فارسی………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 79
منابع انگلیسی…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 81
ضمائم………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 82
 

چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک کم توان ذهنی بود. طرح پژوهش، ازنوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است.جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک کم توان ذهنی در شهرستان سیرجان بوده است. حجم نمونه30نفر که شامل گروه آزمایش(15نفر) و گروه کنترل(15نفر) بود. روش نمونه گیری دردسترس بوده است. ابتدا سازگاری اجتماعی هر دوگروه آزمایش و کنترل قبل از آموزش 5مهارت زندگی(مقابله با هیجانات، روابط فردی وبین فردی، مدیریت زمان، حل مسئله، تفکر نقاد)ومهارت های، خودآگاهی، مقابله با استرس، ارتباط مؤثر، توسط پرسشنامه سازگاری بل مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس در گروه آزمایش 10 جلسه، 60دقیقه ای مهارت های زندگی، خود آگاهی، مقابله با استرس، ارتباط مؤثر به صورت گروهی آموزش داده شد.بعداز پایان هر مهارت هر دو گروه با پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با بهره گرفتن از تحلیل کوواریانس تک متغیری انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی(5مهارت)، خودآگاهی، ارتباط مؤثر برسازگاری اجتماعی تأثیر داشته وبین دو گروه از نظر سازگاری اجتماعی تفاوت معنی داری وجود داشته است و آموزش مقابله با استرس بر سازگاری اجتماعی تأثیر نداشته وبین دو گروه ازنظر سازگاری اجتماعی تفاوت معنی داری وجود نداشته است.
کلید واژه ها: مهارت های زندگی- سازگاری اجتماعی- کم توان ذهنی
 1-1مقدمه
از آنجا که بسیاری از مشکلات و دشواری های زندگی امروزه اجتناب ناپذیر بوده و افراد جامعه همواره با آنها دست به گریبان هستند لذا ایجاد و تقویت توانائی ها و مهارت هایی که در شرایط دشوار ضامن سلامت روانی افراد باشد، ضروری است. به خوبی مشخص شده است که بزرگسالان جوان با توجه به موقعیت اجتماعی و شرایط زندگی خود مسائلی از قبیل اختلافات روانی، افسردگی، رفتارهای ناسالم و افکار خودکشی را تجربه می کنند. توانایی انجام رفتارهای سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضرورت های زندگی روزمره کنار بیاید یکی از اصولی ترین اقداماتی است که افراد باید بیاموزند.
آموزش مهارت های زندگی[1] می تواند کمکی برای رسیدن به این هدف باشد. این آموزش ها تأثیر مثبتی بر سطح احساس، طرز فکر و نحوه رفتار افراد  جامعه خواهد داشت. مهارت های زندگی مربوط به نحوه عمل و رفتارند و اگر به صورت عملی آموخته شوند می توانند با تغییر رفار در تک تک افراد جامعه باعث ارتقا جامعه شوند.
اهمیت و ضرورت آموزش مهارت های زندگی زمانی مشخص می شود که بدانیم آموزش مهارت های زندگی موجب ارتقای تواناییهای روانی- اجتماعی می گردد. این تواناییها فرد را برای برخورد موثر با کشمکش ها و موقعیت های زندگی یاری می بخشند، و به او کمک می کنند تا با سایر انسانها، جامعه و فرهنگ و محیط خود مثبت و سازگارانه عمل کند و سلامت روانی خود را تأمین نماید. بدین ترتیب، تمرین مهارت های زندگی موجب تقویت یا تغییر نگرش ها، ارزش ها و رفتار انسان می گردد، در نتیجه با پدید آمدن رفتارهای مثبت و سالم بسیاری از مشکلات قابل پیشگیری خواهند بود (ناصری، 1384).
اصطلاح مهارت های زندگی به گروه بزرگی از مهارت های روانی- اجتماعی و میان فردی گفته می شود که به افراد کمک می کند تا تصمیمات خود را آگاهانه اتخاذ کنند، به طور موثر ارتباط برقار رکنند، مهارت های مقابله ای و مدیریت شخصی خودی را گسترش دهند و زندگی سالم و پر بار داشته باشند. در سال 1996 میلادی، سازمان بهداشت جهانی به منظور پیشگیری و همچنین افزایش سطح بهداشت روانی افراد و جامعه، برنامه ای با عنوان آموزش مهارت های زندگی،  سه طبقه ی کلی همراه با زیر طبقات آن را به شرح زیر ارایه کرده است:
1 ) ارتباط و روابط میان فردی که شامل مهارت های روابط میان فردی، مهارت مذاکره و نه گفتن، همدلی، مشارکت و کارگروهی و مهارت طرفداری کردن است. 2) مهارت تصمیم گیری و تفکر انتقادی که شامل مهارتهای حل مشکل و تصمیم گیری، مهارت تفکر انتقادی است و 3) مهارت مقابله و مدیریت شخصی که شامل مهارت هایی برای افزایش منبع کنترل، مهارت های مدیریت احساسات و مهارت مدیریت استرس است.
هدف از آموش مهارت های زندگی افزایش توانایی های روانی، اجتماعی  و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده و ارتقای سطح سلامت روان است. انتظار می رود که هر فرد پس از دریافت آموزش مهارت های زندگی، به توانایی هایی از جمله کسر خود اگاهی عزت نفس، برقراری ارتباط با دیگران، توانایی همکاری، توانایی کنار آمدن با احساسات و فشارهای روحی، توانایی ابراز آرزوها و امیدها، دست یابد (نوری قاسم آبادی، 1373).
امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجعه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره آسیب پذیر کرده است. از جمله خانواده هایی که از داشتن یک کودک معلول و بار مراقبتی زیاد و فشارهای روانی، اجتماعی و مالی ناشی از داشتن چنین کودکی رنج می برند، که این عوامل می توانند تأثیرات نامطلوبی را بر ساخت و عملکرد خانواده داشته و باعث شود که پدر و مادر تحت تنش های جسمی و روانی، اجتماعی و اقتصادی قرار یگرند تا حدی که روند طبیعی زندگی خود را از دست داده و منجر به فروپاشی خانواده شود. در این بین بیشترین فشار روانی گریبان گیر مادران است(ناصری،1384).
2-1بیان مسئله
سازگاری اجتماعی و هماهنگ شدن با خود و با محیط پیرامون برای هر موجود زنده یک ضرورت حیاتی است. تلاش روزمره همه آدمیان نیز عموماً بر محور همین سازگاری اجتماعی دور می زند. انسان در بسیاری از شئون زندگی با سایر افراد جامعه در یک فعل و انفعال مداوم قرار دارد. او باید برای ادامه حیات و تامین نیازهای خود به زندگی گروهی تن در دهد و برای رسیدن به هدف های مشترک با دیگران تشریک مساعی کند. در چنین شرایطی و در رابطه سایر افراد جامعه است که هر کس ناگزیر باید به نوعی سازگاری اجتماعی رضایت بخش دست یابد و به همین دلیل است که مشکلات و موانع سازگاری اجتماعی آدمی از حیات اجتماعی او مایه می گیرد.سازگاری اجتماعی بر این ضرورت متکی است که نیازها و خواسته های فرد با منافع و خواسته های گروهی که در آن زندگی می کند، هماهنگ و متعادل شود و حتی الامکان از برخورد مستقیم و شدید با منافع و ضوابط گروهی جلوگیری شود. ضرورت حفظ مبانی زندگی اجتماعی طبعا محدودیت هایی را در راه ارضای نیازهای فردی انسان ایحاد می کند که چاره ای جز سازگاری اجتماعی با آن نیست. یعنی انسان قبول می کند که این محدودیت ها اجتناب ناپذیر هستند و می کوشد تا خود را با آن تطبیق دهد(سپاه منصور، 1389).
روابط خانوادگی مطلوب بستر مناسبی برای رشد اجتماعی محسوب می شود. محیط خانواده، نحوه تعامل والدین بایکدیگر و فرزندان، مهارت ها و توانایی های پدر و مادر مطلوبترین زمینه برای حمایت های عاطفی، مشاوره خانوادگی، پشتیبانی های اقتصادی، تبلور احساس تعلق، تقویت اعتماد به نفس، نشاط درون و آرامش روان و استحکام و تعامی در خانواده محسوب می شود. در سایه این گونه روابط، کودکان مهارت ها و تجارب ارزشمند اجتماعی را کسب می کنند. تولد هر کودکی تواند بر پویایی های خانواده تاثیر بگذارد، زیرا والدین و دیگر اعضای خانواده باید تغییرات متعددی را جهت سازگاری اجتماعی با حضور عضو جدید بپذیرد. اما در این بین اثرات تولد و حضور یک کودک کم توان دهنی بر خانواده عمیق تر است. مراقبت های اضافی و سازگاری اجتماعی های ویژه ای که این کودکان بر والدین تحمیل می کنند، نحوه تعامل والدین با یکدیگر و سایر فرزندان را دگرگون می کند.نیازهای کودکان کم توان ذهنی به مراقبت و رسیدگی زیاد و حمایت های افراطی والدین از کودکان کم توان ذهنی مستلزم صبر و شکیبایی و فدا نمودن اهداف شخصی از جانب والدین است، که منجر به غفلت از پرداختن به زندگی شخصی و رسیدگی به سایر فرزندان می شود. به این ترتیب سلامت و بهداشت روانی خانواده های دارای کودکان کم توان ذهنی به شدت در معرض خطر قرار می گیرد(سرخوش، 1384).
امروزه خانواده های بسیاری از داشتن فرزند کم توان ذهنی به سبب مسائلی مانند هزینه های اقتصادی سنگین، اجبار در پذیرفتن، محدودیت در روابط اجتماعی، ترحم دیگران، بروز ناسازگاری اجتماعی های رفتاری در سایر فرزندان، دشواری در تصمیم گیری برای بچه دار شدن مجدد و فشارهایی که بر خانواده وارد می شود، رنج می برند. حضور این کودکان به اعتقاد مینوچین(1974) به سلامت و تعادل خانواده آسیب می رساند و خطر بروز عملکرد نادرست خانواده و والدین را افزایش می دهد. رضایت زناشویی در حفظ تعادل زندگی و جو عاطفی خانواده نقش حیاتی دارد. ارتباط زناشویی والدین خوب و رضایتمند عامل موثر برای مقابله با فشارهای زندگی و داشتن عملکرد مناسب در زندگی والدین به شمار می روند.والدین کودکان ناتوان دارای حالات هیجانی ناپایدار، بیماریهای روان شناختی، سوگ پایدار، ناسازگاری اجتماعی و انزوای اجتماعی هستند.به اعتقاد تامپلین و همکاران بیماری های مزمن و معلولیت های کودکان گاهی اوقات منجر به خستگی والدین و بروز مشکلات روانی مانند اضطراب، افسردگی، تنش در خانواده، نارضایتی زناشویی و مشکلات اجتماعی – اقتصادی در خانواده می شود.
شیوع کم توانایی ذهنی در حوزه آسیب شناسی روانی اجتماعی خانواده همواره از مسائل قابل توجه و بحث برانگیز بوده است، زیرا تولد کودک کم توان ذهنی در خانواده موجب ایجاد بحران و آشفتگی و افزایش سطوح استرس در والدین می شود. افزایش استرس می تواند منجر به بروز پیامدهای روانشناختی نامطلوب و کاهش شرایط عمومی بهزیستی روانی افراد گردد و به رضایت زناشویی صدمه برساند(کوهسالی، 1385)
امروزه چگونگی ارتباط والدین – کودک، بویژه در زمینه آموزش و توانبخشی کودکان دارای نیازهای ویژه از اساسی ترین زمینه های پژوهش است. متخصصان بر این باورند که خانواده در برنامه های مداخله و در تحول کودک معلول خود نقش بسزایی دارد.یکی از برنامه های آموزشی مداخله ای، آموزش مهارت های زندگی است. مهارت های زندگی،  مهارت هایی است که به منظور ارتقای سطح ارتباطات، افزایش قدرت تصمیم گیری، روابط بین ، فردی، مدیریت، درک خود  و کار کردن در گروه مورد استفاده قرار می گیرد.
موضوعات اساسی مورد تاکید در آموزش مهارت های زندگی برای دستیابی به اهداف فوق عبارتند از بهداشت روان، آموزش ارزش ها، حل مساله، اجتماعی شدن، پیشگیری، خودآگاهی، مقابله با افسردگی، مهارت های مقابله ای، تصمیم گیری، مقابله با تنیدگی و خودانگاره.به دلیل تاثیر متقابل و دوجانبه والدین و فرزند کم توان ذهنی و سایر اعضای خانواده آموزش مهارت های زندگی گامی پیشگیرانه و مؤثر در بروز انواع مشکلات روانشناختی محسوب می شود(آقاجانی، 1381).
در این تحقیق هدف، بررسی تأثیر این آموزش ها بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می باشد.
3-1ضرورت تحقیق:
هرچند فقدان فشار روانی مساوی با سکون و بی حرکتی و نتیجه آن مشکل رشد و  بالندگی در انسان است و علی رغم اینکه مقداری فشار روانی برای ایجاد تحرک و تلاش در انسان ضروری است، لکن فشار روانی مداوم و شدید می تواند سلامت همه جانبه فرد را درمعرض خطر قرار دهد. فشار روانی زیاد یا مداوم تأثیرات منفی فراوانی برعملکرد و فعالیت های فرد خواهد داشت. افرادی که دچار فشار روانی می شوند و توان مقابله با آن را  ازدست می دهند، از نظر جسمانی، روانی و رفتاری دچار مشکل می شوند (فتی، 1391).
والدین در برابر این مشکل می تواند ناموفق یا ناقص باشد؛ بنابراین بسیاری از والدین از مشکل سلامت فکری رنج می برند. رسیدگی به امورکودک مستلزم شکیبایی زیاد و فداکاری از جانب والدین است. بسیاری از والدین، عقب ماندگی کودک را به مثابه نشانه ای از شکست خود تصور می کنند. بسیاری از والدین هدف هایی را که خود قادر به رسیدن به آنها نبوده اند در فرزندان خود جست و جو می کنند. والدینی که در رسیدن به این هدف ها ناکام می شوند به نوعی دچار مشکل و فشار روانی می شوند. حال مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی، نه تنها احساس می کنند که به این اهداف نمی رسند،  بلکه آگاهی از عقب ماندگی ذهنی کودک آنان را با فشار روانی مضاعف روبه رو می سازد (حسینی، 1363).
4-1فرضیه های پژوهش
1-4-1فرضیه اصلی:
آموزش مهارت های زندگی موجب افزایش سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود.
2-4-1فرضیه های فرعی:
1- آموزش خودآگاهی موجب افزایش سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود.
2- آموزش مقابله با استرس موجب افزایش سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود.
3- آموزش ارتباط موثر موجب افزایش سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی می شود.
5-1اهداف پژوهش
1-5-1هدف اصلی:
تعیین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
2-5-1هدف فرعی:
تعیین اثربخشی آموزش خودآگاهی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
تعیین اثربخشی مقابله با استرس بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
تعیین اثربخشی ارتباط موثر بر سازگاری اجتماعی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی
6-1تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
1-6-1تعریف نظری
مهارت های زندگی
سازمان جهانی بهداشت، مهارت های زندگی را چنین تعریف نموده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی کنار بیاید(سازمان بهداشت جهانی، 1994).
مهارت های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی موثر و مناسب، انجام مسئولیت های اجتماعی، انجام تصمیم گیری های صحیح، حل تعارض و کشمکش های بدون توسل به اعمالی که به خود و دیگران صدمه می زنند(علوی، 1383).
مهارت های زندگی،  عبارتند از مجموعه ای از توانایی ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت ومفید را فراهم می آورد،این توانایی ها فرد را قادر می سازد تا مسؤولیت های نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود ودیگران با خواست ها، انتظارات و مشکلات روزانه به ویژه در روابط بین فردی به شکل مؤثری رو به رو شود(طارمیان، 1379).
 خودآگاهی[2]
توانایی و ظرفیت فرد در شناخت خویشتن، و نیز شناسایی خواسته ها، نیازها و احساسات خویش است. در این مهارت فرد همچنین می آموزد که چه شرایط و یا موقعیت هایی برای وی فشار آور هستند. (فتی، موتابی، محمدخانی، کاظم زاده، عطوفی، 1391).
مقابله با استرس[3]
شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آن بر فرد است(حمیدی، 1387).
ارتباط موثر[4]
به معنای ابراز احساسات، نیازها و نقطه نظرهای فردی به صورت کلامی و غیرکلامی است (فتی، 1391).
سازگاری
عبارت است از مکانیسم هایی که توسط آن یک فرد توانایی های تعلق به یکدیگر را پیدا می کند. بنابراین لازمه سازگاری اجتماعی بروز تغییراتی در فرد بوده و لازمه آن یکپارچگی و مکانیسم هایی است که توسط آنها گروه یک عضو جدید را می پذیرد (ساروخانی، 1370).
سازگاری اجتماعی به عنوان یک شاخص روانشناختی در برگیرنده قالب های اجتماعی، مهارت های اجتماعی، علایق اجتماعی، روابط خانوادگی، روابط مدرسه ای و روابط اجتماعی می باشد(فرقدانی، 1383).
سازگاری فرآیندی پیوسته ای است که در آن تجربیات یادگیری اجتماعی شخص، باعث ایجاد نیازهای روانی می گردد و نیز امکان کسب توانایی و مهارتهایی را فراهم می سازد که از آن طریق می توان به ارضای آن نیازها پرداخت (نیکتاش، 1379).
2-6-1تعریف عملیاتی متغیرها
مهارت های زندگی
عبارت است از آموزش گروهی مهارت های زندگی در جلسات مشخص، جهت بهبود بهزیستی روانی.
سازگاری اجتماعی
در پژوهش حاضر، سازگاری اجتماعی نمره ای است که هر شرکت کننده از پرسشنامه ی سازگاری بل به دست می آورد.
تعداد صفحه :127
قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم اجتماعی

دانشکده علوم انسانی

بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد لازاروس در بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان دوره متوسطه دوم

 استاد مشاور: دکتر صادق نصری

 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

دررشته مشاوره

اسفند 1393

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

   چکیده

امروزه به نظر می رسد که یک پارادایم جدید در علوم وابسته به سلامت بطور اعم و در روان شناسی به طور اخص در حال ظهور است. این پارادایم تمرکز زیادی برروی سلامتی، بهزیستی، نیز توضیح و تبیین ماهیت بهزیستی کرده است. هدف پژوهش تعیین مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد  لازاروس، مولفه بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی را در بین دانش آموزان متوسطه افزایش دهد.این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون وپس آزمون همراه با گروه گواه است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان لردگان بود و نمونه شامل 34 نفر از دانش آموزان متوسطه دوم است، که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در دوگروه کنترل وآزمایش قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بهزیستی ذهنی مولوی وهمکاران(1387) وپرسشنامه رضایت از زندگی دینر(1993) است. داده ها با بهره گرفتن از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان دادکه میانگین نمرات بهزیستی ذهنی 63/0h=، 01/0P<، 53)=31و1F(و رضایت از زندگی28/0h=،01/0P<،45/12)=31و1F(در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه افزایش یافته است. همچنین میانگین نمرات عاطفه منفی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه کاهش یافته است)05/0( P<.ولیکن درمیانگین نمرات عاطفه مثبت تغییری ایجاد نشده است)05/0(P>.با توجه به یافته های پژوهش،آموزش رویکرد  لازاروس در افزایش بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان موثر است وپیشنهاد می شود مراکز مشاوره وروان درمانی از این روش استفاده کنند.

واژگان کلیدی: بهزیستی ذهنی، رویکرد  لازاروس، رضایت از زندگی، مشاورۀ گروهی

 

فهرست مطالب

فصل اول: زمینه تحقیق …………………………………………………………………………………………..1

1-1 مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………….2

1-2 بیان مسئله ……………………………………………………………………………………………………………………………….5

1-3 اهمیت و ضرورت ……………………………………………………………………………………………………………………..8

1-4 اهداف پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….10

1-5 فرضیه های پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………11

1-5-1 بهزیستی ذهنی………………………………………………………………………………………………………………11

1-5-2 رویکرد چندلازاروس…………………………………………………………………………………………………………..11

1-5-3 رضایت از زندگی ………………………………………………………………………………………………………………12

1-5-4 عاطفه منفی …………………………………………………………………………………………………………………….12

1-5-5 عاطفه مثبت …………………………………………………………………………………………………………………..12

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی…………………………………………………………….14

2-1  بهزیستی ذهنی……………………………………………………………………………………………………………………..15

2-1-1 نگاهی کلی بر بهزیستی ذهنی…………………………………………………………………………………………..15

2-1-2 مفهوم بهزیستی………………………………………………………………………………………………………………….18

2-1-3 نظریه ها و رویکردهای بهزیستی……………………………………………………………………………………….19

2-1-3-1 نظریه های بهزیستی ذهنی ………………………………………………………………………………………….19

2-1-3-2 رویکردهای بهزیستی ذهنی ………………………………………………………………………………………23

2-1-4 مدل سه مؤلفه ای دینر…………………………………………………………………………………………………..25

2-1-5 تعاریف بهزیستی ذهنی (SWB)………………………………………………………………………………………25

2-1-6 عوامل مؤثر بر بهزیستی ذهنی…………………………………………………………………………………………..28

2-1-7 ویژگی افراد دارای بهزیستی……………………………………………………………………………………………….30

2-1-8 درمان و ارتقاء بهزیستی……………………………………………………………………………………………………..31

2-1-8-1 آثارونتایج مطلوب بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی …………………………………………………32

2-1-9 عناصر و مؤلفه های بهزیستی ذهنی متغیرها………………………………………………………………….33

2-1-9-1 ارتباط بین مؤلفه های بهزیستی ذهنی………………………………………………………………………..34

2-1-9-2 شخصیت وارتباط ویژگی های شخصیتی با بهزیستی ذهنی……………………………………….35

2-1-9-3 متغیر های موثر در بهزیستی ذهنی…………………………………………………………………………..37

2-1-10 بهزیستی در تفکر ونظریات روان شناسان………………………………………………………………………37

2-2 رضایت از زندگی………………………………………………………………………………………………………………..38

2-2-1 نگاهی کلی بررضایت از زندگی……………………………………………………………………………………..38

2-2-2رویکردهای رضایت از زندگی…………………………………………………………………………………………40

2-2-2-1 رضایت از زندگی به مثابه یک سازه ………………………………………………………………………..40

2-2-2-2 رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر بسیط……………………………………………………………….41

2-2-3 دیدگاه سلیگمن ومازلو درباره رضایت از زندگی ……………………………………………………………41

2-2-4 عوامل موثر بررضایت از زندگی……………………………………………………………………………………….42

2-2-5 ساختارهای رضایت از زندگی…………………………………………………………………………………………….43

2-2-6 روش های افزایش رضایت از زندگی ………………………………………………………………………………44

2-3 نظریه چند وجهی ……………………………………………………………………………………………………………….46

2-3-1تاریخچه نظریه چند وجهی ……………………………………………………………………………………………..46

2-3-1-1 درمان ………………………………………………………………………………………………………………………….48

2-3-2 هدف و روند تکامل درمان ………………………………………………………………………………………………49

2-3-3شخصیت در نظریه چند وجهی ……………………………………………………………………………………….51

2-3-4راهبردها ……………………………………………………………………………………………………………………………52

2-3-4-1 راهبردهای سنجش …………………………………………………………………………………………………….52

2-3-4-2 راهبردهای خاص ارزشیابی ………………………………………………………………………………………..53

2-3-5 محدودیت ها ومحاسن روش چند وجهی ……………………………………………………………………….54

2-3-5-1 محدودیت های روش چند وجهی ………………………………………………………………………………54

2-3-5-2مزایا ومحاسن نظام چند وجهی …………………………………………………………………………………..54

2-3-6 تاریخچه تحول شیوه درمانگری (چند وجهی)لازاروس …………………………………………………55

2-3-6-1 افراد تاثیر گذار برشکل گیری نظریه لازاروس ………………………………………………………….56

2-3-7 نظریه شخصیت لازاروس ……………………………………………………………………………………………….56

2-3-7-1 اصل برابری …………………………………………………………………………………………………………………56

2-3-7-2 ابعاد هفت گانه شخصیت ……………………………………………………………………………………………57

2-3-7-3 تشریح رویکرد چند وجهی …………………………………………………………………………………………57

2-3-8 مراحل مشاوره گروهی ودرمان به روش چند وجهی لازاروس ……………………………………….58

2-2-8-1 مصاحبۀ اولیه ………………………………………………………………………………………………………………58

2-3-8-2 پرسش نامه چند الگویی تاریخچه زندگی……………………………………………………………………60

2-3-8-3 تهیۀ نیمرخ الگویی (ابعادی) ……………………………………………………………………………………….60

2-3-8-4 تهیه نیمرخ ساختاری ………………………………………………………………………………………………….60

2-3-8-5 تنظیم ثانویه ابعاد :BASIC_ID ………………………………………………………………………………….61

2-3-8-6 پیگیری ………………………………………………………………………………………………………………………..61

2-4 ضرورت مشاورۀ گروهی ………………………………………………………………………………………………………..61

2-4-1.تعاریف وتوصیف ها مشاوره وراهنمایی گروهی …………………………………………………………………62

2-4-1-1 راهنمایی گروهی ………………………………………………………………………………………………………….63

2-4-1-2 مشاورۀگروهی ………………………………………………………………………………………………………………63

2-4-1-3 گروه درمانی …………….. ……………………………… ……………………………… ………………………………63

2-4-2 فرایند گروه وپویایی های گروه …………… ……………………………… ……………………………………….63

2-5 مروری بر تحقیقات انجام شده …………………….. …………………………….. ……………………………………64

2-5-1 تحقیقات انجام شده درارتباط با بهزیستی ذهنی در داخل کشور ………. …………………………64

2-5-2 تحقیقات انجام شده درارتباط با بهزیستی ذهنی در خارج کشور ……………………………………66

2-5-3 تحقیقات انجام شده درارتباط بارضایت از زندگی در داخل کشور ………………………………….68

2-5-4 تحقیقات انجام شده درارتباط بارضایت از زندگی در خارج از کشور ………………………………69

2-5-5 تحقیقات انجام شده درارتباط با رویکرد  لازاروس در داخل کشور ………………………………..71

2-5-6 تحقیقات انجام شده درارتباط با رویکرد  لازاروس در خارج کشور …………………………………72

2-6 خلاصه وجمع بندی ……………………………………………………………………………………………………………….74

فصل سوم: روش شناسی ……………………………………………………………………………….76

3-1 روش وطرح پژوهش……………………………………………………………………………………………………………77

3-2 جامعه آماری……………………………………………………………………………………………………………………………77

3-3  نمونه و روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………..77

3-4 متغیرهای تحقیق …………………………….. ………………………………………………………………………………..78

3-4-1 متغیر مستقل ……………… ……………………………… ……………………………… ………………………………78

3-4-2 متغیر وابسته………… ……………………………… ……………………………… ………………………………………78

3-4-3 متغیرهای کنترل شده ………… ……………………………… ……………………………………………………….78

3-4-4 متغیرهای غیر قابل کنترل ……………………………………………………………………………………………..78

3-5 ابزار گردآوری داده ها ……………….. ……………………………… ……………………………… …………………..79

3-5-1 پرسشنامه بهزیستی ذهنی (عاطفه مثبت و عاطفه منفی) ……….. ……………………………………79

3-5-2پرسش نامه رضایت از زندگی دینر وپوت(SWLS) ……………………. …………………………………..80

3-6 روش اجرای پژوهش …………. ……………………………… ……………………………… …………………………..81

3-7 روش های آماری تجزیه وتحلیل داده ها …………. ……………………………… ………………………………83

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………… 84

4-1 توصیف آماری متغیرها وشاخص ها درگروه ها ……………………………………………………………………..85

4-1-1بهزیستی ذهنی …………………………………………. ……………………………………………………………………..85

4-1-2 رضایت از زندگی .. ………………………….. ……………………………… …………………………………………….86

4-2 تحلیل  آماری فرضیه های پژوهش ………… ……………………………… ……………………………………….. 86

4-2-1 استقلال مشاهدات ……… ……………………………… ……………………………… ………………………………..87

4-2-2  نرمال بودن ………………………….. ……………………………… ……………………………… ………………………87

4-2-3 همگنی واریانس ها ………………… ……………………………… ……………………………… …………………….87

4-2-4 همگنی ماتریس های واریانس کوواریانس ….. ………………………………………………………………….88

   4-2-5 همگنی شیب های رگرسیون ………………………………………………………………………………………..89

4-2-6جمع بندی بررسی پیش فرض ها ……………………………………………………………………………………..89

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ……………………………………………………………………………93

5- 1 خلاصه پژوهش………………………………………………………………………………………………………………………94

5-2نتایج پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………… 95

5-2-1 فرضیه اول……………………………………………………………………………………………………………………….95

5-2-2 فرضیه دوم ……………………………………………………………………………………………………………………..95

5-2-3 فرضیه سوم …………………………………………………………………………………………………………………….95

5-2-4 فرضیه چهارم …………………………………………………………………………………………………………………95

5-3 بحث در نتایج فرضیه اول ……………………………………………………………………………………………………97

5-3-1بحث درنتایج فرضیه دوم…………………………………………………………………………………………………98

5-3-2 بحث درنتایج فرضیه سوم………………………………………………………………………………………………99

5-3-3 بحث درنتایج فرضیه چهارم……………………………………………………………………………………………100

5-4 نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………………………101

5-5 محدودیت های پژوهش ………………………………………………………………………………………………….102

5-6 پیشنهادها ………………………………………………………………………………………………………………………….. 102

5-6-1 پیشنهاد پژوهشی ………………………………………………………………………………………………………… 102

5-6-2 پیشنهاد کاربردی………………………………………………………………………………………………………… 103

پیوست شماره 1- رضیت نامه  ……………………………………………………………………………………………………104

پیوست شماره 2- شرح کامل جلسات درمان……………………………………………………………………………..105

پیوست شماره 3- پرسشنامه ها…………………………………………………………………………………………………..112

پیوست شماره 4- نمونه ای از نیمرخ الگویی یک مراجع…………………………………………………………….114

منابع فارسی  ……………………………………………………………………………………………………………………………….115

منابع انگلیسی ……………………………………………………………………………………………………………………………..120

 فهرست جداول

 

جدول.2-1خلاصۀ پژوهش های انجام شده درداخل وخارج از کشور…………………………………………………73

جدول.3-1طرح پژوهش……………………………………………………………………………………………………………………….77

جدول.3-2سرفصل محتوای جلسات مشاورۀ گروهی مبتنی بررویکرد ………………………………………………82

جدول.4-1 میانگین وانحراف معیار بهزیستی ذهنی، عاطفه مثبت وعاطفه منفی……………………………..85

جدول.4-2 میانگین وانحراف معیار رضایت از زندگی………………………………………………………………………….86

جدول.4-3 آزمون کولموگروف- اسمیرنوف تک نمونه ای…………………………………………………………………..87

جدول.4-4 آزمون F لون برای بررسی همگنی واریانس ها………………………………………………………………..88

جدول.4-5 آزمون ام باکس برای بررسی همگنی ماتریس واریانس کوواریانس در دو گروه………………88

جدول.4-6 آزمون تحلیل واریانس برای بررسی یکسانی ضرایب رگرسیون………………………………………..89

جدول.4-7 آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نمرات پس آزمون در دو گروه……………………………90

جدول.4-8 نتایج تحلیل کواریانس پس آزمون نمرات بهزیستی ذهنی پس از تعدیل پیش آزمون….90

جدول.4-9 نتایج تحلیل کووایانس پس آزمون نمرات رضایت از زندگی پس از تعدیل پیش آزمون..91

جدول.4-10 نتایج تحلیل کوواریانس پس آزمون نمرات عاطفۀ مثبت و منفی پس از تعدیل پیش آزمون……………………………………………………………….92

1-1.مقدمه:

بهزیستی ذهنی یکی از موضوعات روانشناسی مثبت نگر است که هدف روانشناسی مثبت نگر، ایجاد یک تغییر در روانشناسی است که قصد آن فراتر از آسیب ها بوده است وبه سمت بهینه کردن کیفیت زندگی است.

در مقابل تمرکز توجه وسنتی که علم روانشناسی به آسیب شناسی داشته است، امروزه به نظر می رسد که یک پارادایم جدید در علوم وابسته به سلامت بطور اعم و در روان شناسی به طور اخص در حال ظهور است.در این پارادایم تمرکز برروی سلامتی و بهزیستی و نیز توضیح و تبیین ماهیت بهزیستی است (ریف ووسیتگر[1]،1988؛ آنتوتوسکی[2]، 1987؛ استرامپفر[3]، 1990؛ویسینگ[4]، 2000).روانشناسان تاکنون بر بیماری بیشتر از سلامتی، بر ترس بیشتر ازشهامت وبر پرخاشگری بیشتر ازعشق تاکید کرده اندبه عبارتی روان شناسان علاقه چندانی درکمک به مردم برای شادتربودن متکامل تر بودن ونوع دوست بودن نداشته اندواین در حالی است که مردم سرتاسر دنیا نیاز روزافزونی به شادی وشادمانی در زندگی خود احساس می کنند.هر چند که در گذشته نظریه های روان شناسی مثبت نگر نبوده اند اما امروزه نظریه ها به سمت دیدگاه های نوین مبتنی بر پرورش نقاط قوت تغییر مسیر داده اند. موضوعات روانشناسی مطرح شده در آغاز قرن بیست ویکم عمدتاً بر تجربه های مثبت انسانی وآنچه که لحظه ای را شادتر از لحظه دیگر می کند تمرکز کرده اند (مظفری،1383).

روانشناسی مثبت مطالعۀ علمی تجارب مثبت و ویژگی های فردی جهت تسهیل رشد است که هدفش فراتررفتن از رنج وزحمت ومشقت در روانشناسی بالینی است. یعنی هدف آن ساختن چهارچوب مفهومی برای بهزیستی ذهنی است(سلیگمن[5]،2005،به نقل از چوبفروش زاده،1389). بهزیستی ذهنی یکی از موضوع های روانشناسی مثبت است که مطالعات متعددی در مورد اینکه چیست وچگونه ایجاد وارتقاء می یابد انجام گرفته است(دینر،2000؛ هاریس،2005؛ به نقل از جلوانی).

دینر[6] وهمکاران بهزیستی ذهنی را یک سازه چند بعدی تعریف می کنند که همزمان با حضور تجارب عاطفی مثبت ورضایت اززندگی باید فقدان حالت های عاطفی منفی را نشان دهد. دینر برای اولین بارمفهوم شادمانی وساختارهای مرتبط با آن را بررسی کرد واصطلاح بهزیستی ذهنی را مترادف وجایگزین شادمانی قرار داد(اید، لارسن[7]، 2008؛ به نقل از کرمی، نوری وهمکاران، 1388). که نظریه دینر اساس این پژوهش است.

بهزیستی ذهنی[8] در حوزه رضایت از زندگی و کیفیت مطلوب زندگی و خانوادگی عامل مهمی است که موجب رشد متعادل و سلامت آدمی می شود وراه را جهت پرورش صحیح تر وسریعتر استعدادهای انسان هموار می سازد.رشد فردی وتوسعه اجتماعی به آن بستگی دارد که تا چه اندازه به این امر بها داده شود. بهزیستی ذهنی به ارزیابی ودرک شخصی افراد و زندگی شان (شامل کیفیت رفع نیاز های اجتماعی ،روانشناختی و عاطفی آنها اطلاق می شودوباعث می شود که شخص به شیوه اجتماعی، خردمندانه یا هنرمندانه با مشکلات مقابله کند(مولوی وترکان،1389).

تجربه شادمانی ورضایت از زندگی هدف برتر درزندگی افراد بشر به شمار می رود، که زمینه ای مناسب ومطمئن برای پیشرفت ودستیابی به مراتب بالاتر فراهم می کند. به بیانی دیگر رضایت از زندگی عامل شکوفایی وموفقیت افراد است .

افراد درتمام طول زندگی خود در تلاش برای دستیابی به آن هستند. رضایت از زندگی یکی از قدیمی ترین وپایدارترین مسایل مورد بررسی در مطالعات دوران بزرگسالی است که عموماً به عنوان بررسی کلی از شرایط موجود، از مقایسه خواسته های فرد تا دسترسی واقعی به آنها بیان می گردد (سلطانی، 1389).

مطالعه تطبیقی نظام های آموزشی جهان موّید آن است که کشورهای مختلف به تناوب وبتدریج از مدل ها وانواع راهنمایی و روش های مشاوره سود جسته اند واز خدمات راهنمایی ومشاوره به عنوان تسهیل کننده فرایند تعلیم وتربیت در دوره های مختلف تحصیلی به شکلی مطلوب استفاده کرده اند. همچنین، دراین راستا به تأسیس مراکز متعدّد راهنمایی ومشاوره، تشکیل انجمن های مشاوره ونگارش، ترجمه ی کتاب های متعدّد درزمینه راهنمایی ومشاوره اقدام کرده اند. امروزه درنظام تعلیم وتربیت در کشورایران،از برنامه های راهنمایی ومشاوره بصورت فردی وگروهی برای حل مسائل آموزشی ،تربیتی، روحی وروانی و…دانش آموزان استفاده می کنند(صافی، 1389).

از آنجایی که روشهای ( رویکردچند وجهی[9] )با توجه به نوع آنها بر ابعاد مختلف رفتاری و شناختی و… تاکید دارند وبهزیستی ذهنی نیز دارای مولفه هایی از جمله عاطفه مثبت ، عاطفه منفی و رضایت از زندگی است شاید بتوانند بر بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان در مراکز آموزشی تاثیر مثبتی بگذارند به همین دلیل در این پژوهش از روش چند وجهی لازاروس که جزء انواع روش های چند وجهی است و بر هفت بعد:رفتار[10]،احساس[11]، عاطفه[12]، شناخت[13] ، روابط بین فردی[14]، تصورات ذهنی[15] و زیست شناختی[16] تاکید دارد، بصورت مشاورۀ گروهی استفاده شده است(گیبسون، ترجمه ثنایی،1389)

نظریه های چندوجهی در سالهای اخیر وبعد از سایر نظریه های روان درمانی مانند نظریه ها ی رفتاری، شناختی و وجودی … مطرح شده است .درآغاز نظریه  ، یک نظریه میان راه برای مشاورانی بود که نمی خواستند و نمی توانستند صدرصدهمانند یک مشاور دستور العملی[17] یا غیر دستور العملی[18] عمل کنند(به نقل از جان بزرگی،1386).

در عین حال که افزایشی در رویکردهای نظری دیده می شود در ادغام نظریه ها و التقاط گرایی ما شاهد افزایش چشمگیری هستیم. بطور کلی التقاط گرایی عبارت است از ترکیب فنون ومفاهیم دو یا چند نظریه(کوری[19]،ترجمه سید محمدی، 2013).

گاردفیلد و برگین [20](1994)در مرور هفت بررسی انجام شده روی درمانگرانی که خودشان را التقاط گرا می نامیدند متوجه شدند 29تا 68 درصد از روان پزشکان ، روانشناسان بالینی  با مشاوران ،مددکاران اجتماعی وخانواده درمانگرها وزوج درمان ها خود را التقاط گرا می نامیدند.

جنسن[21]، برگین وگریوز[22](2005)در بررسی 423روان شناس بالینی، خانواده درمانگر، زوج درمانگر، مددکار اجتماعی و روانپزشک دریافتند که 68درصد التقاط گرا هستند. مدافعان این نظریه: رویکرد چندوجهی را رویکردی عنوان می کنند که به فرد اجازه می دهد، نظریه خود را با بهره گرفتن از نظریه ها و فنون مشاوره انتخاب کنند.عدۀ دیگری هم بحث می کنند که التقاط گرایی مشاوره را تشویق می کنند به اینکه از لحاظ نظری (اوستای همه کاره) باشد(اولریچی[23]،1980، به نقل ازشهسواری،1388).

روش چند وجهی مانند هر نظریه دیگر موافقان ومخالفانی داردکه موافقانی مانندلوکاس[24](1985)، نلسون و جونز[25](1985)رابین[26](1986)و…که به توصیه نوعی نظام درمانی می پردازند که:

1-دراساس گسترده باشد. 

2-اجزای مختلف آن تشکیل یک نظام را داده باشند.

3-در آن از فنون مربوط به همه نظریه های شناخته شده استفاده مناسب می شود.

درمانگرانی که بطرق مختلف از این روش درمانی حمایت و از نظر بالینی آن را تایید می کنند عبارتند از درمانگران :رفتاری شناختی مانند بک و مایکنبام[27]،درمانگران شناختی،هیجانی ورفتاری مانند البرت الیس.

البته در حمایت از این روش پالمر (1997)به روش حل مسئله و نیز الگوهای آموزش مهارت زندگی که برای حل مشکلات تنیدگی زا بسیار کاربردارند، استفاده کرده است .

این روش مخالفانی هم مانند چسیک[28](1985)، راسل (1986) واستال[29] (1984) تمایل دارند مکتب چند وجهی را کم ارزش تلقی کنند و یا اثربخش بودن آن را بطور جدی مورد سوال قرار دهند. معمولا مخالفت این گروه در این زمینه است که مکتب درمانی چند وجهی در یک یا چند زمینه مانند: تاریخی، مفهومی یا تجربی ونظری اساس و بنیادی ندارد(مهرانی، 1390).

درمان چند وجهی یک رویکرد روان درمانی منظم و جامع است که توسط آرنولد لازاروس بوجود آمد. رویکرد چند وجهی از طریق کار عمیق و مفصل روی هریک از عوامل حسی، تخیلی، شناختی و بین فردی و اثرات تعاملی آنها می تواند،جنبه های شناختی،عاطفی بهزیستی ذهنی دانش آموزان را ارتقاء‌بخشد.

 

1-2.بیان مسئله پژوهش

امروزه اکثر دانش آموزان برای بهبود وضعیت روانی و تحصیلی به انرژی های مثبتی از جانب والدین ومدرسه نیازمندهستند تا از این طریق شادی وعواطف مثبت را برای بهبود کیفیت زندگی افزایش دهند وافسردگی واضطراب را در خود کاهش دهند و بتوانند با آسایش خاطر،تمرکز بالاواعتماد به نفس کافی وضعیت روانی وعلمی خود را بهبود ببخشند.

روانشناسی در قرن بیست ویکم متوجه این امر شده است که انسان باید انرژی عقلایی خود را صرف جنبه های مثبت تجربه اش کند (سلیگمن، 2005، سیگزنت ومهیالی[30]،به نقل از جلوانی،1390).چون در آغاز روان شناسی بیشتر بر هیجان های منفی[31] مانند اضطراب[32] و افسردگی[33] تمرکز داشته است تا برهیجان های  مثبت مانند شادکامی ورضایت، متون علمی نیز بیشتر درمورد رنج بود تا لذت (مایرز[34] ،2000). ولی امروزه پژوهش درباره بهزیستی وروان شناسی مثبت بطور روزافزون در حال رشد است (کاشدن[35] ،2004). بهزیستی ذهنی یک ساختار مهم در پژوهش های مربوط به تفسیر شخصیت است و بعنوان ارزیابی مثبت از زندگی وتعادل میان عاطفه مثبت و منفی[36] تعریف شده است(به نقل از محمدی،1390). دینر[37](1984)مدلی سه مولفه ای برای مفهوم بهزیستی ذهنی پیشنهاد کرده است. مؤلفۀ اول که با رضایت افراد از جنبه های مختلف زندگی(مانند شغل ،رشته تحصیلی ، تدریس دبیران، مطالعه دروس، پدر و مادر بودن، دوستی و همچنین زندگی بعنوان یک کل)رابطه دارد، جنبه شناختی بهزیستی ذهنی است.

دو مؤلفۀ دیگر این سازه (عاطفه مثبت وعاطفه منفی )ابعادی هستند که تجارب عاطفی روزانه را توصیف می کنند.گفته می شود اگر شخص رضایت از زندگی و بیشتر خوشی را تجربه کند و فقط گاهگاهی هیجان هایی مانند غمگینی و خشم را تجربه کند، از بهزیستی ذهنی بالایی برخوردار است و برعکس، اگر از زندگی خود ناراضی باشد، خوشی و علاقه اندکی را تجربه نماید و پیوسته هیجان های منفی مثل خشم و اضطراب را احساس کند،دارای بهزیستی پایینی است(مظفری وهادیان،1383). بهزیستی ذهنی ساختاروسیعی است که همۀ جنبه های تجربیات شخصی را در برمی گیرد وشامل ارزیابی شناختی وهیجانی افراد از زندگی شان است(دینر،اشی ولوکاس ،2003؛به نقل از جنیفر لایک،2009، به نقل از جلوانی،1390).

ویژگی مهمی که افراد سالم باید از آن برخوردار باشند احساس بهزیستی ورضایتمندی است.احساس بهزیستی این گونه تعریف می شود: احساس مثبت ورضایتمندی عمومی از زندگی که شامل خود ودیگران در حوزه های مختلف خانواده، شغل و… است(مایرز و دینر،2002).

احساس سعادت ورضایت از زندگی[38] اگرچه تاحد زیادی به شرایط فردی بستگی دارد، اما تاثیر عوامل اجتماعی در بروز یا افول آن بسیار پررنگ است.رضایت از زندگی ترکیبی از شرایط فردی واجتماعی است ودرواقع نشانه هایی از نگرش های مثبت نسبت به جهان ومحیطی است که فرد را فراگرفته ودرآن زندگی می کند.سطح پایین رضایت از زندگی به گرایش های منفی نسبت به جامعه کل مربوط می شود(بهابادی،1391).

تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که عواملی مانند:معنویت، درآمد، کیفیت زندگی وثبات عاطفی، پیشرفت جهت دستیابی به اهداف شخصی (رایان ودسی[39]،2001)،افسردگی(وود وجوزف[40]،2010)، جنسیت با بهزیستی بطور مثبت رابطه معنادار دارند.به عبارتی می توان گفت بهزیستی متغیری است که بسیاری از عوامل مانند جنسیت ،سن، فرهنگ، شناخت، تصورات فرد از خود، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، رفتار فرد وهدف در زندگی می تواند بر روی آن تاثیر بگذارد. (به نقل از شکری وهمکاران،1387)

افرادی که بهزیستی ذهنی بالاتری دارند، بیشتر علاقه مندند در اجتماع نقشی بر عهده بگیرند، وقت فراغت پر شورتری برای خود ایجاد می کنند و در فعّالیت های عمومی بیشتر شرکت می کنند، دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند و عمدتاً دارای هیجانات مثبتی هستند و از ارزیابی مثبت رویدادهای در حال وقوع استقبال می کنند، در مقابل افرادی که از بهزیستی ذهنی پایینی برخوردارند، شرایط و رویدادها را نامطلوب ارزیابی کرده و به همین دلیل هیجانات نامطلوب مثل اضطراب، افسردگی وپرخاشگری را بیشترتجربه می کنند(دینر2000؛چیارا[41]،2002،به نقل از محمدی،1390).

احساس خرسندی ورضایت از جنبه های مختلف زندگی، از مؤلفه های نگرش مثبت افراد نسبت به جهانی است که درآن زندگی می کنند. رضایت از زندگی باارزش ها ارتباط نزدیک اما پیچیده دارد ومعیارهایی که افراد براساس آن درک ذهنی خود را از سعادت ارزیابی می کنند متفاوت است. رضایت از زندگی در انسان نه تنها بازتاب ترکیب کوتاه مدت،میان مدت وبلند مدت درسطح فردی است بلکه علاوه بر آن حاصل تعامل عوامل سطح فردی وفرهنگی است(مهدوی اقدم وزکی،1390).

امروزه می توان عواملی مانند بهزیستی ذهنی وابعاد آن را در مدارس افزایش داد، مشاوران مدارس هر روز با مراجعانی برخورد می کنند که در زندگی خود رنگ شادی وسرزندگی را کمتر حس می کنند ودارای اعتماد به نفس پایین همراه با استرس وافسردگیهستند.باتوجه به اینکه تعداد چنین دانش آموزانی کم نیستند،مشاوران ترجیحمی دهند که از روش های گروهی استفاده نمایند.

مشاوره گروهی غیر از یک ورزش تیمی است. هدف آن داشتن یک گروه پیروزمند هم نیست.آماج مشاورۀ گروهی رسیدن به اهداف، ارضای نیازها وایجاد تجاربی است که برای تک تک اعضای تشکیل دهندۀ گروه باارزش است. مشاورۀ گروهی برای اعضای گروه امکاناتی را فراهم می کندکه، عبارتند از:1-کاوش درزمینۀ مشکلات، نگرانی هاونیازهای سازشی وتکاملی فردکه با پشتیبانی یک گروه صورت می پذیرد.2-مشاورۀ گروهی برای اعضای گروه امکان کسب بصیرت نسبت به احساسات ورفتار خودرا فراهم می کند.3-مشاورۀگروهی برای اعضای گروه فرصت برقراری ارتباط مثبت وطبیعی با دیگران رافراهم می کند.4-مشاورۀگروهی فرصت کسب وپذیرش مسئولیت نسبت به خود ودیگران برای اعضاء فراهم می کند(گیبسون، ترجمۀ ثنایی، 1389).

مسئله مهم تحقق یافتن روش درمانی بود که بیشترین تاثیر را بربهبود بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی داشته باشد به همین منظور اثربخشی روش درمانی چند وجهی لازاروس[42] به شیوۀ مشاورۀ گروهی انتخاب شد؛ زیرا این درمان  یک رویکرد کل نگر، سیستماتیک[43] و جامع درباره روان درمانی است که بدنبال تغییرات پایدار در یک شیوه انسانی وکارآمداست (سینها وموکرجی[44]،1991،به نقل از شهسواری،1388).

در این نوع درمان که اساسا از تکنیک های شناختی و رفتاری و… استفاده می کنند، از نظریه های آدلری[45]، راجرزی[46]، اریکسون[47]، روان نمایشی، گشتالت وتحلیل های تبادلی چیزهایی جلب می کند. بدون اینکه هیچ یک از این نظریات متفاوت را برجسته کند (کروکر[48]،2002به نقل از بیابانگرد،1380). 

موضوعی که لازم است بطور دقیق در درمان  بررسی شوداین است که ازمیان روش های درمان؛ انفرادی، زوج درمانی، خانواده درمانی، مشارکت در گروه و شناخت درمانی  ویا ترکیبی از این موارد، کدام مورد برای درمانجو مقتضی ومطلوب بنظر می رسد.در موارد ممکن و ضروری به عقل سلیم وقضاوت بالینی رجوع می گردد(کوری، 2013،ترجمه سید محمدی).

رویکرد چند وجهی شیوه ای عملیاتی برای پاسخگویی به سوالات چه چیزی؟ برای چه کسی؟ و تحت چه شرایط مفید خواهد بود؟ مناسب است، به عبارت بهتر، سوال برجسته این است که عمدتاً« چه کسی و چه مشکلی بهترین گزینه درمانی در رویکرد روان درمانی چند وجهی است؟».مشخصه این رویکرد سنجش و ارزیابی انتظارات و افراد و دستیابی به اصول و قوانینی جهت جستجی مداخلات مناسب برای هر فرد است. اثربخشی این رویکرد درمانی منوط به انعطاف پذیری، چند استعدادی و التقاط گرایی فنی درمانگر است. التقاط گرایی فنی از روش های برگرفته از منابع مختلف استفاده می کند، بدون اینکه لزوماً نظام ها و نظریه های که این شیوه ها را پیشنهاد کرده اند قبول داشته باشد. در نتیجه، دراین رویکرد درمانی مفروضه اساسی، ایجاد مجموعه ای هماهنگ، منظم و قابل آزمون از فرضیه ها و باورها در مورد انسان و مشکلات او راهبردهای درمانی مناسب برای آنهاست(لازاروس،2008،ترجمه فیروز بخت،1385).

با توجه به نظریه ها وشواهد حاکی، بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی در عملکرد بهتر و سلامت جسمی وروانی بیشتر وسایر زمینه های زندگی دانش آموزان مؤثر به نظر می رسد.با توجه به اینکه والدین ونظام آموزشی بیشتر به مشکلات ومسائل تحصیلی توجه می کنند وکمتر به مسائل شناختی وعاطفی نوجوانان می پردازند، پس به نظر می رسد که باید مدیران وتمامی دست اندکاران نظام آموزش وپرورش به این جنبه مهم توجه ویژه داشته باشند، محقق دراین پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بررویکرد چند وجهی لازاروس بربهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان متوسطه  شهر لردگان می پردازدوبرهفت بعدشخصیت یعنی: رفتار، پاسخ های عاطفی، حواس،تصورات، شناخت ها، روابط بین فردی، داروهاوکارکردهای زیست شناختی،تغذیه وورزش تاکید دارد،استفاده کرده است. محقق برآن است که آیا مشاوره به شیوه گروهی لازاروس بر بهبود بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان تاثیر دارد؟

 

1-3.اهمیت وضرورت پژوهش

  درحالی که جهان با شتاب توصیف ناپذیری بسوی صنعتی شدن و تحولات عمیق در فناوری در حال حرکت است،کماکان مشکلات روانی-اجتماعی و بیماری های روانی موضوعی اساسی یا دورنمایی نه چندان خشنود کننده به حساب می آید. هزاره سوم در شرایطی آغاز می شود که جهان همچنان درگیر مشکلات عدیده ی چون تغییرات اجتماعی و پیامدهای آن در تعلیم وتربیت، سلامت روان،بهزیستی، افزایش رضایتمندی از زندگی یا کاهش آن و هزاران موضوع دیگر از این دست،پیش روی محققان است.با این توصیف، پژوهش در خصوص بهزیستی و سلامت روان می تواند به کشف وشناسایی راه هایی منجر گرددکه به وسیله ی آن بتوان سطح بهزیستی و سلامت روانی افراد جامعه را ارتقاءداد.

ضرورت واهمیت پژوهش حاضر در این است که امروزه محققان معتقدندکه ایجاد بهزیستی ذهنی و رضایت از زندگی،انسانها را در به سمت موفقیت بیشتر در زندگی، سلامت بالاتر، ارتباطات اجتماعی حمایتگرایانۀ سالم تر، ودر نهایت سلامت جسمی وروانی بالاتر رهنمون می سازد(فرمیش[49]، 2006).

لیمبومیرسکی[50](2007)، مشخص کرد که یک همبستگی قوی بین بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی با طول عمر بالاتر، سلامتی جسمی بیشتروسبک زندگی ناسالم کمتر مانند سیگار کشیدن ومصرف الکل وجود دارد.افراد با خلق خوشبینانه وشاد، محبوبیت بیشتر وسازگاری بهتری با تحصیل، شغل و ورزش دارند. همچنین موفقیت های سیاسی واجتماعی آنها بیشتر است.

مسئله احساس بهزیستی ورضایت از زندگی، زمانی پیچده تر می شود که این موضوع را وارد یک چارچوب بین المللی[51] کنیم.وجود تفاوت های وسیع فرهنگی و اجتماعی در جوامع مختلف ،برداشت واحدویکسان از مقوله بهزیستی را به چالش می کشاند.لذا احساس بهزیستی و رضایتمندی[52] یک موضوع بین فرهنگی است و مطالعات وپژوهش های بیشتری راطلب می کند .شایان ذکر است که از میان عوامل گوناگون و نقش آنها در شادی و بهزیستی، بیشترین تفاوت ها در فرهنگ و مذهب مشاهده گردیده است(مایرز،2000،به نقل ازمحمدی،1390). لذااحساس بهزیستی و خوشبختی در جوامعی که از ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی خاصی برخوردار است دارای اهمیت فوق العاده است .جامعه ایرانی ارزشهای فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی متفاوتی نسبت به دیگر جوامع دارد. بنابراین مطالعه بهزیستی در جامعه ایرانی بخصوص در میان دانش آموزانی که بالندگی، سرزندگی[53] و نشاط روانی آنها می تواند تاثیر قابل ملاحظه ای برتمام جنبه های شخصیتی، بروز و ظهور رفتارهای مختلف آنان، رشد متعادل وسلامت آنان و همچنین پرورش صحیح تر و وسیع تراستعداد های آنان داشته باشد، امری ضروری است.بنابراین رشد فردی وتوسعه اجتماعی دانش آموزان به این بستگی دارد  که تا چه اندازه به این امر بها داده می شود.و این در حالی است که تحقیقات نظامداری در این خصوص صورت نگرفته است و با عنایت به مطالب فوق الذکر لازم است که به قضیه از یک زاویه ی ملی نگریسته شود.

رویکردچند وجهی لازاروس شخصیت پیچدۀ انسان را به هفت زمینه عمده تقسیم می کند که به ترتیب عبارتنداز 1-رفتار:که شامل رفتارهای آشکار از جمله عادت ها، اعمال و واکنش هایی که قابل مشاهده واندازه گیری هستند.2-عاطفه: که منظور همان هیجان ها، خلق ها واحساسات عمیق. 3- حس:که منظور حواس پنجگانه است.4- تصویر ذهنی: چگونگی تصور از خود که شامل رویاها، خاطرات و خیالپردازی ها می شود.5- شناخت: که شامل بینش ها، فلسفه ها، عقاید، افکار وقضاوت هایی که ارزش ها، نگرش ها وعقاید اساسی فرد راتشکیل می دهند.6- روابط میان فردی: که تعامل بادیگران است.7-داروها/زیست شناسی:داروها، عادت های تغذیه والگوهای ورزش را شامل می شود(کوری، 2013،ترجمه سید محمدی،1391). با توجه به اینکه این هفت وجه به نحوی در جنبه های شناختی ورفتاری جای دارند واز آنجایی که ریشه بیشتر مشکلات دانش آموزان متوسطه در زمینۀ شناختی،رفتاری وعاطفی است، این ضرورت ایجاب می کرد تا بااین رویکرد بصورت گروهی بهزیستی دانش آموزان راکه جنبه شناختی وعاطفی دارد را ارتقا بخشیم.

پژوهش حاضر معطوف به این موضوع است که با بکارگیری روش مشاوره  لازاروس به شیوه مشاورۀ گروهی  در زمینه بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی گامی کوچک در جهت کاربردی کردن مشاوره تحصیلی[54] در زمینه حل مشکلات آموزشی وتحصیلی برداشته شود و اهمیّت پژوهش حاضر ازاینجا ناشی می شود که؛

1-درصورت موثر بودن مشاوره  لازاروس بر بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی بتوان این روش را در مراکز مشاوره تحصیلی وسازمان های مختلف و برای انجام تحقیقات استفاده کرد.

2-با توجه به اهمیّت بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی در محیط های تحصیلی و اجتماعی وشناخت راهکارهایی برای افزایش بهزیستی ذهنی ضروری به نظر می رسد .لذا با توجه به رشد روز افزون مشاوره تحصیلی در کشور لازم است از روش های کاربردی جهت بهبود بهزیستی ذهنی دانش آموزان و عموم استفاده شود. واز آنجا که مشاوره  استفاده گزینشی را در مورد متناسب بودن روش های درمانی با مشکلات متفاوت وافراد مختلف به کار می برد بررسی و مطالعه درخصوص اثربخشی آن در مورد بهزیستی ذهنی دور از اهمیّت ناست.

3-با توجه به اینکه رویکرد لازاروس وجوه مختلفی دارد(هفت بعدBAISIC-ID[55])وجنبه های مختلف شخصیت فرد را بررسی می کند و از آنجایی که بهزیستی ذهنی نیز دارای ابعادشناختی وعاطفی است (عاطفه منفی،عاطفه مثبت ورضایت از زندگی[56]). به نظر می رسداثربخشی این رویکرد درمانی (رویکرد  لازاروس)، به روش مشاورۀگروهی بر افزایش و بهبود بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی مورد بررسی قرار گیرد.تا از اهمیت وضرورت این رویکردها در سیستم های آموزشی جهت بهبود وضعیت جسمی وروحی

تعداد صفحه :172

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه خوارزمی

دانشکده روان­شناسی و علوم تربیتی
گروه روانشناسی بالینی

پایان نامه جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته روان­شناسی بالینی

آموزش رفتار درمانی شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن

استاد مشاور

دکتر هادی هاشمی رزینی

۱۳۹۳

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده

در سال های اخیر توجه به درمان های روان شناختی برای کاهش مشکلات بالینی افراد مبتلا به درد مزمن مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش، آموزش رفتار درمانی شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن می‌باشد. این پژوهش در قالب یک طرح تک آزمودنی اجرا شد جامعه آماری مورد پژوهش کلیه افراد دارای درد مزمن مراجعه کننده به بیمارستان تریتا در سال 1393 می باشد. از بین این افراد با بهره گرفتن از روش نمونۀ گیری در دسترس تعداد 6 نفر ( 3 نفر گروه آزمایش اول با آموزش رفتار درمانی شناختی ، 3 نفر گروه دوم با درمان استرس زدایی مبتنی حضور ذهن) برای پژوهش انتخاب شدند. بازبینی دیداری نمودارها و اندازه­ی ضریب تاثیر، کاهش معناداری را در نمرات خستگی درد(جسمانی، عاطفی و شناختی )، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن همه­ی شرکت­کنندگان نشان داد. این یافته­های مقدماتی از نقش آموزش رفتار درمانی شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد(جسمانی، عاطفی و شناختی )، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن آموزش راهبردهای نظم جویی فرایندی هیجان حمایت می­کند.

واژه‌گان کلیدی: رفتار درمانی شناختی ، استرس زدایی مبتنی حضور ذهن، خستگی درد، استرس ادراک شده ، عاطفه منفی، درد مزمن.

 فهرست مطالب

عنوان                                                                                                          صفحه

 عنوان پایان نامه ………………………الف

صفحه بسم الله ب

تقدیم ………………………ث

تقدیر و تشکر ………………………ث

چکیده ج

فهرست مطالب ح

فصل اول: مقدمه

1-1- مقدمه 2

1-2- بیان مسئله ۳

1-3- ضرورت و اهمیت موضوع پژوهش ۶

1-4- هدف پژوهش ۸

1-5- فرضیه های پژوهش ۸

1-۶- تعریف مفاهیم و متغیرهای پژوهش ۸

1-۶-1-تعاریف نظری ۸

1-۶-2-تعاریف عملیاتی ۸

1-۷- متغیرهای پژوهش ۸

فصل دوم: گستره نظری و پیشینه پژوهش

بخش اول: مبانی نظری پژوهش

۲-۱- خستگی درد ۱۲

۲-۲- ملاک‌های تشخیصی ۱۳

۲-۳- بروز، شدت و روند خستگی ۱۴

۲-۴- عوامل موثر در خستگی ۱۶

۲-۴-۱- عوامل فیزیولوژیکی ۱۶

۲-۴-۲- بی نظمی سیتوکین‌ها ۱۶

۲-۴-۳- اختلال در محور هیپوتالاموس هیپوفیز آدرنال ۱۷

۲-۴-۴- تغییرات در آدنوزین تری فسفات ۱۷

۲-۴-۵- فعالیت عصب واگ آوران ۱۸

۲-۴-۶- ژنتیک ۱۸

۲-۴-۷- عوامل روانی ۱۸

۲-۴-۸- افسردگی ۱۸

۲-۴-۹- اضطراب ۱۹

۲-۵- خستگی ذهنی و انگیزه‌ای ۲۰

۲-۶- خستگی شناختی (درماندگی) ۲۰

۲-۷- استرس ۲۲

۲-۸- نظریه های استرس ۲۳

۲-۹- نظریه ساختاری ژن ها در مورد استرس ۲۶

۲-۱۰- نظریه یادگیری- رفتاری استرس ۲۶

۲-۱۱- نظریه شناختی استرس ۲۷

۲-۱۲- منابع استرس ۲۸

۲-۱۲-۱- عوامل محیطی ۲۸

۲-۱۲-۲- عوامل فردی ۲۹

۲-۱۳- پیامدها و آثار استرس ۳۰

۲-۱۴- ذهن آگاهی ۳۱

۲-۱۵- تاریخچه ذهن آگاهی در درمان ۳۲

۲-۱۶- ذهن آگاهی و آسیب‌شناسی ۳۵

۲-۱۷- ویژگی‌های نظری استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی ۴۱

۲-۱۸- مبانی برنامه کاهش استرس بر اساس هشیاری ۴۲

۲-۱۹- آموزش حضورذهن و تغییر حالت­های ذهنی ۴۶

۲-۲۰- دلالت­های بالینی حضورذهن ۴۸

۲-۲۰-۱- افزایش زمان زندگی در لحظه ۴۸

۲-۲۰-۲- افزایش عاطفه­ی مثبت ۴۸

۲-۲۱- کاهش پاسخ دهی به استرس ۴۹

۲-۲۲- افزایش توان شناختی ۴۹

۲-۲۳- ریشه­های حضورذهن ۵۰

۲-۲۴- تفاوت حضورذهن با مراقبه­ی متعالی ۵۰

۲-۲۵- مکانیسم­­های زیر بنایی تاثیرات تمرین حضورذهن ۵۲

۲-۲۵-۱- مکانیسم­های روان­شناختی حضورذهن ۵۲

۲-۲۵-۲- توجه کردن به روشی خاص ۵۲

۲-۲۵-۳- توجه کردن روی هدف و در لحظه­ی حاضر ۵۲

۲-۲۶- توجه کردن بدون قضاوت ۵۳

۲-۲۷- مکانیسم­های زیست عصب شناختی حضورذهن ۵۴

۲-۲۸- مکانیسم برخورد MBCT با الگوهای شناختی افسرده­ساز ۵۶

۲-۲۸-۱- تمرکززدایی ۵۶

۲-۲۸-۲- حالت انجام دادن به حالت بودن ۵۶

۲-۲۹- محدودیت­های MBCT ۵۸

۲-۳۰- درمان شناختی رفتاری ۵۹

۲-۳۱- پیدایش CBT ۶۰

۲-۳۲- درمان شناختی رفتاری در بیماری‌های مزمن ۶۰

۲-۳۳- یک مفهوم جدید از روانشناسی: افکار خودکار ۶۱

۲-۳۴- یک رویکرد بالینی جدید ۶۱

۲-۳۵- افکار خودکار ۶۵

۲-۳۶- خطاهای شناختی ۶۶

۲-۳۷- تفکر همه یا هیچ ۶۷

۲-۳۷- تعمیم مبالغه آمیز ۶۷

۲-۳۸- فیلتر ذهنی ۶۸

۲-۳۹- بی توجهی به امر مثبت ۶۸

۲-۴۰- نتیجه گیری شتابزده ۶۸

۲-۴۱- درشت نمایی ۶۹

۲-۴۲- استدلال احساسی ۶۹

۲-۴۳- بایدها ۶۹

۲-۴۴- برچسب زدن ۷۰

۲-۴۵- شخصی سازی و سرزنش ۷۰

۲-۴۶- ویژگی‌های کلی درمان شناختی رفتاری ۷۰

 بخش دوم: مبانی تجربی پژوهش

۲-۴۷- پیشینه تجربی پژوهش ۷۱

۲-۴۸- خلاصه و جمع بندی مبانی نظری و پیشینه پژوهش ۷۵

فصل سوم: روش‌شناسی پژوهش

۳-۱- طرح پژوهش ۷۸

۳-۲- جامعه­ی آماری ۷۹

۳-۲- نمونه و روش نمونه گیری ۷۹

3-۳-1-معیارهای ورود ۷۹

3-۳-2-معیارهای خروج ۷۹

3-۴- ابزارها و مقیاس‌های پژوهش ۸۰

۳-۴-۱- مقیاس استرس ادراک‌شده ۸۰

۳-۴-۲- پرسشنامه عاطفه PANAS ۸۰

۳-۴-۳- مقیاس خستگی درد ۸۰

۳-۵- فرایند درمان ۸۱

۳-۵-۱- آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی ۸۱

۳-۵-۲- آموزش رفتار درمانی شناختی ۸۵

۲-۶- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ۸۷

3-۷-ملاحظات اخلاقی ۸۸

فصل چهارم: یافته ها

4-1- فرضیه ‌ها‌‌‌ی پژوهش ۹۰

4-۲- خلاصه ۹۵

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

۵-۱- بحث و نتیجه گیری ۸۸

5-۲- نتیجه گیری کلی ۹۶

5-۳- محدودیت­ها و موانع پژوهش ۹۷

5-۴-پیشنهادها ۹۸

5-۴-1- پیشنهادی های پژوهشی ۹۸

5-۴-2 – پیشنهادی های کاربردی ۹۸

منابع و مأخذ 1۰۰

الف) منابع فارسی ۱۰۱

ب) منابع انگلیسی ۱۰۲

پیوست ها ۱۳۶

چکیده انگلیسی ۱۳۹

عنوان انگلیسی ۱۴۰

فهرست جداول

 عنوان                                                                                                         صفحه

جدول 2-1. نمونه‌هایی از مقیاس‌های چند بعدی اندازه‌گیری خستگی (به نقل از جاکوبسن، 2004) ۱۴

فهرست اشکال و نمودارها

عنوان                                                                                                          صفحه

 شکل2-1- اثر عوامل شناختی در شرطی سازی (تاکر-لاد،2000) ۲۶

شکل 2-۲. چرخۀ فکر، احساس، رفتار ۶۲

شکل 2-۳. مثلث شناختی ۶۶

شکل 2-۲. چرخۀ فکر، احساس، رفتار ۶۲

فصل اول:کلیات پژوهش

   ۱-۱- مقدمه

در حال حاضر، خستگی درد به عنوان یک علامت مهم در ارتباط با سرطان و بیماری های دیگر با درد مزمن و عوارض درمان آن به رسمیت شناخته شده است. (کرامپ[1] و دانییل[2]، 2009) اﻣﺮوزه ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن در ﺑﻴﻤﺎران ﺳﺮﻃﺎﻧﻲ از ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﮔﺮدد (استون[3]، ریچارد[4]، آهرن[5] و هاردی[6]، 2000) و حتی خستگی درد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺗﺸﺨﻴﺺ در ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪی ﺑﻴﻦ‌اﻟﻤﻠﻠﻲ ﺑﻴﻤﺎریﻫﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ (اوکویاما[7] و همکاران، 2000). در واقع خستگی از شایعترین علائم ناتوان کننده در افراد مبتلا به درد مزمن است. اگر چه گاهی بیماران واژه خستگی را برای بیان احساس خواب آلودگی، افسردگی، ضعف و درماندگی استفاده می­کنند، اما به طور کلی خستگی را می­توان به عنوان یک فقدان انرژی فیزیکی یا ذهنی که منجر به افت فعالیتهای فرد می­شود، تعریف کرد (برون[8] و کرونک[9]، 2010).

خستگی شکایت افراد  مبتلا به درد مزمن همچون افراد با بیماری سرطان و ام اس و یابیماریهای دردناک دیگر است (سرویس[10]، پرینس[11]، ورهاگن[12] و بلیجنبرگ[13]، 2002)، خستگی دارای ابعاد چند مفهومی است که از جنبه‌های جسمانی، روانشناختی و اجتماعی قابل بررسی است (ون[14]، کانگ[15]، کارپنتر[16]، 2008). یافته­ها نشان می­دهد ارتباط بین نشانگان خستگی با سایر نشانگان خستگی متفاوت بوده و غیر قابل توضیح است (نیشنبام[17]، ریس[18]، آنگر[19] و لیفارا[20]، 2004)، عوامل عفونی، خلقی و شناختی در نشانگان خستگی دخیل بوده و البته نمرات خلق خواب[21] دارای نشانه‌های هم پوشانی با انوع دیگر خستگی را دارد.

همچنین استرس و بحرانهای روزمره از جمله تهدیدهای بهداشت جسمانی و روانی است(بنتت و ویلز[22]، 2010). واقعیت این است که تنیدگی در زندگی روزمره امری اجتناب ناپذیر است(بوندس[23]، 2006). افراد  مبتلا به درد مزمن همچنین دارای عواطف منفی و همچنین دارای استرس هستند(رینز و همکاران، 2005). اما شدت این واکنش(استرس)، بسته به اینکه یک موقعیت معین را تا چه حد استرس زا ادراک مى کنند، نوسان دارد(کونواوس و دلیز، 2009).  تشخیص و درمان  بیماریی های مهلک، تجربه ای همراه با استرس و اضطراب است. برای کاهش خستگی و همچنین استرس و عاطفه منفی روش های مداخله ای  و درمانی مختلفی وجود داردد که مهمترین آن آموزش رفتار درمانی شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن  با توجه به موارد مطرح شده هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر آموزش رفتار درمانی شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن می باشد.

۲-۱-  بیان مسئله

درد مزمن[24] در واکنش به یک جراحت یا بیماری معین شروع می شود اما در مدت کمتر از 6 ماه، از بین نمی رود(ساندرسون[25]، 2003). دردهایی مثل درد، سردرد و درد ناشی از التهاب مفاصل و سرطان از دردهای مزمن به شمار می رود. اصطلاح درد مزمن وابسته به نوعی بیماری، آسیب یا پیش آگهی آن نیست بلکه در توصیف دردی به کار می رود که بیش از مقدار مورد انتظار ادامه یافته و نشانه های اندکی از رفع آن دیده می شود. افراد مبتلا به درد مزمن ممکن است سندرم درد مزمن را تجربه کنند که وضعیتی است همراه با بدکارکردی جسمی، اجتماعی و رفتاری. این افراد تغییرات مشخصی در رفتار خود دارند که شامل افسردگی، اضطراب محدودیت در فعالیت های روزانه ، استفاده بیش از حد از داروها و استفاده مکرر از خدمات پزشکی است(فالو[26]، 2005).

طبق تعریف انجمن بین المللی مطالعه درد[27](2003)، درد تجربه حسی یا هیجانی ناخوشایندی است که با آسیب واقعی یا بالقوه مرتبط است و دارای دو بعد است، بعد حسی و بعد عاطفی. بعد حسی درد به شدت درد اشاره دارد و بعد عاطفی آن به میزان ناخشنودی که یک فرد تجربه می کند، اطلاق می گردد . همچنین از نظر طول مدت به دو دسته تقسیم می شوند: درد حاد و درد مزمن.  درد حاد معمولاً نتیجه بیماری یا صدمه است که کمتر از سه ماه ادامه پیدا می کند ، اما درد مزمن به مدت حداقل سه ماه تداوم می یابد که می تواند با آسیب بافتی همراه باشد. موضوعی که در حوزه عوامل و فرایندهای روانشناختی مؤثر در تجربه درد، بیش از همه مورد بررسی و پژوهش روان شناختی قرار گرفته، بحث درد مزمن است. دردی که در آن، مبتلایان علاوه بر تحمل درد، عوارض زیستی، روانی و اجتماعی دیگری را هم تجربه می کنند. درد مزمن وضعیتی تحلیل برنده است، به گونه ای که فرد دردمند را نه تنها با تنیدگی ناشی از درد، بلکه با بسیاری از عوامل تنیدگی زای دیگر که بخش های گوناگون زندگی وی را تحت تأثیر قرار می دهد، روبرو می کند(لی هی[28]، 2001).  زندگی کردن با درد مزمن مستلزم تحمل فشار عاطفی قابل توجهی است. همچنین درد، توانایی های عاطفی و هیجانی فرد را کاهش می دهد و خواست مداوم فرد برای رهایی از آن در بیشتر اوقات دست نیافتنی می شود؛ این امر نهایتاً باعث تضعیف روحیه بیمار، احساس ناامیدی، درماندگی و افسردگی در وی می گردد. گذشته از این، درد مزمن نه تنها توانمندی های بیمار، بلکه توانایی های اطرافیان حامی وی را نیز به تحلیل می برد(ترک و مونارچ[29]، 2002؛ ترک و گچل[30]، 2002).

یکی از مسائل قابل توجه دیگر در ارتباط با بیماران مبتلا به درد مزمن، عاطفه است . چرا که عاطفه ی منفی و عاطفه ی مثبت از طریق تأثیر بر سیستم ایمنی بدن، می تواند سلامت و بیماری افراد را تحت تأثیر قرار دهد(سپاه[31]، 2009؛ کرنان[32]، 2009). عاطفه منفی عامل مشترک افسردگی و اضطراب است(سلطانی زاده، 1385)و حالت های خلقی مثل شادی- غم و آرام – مضطرب و برانگیختگی مثل فعال- منفعل و سر حال- خسته با درد و خستگی درد مزمن همبستگی دارد(گل پرور، 1386).

در چند دهه اخیر پیشرفت‌های قابل توجهی در گسترش مداخلات روانی اجتماعی برای بیماران دچار درد مزمن صورت گرفته است (نیشنبام[33] و همکاران، 2004). شاید بتوان گفت درمان‌های شناختی رفتاری دارای بهره‌وری بیشتری در مقایسه با سایر روش‌های انجام شده برای بیماران با مشکلات روحی روانی باشد. این نوع درمان به طور وسیعی در پژوهش‌های تجربی بررسی و توسط روانشناسان مورد حمایت روانی اجتماعی قرار گرفته است. عدم مداخله روانشناختی می­تواند عواقبی چون افزایش نیاز به درمان طبی، ناتوانی اجتماعی کاهش سطح سلامت و افزایش مرگ و میر را به دنبال داشته باشد (سادوک[34] و سادوک، 2007). درمان شناختی رفتاری به صورت موفقیت آمیزی برای کنترل سندرم روده ی تحریک پذیر(اسماعیلی، 2003)، سندرم خستگی مزمن (هوپکو، بل و آرمنت، 2008)، دردهای مزمن (وین، 2009)، بیماران مبتلا به ایدز(راسوم و همکاران، 2008) وکاهش افسردگی و اضطراب در بیماران مبتلا به سرطان(راسوم و همکاران، 2008) به کار رفته است.

از طرفی دیگر از میان درمان­های جدید بکار رفته برای دردهای مزمن ، استرس زدایی مبتنی حضور ذهن[35] از جمله درمان های موسوم به ”موج سوم“ رفتار درمانی است که تحول نوینی در عرصه­ی روان­درمان­گری در قرن حاضر به شمار می­رود، و در عین حال که تاکید کمتری بر تغییر شناختی می­کند، درمانی مقرون به صرفه­ نیز می­باشد. در مقابل درمان‌های شناختی رفتاری که تأکید بر تغییر محتوای افکار دارد؛ استرس زدایی مبتنی بر حضور ذهن مهارت­هایی را به بیماران می­آموزد که به آن­ها اجازه می­دهد تا جریانات شناختی “خودکار” و همیشگی را “از فراموشی درآورند” و راه جدیدی به بیماران می­آموزد تا از الگوهای شناختی ناکارآمد رها شوند (سگال، ویلیامز و تیزدل[36]، 2002؛ ایسندراث، چارتیر و مکلین[37]، 2011).   

حضورذهن به عنوان حالتی از آگاهی، بدون قضاوت و متمرکز بر خود مشخص شده است. این حالت در تقابل با تفکر متمرکز بر گذشته به خصوص در بیماران مبتلا به افسردگی و تفکر متمرکز بر آینده در مبتلایان به اضطراب می­باشد. حضورذهن، شامل آموزش افراد به یک نگرش جدید، پذیرش بدون قضاوت، نزدیک شدن به احساسات، افکار و حس­های بدنی برای خلاص شدن از حالات خلقی منفی است (ایسندراث و همکاران، 2011). پژوهشگران نشان می دهند که افزایش حضور ذهن با انواع پیامدهای سلامتی، نظیر کاهش درد (کابات زین[38]، 2003)، اضطراب و افسردگی (کابات زین، مشن، کرستلر، پترسون، فلچر[39] و همکاران، 1992)، خوردن مرضی (کریستلر[40]، 1999) و استرس (اسپکا، کارلسون، گودی، انگن[41]، 2000) ارتباط دارد.

توجه به عوامل روان شناختی و عوارض درد همچون غیبت از کار، روی آوردن به مصرف سیگار، اشکال در خواب و خستگی ناشی از درد، هنوز مورد غفلت قرار گرفته است و مطالعه کاملی در مورد کاهش مشکلات بالینی ناشی از درد مزمن در ایران انجام نگرفته است. 

بنابراین، با توجه به مبانی ارائه شده مبنی بر اینکه درد مزمن به عنوان یک رویداد تنیدگی زا، سبب فراخوانی واکنش های روانشناختی می شود. همچنین با توجه به اثبات سودمندی رفتار درمانگری شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در بسیاری از بیماری های مزمن جسمانی هدف  این پژوهش کاربرد این مداخله  های درمانی در کاهش خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن می باشد. بنابراین پژوهش حاضر در تلاش برای یافتن پاسخ به این سؤالات است که آیا آموزش رفتار درمانی شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن موثر است؟

۳-۱- اهمیت و ضرورت پژوهش

دردهای مزمن یکی از مهمترین معضلات پزشکی در جهان هستند که سالیانه میلیون ها نفر دچار آن می شوند ولی درمان مناسبی دریافت نمی کنند . در سراسر دنیا دردهای مزمن مهمترین علت رنج و معلولیت انسان بوده است و به طور جدی بر کیفیت زندگی افراد بشر تاثیر می گذارد(لوسر[42] و همکاران، 2002).

درد یکی از شایع ترین پدیده هایی است که افراد را وادار به درخواست کمک از نظام های مراقبتی، بهداشتی و درمانی می نماید و نه تنها با تنیدگی و ناراحتی ایجاد شده توسط درد، بلکه به واسطه پیامدهای تنیدگی زای دیگری که برای فرد دردمند دارد، از قبیل هزینه های درمانی و پیامدهای شغلی و خانوادگی، وجوه گوناگون زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد(شاکری، شهیری و روشن، 2007). به همین دلیل بعد از حفظ جان بیمار، تسکین درد از مهمترین اولویتهای پزشکی به شمار می رود و تلاش های بسیاری برای درد و کنترل آن صورت گرفته است(جهانگیری، منتظری و محمدیانف 2007).

درد مزمن، دردی است که طی شش ماه گذشته، دست کم به مدت سه ماه، هر روز ادامه داشته باشد(کرومبی و اوکلی، 1999). پژوهش های انجام شده در ایران، شیوع درد مزمن مستمر را در جمعیت عمومی بزرگسال(18 تا 65 سال) از 9 تا 21 درصد گزارش کرده اند(عسگری و همکاران، 2002؛ غفاری و همکاران، 2006). گزارش کرده است. درد مزمن اغلب در توانایی شخص برای انجام فعالیت های گوناگون زندگی تداخل ایجاد می کند. بر طبق بررسی های انجام شده توسط انجمن جهانی مطالعه درد(2003)،  بین 33 تا 50 درصد از مبتلایان به درد مزمن، برای انجام فعالیت های معمول روزانه کم توان یا ناتوان می شوند، بنابراین انجام مداخله ای برای کاهش عوارض حاصل از درد مزمن لازم و ضروری است همچنین می توان یافته های بدست آمده از این پژوهش را در اختیار روانشناسان و مشاوران قرار دارد تا برای ارتقای کیفیت زندگی و کاهش خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن استفاده کنند.

علاوه بر مورد ذکر شده، درمان شناختی رفتاری و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن به عنوان یک مداخله غیر فیزیکی و فاقد عوارض برای درد مزمن، توجه پژوهش‌های مختلفی را به سوی خود جلب کرده، که همگی نشان از اثر بخشی این درمان ها بر کاهش درد مزمن و یا حتی سایر نشانگان و عوارض درد مزمن را داشته‌اند. اما به دلیل نوپایی تحقیقات و نیز عدم وجود طرح درمان واحد برای درد مزمن ، پژوهشگران از روش‌ها و تکنیک‌های متفاوتی در مطالعات خویش استفاده نموده که میزان اثر بخشی درمان شناختی رفتاری(گیون[43] و همکاران، 2004؛ جلیسن[44]، ورهاگن[45] و بلیجنبرگ[46]، 2007؛ کوکبوم[47]، آبوت[48] و وانتا[49]، 2010؛ هیجانگ[50]، یونجانگ[51]، سوک[52] و یونگسوک[53]، 2011؛ وان[54] و همکاران، 2012) و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در آنها متفاوت ذکر شده است. عدم استفاده از تکنیک‌های کارآمد این دو روش برای درمان خستگی، باعث کاهش اثر بخشی این درمان ها می‌شود. همچنین طبق جستجوی انجام شده در این پژوهش، در ایران مطالعه‌ای مبنی بر تاثیر مداخلات شناختی رفتاری و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن انجام نشده است. در یک جمع بندی کلی می‌توان چالش‌هایی که ضرورت این پژوهش را بیان می‌کند این‌گونه نام برد: 1- تکرر کم پژوهش‌ها در زمینه اثر بخشی درمان شناختی رفتاری و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن بر خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن و نیاز به تایید بیشتر، 2- نوپایی تحقیقات و عدم شناخت تکنیک‌های کارآمد و نامشخص بودن تعداد جلسات مناسب برای درمان، 3- عدم وجود پژوهش بومی (که در تناسبات نژادی و فرهنگی کشور مورد تایید قرار گرفته باشد) و 4- بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مورد نظر.

۱-۴- اهداف پژوهش

 پژوهش حاضر به منظور دستیابی به دو هدف اصلی زیر طرح گردید:

– ارزیابی اثربخشی آموزش رفتار درمانی شناختی در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن

– ارزیابی اثربخشی درمان استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن

۱-۵- فرضیه ­های پژوهش

فرضیه اول:‌ آموزش رفتار درمانی شناختی خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن را کاهش می دهد.

فرضیه دوم:‌ درمان استرس زدایی مبتنی حضور ذهن خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن را کاهش می دهد.

۱-۶- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش

آموزش رفتار درمانی شناختی

نظری: آموزش رفتار درمانی شناختی (CBT) تلفیقی از رویکردهای شناختی و رفتاری است. در این روش به بیمار کمک می‌شود تا الگوهای تفکر تحریف شده و رفتار ناکارآمد خود را تشخیص دهد. برای این که فرد بتواند این افکار تحریف شده و ناکارامد خود را تغییر دهد،از بحث‌های منظم و تکالیف رفتاری دقیقاً سازمان یافته استفاده می‌شود.در جنبه‌هایی از درمان، تاکید عمدتاً رفتاری و در جنبه‌های دیگر عمدتا شناختی است (ﺳﺎﻟﮑﻮوﺳﮑﯿﺲ[55]، 1989).

عملیاتی: درمان در 12 جلسه درمانی انجام می‌شود و از تکنیک‌های آموزش حل‌مسئله، بازسازی ش‍ناختی، ورزش، برنامه‌ریزی فعالیت و استراحت، آموزش مسائل خستگی و مشاوره حمایتی استفاده می‌شود.

درمان استرس زدایی مبتنی حضور ذهن

نظری: عبارت است از شکلی از کنترل توجه که از طریق تمرین های فکری رشد کرده است. حضور ذهن روش خاصی از توجه است که بوسیله کابات-زین به عنوان ” آگاهی ای که از توجه به خواست و هدف و توجه غیر قضاوتی در گشودگی به تجربه در لحظه ی حال نشات می گیرد” توصیف می شود. چناچه کابات زین می گوید توجه به طریق خاص ، معطوف به هدف و بدون داوری است. در حضور ذهن فرد می آموزد که در هر لحظه از حالت ذهنی خود آگاهی داشته باشد و توجه خود را به شیوه های مختلف ذهنی خود متمرکز کند.

عملیاتی: درمانی است که طی یک دوره 12 جلسه ای به آزمودن ها آموزش داده می شود تا آنها بتوانند با بهره گرفتن از روشهای مقابله ای به طریق ذهن آگاهی و تنش زدایی عضلانی و مراقبه، به مهارتهای لازم جهت مواجهه با استرس دست یابند. برای تهیه برنامه از بسته ی درمانی استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین 1990 استفاده خواهد شد.

خستگی درد

نظری: خستگی درد به یک حالت پایدار که حاصل درد و یا حاصل درمان است، نسبت داده می شود(بارناسون و همکاران، 2008).

عملیاتی: خستگی درد در این پژوهش بر اساس پرسشنامه خستگی ناشی از درد مزمن بدست می آید.

استرس ادراک شده

نظری: به باور فرد در زمینه میزان استرس خود، استرس ادراک شده می گویند. استرس تحت عنوان پاسخ هیجانی و رفتاری شخصی به برخی از رویداد های ناخوشایند تعریف شده است. جایی که سطح استرس بصورت منفی روی رفتار و اعمال فرد اثر می گذارد  )کرنیک ، ولو ،2002، به نقل از مادزلی، 2010).

عملیاتی: استرس ادراک شده در این پژوهش توسط مقیاس 14 ماده ای استرس ادراک شده کوهن و همکاران(1983)، سنجیده می شود.

عاطفه منفی

نظری: عاطفه منفی منعکس کننده آن است که فرد تا چه اندازه احساس درماندگی ، خشم ، تحریک پذیری و روان آزردگی می کند(تسائوسیس و همکاران، 2007).

عملیاتی: عاطفه منفی در این پژوهش بر اساس مقیاس کوتاه شده عاطفه مثبت و منفی پاناس(واتسون، کلارک و تلگرن، 1988)، سنجیده می شود.

۱-۷- متغیرهای پژوهش

متغیر مستقل: آموزش رفتار درمانی شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن و ترکیب این دو مداخله

متغیر وابسته: خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی

متغیرهای کنترل:‌ دامنه سنی، سطح تحصیلات و مدت زمان ابتلا به درد مزمن

تعداد صفحه :163

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده­ی روانشناسی و علوم تربیتی                         

پایان نامه‌ی كارشناسی ارشد در رشته­ی

روانشناسی بالینی

تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، اضطراب

و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم

شهریور ماه 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

در این پژوهش به بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی  (MBCT) بر اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی بیماران آسم پرداخته شده است. آسم یکی از بیماریهای سایکوسوماتیک می باشد که اضطراب و افسردگی به عنوان عامل آغازگر و  یا تشدید کننده ی این بیماری محسوب می شود. با توجه به این موضوع درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به منظور کاهش اضطراب و افسردگی و به دنبال آن کاهش علائم جسمانی این بیماران به کار گرفته شد. برای این منظور از بیماران زن مبتلا به آسم مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان که حد اقل یکسال تحت درمان دارویی بودند نمونه گیری در دسترس انجام شد و 26 نفر انتخاب شدند. بیماران به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد که شامل پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه ی اضطراب بک و زیر مقیاس عملکرد تنفسی از پرسشنامه ی کیفیت زندگی بیماران آسم (AQLQ)بود.گروه آزمایش تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به مدت 8 جلسه ی 2 ساعته ی هفتگی قرار گرفت و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. بعد از اتمام مداخلات از هر دو گروه پس-آزمون گرفته شد و نتایج مورد تحلیل آماری کوواریانس توسط برنامه ی spss 21  قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر معنادار بودن آزمون های آماری بود(05/0>p) و نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش اضطراب و افسردگی و علائم جسمانی در مرحله ی پس-آزمون در بیماران مبتلا به آسم شده است.

فهرست مطالب:

فصل اول: مقدمه  1

1-1- کلیات 1

1-2- بیان مسئله  5

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش 11

1-4- اهداف پژوهش     11

1-5-پرسش ها و فرضیه های پژوهش     12

1-6- تعریف مفهومی متغیرها 13

1-7- تعریف عملیاتی متغیرها 14

فصل دوم: ادبیات پژوهش     16

2-1- مبانی نظری 16

2-1-1- بیماری آسم   16

2-1-1-1- شیوع  16

2-1-1-2- محرك های آسم   18

2-1-1-2-1- آلرژن ها ………………………………………………………………………………………………………………..18

2-1-1-2-2- عفونت های ویروسی…………………………………………………………………………………………….19

2-1-1-2-3- عوامل دارویی …………………………………………………………………………………………………….20

2-1-1-2-4- ورزش…………………………………………………………………………………………………………………….20

2-1-1-2-5- عوامل فیزیکی……………………………………………………………………………………………………..21

2-1-1-2-6- غذا……………………………………………………………………………………………………………………….21

2-1-1-2-7- آلودگی هوا…………………………………………………………………………………………………………..22

2-1-1-2-8- عوامل شغلی………………………………………………………………………………………………………….22

2-1-1-2-9- عوامل هورمونی………………………………………………………………………………………………………22

2-1-1-2-10- ریفلاکس معده مری……………………………………………………………………………………………23

2-1-1-2-11- استرس و عوامل روانی…………………………………………………………………………………………23

2-1-1-3- پاتوفیزیولوژی   23

2-1-1-3-1- افزایش پاسخ دهی مجاری هوایی…………………………………………………………………………..24

2-1-1-3-2- ویژگی های بالینی و تشخیصی……………………………………………………………………………..24

2-1-1-4- تشخیص     25

2-1-1-4-1- تست های عملکرد ریوی……………………………………………………………………………………….25

2-1-1-4-2- پاسخ دهی مجاری هوایی……………………………………………………………………………………..26

2-1-1-4-3- تست های خون…………………………………………………………………………………………………….26

2-1-1-4- تصویربرداری …………………………………………………………………………………………………………….26

2-1-1-4-5- تست های پوستی………………………………………………………………………………………………….27

2-1-1-4-6- نیتریک اکسید بازدمی…………………………………………………………………………………………..27

2-1-2- ذهن آگاهی   27

2-1-2-1- درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی   33

2-1-2-1-1- برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی   34

2-1-2-1-2- رفتار درمانی دیالکتیک    35

2-1-2-1-3- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  36

2-1-2-1-4- شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی   36

2-1-2-2- مکانیسم های تأثیرگذاری مهارت های ذهن آگاهی   40

2-1-2-2-1- مواجهه  40

2-1-2-2-2- تغییر شناختی   40

2-1-2-2-3- خودمدیریتی   41

2-1-2-2-4- آرمیدگی   41

2-1-2-2-5- پذیرش    42

2-1-3- افسردگی   42

2-1-3-1- علت شناسی و درمان اختلال افسردگی   43

2-1-3-1-1- نظریه زیستی   43

2-1-3-1-2- نظریه روان پویایی   44

2-1-3-1-3- نظریه شناختی   45

2-1-3-1-4- نظریه رفتاری   45

2-1-3-1-5- نظریه انسان گرایی   46

2-1-4- اضطراب   46

2-1-4-1- علت شناسی و درمان اختلالات اضطرابی   47

2-1-4-1-1- نظریه زیستی   47

2-1-4-1-2- نظریه رفتاری   48

2-1-4-1-3- نظریه شناختی   48

2-1-4-1-4- نظریه روان پویایی   49

2-1-4-1-5- نظریه انسانگرایی   49

2-2-پژوهش های پیشین   50

2-2-1- بررسی پژوهش­های تأثیرگذاری درمان(MBCT)بر کاهش اضطراب و افسردگی…………50

2-2-2- بررسی پژوهش های شیوع اختلالات روان پزشکی در بیماران آسم……………………………..55

2-2-3- بررسی پژوهش های مربوط به  درمان های روانشناختی بیماری آسم…………………………61

فصل سوم: روش پژوهش     63

3-1- طرح پژوهش، بیان  متغیرها  و نحوه کنترل یا تغییر آن ها 64

3-2-جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری   63

3-3-ابزارهای پژوهش 65

3-3-1- پرسشنامه اضطراب بک(BDI) 65

3-3-2-پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) 66

3-3-3- پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم 67

3-3-4- پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی   68

3-4-روش اجرا 68

3-5-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات: 70

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………… 72

4-1- مقدمه  72

4-2- یافته های توصیفی   72

4-3- بررسی پیش فرض‌های آماری   73

4-4 – تحلیل و بررسی یافته های پژوهش     76

4-4-1- بررسی فرضیه اول…………………………………………………………………………………………………………..76

4-4-2- بررسی فرضیه دوم………………………………………………………………………………………………………….78

4-4-3- پاسخ پرسش پژوهش………………………………………………………………………………………………………80

4-5- جمع بندی   82

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری   83

5-1- مقدمه  83

5-2- بحث در مورد یافته های پژوهش…………………………………………………………………………………………83

5-2-1- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی زنان مبتلا به آسم……………….83

5-2-2- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب زنان مبتلا به آسم………………….86

5-2-3- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم جسمانی زنان مبتلا به آسم…….88  

5-3- محدودیت های پژوهش     90

5-4- پیشنهادها 91

5-4-1- پیشنهادهای پژوهشی   91

5-4-2- پیشنهاد کاربردی   92

منابع   93

پیوست ها..………………………………………………………………………………………………………………………………..107

پیوست 1 …………………………………………………………………………………………………………………………………….107

پیوست 2 ……………………………………………………………………………………………………………………………………..113

پیوست3 …………………………………………………………………………………………………………………………………….117

پیوست 4…………………………………………………………………………………………………………………………………….119

. فهرست جداول…………………………………………………………………………………………………..63

جدول 3-1- ………………………………………………………………………………………………………………………………..63

جدول3-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………64

جدول 3- 3……………………………………………………………………………………………………………………………….64

جدول 3-4- ………………………………………………………………………………………………………………………………..69

جدول4-1- …………………………………………………………………………………………………………………………………73

جدول4-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………74

جدول4-3- ………………………………………………………………………………………………………………………………….75

جدول4-4- ………………………………………………………………………………………………………………………………….76

جدول 4-5- …………………………………………………………………………………………………………………………………77

جدول4-6- …………………………………………………………………………………………………………………………………..79

جدول 4-7- …………………………………………………………………………………………………………………………………81

فهرست شکل ها و تصاویر……………………………………………………………………………………78

شکل4-1- ……………………………………………………………………………………………………………………………………78

شکل 4-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………80

شکل 4-3- …………………………………………………………………………………………………………………………………82

فهرست نشانه های اختصاری  ……………………………………………………………………………127

 فصل اول: مقدمه

 1-کلیات

بیماری آسم [1]یکی از رایج­ترین بیماری های مزمن دستگاه تنفسی است که شیوع و بروز چشمگیری دارد. طبق بررسی های انجام شده پنج درصد از کل جمعیت جهان مبتلا به آسم هستند (لویس[2]، 2000 .م). در حال حاضر در سطح جهان سی صد میلیون بیمار مبتلا به آسم وجود دارد و پیش­بینی می­شود تا سال ( 2025 .م) به این جمعیت صد میلیون نفر دیگر افزوده شود. میزان شیوع آسم در ایران حدود)  5/5 % ( است. (حیدرنیا، انتظاری، معین، محرابی و پورپاک، 1386).

آسم بیماری التهاب مزمن مجاری تنفسی است که «باعث حساسیت بیش از حد و تولید مخاط در راه­های هوایی تنفس می­شود (برانوالد[3]، 2001.م ). این بیماری ابعاد مختلف زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار می­دهد و باعث محدودیت فعالیت آن­ها می­شود. این مسئله باعث بروز مشکلات روانی مثل اضطراب و افسردگی و اندوه در بیماران می­شود (یکتا طلب و انصارفرد، 1393). از عوامل سبب ساز این بیماری می­توان از عوامل ژنتیکی، آلرژن­ها، عفونت­ها و عوامل روانشناختی اشاره کرد (هریسون[4]، 2000.م ). در چهارمین ویرایش کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی( DSM IV_TR )، آسم به عنوان یکی از بیماری­های روان­تنی[5] طبقه بندی شده است که از عوامل روان­شناختی اثر می­پذیرد (کاپلان و سادوک،[6]  2002 .م) .

دیدگاه­های رایج در باره این بیماری بر این باور هستند که آسم دارای سه بعد جسمانی، روانی و اجتماعی است ( یلولس[7]وکلوسی، 1990.م [8]). ارتباط آسم و عوامل روانشناختی چندین سال است که مورد توجه قرار گرفته است. ( کلولی[9] و کوکران[10]  2001 .م). یافته­های عینی فراوانی وجود دارد که نشان می­دهد؛ عوامل روانشناختی در تشدید یا بهبود آسم موثر هستند (هریسون، 2000  .م).

.م ). با توجه به این نکته که عوامل روان­شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند ( جانسن[11] ، ورلدن[12]، پیتر[13]، ون دایت[14]و ون دربرگ [15]،2009 .م) محققان درمان­های روان­شناختی را برای کنترل علایم و نشانه­های این بیماری مورد مطالعه قرار داده­اند،از جملۀ این مداخلات درمان­های شناختی هستند ( ریتز[16] ، استفان [17]، دی وایلد[18]و کاستا[19]،  2000 .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری[20]، تئودور[21] ،پاتوا[22]، مارجیانو[23]، ارلیک[24] و همکاران، 2003 .م)، درمان­های رفتاری ( کوهن[25]،  1975 .م)، بیوفیدبک[26] ( بری و همکاران، 2003 .م)، مدیریت استرس (  تاسمن[27] ، زیتز[28]، بریستول[29]و تیلور[30]، 2011.م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن[31]، 2005 .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.

پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژه­ای دارد. این پیوند در میان انواع درمان­های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماری­های روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.

هر چند تاكنون درمان­های دارویی و روان­شناختی مختلفی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی توسعه داده شده و این درمان­ها در كارآزمایی­های مختلفی اثرات قابل قبولی را نشان داده اند اما در اكثر موارد، این درمان­ها در جلوگیری از عود بیماری مؤثر نبوده­اند و بیماران با علائم باقیماندۀ اختلال مانند؛ تداوم فكر مضطرب كننده در کشاکش می­مانند ( هافمن[32] ،سایر[33]و ویت[34]،  2010 .م). 

در سال( 1992 .م) تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رویكرد جدیدی برای  درمان، پیشگیری و جلوگیری از عود افسردگی تبیین كردند كه بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود دارد، در نتیجه یك رویكرد  درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید که ترکیبی مبتکرانه از فاکتورهای  شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[35] (MBSR) است. ( تیزدیل و همکاران، 2000 .م ) و (کابات زین، 1990 .م).

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شامل راهبردهای رفتاری و شناختی و فراشناختی ویژه­ای است که برای متمرکز کردن فرآیند توجه مورد استفاده قرار می گیرد که باعث جلوگیری از عوامل ایجادکنندۀ خلق منفی، فکر منفی، گرایش به پاسخ­های نگران کننده می شود و در نهایت  باعث رشد دیدگاه جدید و شکل­گیری افکار و هیجان­های خوشایند می­شود ( سگال، تیزدیل و ویلیامز، 2002 .م).  

از دیرباز شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی[36] در علم پزشکی و روان­پزشکی به عنوان یکی از شیوه­ های درمانی غیر دارویی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی مورد توجه بوده است ( کابات زین[37]،1990.م ) و (تیزدیل[38]، ویلیامز[39]، سگال[40]و سلبی[41]، 2000.م ) و امروز نیز این نوع درمان شناختی به طور روزافزونی مورد توجه قرار گرفته است. روش­های درمانی مختلفی بر اساس ذهن آگاهی شکل گرفته است که در آنها از عناصر ذهن آگاهی یا همان حضور ذهن برای درمان استفاده می­شود. این مکتب درمانی نوعی درمان کوتاه مدت است و به صورت گروهی اجرا می­شود و  به بیمار کمک می­کند که نسبت به احساسات بدنی و افکار و هیجاناتشان آگاهی پیدا کنند و با بهره گرفتن از چالش با احساسات و باورهایشان در روابط خود با دیگران تغییر ایجاد کنند.     

از روش­های درمانی که براساس عناصر ذهن آگاهی شکل گرفته­اند در درمان برخی اختلالات جسمانی استفاده شده است. مثلا درمان مبتنی بر پذیرش برای درد مزمن ( مک کراکن[42] و واول [43]2005.م )، تمرینات ذهن آگاهی در بیماری فیبرومیالژیا[44](مورگان[45]، رانسفورد[46]، مورگان[47]، دریبان[48]و ونگ[49] 2013 .م) استفاده شده است. این درمان می­تواند برای بیماران مبتلا به آسم نیز مورد استفاده قرار بگیرد.

 -2-1بیان مسئله

آسم یک بیماری مزمن است که 5% جمعیت جهان را شامل می­شود(لویس، 2000 .م) و بیش از (40% ) مبتلایان حداقل یک بار در سال به علت حملات آسمی بستری می­شوند و به عنوان یک بیماری روان تنی شناخته شده است. در پژوهش­های مختلفی شیوع اختلالات روان­پزشکی از قبیل اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم مشاهده شده است. (کلولی و همکاران، 2001 .م) در پژوهشی بر روی این بیماران نشان دادند که ( 46% ) از بیماران شرکت­کنندۀ در پژوهش به اختلالات روانپزشکی مبتلا هستند که ( 78% ) از این افراد نشانه­های اضطراب و ( 65 % ) نشانه­های افسردگی را گزارش کردند.

مطالعات نشان می­دهد که افسردگی در بیماران آسم بیشتر از افراد عادی جامعه است و وجود افسردگی با سابقۀ ابتلا به بیماری آسم رابطه مستقیم دارد (وزیری یزدی، دهستانی و سلطانی، 1385). در مطالعات دیگر میزان شیوع اضطراب در بیماران آسم، (16% تا 25% ) و میزان افسردگی آنان ( 4% تا 41%) گزارش شده است ( لویی[50]،کارتیر[51]، لابرکوا[52]، باکن[53]، لمیر[54]و مالو[55]،  2005 .م).

مطالعات نشان داده که بیماران مبتلا به آسم حداقل به یک نوع بیماری روانی مبتلا هستند (فلدمن[56]، سیدیک[57]، مورالز[58]، کامینسکی[59]و لهرر[60]، 2005.م ). همچنین مطالعات بر روی ( 386 ) بیمار مبتلا به آسم نشان داده که  به علت اختلال در عملکرد فردی و وجود مشکلات روانی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم پایین آمده و کیفیت زندگی به صورت نامطلوب و نسبتا مطلوب برآورد شده است (ر.ک: پدرام رازی، بصام پور و کاظم نژاد ،1386).

میزان مرگ و میر در بیمارانی که هم زمان از بیماری آسم و بیماری­های روان­شناختی رنج می­برند، بیشتر از افراد مبتلا به آسم بدون بیماری روانی گزارش شده­است (ر.ک: بونالا[61]، پینا[62]، سیلورمن[63]، امارا[64]، باست[65]و اشنایدر[66]، 2003 .م) .   

در پژوهشی که از طریق آزمون ( MMPI[67] ) از بیماران آسم نیمرخ روانی گرفته شده، نشان می­دهد که؛ ( 42% ) افراد در زیر مقیاس­های این آزمون نمرۀ بالا گرفته­اند (یورک [68]، فلمینگ[69]و شالهام[70]، 2006 .م). پژوهش­ها نشان می­دهد که استرس و افسردگی از مهم­ترین عوامل پیش­بینی کننده حملات آسم است (شالوئیتز[71]، بری[72]، کویین[73]و وولف[74]، 2001 .م). همچنین نشان می­دهد که سلامت جسمانی بیماران آسم با عزت نفس، اضطراب، افسردگی ، وضعیت جسمانی و هیجانات آنان ارتباط معنادار دارد ( ویلا [75]، هایدر[76]، برتراند[77]،فالیسارد[78]، بلیس [79]و همکاران، 2003 .م ). پژوهش­ها نشان می­دهد که نشانه­های اضطراب و استرس باعث ترشح سایتوکاین[80] می­شود که این ماده در بدن باعث التهاب نای و بروز حملات و علائم آسم می گردد (لهرر[81] ،کاراویداز[82]، لو[83]، فلدمن[84] ،کرانیتز[85] و همکاران، 2008 .م).

با توجه به این نکته که عوامل روان­شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند (ر.ک: جانسن[86] ، ورلدن[87]، پیتر[88]، ون دایت[89]و ون دربرگ [90]،2009 .م) محققان درمان­های روان­شناختی را برای کنترل علایم و نشانه­های این بیماری مورد مطالعه قرار داده­اند،از جملۀ این مداخلات درمان­های شناختی هستند (ر.ک: ریتز[91] ، استفان [92]، دی وایلد[93]و کاستا[94]،             2000 .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری[95]، تئودور[96] ،پاتوا[97]، مارجیانو[98]، ارلیک[99] و همکاران، 2003 .م)، درمان­های رفتاری ( کوهن[100]، 1975.م)، بیوفیدبک[101] (بری و و همکاران،  2003 .م )، مدیریت استرس ( تاسمن[102] ، زیتز[103]، بریستول[104]و تیلور[105]،  2011 .م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن[106]، 2005 .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.

پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژه­ای دارد. این پیوند در میان انواع درمان­های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماری­های روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.

هر چند تاكنون درمان­های دارویی و روان­شناختی مختلفی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی ارائه شده و این درمان­ها در كارآزمایی­های مختلفی اثرات قابل قبولی را نشان داده اند اما در اكثر موارد، این درمان­ها در جلوگیری از بازگشت  بیماری مؤثر نبوده­اند و بیماران با علائم باقیماندۀ اختلال مانند؛ استمرار فكر مضطرب كننده درگیر می­مانند ( هافمن[107] ،سایر[108]و ویت[109]،  2010). 

در سال (1992 .م) تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رویكرد جدیدی برای درمان، پیشگیری و جلوگیری از عود افسردگی تبیین كردند كه بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود داشته، در نتیجه یك رویكرد شناختی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید که ترکیبی مبتکرانه  و کاربردی ازجنبه­ های شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[110] (MBSR) است ( تیزدیل و همکاران،  2000 .م) و ( کابات زین، 1990 .م).

پژوهشگران طیف وسیعی از اختلالات جسمی و روانی را با بکارگیری شیوه های درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان نموده اند. نتایج بدست آمده نشان دهنده ی تأثیر بسزای روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان اختلالات خلقی و اضطرابی می باشد(هافمن و همکاران،  2010.م)  و (نزو، نزو، ترونزو و مکلور[111] ،2010 .م).

ذهن آگاهی توانایی متمرکز نمودن توجه بر تجارب درونی و بیرونی است، که در حال رخ دادن هستند(سالترمن و گلدین[112]، 2008 .م) و به فرد کمک می کند در حال حاضر آگاه تر باشد و باعث افزایش مشاهده غیر قضاوتی و به دنبال آن کاهش پاسخ های خودکار می باشد(کابات زین[113]،  2003 .م). ذهن آگاهی توجه فرد را بر زمان حال متمرکز کرده و به فرد کمک می کند که رویدادها را بدون اینکه سعی در تغییر آنها داشته باشد، بپذیرد و با عملکردهای روانی که به صورت خودکار رخ می دهند، مقابله نماید(آلن و نایت[114]، 2005.م ) در نتیجه به نظر می رسد (MBCT) با متمرکز کردن توجه بر زمان حال، کاهش قضاوت درباره رویدادها و توانایی روبه رو شدن با افکار و احساسات در زمان حال در درمان اضطراب و افسردگی  مؤثر باشد. در این پژوهش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر گرفته از سگال، تیزدل و ویلیامز (2002 .م) است.

 از آنجایی که در ذهن آگاهی بر توجه به تجربیاتی که فرد در حال حاضر دارد، تأکید می شود و به افراد آموزش داده می شود تا رویدادها را به همان صورت که هست، ببینند و بپذیرند و از فکر کردن و قضاوت کردن در مورد آنها و داشتن انتظارات خاص خودداری کنند، بنابراین ممکن است این رویکرد برای افراد مبتلا به آسم که یک بیماری مزمن است و افرادبه دنبال تشخیص و درمان و مصرف مداوم دارو دچار افسردگی و اضطراب شده اند، مؤثر واقع گردد. همچنین یکی از جهت گیری های اساسی در درمان مبتنی بر ذهن آگاهی پافشاری بر توجه به لحظه حال است، این جهت گیری در اینجا و اکنون در کمک به بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مثل سرطان مؤثر بوده است (اسپکا، کارلسون، گودی و انجن[115] ، 2006 .م). از این رو در پژوهش حاضر تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علایم افسردگی و اضطراب و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم بررسی خواهد شد.

-3-1   ضرورت و اهمیت پژوهش

این پژوهش از آن نظر ضرورت دارد که اگر این درمان توام با دارو درمانی اجرا شود می­تواند در کاهش علائم روانشناختی(اضطراب و افسردگی) و به دنبال آن کاهش علائم جسمانی موثر باشد. اهمیت این درمان در کنار دارو درمانی  آن است که از عود بیماری جلوگیری می کند . اضطراب و افسردگی علائم جسمانی آسم را شدت می بخشد. برای مثال: اضطراب باعث افزایش التهاب در راه­های تنفسی می شود. از طرف دیگر وجود اضطراب و افسردگی باعث افزایش توجه بیمار به علایم بیماریش شده و واکنش پذیری بیمار را نسبت به علائم جسمانی و دوره­های وقوع علایم افزایش می­دهد به این معنا که بیمار علائم را با شدت بیشتر و تعداد وقوع حملات را با میزان بالا گزارش می­کند ( ویلا و همکاران 2003 .م).

این از آن نظر اهمیت دارد که باعث کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت زندگی بیماران خواهد شد.  پژوهش­ها نشان می­دهد آن دسته از افراد مبتلا به آسم که نشانه­های بیشتری از اضطراب و افسردگی را گزارش کرده اند نیاز بیشتری به درمان­های پزشکی،بستری شدن های مکرر و موقعیت­های اورژانسی پیدا می کنند (هریسون و همکاران، 2000.م ).  بنا بر آنچه گفته شد توجه به بروز همزمان اختلال افسردگی و اضطراب در بیماران آسمی هم از نظر تشخیصی و اتخاذ درمان مکمل و هم از نظر ارتقای کیفیت زندگی این بیماران ضرورت و اهمیت دارد.

4-1 اهداف پژوهش

به طور کلی در درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن هدف آن است كه بیمار بتواند افكارش را تنها به صورت افكار محض در نظر بگیرد و آن­ها را از نوعی رویدادهای ذهنی قابل آزمون بداند و بتواند  وقوع این رویدادهای ذهنی منفی را از پاسخ هایی كه آنها معمولاً برمی انگیزانند جدا كنند و در نهایت معنای آن­ها را تغییر دهد. این فرآیند می­تواند به عنوان درمانی برای کاهش علائم روانشناختی مثل اضطراب و افسردگی در بیماران شود مورد استفاده قرار گیرد(تیزدیل و همکاران، 2000.م ). در این درمان افکار به جای لینکه انکار شوند یا و واپسرانی شوند به صورت ارادی به آگاهی آورده می شود و همانطور که هستندپذیرفته می شوند و بنابراین بار منفی و آسیب زای آنها کاهش می یابد.(تیزدیل و همکاران 2000 .م).

هدف کلی پژوهش حاضر کاهش علائم روان­شناختی از قبیل اضطراب و افسردگی در   بیماران آسم تحت درمان پزشکی است که توسط درمانBCT)  M) اجرا می­شود و انتظار می رود به دنبال کاهش اضطراب و افسردگی در این بیماران علائم جسمانی در آنها نیز کاهش یابد، بنابراین کاهش علائم روان­شناختی مثل اضطراب و افسردگی موجب بهبود علائم جسمانی و به تبع آن کاهش هزینه­های درمان می باشد و در افزایش امید به زندگی بیماران نیز موثر خواهد بود.

– 5-1 پرسش­ها و فرضیه های پژوهش

فرضیه ­های پژوهش عبارتند از:

1-درمان (MBCT)بر کاهش افسردگی در بیماران آُسم موثر است.

2-درمان (MBCT)بر کاهش اضطراب در بیماران آسم موثر است.

    همچنین این پژوهش به دنبال پاسخ به این پژوهش است که « آیا شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان (MBCT) ) می­تواند در کاهش اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی بیماران آسم نقش داشته باشد؟» به عبارتی این پژوهش به پرسش­ مشخص زیر پاسخ می­دهد:

  • آیا درمان (MBCT) بر کاهش علایم جسمانی بیماران آسم موثر است؟

1-6-تعریف مفهومی متغیرها

افسردگی:  یک دوره افسردگی اساسی دست کم شامل دو هفته خلق افسرده یا از دست دادن علاقه، همراه با چهار مورد یا بیشتر از نشانگان دیگری است که؛ « عبارتند از: تغییر در وزن یا اشتها، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس بی ارزشی یا احساس گناه شدید، مشکل در تفکر و تصمیم گیری و افکار عود کننده مرگ و برنامه­ریزی یا تلاش برای خودکشی» (سادوک و سادوک[1]، 1388: 88). افسردگی به طور کلی شامل چهار دسته علائم می باشد: نشانه های هیجانی مثل غم و اندوه، فقدان شادی و لذت، نشانه های شناختی مثل وجود افکار منفی نسبت به خود، دیگران و آینده، نشانه­های انگیزشی مثل سخت شدن شروع کار و فعالیت و کندی روانی-حرکتی[116] و در نهایت نشانه های جسمانی مثل از دست دادن اشتها، بهم خوردن ریتم خواب و بیداری و از دست دادن میل جنسی می باشد. (روزنهان [117]و سلیگمن[118] 1389).

اضطراب: اضطراب «یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسی است که با علائم دستگاه عصبی خودکار نظیر تنگی قفسه سینه، تپش قلب، تعریق، سردرد، ناراحتی مختصر معده و بی­قراری مشخص می­شود. اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریب الوقوع می­دهد و شخص را برای مقابله با تهدید آماده می­کند» (سادوک و سادوک،1388 : 165).

 شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی: «برنامه آموزش گروهی است که به بیماران مهارت­هایی­ را می­آموزد تا از بازگشت افسردگی جلوگیری کند» (سگال و همکاران، 2002 .م). در برنامه درمانی MBCT)  ) به افراد آموزش داده می­شود كه افكار و احساسات خود را بدون قضاوت، ببینند و به جای آنكه آن­ها را به عنوان قسمتی از خودشان یا انعكاسی از واقعیت در نظر بگیرند آن­ها را وقایع ذهنی ساده­ا­ی بدانند كه می­آیند و می­روند. این نوع نگرش به شناخت­های مرتبط با افسردگی، مانع تشدید افكار منفی در الگوی نشخوار فكری می­شود. ( تیزدل و همکاران،  2000.م:   618).

ذهن آگاهی توانایی متمرکز کردن توجه بر تجارب درونی و بیرونی است که در حال حاضر در حال وقوع  هستند. (سالترمن و گلدین[119]، 2008.م) و به افزایش آگاهی فرد در زمان حال کمک می کند، همچنین مشاهده غیر قضاوتی را افزایش و پاسخ های خودکار را کاهش می دهد. (کابات زین[120]، 2003 .م). ذهن آگاهی توجه فرد را بر زمان حال متمرکز نموده و به فرد کمک می کند که رویدادها را بدون اینکه سعی در تغییر آن­ها داشته باشد، بپذیرد و همراه با این پذیرش با عملکردهای روانی که به صورت خودکار رخ می دهند، مقابله کند. (آلن و نایت[121]، 2005.م).

1-7-تعریف عملیاتی متغیرها

افسردگی: در این مطالعه، منظور از افسردگی، نمره­ای است که آزمودنی در پرسشنامه افسردگی   بک-II کسب می­کند.

اضطراب: در این مطالعه، منظور از اضطراب، نمره­ای است که آزمودنی در پرسشنامه اضطراب بک[122] کسب می­کند.

علائم جسمانی بیماران آسم: در این پژوهش منظور نمره­ای است که آزمودنی ها در زیر مقیاس عملکرد تنفسی پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران آسم کسب می کنند.

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی: در این پژوهش منظور از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، یک دوره 8 جلسه دو ساعته است که توسط سگال و همکاران (2002.م ) تنظیم شده و برای گروه آزمایش ارائه می­شود. جلسات  (MBCT) شامل تمرینات ذهن آگاهی نظیر وارسی بدن، مراقبه نشسته، فضای تنفس و مکث سه دقیقه­ای، تمرین شناخت افکار و احساسات، پیاده روی آگاهانه است. (محمد خانی، تمنایی فر و جهانی تابش، 1384).

متغیر مستقل درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و متغیر های وابسته شامل اضطراب و افسردگی و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم است که توسط پرسشنامه­های اضطراب و افسردگی بک و پرشسنامه (AQLQ (Asthma Quality of life Questionnaire ) برای سنجش میزان عملکرد تنفسی (علائم جسمانی ) استفاده می­شود.

تعداد صفحه :142

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشکده­ی روانشناسی و علوم تربیتی                         

پایان نامه‌ی كارشناسی ارشد در رشته­ی

روانشناسی بالینی

تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی، اضطراب

و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم

شهریور ماه 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

چکیده:

در این پژوهش به بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی  (MBCT) بر اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی بیماران آسم پرداخته شده است. آسم یکی از بیماریهای سایکوسوماتیک می باشد که اضطراب و افسردگی به عنوان عامل آغازگر و  یا تشدید کننده ی این بیماری محسوب می شود. با توجه به این موضوع درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به منظور کاهش اضطراب و افسردگی و به دنبال آن کاهش علائم جسمانی این بیماران به کار گرفته شد. برای این منظور از بیماران زن مبتلا به آسم مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان که حد اقل یکسال تحت درمان دارویی بودند نمونه گیری در دسترس انجام شد و 26 نفر انتخاب شدند. بیماران به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد که شامل پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه ی اضطراب بک و زیر مقیاس عملکرد تنفسی از پرسشنامه ی کیفیت زندگی بیماران آسم (AQLQ)بود.گروه آزمایش تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به مدت 8 جلسه ی 2 ساعته ی هفتگی قرار گرفت و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. بعد از اتمام مداخلات از هر دو گروه پس-آزمون گرفته شد و نتایج مورد تحلیل آماری کوواریانس توسط برنامه ی spss 21  قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر معنادار بودن آزمون های آماری بود(05/0>p) و نشان داد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش اضطراب و افسردگی و علائم جسمانی در مرحله ی پس-آزمون در بیماران مبتلا به آسم شده است.

فهرست مطالب:

فصل اول: مقدمه  1

1-1- کلیات 1

1-2- بیان مسئله  5

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش 11

1-4- اهداف پژوهش     11

1-5-پرسش ها و فرضیه های پژوهش     12

1-6- تعریف مفهومی متغیرها 13

1-7- تعریف عملیاتی متغیرها 14

فصل دوم: ادبیات پژوهش     16

2-1- مبانی نظری 16

2-1-1- بیماری آسم   16

2-1-1-1- شیوع  16

2-1-1-2- محرك های آسم   18

2-1-1-2-1- آلرژن ها ………………………………………………………………………………………………………………..18

2-1-1-2-2- عفونت های ویروسی…………………………………………………………………………………………….19

2-1-1-2-3- عوامل دارویی …………………………………………………………………………………………………….20

2-1-1-2-4- ورزش…………………………………………………………………………………………………………………….20

2-1-1-2-5- عوامل فیزیکی……………………………………………………………………………………………………..21

2-1-1-2-6- غذا……………………………………………………………………………………………………………………….21

2-1-1-2-7- آلودگی هوا…………………………………………………………………………………………………………..22

2-1-1-2-8- عوامل شغلی………………………………………………………………………………………………………….22

2-1-1-2-9- عوامل هورمونی………………………………………………………………………………………………………22

2-1-1-2-10- ریفلاکس معده مری……………………………………………………………………………………………23

2-1-1-2-11- استرس و عوامل روانی…………………………………………………………………………………………23

2-1-1-3- پاتوفیزیولوژی   23

2-1-1-3-1- افزایش پاسخ دهی مجاری هوایی…………………………………………………………………………..24

2-1-1-3-2- ویژگی های بالینی و تشخیصی……………………………………………………………………………..24

2-1-1-4- تشخیص     25

2-1-1-4-1- تست های عملکرد ریوی……………………………………………………………………………………….25

2-1-1-4-2- پاسخ دهی مجاری هوایی……………………………………………………………………………………..26

2-1-1-4-3- تست های خون…………………………………………………………………………………………………….26

2-1-1-4- تصویربرداری …………………………………………………………………………………………………………….26

2-1-1-4-5- تست های پوستی………………………………………………………………………………………………….27

2-1-1-4-6- نیتریک اکسید بازدمی…………………………………………………………………………………………..27

2-1-2- ذهن آگاهی   27

2-1-2-1- درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی   33

2-1-2-1-1- برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی   34

2-1-2-1-2- رفتار درمانی دیالکتیک    35

2-1-2-1-3- درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  36

2-1-2-1-4- شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی   36

2-1-2-2- مکانیسم های تأثیرگذاری مهارت های ذهن آگاهی   40

2-1-2-2-1- مواجهه  40

2-1-2-2-2- تغییر شناختی   40

2-1-2-2-3- خودمدیریتی   41

2-1-2-2-4- آرمیدگی   41

2-1-2-2-5- پذیرش    42

2-1-3- افسردگی   42

2-1-3-1- علت شناسی و درمان اختلال افسردگی   43

2-1-3-1-1- نظریه زیستی   43

2-1-3-1-2- نظریه روان پویایی   44

2-1-3-1-3- نظریه شناختی   45

2-1-3-1-4- نظریه رفتاری   45

2-1-3-1-5- نظریه انسان گرایی   46

2-1-4- اضطراب   46

2-1-4-1- علت شناسی و درمان اختلالات اضطرابی   47

2-1-4-1-1- نظریه زیستی   47

2-1-4-1-2- نظریه رفتاری   48

2-1-4-1-3- نظریه شناختی   48

2-1-4-1-4- نظریه روان پویایی   49

2-1-4-1-5- نظریه انسانگرایی   49

2-2-پژوهش های پیشین   50

2-2-1- بررسی پژوهش­های تأثیرگذاری درمان(MBCT)بر کاهش اضطراب و افسردگی…………50

2-2-2- بررسی پژوهش های شیوع اختلالات روان پزشکی در بیماران آسم……………………………..55

2-2-3- بررسی پژوهش های مربوط به  درمان های روانشناختی بیماری آسم…………………………61

فصل سوم: روش پژوهش     63

3-1- طرح پژوهش، بیان  متغیرها  و نحوه کنترل یا تغییر آن ها 64

3-2-جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری   63

3-3-ابزارهای پژوهش 65

3-3-1- پرسشنامه اضطراب بک(BDI) 65

3-3-2-پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) 66

3-3-3- پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم 67

3-3-4- پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی   68

3-4-روش اجرا 68

3-5-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات: 70

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها …………………………………………………………………… 72

4-1- مقدمه  72

4-2- یافته های توصیفی   72

4-3- بررسی پیش فرض‌های آماری   73

4-4 – تحلیل و بررسی یافته های پژوهش     76

4-4-1- بررسی فرضیه اول…………………………………………………………………………………………………………..76

4-4-2- بررسی فرضیه دوم………………………………………………………………………………………………………….78

4-4-3- پاسخ پرسش پژوهش………………………………………………………………………………………………………80

4-5- جمع بندی   82

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری   83

5-1- مقدمه  83

5-2- بحث در مورد یافته های پژوهش…………………………………………………………………………………………83

5-2-1- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی زنان مبتلا به آسم……………….83

5-2-2- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب زنان مبتلا به آسم………………….86

5-2-3- تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم جسمانی زنان مبتلا به آسم…….88  

5-3- محدودیت های پژوهش     90

5-4- پیشنهادها 91

5-4-1- پیشنهادهای پژوهشی   91

5-4-2- پیشنهاد کاربردی   92

منابع   93

پیوست ها..………………………………………………………………………………………………………………………………..107

پیوست 1 …………………………………………………………………………………………………………………………………….107

پیوست 2 ……………………………………………………………………………………………………………………………………..113

پیوست3 …………………………………………………………………………………………………………………………………….117

پیوست 4…………………………………………………………………………………………………………………………………….119

. فهرست جداول…………………………………………………………………………………………………..63

جدول 3-1- ………………………………………………………………………………………………………………………………..63

جدول3-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………64

جدول 3- 3……………………………………………………………………………………………………………………………….64

جدول 3-4- ………………………………………………………………………………………………………………………………..69

جدول4-1- …………………………………………………………………………………………………………………………………73

جدول4-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………74

جدول4-3- ………………………………………………………………………………………………………………………………….75

جدول4-4- ………………………………………………………………………………………………………………………………….76

جدول 4-5- …………………………………………………………………………………………………………………………………77

جدول4-6- …………………………………………………………………………………………………………………………………..79

جدول 4-7- …………………………………………………………………………………………………………………………………81

فهرست شکل ها و تصاویر……………………………………………………………………………………78

شکل4-1- ……………………………………………………………………………………………………………………………………78

شکل 4-2- …………………………………………………………………………………………………………………………………80

شکل 4-3- …………………………………………………………………………………………………………………………………82

فهرست نشانه های اختصاری  ……………………………………………………………………………127

 فصل اول: مقدمه

 1-کلیات

بیماری آسم [1]یکی از رایج­ترین بیماری های مزمن دستگاه تنفسی است که شیوع و بروز چشمگیری دارد. طبق بررسی های انجام شده پنج درصد از کل جمعیت جهان مبتلا به آسم هستند (لویس[2]، 2000 .م). در حال حاضر در سطح جهان سی صد میلیون بیمار مبتلا به آسم وجود دارد و پیش­بینی می­شود تا سال ( 2025 .م) به این جمعیت صد میلیون نفر دیگر افزوده شود. میزان شیوع آسم در ایران حدود)  5/5 % ( است. (حیدرنیا، انتظاری، معین، محرابی و پورپاک، 1386).

آسم بیماری التهاب مزمن مجاری تنفسی است که «باعث حساسیت بیش از حد و تولید مخاط در راه­های هوایی تنفس می­شود (برانوالد[3]، 2001.م ). این بیماری ابعاد مختلف زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار می­دهد و باعث محدودیت فعالیت آن­ها می­شود. این مسئله باعث بروز مشکلات روانی مثل اضطراب و افسردگی و اندوه در بیماران می­شود (یکتا طلب و انصارفرد، 1393). از عوامل سبب ساز این بیماری می­توان از عوامل ژنتیکی، آلرژن­ها، عفونت­ها و عوامل روانشناختی اشاره کرد (هریسون[4]، 2000.م ). در چهارمین ویرایش کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی( DSM IV_TR )، آسم به عنوان یکی از بیماری­های روان­تنی[5] طبقه بندی شده است که از عوامل روان­شناختی اثر می­پذیرد (کاپلان و سادوک،[6]  2002 .م) .

دیدگاه­های رایج در باره این بیماری بر این باور هستند که آسم دارای سه بعد جسمانی، روانی و اجتماعی است ( یلولس[7]وکلوسی، 1990.م [8]). ارتباط آسم و عوامل روانشناختی چندین سال است که مورد توجه قرار گرفته است. ( کلولی[9] و کوکران[10]  2001 .م). یافته­های عینی فراوانی وجود دارد که نشان می­دهد؛ عوامل روانشناختی در تشدید یا بهبود آسم موثر هستند (هریسون، 2000  .م).

.م ). با توجه به این نکته که عوامل روان­شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند ( جانسن[11] ، ورلدن[12]، پیتر[13]، ون دایت[14]و ون دربرگ [15]،2009 .م) محققان درمان­های روان­شناختی را برای کنترل علایم و نشانه­های این بیماری مورد مطالعه قرار داده­اند،از جملۀ این مداخلات درمان­های شناختی هستند ( ریتز[16] ، استفان [17]، دی وایلد[18]و کاستا[19]،  2000 .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری[20]، تئودور[21] ،پاتوا[22]، مارجیانو[23]، ارلیک[24] و همکاران، 2003 .م)، درمان­های رفتاری ( کوهن[25]،  1975 .م)، بیوفیدبک[26] ( بری و همکاران، 2003 .م)، مدیریت استرس (  تاسمن[27] ، زیتز[28]، بریستول[29]و تیلور[30]، 2011.م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن[31]، 2005 .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.

پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژه­ای دارد. این پیوند در میان انواع درمان­های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماری­های روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.

هر چند تاكنون درمان­های دارویی و روان­شناختی مختلفی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی توسعه داده شده و این درمان­ها در كارآزمایی­های مختلفی اثرات قابل قبولی را نشان داده اند اما در اكثر موارد، این درمان­ها در جلوگیری از عود بیماری مؤثر نبوده­اند و بیماران با علائم باقیماندۀ اختلال مانند؛ تداوم فكر مضطرب كننده در کشاکش می­مانند ( هافمن[32] ،سایر[33]و ویت[34]،  2010 .م). 

در سال( 1992 .م) تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رویكرد جدیدی برای  درمان، پیشگیری و جلوگیری از عود افسردگی تبیین كردند كه بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود دارد، در نتیجه یك رویكرد  درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید که ترکیبی مبتکرانه از فاکتورهای  شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[35] (MBSR) است. ( تیزدیل و همکاران، 2000 .م ) و (کابات زین، 1990 .م).

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شامل راهبردهای رفتاری و شناختی و فراشناختی ویژه­ای است که برای متمرکز کردن فرآیند توجه مورد استفاده قرار می گیرد که باعث جلوگیری از عوامل ایجادکنندۀ خلق منفی، فکر منفی، گرایش به پاسخ­های نگران کننده می شود و در نهایت  باعث رشد دیدگاه جدید و شکل­گیری افکار و هیجان­های خوشایند می­شود ( سگال، تیزدیل و ویلیامز، 2002 .م).  

از دیرباز شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی[36] در علم پزشکی و روان­پزشکی به عنوان یکی از شیوه­ های درمانی غیر دارویی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی مورد توجه بوده است ( کابات زین[37]،1990.م ) و (تیزدیل[38]، ویلیامز[39]، سگال[40]و سلبی[41]، 2000.م ) و امروز نیز این نوع درمان شناختی به طور روزافزونی مورد توجه قرار گرفته است. روش­های درمانی مختلفی بر اساس ذهن آگاهی شکل گرفته است که در آنها از عناصر ذهن آگاهی یا همان حضور ذهن برای درمان استفاده می­شود. این مکتب درمانی نوعی درمان کوتاه مدت است و به صورت گروهی اجرا می­شود و  به بیمار کمک می­کند که نسبت به احساسات بدنی و افکار و هیجاناتشان آگاهی پیدا کنند و با بهره گرفتن از چالش با احساسات و باورهایشان در روابط خود با دیگران تغییر ایجاد کنند.     

از روش­های درمانی که براساس عناصر ذهن آگاهی شکل گرفته­اند در درمان برخی اختلالات جسمانی استفاده شده است. مثلا درمان مبتنی بر پذیرش برای درد مزمن ( مک کراکن[42] و واول [43]2005.م )، تمرینات ذهن آگاهی در بیماری فیبرومیالژیا[44](مورگان[45]، رانسفورد[46]، مورگان[47]، دریبان[48]و ونگ[49] 2013 .م) استفاده شده است. این درمان می­تواند برای بیماران مبتلا به آسم نیز مورد استفاده قرار بگیرد.

 -2-1بیان مسئله

آسم یک بیماری مزمن است که 5% جمعیت جهان را شامل می­شود(لویس، 2000 .م) و بیش از (40% ) مبتلایان حداقل یک بار در سال به علت حملات آسمی بستری می­شوند و به عنوان یک بیماری روان تنی شناخته شده است. در پژوهش­های مختلفی شیوع اختلالات روان­پزشکی از قبیل اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آسم مشاهده شده است. (کلولی و همکاران، 2001 .م) در پژوهشی بر روی این بیماران نشان دادند که ( 46% ) از بیماران شرکت­کنندۀ در پژوهش به اختلالات روانپزشکی مبتلا هستند که ( 78% ) از این افراد نشانه­های اضطراب و ( 65 % ) نشانه­های افسردگی را گزارش کردند.

مطالعات نشان می­دهد که افسردگی در بیماران آسم بیشتر از افراد عادی جامعه است و وجود افسردگی با سابقۀ ابتلا به بیماری آسم رابطه مستقیم دارد (وزیری یزدی، دهستانی و سلطانی، 1385). در مطالعات دیگر میزان شیوع اضطراب در بیماران آسم، (16% تا 25% ) و میزان افسردگی آنان ( 4% تا 41%) گزارش شده است ( لویی[50]،کارتیر[51]، لابرکوا[52]، باکن[53]، لمیر[54]و مالو[55]،  2005 .م).

مطالعات نشان داده که بیماران مبتلا به آسم حداقل به یک نوع بیماری روانی مبتلا هستند (فلدمن[56]، سیدیک[57]، مورالز[58]، کامینسکی[59]و لهرر[60]، 2005.م ). همچنین مطالعات بر روی ( 386 ) بیمار مبتلا به آسم نشان داده که  به علت اختلال در عملکرد فردی و وجود مشکلات روانی کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم پایین آمده و کیفیت زندگی به صورت نامطلوب و نسبتا مطلوب برآورد شده است (ر.ک: پدرام رازی، بصام پور و کاظم نژاد ،1386).

میزان مرگ و میر در بیمارانی که هم زمان از بیماری آسم و بیماری­های روان­شناختی رنج می­برند، بیشتر از افراد مبتلا به آسم بدون بیماری روانی گزارش شده­است (ر.ک: بونالا[61]، پینا[62]، سیلورمن[63]، امارا[64]، باست[65]و اشنایدر[66]، 2003 .م) .   

در پژوهشی که از طریق آزمون ( MMPI[67] ) از بیماران آسم نیمرخ روانی گرفته شده، نشان می­دهد که؛ ( 42% ) افراد در زیر مقیاس­های این آزمون نمرۀ بالا گرفته­اند (یورک [68]، فلمینگ[69]و شالهام[70]، 2006 .م). پژوهش­ها نشان می­دهد که استرس و افسردگی از مهم­ترین عوامل پیش­بینی کننده حملات آسم است (شالوئیتز[71]، بری[72]، کویین[73]و وولف[74]، 2001 .م). همچنین نشان می­دهد که سلامت جسمانی بیماران آسم با عزت نفس، اضطراب، افسردگی ، وضعیت جسمانی و هیجانات آنان ارتباط معنادار دارد ( ویلا [75]، هایدر[76]، برتراند[77]،فالیسارد[78]، بلیس [79]و همکاران، 2003 .م ). پژوهش­ها نشان می­دهد که نشانه­های اضطراب و استرس باعث ترشح سایتوکاین[80] می­شود که این ماده در بدن باعث التهاب نای و بروز حملات و علائم آسم می گردد (لهرر[81] ،کاراویداز[82]، لو[83]، فلدمن[84] ،کرانیتز[85] و همکاران، 2008 .م).

با توجه به این نکته که عوامل روان­شناختی از قبیل اضطراب، افسردگی و استرس، محرک بیماری آسم هستند (ر.ک: جانسن[86] ، ورلدن[87]، پیتر[88]، ون دایت[89]و ون دربرگ [90]،2009 .م) محققان درمان­های روان­شناختی را برای کنترل علایم و نشانه­های این بیماری مورد مطالعه قرار داده­اند،از جملۀ این مداخلات درمان­های شناختی هستند (ر.ک: ریتز[91] ، استفان [92]، دی وایلد[93]و کاستا[94]،             2000 .م) مانند: بازسازی شناختی ( بری[95]، تئودور[96] ،پاتوا[97]، مارجیانو[98]، ارلیک[99] و همکاران، 2003 .م)، درمان­های رفتاری ( کوهن[100]، 1975.م)، بیوفیدبک[101] (بری و و همکاران،  2003 .م )، مدیریت استرس ( تاسمن[102] ، زیتز[103]، بریستول[104]و تیلور[105]،  2011 .م )، درمان شناختی و رفتاری مدیریت استرس ( لیندن[106]، 2005 .م) که تاثیرات مثبتی را در بهبود وضعیت بیماران مبتلا به آسم نشان داده اند.

پیوند ذهن و تن در بیماری آسم جایگاه ویژه­ای دارد. این پیوند در میان انواع درمان­های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بیماری­های روان تنی به طور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است.

هر چند تاكنون درمان­های دارویی و روان­شناختی مختلفی برای درمان اختلالات افسردگی و اضطرابی ارائه شده و این درمان­ها در كارآزمایی­های مختلفی اثرات قابل قبولی را نشان داده اند اما در اكثر موارد، این درمان­ها در جلوگیری از بازگشت  بیماری مؤثر نبوده­اند و بیماران با علائم باقیماندۀ اختلال مانند؛ استمرار فكر مضطرب كننده درگیر می­مانند ( هافمن[107] ،سایر[108]و ویت[109]،  2010). 

در سال (1992 .م) تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو رویكرد جدیدی برای درمان، پیشگیری و جلوگیری از عود افسردگی تبیین كردند كه بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط وجود داشته، در نتیجه یك رویكرد شناختی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی ارائه گردید که ترکیبی مبتکرانه  و کاربردی ازجنبه­ های شناخت درمانی و برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی[110] (MBSR) است ( تیزدیل و همکاران،  2000 .م) و ( کابات زین، 1990 .م).

پژوهشگران طیف وسیعی از اختلالات جسمی و روانی را با بکارگیری شیوه های درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان نموده اند. نتایج بدست آمده نشان دهنده ی تأثیر بسزای روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در درمان اختلالات خلقی و اضطرابی می باشد(هافمن و همکاران،  2010.م)  و (نزو، نزو، ترونزو و مکلور[111] ،2010 .م).

ذهن آگاهی توانایی متمرکز نمودن توجه بر تجارب درونی و بیرونی است، که در حال رخ دادن هستند(سالترمن و گلدین[112]، 2008 .م) و به فرد کمک می کند در حال حاضر آگاه تر باشد و باعث افزایش مشاهده غیر قضاوتی و به دنبال آن کاهش پاسخ های خودکار می باشد(کابات زین[113]،  2003 .م). ذهن آگاهی توجه فرد را بر زمان حال متمرکز کرده و به فرد کمک می کند که رویدادها را بدون اینکه سعی در تغییر آنها داشته باشد، بپذیرد و با عملکردهای روانی که به صورت خودکار رخ می دهند، مقابله نماید(آلن و نایت[114]، 2005.م ) در نتیجه به نظر می رسد (MBCT) با متمرکز کردن توجه بر زمان حال، کاهش قضاوت درباره رویدادها و توانایی روبه رو شدن با افکار و احساسات در زمان حال در درمان اضطراب و افسردگی  مؤثر باشد. در این پژوهش درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر گرفته از سگال، تیزدل و ویلیامز (2002 .م) است.

 از آنجایی که در ذهن آگاهی بر توجه به تجربیاتی که فرد در حال حاضر دارد، تأکید می شود و به افراد آموزش داده می شود تا رویدادها را به همان صورت که هست، ببینند و بپذیرند و از فکر کردن و قضاوت کردن در مورد آنها و داشتن انتظارات خاص خودداری کنند، بنابراین ممکن است این رویکرد برای افراد مبتلا به آسم که یک بیماری مزمن است و افرادبه دنبال تشخیص و درمان و مصرف مداوم دارو دچار افسردگی و اضطراب شده اند، مؤثر واقع گردد. همچنین یکی از جهت گیری های اساسی در درمان مبتنی بر ذهن آگاهی پافشاری بر توجه به لحظه حال است، این جهت گیری در اینجا و اکنون در کمک به بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مثل سرطان مؤثر بوده است (اسپکا، کارلسون، گودی و انجن[115] ، 2006 .م). از این رو در پژوهش حاضر تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علایم افسردگی و اضطراب و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم بررسی خواهد شد.

-3-1   ضرورت و اهمیت پژوهش

این پژوهش از آن نظر ضرورت دارد که اگر این درمان توام با دارو درمانی اجرا شود می­تواند در کاهش علائم روانشناختی(اضطراب و افسردگی) و به دنبال آن کاهش علائم جسمانی موثر باشد. اهمیت این درمان در کنار دارو درمانی  آن است که از عود بیماری جلوگیری می کند . اضطراب و افسردگی علائم جسمانی آسم را شدت می بخشد. برای مثال: اضطراب باعث افزایش التهاب در راه­های تنفسی می شود. از طرف دیگر وجود اضطراب و افسردگی باعث افزایش توجه بیمار به علایم بیماریش شده و واکنش پذیری بیمار را نسبت به علائم جسمانی و دوره­های وقوع علایم افزایش می­دهد به این معنا که بیمار علائم را با شدت بیشتر و تعداد وقوع حملات را با میزان بالا گزارش می­کند ( ویلا و همکاران 2003 .م).

این از آن نظر اهمیت دارد که باعث کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت زندگی بیماران خواهد شد.  پژوهش­ها نشان می­دهد آن دسته از افراد مبتلا به آسم که نشانه­های بیشتری از اضطراب و افسردگی را گزارش کرده اند نیاز بیشتری به درمان­های پزشکی،بستری شدن های مکرر و موقعیت­های اورژانسی پیدا می کنند (هریسون و همکاران، 2000.م ).  بنا بر آنچه گفته شد توجه به بروز همزمان اختلال افسردگی و اضطراب در بیماران آسمی هم از نظر تشخیصی و اتخاذ درمان مکمل و هم از نظر ارتقای کیفیت زندگی این بیماران ضرورت و اهمیت دارد.

4-1 اهداف پژوهش

به طور کلی در درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن هدف آن است كه بیمار بتواند افكارش را تنها به صورت افكار محض در نظر بگیرد و آن­ها را از نوعی رویدادهای ذهنی قابل آزمون بداند و بتواند  وقوع این رویدادهای ذهنی منفی را از پاسخ هایی كه آنها معمولاً برمی انگیزانند جدا كنند و در نهایت معنای آن­ها را تغییر دهد. این فرآیند می­تواند به عنوان درمانی برای کاهش علائم روانشناختی مثل اضطراب و افسردگی در بیماران شود مورد استفاده قرار گیرد(تیزدیل و همکاران، 2000.م ). در این درمان افکار به جای لینکه انکار شوند یا و واپسرانی شوند به صورت ارادی به آگاهی آورده می شود و همانطور که هستندپذیرفته می شوند و بنابراین بار منفی و آسیب زای آنها کاهش می یابد.(تیزدیل و همکاران 2000 .م).

هدف کلی پژوهش حاضر کاهش علائم روان­شناختی از قبیل اضطراب و افسردگی در   بیماران آسم تحت درمان پزشکی است که توسط درمانBCT)  M) اجرا می­شود و انتظار می رود به دنبال کاهش اضطراب و افسردگی در این بیماران علائم جسمانی در آنها نیز کاهش یابد، بنابراین کاهش علائم روان­شناختی مثل اضطراب و افسردگی موجب بهبود علائم جسمانی و به تبع آن کاهش هزینه­های درمان می باشد و در افزایش امید به زندگی بیماران نیز موثر خواهد بود.

– 5-1 پرسش­ها و فرضیه های پژوهش

فرضیه ­های پژوهش عبارتند از:

1-درمان (MBCT)بر کاهش افسردگی در بیماران آُسم موثر است.

2-درمان (MBCT)بر کاهش اضطراب در بیماران آسم موثر است.

    همچنین این پژوهش به دنبال پاسخ به این پژوهش است که « آیا شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درمان (MBCT) ) می­تواند در کاهش اضطراب، افسردگی و علائم جسمانی بیماران آسم نقش داشته باشد؟» به عبارتی این پژوهش به پرسش­ مشخص زیر پاسخ می­دهد:

  • آیا درمان (MBCT) بر کاهش علایم جسمانی بیماران آسم موثر است؟

1-6-تعریف مفهومی متغیرها

افسردگی:  یک دوره افسردگی اساسی دست کم شامل دو هفته خلق افسرده یا از دست دادن علاقه، همراه با چهار مورد یا بیشتر از نشانگان دیگری است که؛ « عبارتند از: تغییر در وزن یا اشتها، تغییرات خواب و فعالیت، فقدان انرژی، احساس بی ارزشی یا احساس گناه شدید، مشکل در تفکر و تصمیم گیری و افکار عود کننده مرگ و برنامه­ریزی یا تلاش برای خودکشی» (سادوک و سادوک[1]، 1388: 88). افسردگی به طور کلی شامل چهار دسته علائم می باشد: نشانه های هیجانی مثل غم و اندوه، فقدان شادی و لذت، نشانه های شناختی مثل وجود افکار منفی نسبت به خود، دیگران و آینده، نشانه­های انگیزشی مثل سخت شدن شروع کار و فعالیت و کندی روانی-حرکتی[116] و در نهایت نشانه های جسمانی مثل از دست دادن اشتها، بهم خوردن ریتم خواب و بیداری و از دست دادن میل جنسی می باشد. (روزنهان [117]و سلیگمن[118] 1389).

اضطراب: اضطراب «یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسی است که با علائم دستگاه عصبی خودکار نظیر تنگی قفسه سینه، تپش قلب، تعریق، سردرد، ناراحتی مختصر معده و بی­قراری مشخص می­شود. اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریب الوقوع می­دهد و شخص را برای مقابله با تهدید آماده می­کند» (سادوک و سادوک،1388 : 165).

 شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی: «برنامه آموزش گروهی است که به بیماران مهارت­هایی­ را می­آموزد تا از بازگشت افسردگی جلوگیری کند» (سگال و همکاران، 2002 .م). در برنامه درمانی MBCT)  ) به افراد آموزش داده می­شود كه افكار و احساسات خود را بدون قضاوت، ببینند و به جای آنكه آن­ها را به عنوان قسمتی از خودشان یا انعكاسی از واقعیت در نظر بگیرند آن­ها را وقایع ذهنی ساده­ا­ی بدانند كه می­آیند و می­روند. این نوع نگرش به شناخت­های مرتبط با افسردگی، مانع تشدید افكار منفی در الگوی نشخوار فكری می­شود. ( تیزدل و همکاران،  2000.م:   618).

ذهن آگاهی توانایی متمرکز کردن توجه بر تجارب درونی و بیرونی است که در حال حاضر در حال وقوع  هستند. (سالترمن و گلدین[119]، 2008.م) و به افزایش آگاهی فرد در زمان حال کمک می کند، همچنین مشاهده غیر قضاوتی را افزایش و پاسخ های خودکار را کاهش می دهد. (کابات زین[120]، 2003 .م). ذهن آگاهی توجه فرد را بر زمان حال متمرکز نموده و به فرد کمک می کند که رویدادها را بدون اینکه سعی در تغییر آن­ها داشته باشد، بپذیرد و همراه با این پذیرش با عملکردهای روانی که به صورت خودکار رخ می دهند، مقابله کند. (آلن و نایت[121]، 2005.م).

1-7-تعریف عملیاتی متغیرها

افسردگی: در این مطالعه، منظور از افسردگی، نمره­ای است که آزمودنی در پرسشنامه افسردگی   بک-II کسب می­کند.

اضطراب: در این مطالعه، منظور از اضطراب، نمره­ای است که آزمودنی در پرسشنامه اضطراب بک[122] کسب می­کند.

علائم جسمانی بیماران آسم: در این پژوهش منظور نمره­ای است که آزمودنی ها در زیر مقیاس عملکرد تنفسی پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران آسم کسب می کنند.

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی: در این پژوهش منظور از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، یک دوره 8 جلسه دو ساعته است که توسط سگال و همکاران (2002.م ) تنظیم شده و برای گروه آزمایش ارائه می­شود. جلسات  (MBCT) شامل تمرینات ذهن آگاهی نظیر وارسی بدن، مراقبه نشسته، فضای تنفس و مکث سه دقیقه­ای، تمرین شناخت افکار و احساسات، پیاده روی آگاهانه است. (محمد خانی، تمنایی فر و جهانی تابش، 1384).

متغیر مستقل درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و متغیر های وابسته شامل اضطراب و افسردگی و علائم جسمانی بیماران مبتلا به آسم است که توسط پرسشنامه­های اضطراب و افسردگی بک و پرشسنامه (AQLQ (Asthma Quality of life Questionnaire ) برای سنجش میزان عملکرد تنفسی (علائم جسمانی ) استفاده می­شود.

تعداد صفحه :142

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

ر فرکانس در حضور همزمان تولید بادی و خورشیدی با ضریب نفوذ بالا در شبکه عنوان می شود.

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم: کنترل فرکانس تولید بادی و خورشیدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3-1- مقدمه

در این فصل ساختار‌های واحد تولید انرژی بادی ژنراتورهای دوسو تغذیه (DFIG) و همچنین پانل خورشیدی و همچنین استراتژی‌های کنترلی مورد نیاز آنها جهت مشارکت در کنترل فرکانس بررسی می گردند. همانطور که ذکر شد با افزایش ظرفیت نفوذ تولید بادی، شبکه با کاهش ظرفیت پشتیبانی تنظیم فرکانس مواجه می‌شود. اگرچه طرح‌های کنترلی برای بهبود کنترل فرکانس در ادامه معرفی می‌شود، اما در حضور تولید بادی با ضریب نفوذ بالا، تغییرات غیر قابل پیش بینی تولید بادی و علاوه بر آن با ورود همزمان تولید خورشیدی به شبکه، استفاده از ذخیره‌سازهای توان برای بهبود مرز‌های پایداری سیستم اجتناب ناپذیر می نماید. در ادامه مدلی مناسب جهت استفاده ذخیره‌ساز باتری در کنترل فرکانس بیان می‌شود. جهت بهینه‌سازی پارامترهای مرتبط با کنترل فرکانس شبکه، از الگوریتم بهینه‌سازی نوسان ذرات استفاده می‌شود. در انتهای فصل مختصراً الگوریتم بهینه‌سازی نوسان ذرات شرح داده می‌شود.

3-2- مشارکت تولید بادی ژنراتور القایی دو سو تغذیه در تنظیم فرکانس شبکه

در کنار افزایش ضریب نفوذ بادی در سیستم قدرت، نقش آنها در سرویس‌های جانبی نظیر کنترل فرکانس اهمیّت بیشتری می‌یابد. در حقیقت پس از جایگزینی تولید بادی با توربین بادی سرعت متغیّر و یا تولید خورشیدی به جای تولید متداول، لختی سیستم (جرم چرخان) نیز کاهش خواهد یافت. این جایگزینی نرخ تغییرات فرکانس را افزایش و مقاومت سیستم در قبال اغتشاشات وارده به شبکه را کاهش می‌دهد. اما تحقیقات اخیر نشان داده است، اگر کنترل مطلوبی بر توربین‌های مدرن بادی سرعت متغیّر صورت پذیرد، با وارد شدن نیروی بادی به شبکه لزوماً لختی شبکه کاهش نخواهد یافت [47] [48] [49] [50] [51] . ایده کار، به کار بردن انرژی چرخشی ذخیره شده در پره‌های توربین بادی جهت پشتیبانی کوتاه مدت توان اکتیو می‌باشد. توربین بادی سرعت متغیّر با سیستم کنترلی انعطاف پذیر مبتنی بر اصول الکترونیک قدرت مورد توجّه قرار گرفته‌اند. در نتیجه توان الکتریکی خروجی توربین بادی مدرن سرعت متغیّر بسته به فرکانس شبکه می‌تواند تغییر پیدا کند و در نتیجه پشتیبانی فرکانسی کوتاه مدت برای شبکه محیّا خواهد بود.

در مرجع [47] نشان داده شده که اثر لختی توربین بادی از نوع ژنراتور القایی دو سو تغذیه (DFIG) بسته به خصوصیات پارامترهای کنترلر جریان روتور، از دید شبکه پنهان نیست. با داشتن کنترلر جریانی آهسته تر پاسخ لختی از سیستم ژنراتور القایی دو سو تغذیه قابل استحصال است. تحقیقات صورت گرفته در گزارش [48]، احتمال آزادسازی انرژی جنبشی در توربین بادی مبتنی بر ژنراتور القایی دو سو تغذیه بوسیله با اضافه کردن یک حلقه کنترلی جدید و حسّاس به فرکانس شبکه را به خوبی نشان می‌دهد. مقدار انرژی جنبشی آزاد شده بدین طریق در قیاس با آزاد سازی انرژی جنبشی در توربین بادی سرعت ثابت بیشتر خواهد بود. در سال 2004 سهم این نوع توربین‌ها از کل بازار تولید بادی جهان نزدیک به 60% بوده است [52].

 نتایج مشابهی در [49] به ثبت رسیده است. طرح مشابهی (سیگنال کنترلی اضافی وابسته به فرکانس شبکه) به منظور بدست آوردن پاسخ لختی سیستم ژنراتور القایی دو سو تغذیه در [50] [51] مورد توجّه قرار گرفته است. گزارش‌های اخیر، ایده استحصال بخشی از انرژی چرخشی موجود در قسمت چرخان توربین بادی جهت پشتیبانی کوتاه مدت توان اکتیو را با اصلاح کنترلر گشتاور توربین بادی، که می‌تواند عامل مثبتی در جهت کاهش افت فرکانسی اولیّه سیستم پس از بروز کسری تولید یا افزایش بار در شبکه می‌باشد را در ذهن تداعی کند.

صبغه کار حاضر استفاده از مقدار بیشینه پشتیبانیِ موقّت توانِ اکتیوی است که با آزادسازی انرژی چرخشی پره‌های گردان یک توربین بادی چند مگاواتی دسترس قرار می گیرد (موجود در بازار برق – GE 3.6 MW  ). در این تحقیق شرکت دادن و مشخّص نمودن کاربرد پشتیبانی کوتاه مدت توان اکتیو، به صورت خاص، در یک شبکه دو ناحیه ای حرارتی مورد توجّه قرار گرفته است.

ابتدا مقدار انرژی قابل استخراج از توربین‌ها با کمک گرفتن از مدل یک توربین بادی نمونه بوسیله استحصال توان اکتیو اضافی به صورت موقّت  از آن و در نظر گرفتن مدت زمانی که طول می‌کشد تا سرعت توربین به مرز کمینه سرعت کاری خود برسد، مشخّص می‌گردد. در مرحله بعد، بر اساس این اطلاعات (اینکه چه مقدار افزایش در توان اکتیو حاصل از توربین بادی برای چه مدت متناسب با سرعت وزش باد پابرجاست)، تابع کنترلی ساده ای در کنترل توربین بادی به کار برده شده ‌است و سهم آن در کاهش افت اولیّه فرکانس پس از کسر تولید در یک سیستم حرارتی، مشخّص می‌شود.

3-2-1- کنترل فرکانس توربین بادی سرعت متغیّر

در خلال عملکرد یک توربین بادی، مقداری انرژی در توربین و ژنراتور وجود دارد که کاملاً با ژنراتورهای متداول قابل قیاس است [51]. این انرژی جنبشی می‌تواند در خلال بروز اختلاف تولید و بار در شبکه چه به سبب افزایش بار یا کمبود تولید جهت تأمین پشتیبانی توان اکتیو موقّت  بکار برده شود. توربین بادی سرعت ثابت مستقیماً به شبکه متصل میشود و سرعت چرخشی آنها نمی‌تواند آزادانه تغییر کند. در سوی دیگر، توربین بادی سرعت متغیّر  معمولاً واسطه ای متشکّل از ادوات الکترونیک قدرت دارد که آنرا از شبکه جدا می‌نماید. توربین‌های بادی سرعت متغیّر به گونه ای طراحی شده‌اند تا بتوانند سرعت چرخش خود را در محدوده وسیع تری در خلال بهره برداری تغییر دهند. این کار امکان به کار گرفتن انرژی چرخشی موجود در توربین-ژنراتور را جهت تأمین پشتیبانی موقّت توان اکتیو در زمان بروز اغتشاشی در فرکانس شبکه بدست می‌دهد.

3-2-2- مدل توربین بادی

در پایان‌نامه حاضر توربین بادی سرعت متغیّر  با واسط الکترونیک قدرت جهت استحصال انرژی بادی حاصل از DFIG مورد استفاده قرار گرفته است. مدل منتشر شده ای از توربین بادی تجاری چند مگاواتی سرعت متغیّر در شبیه سازی این پایان نامه مورد استفاده قرار گرفته که از مراجع [53] [54] اقتباس گردیده است. بلوک دیاگرام مدل توربین بادی در شکل 3-1 نشان داده شده ‌است.

شکل 3- 1 بلوک دیاگرام مدل توربین بادی سرعت متغیّر [35].

همانطور که در رابطه (3-1) آمده است، سرعت مرجع  ، بر اساس توان الکتریکی ‌اندازه گیری شده  تولید می‌شود:

(3-1)

توان مکانیکی تولید شده  تابعی از سرعت باد ، سرعت روتور  و زاویه پره  می‌باشد:

(3-2)

که در آن  چگالی هوا،  محیط تحت پوشش پره در هوا،  مقدار بهینه  در  می باشد.

مقادیر ضریب تأثیر قدرت   در چند جمله ای از درجه 4 متشکّل از  (نرخ سرعت پره) و  به منظور بیان ریاضی منحنی‌های  گنجانده شده ‌است. این چند جمله ای عبارتست از:

(3-3)

مقادیر ضرایب  در [35] در دسترس است.  به صورت زیر  تواند بیان شود:

(3-4)

که در آن  سرعت روتور در واحد مبنا،  سرعت باد به ،  سرعت مبنای روتور به  و  شعاع روتور به متر است.

وقتی توان کمتر از 0.7 مبنای واحد است، مرجع سرعت بوسیله رابطه (3-1) محاسبه می‌شود. برای توان‌های بالاتر از 0.7 مبنای واحد، سرعت در مقدار 1.2 مبنای واحد ثابت می‌ماند. وقتی توربین بادی به محدودیت‌های حد بالای تولید توان خود می‌رسد، سرعت گردش روتور بوسیله کنترلر زاویه و با تغییر زاویه پره  کنترل می‌شود. سرعت روتور با بهره گرفتن از معادله لختی مدل تک-جرم معادل توربین-ژنراتور محاسبه می‌شود. معادله لختی از توان مکانیکی استخراج شده از نیروی بادی  و همچنین توان الکتریکی تزریق شده به شبکه  برای محاسبه سرعت روتور استفاده می‌کند. معادله لختی روتور به صورت زیر بیان می‌شود:

(3-5)

که در آن  و  به ترتیب گشتاور مکانیکی و الکتریکی می‌باشد. اگر به جای ،  گذاشته و دو طرف در  ضرب شوند، داریم:

(3-6)

جهت مطالعه بیشتر در باب مدل مورد مطالعه می‌توان به مراجع [53] [54] مراجعه کرد.

منحنی‌های  توربین بر اساس رابطه (3-3) برای زاویه‌های مختلف شیب پره همانطور که در مراجع [53] [54] ذکر شده ‌است در شکل 3-2 رسم شده‌اند.

شکل 3- 2 منحنی‌های C_p برای زاویه‌های پره متفاوت

توان و سرعت روتور توربین محاسبه و در شکل 3-3 رسم شده‌اند.

شکل 3- 3 توان و سرعت روتور توربین به عنوان تابعی از سرعت باد

3-2-3- مقدارسنجی انرژی چرخشی قابل دسترسی از توربین-ژنراتور

به منظور سنجش میزان انرژی قابل استخراج از توربین بادی، قدرتی که به شبکه تزریق می‌شود به صورت موقّت به مقدار  بالاتر از مقدار حالت مانگار آن  (که برای سرعت باد مشخّصی است) افزایش می‌یابد. به این منظور برای سرعت وزش کم و متوسط باد، کنترلر سرعت غیر فعّال شده و نقطه مرجع توان به صورت مستقل همانطور که در شکل 3-4 نشان داده شده ‌است، تنظیم می‌شود.

مقدار انرژی بادی قابل استحصال قبل از رسیدن سرعت توربین به سرعت کمینه برای سرعت‌های متفاوت وزش باد محاسبه شده ‌است. این محاسبات به منظور تعین میزان پشتیبانی اضافی توان اکتیو یک توربین بادی سرعت متغیّر در سرعت مشخّصی از وزش باد (مضاف بر مقدار حالت ماندگار توان الکتریکی تزریقی توربین به شبکه در آن سرعت) همان انرژی مازادی که از انرژی جنبشی موجود در جرم چرخان توربین-ژنراتور  بدست می‌آید و همچنین به منظور مشخّص نمودن مدت زمان تداوم چنین پشتیبانی قبل از رسیدن سرعت توربین به محدودیت سرعت کمینه آن، صورت پذیرفته است.

شکل 3- 4 مدل توربین بادی سرعت متغیّر برای وزش باد با سرعت‌های کم و متوسط (کنترلر زاویه غیر فعّال شده است) [35]

شایان ذکر است، محاسبات تنها نیازمند به در دست داشتن مقادیر ثابت لختی معادل توربین-ژنراتور بادی ، منحنی  برای کمینه مقدار  و همچنین اطلاعات منحنی سرعت روتور توربین بادی بر اساس سرعت باد می‌باشد. این محاسبات ساده می‌تواند مشخّص نماید که چه میزان توان اکتیو اضافی قابل استحصال در مزرعه بادی موجود است که می‌تواند قابلیّت تزریق به شبکه جهت مطالعات پایداری سیستم قدرت گسترده و به صورت خاص، کنترل بار-فرکانس را داشته باشد.

توجّه به این نکته ضروری است، تغییر در توان الکتریکی برابر با   به این معنی است که خروجی الکتریکی از توربین بادی، ، معادل است با  مبنای واحد(  بیشتر از مقدار حالت ماندگار برای این سرعت باد که برابر است با   مبنای واحد می‌باشد). توان اضافی  در مبنای واحد از طریق جذب بخشی از انرژی چرخشی موجود در توربین-ژترانور تأمین می‌شود.

شکل3-5 توان مکانیکی جذب شده توربین بادی از انرژی باد را برای سرعت‌های مختلف وزش باد ( 6-11  ) نشان می‌دهد. متذکر می‌شود شکل این منحنی‌ها شدیداً به مقدار  توربین وابسته می‌باشد. همانطور که از شکل مشهود است، زمانیکه توان مکانیکی جذب شده بیشینه است، در هر سرعت باد به خصوصی سرعت روتور بهینه ای وجود دارد. این مطلب مبیّن این موضوع است عملکرد معمولی توربین بادی منوط به شرایطی است که توربین در نقطه بیشینه منحنی  مورد بهره برداری قرار بگیرد. در این شکل مطلب بوسیله به هم پیوستن نقاط پیداست.

شکل 3- 5 توان مکانیکی تأمین شده از طرف DFIG برای سرعت‌های مختلف باد (B=0)

به غیر از بهره برداری در این سرعت‌های بهینه روتور، توان مکانیکی جذب شده به صورت قابل توجّهی افت می‌کند. زمانیکه محدودیت بیشینه سرعت روتور حاصل می‌شود، با افزایش سرعت باد نقطه فعّالیت در صفحه  به سمت بالا رانده می‌شود (جهت حرکت در شکل3-2 ).

انرژی چرخشی قابل استحصال از توربین-ژنراتور بر اساس مطالبی که در ابتدای بخش عنوان شد، محاسبه شده ‌است [35]. تعادل توان در خلال کاهش سرعت توربین بادی می‌تواند به صورت زیر بیان شود:

(3-7)

که در آن  تفاوت بین توان مکانیکی جذب شده  و توان الکتریکی تزریقی به شبکه  (توان شتابدهنده) نام دارند. اگر توان ورودی مکانیکی  با خروجی توان الکتریکی توربین  در حالت ماندگار برابر باشد و  کاهشی در توان مکانیکی ورودی به توربین به سبب کاهش سرعت چرخشی و خروج از نقطه بهینه باشد با توجّه به ، معادله (3-7) را می‌توان به صورت زیر بازنویسی کرد:

(3-8)

 مدت زمان تداوم تغییر ورودی پله ای در توان الکتریکی  است که می‌تواند مضاف بر حالت ماندگار آن  برای سرعت بار مشخّصی قبل از رسیدن به حد کمینه سرعت توربین  استحصال گردد.

سرعت روتور توربین بادی به صورت خطی با افزایش سرعت باد تا جایی افزایش می‌یابد  که از مرز بیشینه سرعت تجاوز ننماید (محدودیت بیشینه سرعت روتور برای این توربین 1.2 مبنای واحد می‌باشد). اگرچه کاهش توان ورودی مکانیکی به توربین ، از مقدار بهینه ، با افزایش سرعت باد افزایش می‌یابد (شکل3-5)، افزایش در  با افزایش سرعت باد کاهش توان ورودی مکانیکی به توربین را متوقف می‌سازد و با افزایش سرعت وزش باد، می‌توان افزایشی در  را انتظار داشت.

از سوی دیگر، وقتی محدودیت بیشینه سرعت فرا می‌رسد، سرعت چرخش  با افزایش سرعت وزش باد، با افزایش توان ورودی مکانیکی ، افزایش نمی‌یابد. در پی افزایش سرعت وزش باد و افزایش روند کاهشی در توان مکانیکی از مقدار بهینه خود،  با افزایش سرعت وزش باد افزایش می‌یابد و همچنین کاهشی در  مورد انتظار است.

انرژی چرخشی موجود برای سه مقطع مشخّص از سرعت وزش باد مورد سنجش قرار گرفته است:

  • سرعت کم وزش باد: مقطعی که در آن سرعت روتور کمتر از 1.2 مبنای واحد است
  • سرعت متوسط وزش باد: مقطعی که در آن سرعت روتور کمتر از 1.2 مبنای واحد و توان تولیدی کمتر از 1 مبنای واحد است.
  • سرعت زیاد وزش باد: مقطعی که در آن سرعت روتور و توان تولیدی به مقادیر بیشینه شان محدود شده‌اند (1.2 مبنای واحد و 1 مبنای واحد، به ترتیب) و زاویه شیب پره در مقدار بالاتری تنظیم شده ‌است.

سرعت کم وزش باد: شکل (3-6) مدت زمان تداوم افزایش پله ای در خروجی توان الکتریکی  توربین بادی برای دو سرعت متفاوت وزش باد (7.5  و 10.1  ) قبل از رسیدن سرعت روتور به محدوده سرعت کمینه 0.7 مبنای واحد را نشان می‌دهد. همانطور که در شکل مشهود است مدت زمان تداوم افزایش پله ای در خروجی توربین بادی، وقتی مقدار توان الکتریکی پله ای افزایش میابد، روند نزولی به خود می‌گیرد.

شکل 3- 6 مدت زمان تداوم افزایش توان پله ای موقت در خروجی توان الکتریکی توربین بادی برای سرعت‌های کم وزش باد

 در سرعت‌های بالاتر وزش باد، مدت زمان تداوم این افزایش موقّتی توان، در قیاس با سرعت‌های پایین وزش باد، کما اینکه انتظار می‌رود، بیشتر است. اگرچه که محدودیت کمینه سرعت توربین مورد بررسی GE 3.6 MW، 0.7 مبنای واحد در نظر گرفته شده ‌است، کاهش بیشتری نیز در سرعت روتور امکان پذیر است (0.5 مبنای واحد). در سرعت وزش باد 7.5  ، وقتی محدودیت کمینه سرعت، 0.5 مبنای انتخاب شود، توان اضافی معادل با 0.05 مبنای واحد برای مدت زمان 41 ثانیه متصوّر می‌باشد (در مقایسه با 36 ثانیه وقتی محدودیت کمینه سرعت 0.7 مبنای واحد در نظر گرفته شود) [35]. 

سرعت متوسط وزش باد: محاسبات مشابهی برای سرعت‌های وزش باد 10 تا 11  انجام شده ‌است که به ترتیب معادل با 0.85 و 1 مبنای واحد از توان تولیدی بادی است (شکل3-7). در سرعت وزش باد 10.5 ، پشتیبانی توان اکتیوی معادل با 0.05 مبنای واحد، به مدت 38 ثانیه، قبل از اینکه سرعت روتور به محدوده کمینه سرعت مجاز روتور برابر با 0.7 مبنای واحد برسد، متصوّر می‌باشد (در سر عت 10 ، این ظرفیت معادل 49 ثانیه می‌باشد). در سرعت وزش باد 11 ، این ظرفیت به 30 ثانیه کاهش پیدا می‌کند. همانطور که انتظار می‌رفت، مدت زمان تداوم این پشتیبانی با افزایش سرعت باد در مطقعی که سرعت وزش باد متوسط است، کاهش پیدا می‌کند.

شکل 3- 7 مدت زمان تداوم افزایش توان پله ای موقت در خروجی توان الکتریکی توربین بادی برای سرعت‌های متوسّط وزش باد

علی رغم کاهش ظرفیت جهت تأمین چنین پشتیبانی توان اکتیوی در سرعت‌های متوسط وزش باد، توربین بادی مورد بررسی براحتی توانایی تأمین توان اکتیو اضافی معادل با 0.1 مبنای واحد برای بیش از مدت 20 ثانیه، پیش از رسیدن سرعت روتور به محدوده ی کمینه سرعت مجاز روتور را داراست.

سرعت زیاد وزش باد: با افزایش سرعت وزش باد و در خلال وزش بادهای شدید، زمانی که سرعت توربین توسط کنترلر زاویه و با افزایش زاویه پره کنترل می‌شود، قدرت تولیدی به مقدار نامی آن محدود می‌شود. به عبارت دیگر، در خلال این وضعیت، افزایشی در خروجی الکتریکی  می‌تواند توسط مبدل الکترونیک قدرت فراهم گردد. البته با این شرط که درایو، ژنراتور و مبدل توانایی جذب این توان اضافی را در این زمان داشته باشند. در سرعت مشخّصی از وزش باد، افزایش در خروجی الکتریکی موقّتاً می‌تواند توسط افزایشی در ورودی توان مکانیکی بوسیله کنترلر زاویه (کاهش زاویه شیب) جبرانسازی شود. ذکر این نکته ضروری است، بسته به سرعت کنترلر زاویه، کاهش موقّتی در سرعت چرخش توربین ظاهر می‌گردد که منجر خواهد شد توربین بادی برای لحظاتی در سرعت بهینه نچرخد. این مسئله توان تولیدی بادی را پس از اعمال فرمان افزایش توان پس از میان رفتن افت فرکانس شبکه، برای لحظاتی کاهش خواهد داد. جنبه مهّم دیگر موضوع که قابل ذکر به نظر می‌رسد، مسائل مرتبط با

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد شاهرود

دانشکده علوم و تحقیقات

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی

گرایش بالینی

عنوان

بررسی اثربخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی و کاهش نشانه های افسردگی درافراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان مراکزMMT شهر تهران

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

چکیده 1

فصل اول. 2

کلیات تحقیق.. 2

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 4

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق. 7

1-4- اهداف پژوهش… 7

1-5- سوالات پژوهش… 8

1-6- فرضیه های پژوهش… 8

1-7- تعاریف متغیرها 8

1-7-1- اعتیاد. 9

1-7-2- افسردگی.. 9

1-7-3- خودکارآمدی.. 9

1-7-4- درمان شناختی گروهی.. 10

1-7-5- ذهن آگاهی.. 10

1-7-6- درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) 10

1-8- تعاریف عملیاتی.. 11

اعتیاد: 11

افسردگی: 11

فصل دوم. 12

مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق.. 12

2-1- مقدمه. 13

2-2- پیام دبیر کل سازمان ملل متحد(26 ژوئن 2005) 13

2-3- تعاریف و مفاهیم اعتیاد. 14

2-3-1-  ماده 14

2-3-2- وابستگی.. 16

2-3-3- معتاد. 17

2-3-4- پیشگیری.. 17

2-3-5-  نظریه های سوء مصرف مواد، وابستگی و درمان آن. 18

-3-5-1-  نظریه های علوم اعصاب.. 18

2-3-5-2-  نظریه های زیست شناختی.. 19

2-3-5-3-  نظریه های روانشناختی.. 20

2-3-5-4-نظریه دو وجهی اعتیاد. 25

2-3-6-علل خانوادگی.. 27

2-3-7-عوامل فرهنگی و اجتماعی.. 28

2-3-8-مواد اعتیاد آور. 29

2-3-9- تقسیم بندی انواع مواد. 29

2-3-9-1- تحریک کننده های سیستم عصبی مرکزی CNS ) ) 29

2-3-9-2- کند کننده های سیستم عصبی مرکزی.. 30

2-3-9-3- شبه افیونها 32

2-3-9-4- توهم زاها 34

2-3-10- سوء مصرف مواد و سلامت روانی.. 35

2-3-11-آزمایش های ترک اعتیاد. 35

2-3-12- چرا جامعه ایران در مقایسه با سایر جوامع بیشترین معتاد را دارد؟. 37

2-4- درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) 38

2-4-1حضور ذهن.. 39

2-4-2- اهداف MBCT.. 42

2-4-3- ملاحظاتی در ارتباط با کاربرد حضور ذهن برای متخصصین.. 44

2-4-4- آیا حضور ذهن در گروه یاد گرفته می شود یا در درمان انفرادی؟. 44

2-4- 5-دستورالعمل جلسات MBCT.. 45

2 – 4 – 6 – کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی.. 50

2 – 5- افسردگی.. 52

2 – 5 –1- شیوع افسردگی.. 53

2 – 5 – 2- سبب شناسی.. 53

2 – 5 – 3- طبقه بندی و نشانه های افسردگی.. 55

2 – 5 – 4- ملاکهای DSM-4-TR در مورد دوره افسردگی اساسی.. 57

2 – 5 – 5- خصایص بالینی.. 58

2 – 5 – 6- سیر و پیش آگهی افسردگی.. 59

2 – 5 – 7- معنای نابهنجاری.. 59

2 – 5 – 8- مفهوم افسردگی.. 59

2 – 5 – 9- عارضه­های افسردگی.. 60

2 – 5 – 10- ویژگیهای افراد افسرده 61

2 – 5 – 11- همه گیر شناسی.. 63

2 – 5 – 12- تحریفهای شناختی در افسردگی.. 63

2 – 5 – 13- تبیین مکاتب مختلف در مورد افسردگی.. 65

2 – 6- خودکارآمدی.. 69

2 – 6 – 1- مفهوم خودکارآمدی.. 69

2 – 6 – 2 – خودکارآمدی و سلامت روانی.. 70

2 – 6 – 3 – مولفه ها و ساختار خودکارآمدی.. 71

2 – 6 – 4 – منابع خودکارآمدی.. 72

2 – 6 – 6- خودکارآمدی و جنسیت.. 74

2 – 6 – 7- نظریه خودکارآمدی.. 75

2 – 6 – 8 – مراحل رشد خودکارآمدی.. 76

2 – 7- درمانهای رایج.. 78

2 – 7 – 1 -شناخت درمانی.. 78

2 – 7 – 2 – جلسات شناخت درمانی.. 78

2 – 7 – 3 -روانکاوی.. 79

2 – 7 – 4 – نور درمانی.. 80

2 – 7 – 5 – الکترو شوک درمانی.. 80

2 – 7 – 6 – موسیقی درمانی.. 80

2 – 7 – 7 – حرکت یا رقص درمانی.. 81

2 – 7 – 8 – درمان شناختی- رفتاری.. 81

2 – 7 – 9 – واقعیت درمانی.. 81

2 – 7 – 10 – گروه درمانی.. 83

2 – 7 – 11 – روان درمانی حمایتی.. 84

2 – 7 – 12- رواندرمانی خانواده 84

2 – 7 – 13 – درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد. 86

2 – 7 – 14 – یادگیری مهارتهای اجتماعی.. 87

2 – 7 – 15 – مهارت دهگانه زندگی.. 88

2-8-1-پیشینه تحقیقات انجام شده 90

2-8-2- پیشینه مربوط به ذهن آگاهی.. 90

2 – 8 – 3- پیشینه تحقیقات مربوط به افسردگی.. 97

2– 8– 4- پیشینه تحقیقات مربوط به خودکارآمدی.. 100

فصل سوم. 104

روش اجرای تحقیق.. 104

3-1- مقدمه. 105

3-2- طرح پژوهش… 105

3-3-جامعه آماری.. 105

3-4- حجم نمونه و شیوه نمونه گیری.. 105

3-5- روش جمع آوری داده­ ها 106

3-6- ابزار گردآوری داده­ ها 106

3-6-1-  پرسشنامه خودکارآمدی شرر. 106

3-6-2- پرسشنامه افسردگی بک۲ (BDI-II) 107

3-6-3-  پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی.. 108

3-8- روش تجزیه وتحلیل داده ها 108

3-9- نحوه رعایت نکات اخلاقی.. 108

فصل چهارم. 109

تجزیه و تحلیل داده ها(یافته­ها) 109

یافته­های توصیفی.. 110

تحلیل داده ها 114

بررسی فرضیه ­های پژوهش… 114

فرضیه اول. 115

فرضیه دوم. 116

فصل پنجم. 117

نتیجه گیری و پیشنهادات… 117

5-1-مقدمه. 118

5-2-تبیین فرضیات پژوهش… 118

5-3-محدودیت­های پژوهش… 121

5-4- پیشنهادات.. 122

منابع و مآخذ. 123

پیوست 1. 132

خلاصه راهنمای جلسات.. 132

پیوست 2. 137

پیوست 3. 139

پرسشنامه افسردگی بک… 139

چکیده انگلیسی.. 150

چکیده

اعتیاد یکی از شایعترین بیماری­های مزمن روانی اجتماعی است و افسردگی یکی از شایعترین بیماری­های روانی همراه در بیماران مبتلا به این بیماری است که خود مداخلات روان­شناختی مجزایی را طلب می­کند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناخت گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) بر افزایش خودکارآمدی و کاهش نشانه­های افسردگی بر روی افراد وابسته به مواد مخدر بوده است. روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی همراه با آزمایش و کنترل بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل 30 نفر از بین افرادوابسته به مواد مخدر تحت درمان که تمایل خود را برای شرکت در پژوهش اعلام کرده بودند، بوده است.

پس از انتخاب نمونه و گمارش تصادفی آزمودنی­ها در گروه­های آزمایش و کنترل، پرسشنامه­های پیش آزمون افسردگی و خودکارآمدی توسط آنان تکمیل شد. سپس برای شرکت کنندگان در پژوهش گروه آزمایش8 جلسه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) به صورت گروهی(هر جلسه به مدت 90 تا 120 دقیقه) در مرکز سوء مصرف مواد آناهیتا شهر تهران برگزار شد. در جلسه هشتم نیز از افراد خواسته شد تا پرسشنامه­های افسردگی و خودکارآمدی را مجدداً تکمیل نمایند. در طی هشت جلسه دوره کارگاه، نتایج حاصل از آزمون آنالیز کوواریانس نشان می­دهد بین نمره خودکارآمدی در گروه کنترل و گروه آزمایش تفاوت معنی داری وجود ندارد. به عبارت دیگر آموزش گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش خودکارآمدی موثر نبوده است(078/0=F؛ 782/0=SIG، 01/0<P). ولی همین آنالیز نشان می­دهد بین نمره افسردگی در گروه کنترل و گروه آزمایش تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر آموزش گروه درمانی شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نشانه­های افسردگی موثر بوده است(68/10=F؛ 003/0=SIG، 01/0>P).

با توجه به نتایج بدست آمده می­توان نتیجه گرفت که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در مورد افسردگی  موثر و مفید بوده ولی در مورد خودکارآمدی این چنین نبوده که می­توان این عدم تاثیر را مربوط به شرایط محیطی و یا عدم همکاری آزمودنی­ها دانست. در کل از این رویکرد می­توان برای افزایش کیفیت زندگی و بهره­وری شخصی و البته اجتماعی افراد بیمار و همچنین افزایش کیفیت زندگی افراد عادی استفاده کرد.

کلید واژگان: اعتیاد، درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT)، افسردگی، خودکارآمدی،ذهن آگاهی.

1-1- مقدمه

دلایل نخستین استفاده از مواد با توجه به گذشته، علایق و انگیزه هر فرد، متفاوت است و یک عامل مشترک سبب شناسی برای افراد وجود ندارد. در خصوص سبب شناسی اعتیاد ، عوامل مختلفی مطرح است که از آن جمله مسائل زیست شناختی، جامعه شناختی و روان شناختی هستند. اما به نظر می رسد پاسخ شخص به داروها و موادمخدر به تلفیقی از این عوامل مربوط باشد. از آنجا که اعتیاد برآیند مجموعه ای از اختلالات مراحل رشد، تکوین شخصیت، اختلال روانی و ساختار نامطلوب محیطی است، لاجرم در درمان اعتیاد اصلاح کل این مجموعه باید مورد توجه قرار گیرد(نابدل ، 1386).­­­­

سو­مصرف مواد یکی از مشکلات بزرگ جوامع بشری است، با وجود اینکه تلاشهای زیادی برای کنترل و از بین بردن آن به عمل آمده است، ولی هنوز این بلای اجتماعی قربانیان زیادی می گیرد. کشور ما ایران نیز به دلایل موقعیت­های جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و مسائل دیگر با این معضل رو به رو است و برای کنترل و مقابله با آن هزینه­های مادی و انسانی زیادی پرداخته است. سوء مصرف مواد زیان­های قابل توجهی را به جامعه جهانی به لحاظ از دست رفتن بهره وری، انتقال بیماری های عفونی، ایجاد مشکلات خانوادگی و اجتماعی، افزایش جرم و لزوم تشخیص مراقبت های بهداشتی و درمانی تحمیل می کند. علل شیوع اعتیاد متعدد بوده و با توجه به ویژگی های جوامع مختلف می تواند متفاوت باشد. یکی از عواملی که برای سو­مصرف مواد، در اکثر نظریه های روانشناختی مطرح شده است آسیب پذیری افراد در مقابل مسائل و مشکلات طبیعی و غیر طبیعی زندگی است. سبک زندگی و شیوه های تصمیم گیری افراد به مسائل و مشکلات زندگی حائز اهمیت بسیار است. با توجه به اینکه در پروتکل های درمانی اعتیاد در کشور ما توجه چندانی به مسائل روانشناختی این بیماران نمی شود، بررسی های بیشتر در این خصوص ضروری به نظر می رسد.

اعتیاد به مواد یکی از معضلات بهداشتی، روانی و اجتماعی جهان امروز است اعتیاد به داروهای مجاز و غیر مجاز در چند دهه گذشته بسیار فراگیر شده و حاکی از بروز یک مشکل جدی در سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است. در ایجاد اعتیاد، عوامل اجتماعی و روان شناختی از یک طرف و عوامل زیست شناختی و داروشناختی از طرف دیگر نقش دارند. عوامل اجتماعی و روان شناختی بیشتر در شروع و عوامل زیست شناختی در ادامه وابستگی مطرح هستند.

سومصرف مواد و وابستگی و اعتیاد به آن اختلالی پیچیده است که با علل و آثار زیستی، روانی ، اجتماعی و معنوی همراه است. در هم پیچیدگی عوامل زیستی، روانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این گرفتاری و معضل را به یکی از پیچیده ترین مشکلات فردی، خانوادگی و اجتماعی تبدیل کرده است. امروزه اعتیاد یک مشکل سلامتی و بهداشت عمومی در سرتاسر جهان و در تمام کشورها محسوب می شود(باتون و همکاران[1]، 2001) به ندرت کشوری در روی کره زمین می­توان پبدا کرد که با مشکل سومصرف مواد تغییر دهنده خلق و خو و رفتار درگیر نباشد.

آثار و نتایج منفی، زیانبار و مخرب فردی، خانوادگی، اجتماعی، اخلاقی، معنوی و فرهنگی سومصرف، وابستگی و اعتیاد به مواد سبب شده است تا افراد معتاد و خانواده های آنان و مسولان جامعه برای پیشگیری، ترک و جلوگیری از بازگشت اقدام کنند و از افراد متخصص مثل روان پزشکان، روان شناسان، مشاوران و مددکاران اجتماعی یاری بخواهند. در سال های اخیر در کشورهای پیشرفته متخصصان بهداشت روانی و موسسات آموزشی و درمانی نظریه ها، مدل ها، روش ها، راهکارها و فنون مختلفی را در پیشگیری و درمان اعتیاد و جلوگیری از بازگشت پس از ترک اعتیاد ابداع، آزمایش و تجربه کرده اند . با وجود این، هنوز شیوه درمان قطعی برای آن یافت نشده است. حتی پس از آن که فرد وابسته، مصرف مواد مخدر را برای مدتی طولانی قطع نماید، نیز نمی توتن امیدوار بود که مصرف مواد را از سر نگیرد.

1-2- بیان مسئله

تاریخچه پیشگیری از بازگشت اعتیاد به اواسط دهه 1970 بر می­گردد. در طی این سال­ها عده­ای به رواج استراتژی­های پیشگیری علاقمند شدند(دیپونت[2]، 1388). بررسی­ها نشان می­دهند 20 تا 90 درصد معتادانی که تحت درمان قرار می­گیرند، دچار بازگشت[3] می­شوند. مرور مطالعات گذشته نشان می­دهد، اثربخشی درمان­های نگهدارندۀ دارویی، بدون مداخله­های روانی اجتماعی، به علت اطلاعات دارویی[4] پایین و میزان بالای ریزش[5] ضعیف می­باشد(روزن[6] و همکاران،2006).

تحقیق بر مراقبه متعالی[7](TM)، مراقبه ذهن آگاهی، مراقبه ویپاسانا[8]، یوگا و سایر فنون مراقبه­ای بهبودهای معناداری را در توان بخشی نوجوانان و زندانیان الکلی گزارش کرده­اند(ویتکیویتز ، مارلات و واکر[9]، 2005). کاهش فشار روانی به وسیله مراقبه ممکن است عامل عمده­ای در پیشگیری از بازگشت باشد(هاوکینز[10] ، 2003). در اوایل سال 1975 مراقبه در کاهش فشار روانی در سیستم عصبی پاراسمپاتیک مفید تشخیص داده شد(بنسُن[11]، 1975 به نقل از سالوستری[12]، 2009).

مطالعات جدید بر مراقبه ذهن آگاهی، رویکرد اصلی کابات – زین[13](1990) را برای درمان سومصرف مواد و نیز افسردگی، اضطراب و درد به کار برده­اند. مکانیزم شناختی چگونگی انجام این کارها با پیشگیری از بازگشت و نیز فواید طولانی مدت مراقبه ناشناخته باقی مانده است(ویتکیویتز ، مارلات و واکر ، 2005).

عناصر مراقبه ذهن آگاهی شامل وارسی بدنی، یا فن آگاهی از بدن، شامل یکسری از تغییرات عمدی می­باشد که در آغاز بر کل بدن و سپس بر هر بخشی از بدن در یک شیوه بدون داوری متمرکز می­شود. فراگیران برای مشاهده هیجانات، شناخت و اتفاق های بیرون در ضمن برگشت آگاهی از تنفس آموزش می­بینند. تمرین­های رسمی ذهن آگاهی نیز شامل مراقبه قدم زنی می­باشد. از نظر کابات-زین هدف ذهن آگاهی حالتی تغییر یافته از هوشیاری نیست بلکه حالتی از خود مشاهده­گری بدون ارزیابی یا در لحظه بودن است(کابات-زین، 1990).

به عقیده ویتکیویتز و مارلات(2004)، تعدادی عوامل تعیین کننده بازگشت وجود دارد که عبارتنداز: خودکارآمدی؛ یعنی درجه ای که در آن فرد احساس اطمینان و توانایی انجام رفتار معینی را دارد، انتظارات پیامد؛ یعنی این که چگونه فرد اعتیاد را با اشتیاق به عنوان پیش بین بی اثر بازگشت، انگیزش به عنوان عاملی قوی در پیشگیری از بازگشت، مهارت­های مقابله­ای، حال­های هیجانی نظیر اضطراب و افسردگی؛ و حمایت میان فردی یا اجتماعی در نظر می­گیرد.

به عقیده ویتکیویتز و مارلات(2004) ، خود- کارآمدی یک پیش بین پیامدها از میان همه نوع رفتارهای اعتیادی نظیر قماربازی، سیگارکشیدن، مصرف مواد می­باشد. به هر حال سازوکاری که به وسیله آن خود-کارآمدی عمل کند هنوز معین نشده است. سنجش خود-کارآمدی تاکنون دشوار بوده است. به عقیده گوالتنی و همکاران، زمینه­های پرخطر از کمترین میزان خود-کارآمدی برخوردارند(ویتکیویتز و مارلات ،2004).

درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT[14]) ترکیبی از تمرین­های مدیتیشن، یوگا و شناخت درمانی است که به وسیله سگال و همکارانش(2002) پدید آمد و برای تسکین و درمان رنج انسان­ها، به خصوص رنج­های هیجانی که مردم را برای ابتلا به افسردگی آماده می­کند گسترش یافت.

ذهن آگاهی به تجربه بر می­گردد که در آن فرد به شیوه­ای خاص، هدفمند، در زمان حاضر و خالی از قضاوت به درون و بیرون خود آگاهی می­یابد(کابات زین[15]،1985).

در واقع، ذهن آگاهی یعنی، بودن در لحظه با هر آنچه که اکنون هست، بدون قضاوت درباره آنچه اتفاق     می­افتد. یعنی تجربه واقعیت محض بدون توضیح. ذهن آگاهی را می­توان به عنوان شیوه «بودن[16]» یا یک شیوه «فهمیدن[17]»توصیف کرد که مستلزم درک کردن احساسات شخصی است و مطمیناً به طور ضمنی شامل ایجاد و اصلاح راهی برای نزدیک تر شدن به تجربیات فردی شخصی از طریق مشاهده شخصی نظام­مند است که این کار شامل به تعویق انداختن تکانه­ها، ارزیابی کردن و قضاوت کردن به طور عمدی است و توانایی انجام فرصت­های چند گانه برای حرکت فراسوی عادات قدیمی که نسبت به آنها شرطی شده­ایم، پردازش فکر امتحان نشده و واکنش پذیری هیجانی را فراهم می­کند(سگال[18] و همکاران، 2002).

ذهن آگاهی مستلزم راهبردهای رفتاری، شناختی و فرا شناختی ویژه برای متمرکز کردن فرآیند توجه است که به نوبه خود به جلوگیری از خلق منفی– فکر منفی– گرایش به پاسخ های نگران کننده و رشد دیدگاه جدید و پدید آور افکار و هیجان­های خوش آیند منجر می­شود(سگال و همکاران 2002).

شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، از روی مدل کاهش استرس مبتنی بر روش ذهن آگاهی کابات–زین  ساخته شده و اصول درمان شناختی به آن اضافه شده است. این نوع شناخت درمانی شامل مدیتیشن­های مختلف، یوگا­ی کشیدگی، آموزش مقدماتی درباره افسردگی، تمرین مرور بدن و چندین تمرین شناخت درمانی است که ارتباط بین خلق، افکار، احساس و حس های بدنی را نشان می­دهد. تمامی این تمرین­ها به نوعی توجه به موقعیت­های بدنی و پیرامون را در«لحظه حاضر» میسر می­سازد و پردازش های خودکار افسردگی زدایی را کاهش می­دهد(یونسی و رحیمیان بوگر، 1378).

ذهن آگاهی معمولاً به عنوان حالت آگاهی و داشتن توجه به آنچه که در زمان حال روی می­دهد تعریف     می­شود(براون و رایان[19]، 2003). پژوهش­ها نشان می­دهد که افزایش حضور ذهن با انواع پیامد­های سلامتی نظیر کاهش درد(کابات زین، 2003) اضطراب، افسردگی(کابات زین و همکاران، 1992)، خوردن مرضی(کیستلر و هال[20]، 1999) و استرس(اسپکا[21]و همکاران ، 2000) ارتباط دارد. حضور ذهن می­تواند در رهاسازی افراد از افکار اتوماتیک، عادت­ها و الگو­های رفتاری ناسالم کمک کند و از این رو نقش مهمی را در تنظیم رفتاری ایفا می­کند(رایان و دسی[22]، 2000). به علاوه با افزودن وضوح و حیات به تجربیات می­تواند سلامتی و شادمانی را به همراه داشته باشد. بسیاری از نظریه­های آسیب شناسی روانی و روان درمانی اهمیت آگاهی، حضور و مشاهده­گری را در سلامت روانی مورد بحث قرار داده­اند(بروین[23]و همکاران ، 1998).

بر طبق این یافته ها، محقق در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال می باشد که آیا درمان شناختی مبتنی برذهن آگاهی(MBCT) به عنوان یک درمان تکمیلی باعث افزایش خودکارآمدی و کاهش افسردگی افراد تحت درمان اعتیاد می­شود.

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق

اعتیاد به عنوان یک بیماری جسمی – روانی عامل بوجود آمدن بسیاری از مشکلات در جامعه می باشد، مانند مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… و مهمترین سازه اجتماعی که همان خانواده می­باشد را مورد آسیب و تحت تاثیر قرار می­دهد که بررسی این بلای خانمان سوز اهمیت زیادی دارد.

با توجه به تبیین­های صورت گرفته می­توان مشاهده کرد که اعتیاد پدیده پیچیده­ای است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد، همچنین جنبه­ های زیادی از زندگی را تحت تاثیر قرار می­دهد لذا تبیین شکل گیری آن نیاز به بررسی های نظری گسترده و عمیق دارد.

طبق بررسی های صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که در بررسی عوامل موثر در اعتیاد متغییر­های  «افسردگی» و «خودکارآمدی» و« درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT)»  کمتر مورد توجه دقیق بوده اند لذا لازم دیدیم بررسی های بیشتری در این زمینه بر اساس این روش درمانی انجام دهیم.

بنابراین بر آن شدیم تا با ارایه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT)به افراد وابسته به مواد مخدر، خودکارآمدی و مقابله با افسردگی این افراد را افزایش دهیم و توان مقابله آنها را با این شرایط روحی و روانی را ارتقا بخشیم.

1-4- اهداف پژوهش

تعیین اثر بخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان

تعیین اثر بخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر کاهش افسردگی در افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان

1-5- سوالات پژوهش

آیا درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی افراد مبتلا به اعتیاد تاثیر دارد؟

آیا درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر کاهش نشانه های افسردگی افراد مبتلا به اعتیاد تاثیر گذار است؟

1-6- فرضیه ­های پژوهش

با در نظر گرفتن اهمیت و اهداف پژوهش حاضر به دو متغیر پرداخته شده در این پژوهش دو فرضیه را مد نظر قرار می دهیم که به شرح زیر است.

درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) باعث افزایش خودکارآمدی در افراد مبتلا به اعتیاد می­شود.

درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT)باعث کاهش نشانه های افسردگی در افراد مبتلا به اعتیاد می­شود.

1-7- تعاریف متغیر­ها

با مدنظر قرار دادن موضوع پژوهش تحت عنوان بررسی اثر درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی و کاهش افسردگی بر روی افراد تحت درمان وابسته به مواد مخدر  سنین بین 25 تا 45 سال و نوع درمان در نظر گرفته شده، متغیر­های وابسته و سن مراجعین، 5 مفهوم را در نظر گرفته و به تعاریف آنها می­پردازیم.

1-7-1- اعتیاد

اعتیاد[24]، به استفاده اجباری از دارو، بدون توجه به عواقب ناخوشایند آن، اطلاق می شود. بسیاری از حالات اعتیاد، بر اثر استفاده مکرر از دارو، به صورت تدریجی و مرحله به مرحله ایجاد می شود و می تواند تا مدت­ها بعد از محرومیت از دارو به طول انجامد(کوب، 1997؛ به نقل از زرین دست و رضایف،1381).

تعداد صفحه :166

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com

 متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات شاهرود

دانشکده علوم انسانی، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجة کارشناسی ارشد (M.A.)

گرایش : “بالینی”

عنوان :

بررسی  اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت

تابستان 1394

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                      صفحه

چکیده 1

فصل اول : کلیات پژوهش

1-1- مقدمه. 3

1-2- بیان مسئله. 5

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش.. 10

1-4- اهداف پژوهش.. 12

1-4-1- هدف اصلی. 12

1-4-2- اهداف فرعی. 12

1-5- فرضیه های پژوهش.. 12

1-5-1- فرضیه اصلی. 12

1-5-2- فرضیه های فرعی. 12

1-6-  متغیرهای پژوهش.. 13

1-6-1- شناخت درمانی. 13

1-6-2- ذهن اگاهی. 13

1-6-3- استرس شغلی. 13

فصل دوم : ادبیات و پیشینه پژوهش

2-1- شناخت درمانی. 15

2-1-1- درآمدی بر شناخت درمانی. 15

2-1-2- انواع درمان از طریق  شناخت درمانی. 17

2-1-3- روش های شناخت درمانی. 18

2-2- ذهن آگاهی. 25

2-2-1- درآمدی بر ذهن آگاهی. 25

2-2-2- خصوصیات ذهن آگاهی. 26

2-2-3- عناصر ذهن آگاهی. 30

2-2-4- تئوری های ذهن آگاهی. 33

2-3- استرس شغلی. 39

2-3-1- درآمدی بر استرس شغلی. 39

2-3-2- رویكرد هانس سلیه به استرس شغلی. 41

2-3-3- رویكرد هولمز و راهه به استرس شغلی. 43

2-3-4- رویكرد لازاروس به استرس شغلی. 45

2-3-5- رویكرد كان به استرس شغلی. 47

2-3-6- رویكرد وار در زمینه استرس شغلی. 49

2-4- پیشینه تحقیق. 52

فصل سوم : روش شناسی تحقیق

3-1- طرح تحقیق. 62

3-2- جامعه آماری.. 63

3-3- نمونه و روش نمونه‏گیری.. 63

3-4- ابزار اندازه گیری.. 63

فصل چهارم : استخراج و تحلیل داده‌های تجربی

مقدمه. 67

4-1- آمار توصیفی. 67

4-2- آمار استنباطی. 71

فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری

5-1- بحث و نتیجه‌گیری.. 77

5-2- محدودیت های تحقیق. 81

5-3- پیشنهادها 81

پیوست ها و ضمائم

پیوست ها وضمائم 84

منابع و مأخذ

منابع فارسی. 87

منابع لاتین. 90

چکیده

در این تحقیق به «بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت » پرداخته شده و سؤال اصلی بدین ترتیب تدوین شده است که به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟ طرح پژوهش حاضر نیمه­آزمایشی بوده كه در حیطه تحقیقات آزمایشی جای می­گیرد . جامعه تحقیق حاضر را تمامی کارکنان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت تشكیل می‌دهند که با بهره گرفتن از روش نمونه­گیری تصادفی ،  تعداد 120 نفر (60 نفر کنترل و 60 نفر آزمایش)  به ­عنوان نمونه انتخاب شدند . در این تحقیق از پرسشنامه استرس شغلی کامکاری و همکاران (1381) که دارای روایی و اعتبار مطلوبی است ، به­ عنوان ابزار استفاده شده و در نهایت ،  با بهره گرفتن از مدل آماری تحلیل کواریانس به آزمون سؤال­های تحقیق ارائه گردید ، یافته­های تحقیق نشان داد که اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر «استرس شغلی» در سطح 01/0=α معنی­دار است و می‌توان از روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر « استرس شغلی » استفاده نمود . لازم به ذکر است ، از آنجایی که میزان  شدت اثر 48/0 می­باشد ، مطرح می­شود که میزان تأثیر آموزش درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر « استرس شغلی » در حد مطلوب است  .

واژه­های کلیدی: شناخت­درمانی ،  ذهن اگاهی،  استرس شغلی.

مقدمه

امروزه در محیط­های کار هزینه بیماری­های مزمن مرتبط با کار در حال افزایش است که خود دلیلی آشکار برای وجود استرس شغلی می­باشد. در دهه­های اخیر ، مطالعات گوناگونی بر روی ارتباط بین کار، استرس و پیامدهای آن در شاغلان بخش سلامت انجام شده است . در این مطالعات موضوعاتی از قبیل  بهره­وری، حوادث شغلی، غیبت از کار و افزایش آسیب­های جسمانی و ذهنی در گروه­های مختلف شغلی مورد بررسی قرار گرفته­اند . از میان گروه­های مختلف شغلی ، شاغلان بخش سلامت به ویژه آنهایی که در محیط بیمارستان مشغول به کار هستند ، استرس شغلی بالاتری را تجربه می­کنند. در میان شاغلان بخش سلامت ، پرستاری به ­عنوان یکی از مشاغل با ریسک بالا برای خستگی و بیماری شناخته شده است. استرس شغلی منجر به کاهش خلاقیت ناخشنودی شغلی احساس بی کفایتی افسردگی و کاهش کیفیت مراقبت پرستاری می شود ( قانعی قشلاق و لیئی و رضایی 1392)

از سویی دیگر ، مطرح می­شود که امروزه تحولات نوینی در علم روان‌شناسی به وجود آمده و موجب بروز تخصص‌های فزاینده‌ای گردیده كه از جمله آن­ها می‌توان به بروز رشته‌های متفاوت روان‌شناسی كاربردی تأكید نمود . شاخه‌های متعددی كه در تقسیم‌بندی انجمن روان‌شناسان آمریكا به عنوان رشته‌های تخصصی روان‌شناسی مطرح شده است ، به بهره‌گیری و استفاده از اصول و قوانین روان‌شناختی در رویارویی با جهان پیرامون معطوف است . این وضعیت منجر شده تا رشته‌های نوین علم روان‌شناسی، به عنوان رشته‌های كـاربردی تعریف شوند  . برای مثال، روان‌‌شناسی مدیریت[1]، روان‌شناسی كاركنان[2] و روان‌شناسی مهندسی[3] از جمله رشته‌های كاربردی هستند كه در طیف وسیع روان‌شناسی كار و سازمانی به وجود آمده‌اند. در روان‌‌شناسی كاركنان كه به عنوان زیر مجموعه‌ای از رشته كاربردی روان‌شناسی كار و سازمانی شناخته می‌شود ، نیروی انسانی و شناسایی ویژگی‌های روان‌شناختی كاركنان از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است. در این رشته نوین، مباحثی از قبیل استرس شغلی، رضایتمندی شغلی و … مطرح گردیده که تلاش می‌شود تا با بهره گرفتن از شیوه‌های مدیریت راهبردی[4] بتوان زمینه مساعدی برای توسعه منابع انسانی فراهم ساخت. در حیطه روان‌شناسی كاركنان به وضعیت استرس شغلی و تأثیرات آن بر روی سلامت جسمانی و روانی كاركنان توجه ویژه‌ای مبذول می‌گردد.

همچنین ، ارتباط تنگاتنگی بین مدیریت راهبردی و روان‌شناسی كاركنان مشاهده می‌شود، زیرا تعامل پیچیده‌ای بین عوامل شغلی و عوامل فردی وجود دارد . در دنیای صنعتی حاضر ، براحتی نمی‌توان اثرات تكنولوژی و تولید انبوه را بر روی تن و روان كاركنان بررسی كرد . این تنیدگی تا بدانجا رسیده است كه انسان ، بدون تعامل با محیط‌های سازمانی و دنیای صنعتی ، موجودیت خود را باز نمی‌یابد . حتی برخی از نظریه‌پردازان فراتر از این رفته و معتقدند كه هویت انسانی در پشت چهرة اقتصاد ، فرهنگ سازمانها، مؤسسات تولیدی ، كارخانجات صنعتی و … قرار می‌گیرد  . با این وجود ، روان‌شناسان كاركنان اعتقاد دارند كه باید دامنه جزئی‌نگری را افزایش داده و با دقت بیشتری به تعامل كاركنان و محیط شغلی‌شان پرداخته و جلوه‌گاه های متفاوتی را منعكس ساخت . در این رهگذر، شناسایی عوامل سازمانی و شغلی مخرب كه بر كاركردهای زیستی ، روانی و اجتماعی افراد تأثیر می‌گذارند ، از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار می‌باشد ( بوگ و کوپر[5]،  2001 ).

هنگامیكه كارمندان با تقاضاهای محیطی متعددی روبرو می‌شوند و به دنبال برآورده نمودن نیازهای شغلی می‌باشند ، حداكثر تلاش خویش را نموده تا از این طریق بتوانند انطباق‌پذیری شغلی را فراهم سازند. در مواقعی كه تقاضاهای شغلی فراتر از ویژگی­های شخصیتی و خزانه رفتاری فرد قرار می‌‌گیرند ‌، استرس شغلی به وجود می‌آید . اینگونه استرس­های شغلی طیف وسیعی از عوامل شغلی و سازمانی را در برگرفته و تأثیرات متفاوتی را بر روی كاركنان برجای می‌گذارند . از این­رو ، امروزه روان‌شناسان كاركنان به دنبال این می‌باشند كه با شناسایی استرس­های شغلی از یك سو و بررسی ویژگی‌های روان‌شناختی كاركنان از سوی دیگر، انطباق‌پذیری شغلی را به وجود آورند ؛ زیرا استرس­های شغلی عوارض مخربی را بر كاركردهای زیستی ، روانی و اجتماعی كاركنان بر جای می‌گذارد (کاهن و بییوسیر[6]، 2005).

به بیانی دیگر، استرس از پدیده­هایی است که در جوامع امروزی و سازمانهای جدید به طور گسترده­ای بر جو سازمان روابط انسانها و بهداشت روانی آنها تاثیر می­گذارد و بهره­وری را کاهش داده و سبب مشکلات رفتاری و تعارض در سازمان شده است . استرس عبارت است : از پاسخ انطباقی به شکل واکنش به وقایع یا موقعیت­های بیرونی فرد که سبب خواسته­های روانی و جسمانی فوق­العاده از او می­شود (باوندپور، 1392).

یکی از ویژگی­های انسان موفق کسب مهارت­های لازم برای مدیریت بر استرس خود است . با توجه به مشغله‌های مختلف روزمره ، نشخوارهای فکری مداوم و شرایط پر استرسی که پیرامون اکثریت افراد به ویژه در محیط کار وجود دارد ، اهمیت مدیریت کردن بر ذهن بیش از پیش نمایان می‌شود . برای مدیریت ذهن لازم است قوانین ذهن را به درستی شناخت و با مدیرت بر آن ، از حداکثر توانمندی ذهن بهره برد . ذهن آگاهی راهکاری موثر برای دستیابی به حداکثر توانمندی ذهن و مدیریت بر آن است (براون و راین[7]، 2013).

 ذهن آگاهی یا حضور ذهن به معنای آگاهی از افکار، رفتار، هیجانات و انگیزه­ها است ؛ به طوری که بهتر بتوان آنها را مدیریت و تنظیم کرد . به عبارت دیگر، ذهن­آگاهی به معنای توجه کردن به شیوه­ای خاص است. یعنی توجه و تمرکزی که سه عنصر «بودن در حال حاضر»، «هدفمند» و «بدون قضاوت» در آن دخالت دارد، این نوع توجه موجب افزایش آگاهی، شفافیت و وضوح و پذیرش واقعیت در حال حاضر می­شود. حضور ذهن صحیح بدان معنا است که شخص آگاهی خود را از گذشته و آینده به حال حاضر معطوف میکند. زمانی که فرد در حال حاضر حضور داشته باشد ، واقعیت را با تمام جنبه­ های درونی و بیرونی­اش می­بیند و در می­یابد که ذهن به دلیل قضاوت و تعبیر و تفسیرهایی که انجام می­دهد، دائما در حال نشخوار و گفتگوی درونی است. از این­رو، در تحقیق حاضر به «بررسی اثربخشی شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه سازی مصرف سوخت» پرداخته شده است تا از این طریق بتوان تعیین نمود که به چه میزان شناخت­درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می­تواند در کاهش استرس مؤثر باشد .

1-2- بیان مسئله

ابهامات گوناگونی پیرامون اثرات ذهن­آگاهی و استرس شغلی وجود دارد ، وقتی فرد در می­یابد که ذهن دائما در حال تعبیر و تفسیر است ، قادر می­شود با دقت بیشتری به افکار خود توجه کند و بدون بیزاری یا قضاوت آنها را مورد بررسی قرار دهد و علت وجود آنها را دریابد ، تمرین حضور ذهن این توانایی را به فرد می­دهد که دریابد «افکار صرفا افکار هستند» و زمانی که می­فهمد افکارش ممکن است حقیقت نداشته باشند ، راحت­تر می­تواند آنها را رها کند. انسان همواره پیام­ها یا صداهایی را از طریق ذهن استدلالی خود می­شنود. بسیار مهم است که وی از پیام­هایی که در طی فکر کردن از ذهن خود می­شنود آگاه باشد ، درگیر افکارش نشود و بتواند آنها را رها کند.

 علاوه بر این فرد با مشاهده دقیق واقعیت درونی خود درمی­یابد که خوشحالی، کیفیتی نیست که وابسته به عناصر بیرونی و تغییرات دنیای بیرون باشد و زمانی اتفاق می­افتد که فرد وابستگی به افکار، موضع گرفتن و برنامه­های ذهنی از پیش تعیین­شده را رها کند و در نتیجه رفتارهای خود ، کاری را که برای رسیدن به موقعیتهای لذت­آور یا فرار از موقعیت­های دردناک انجام می­دهد، کنار بگذارد و به رهایی برسد.  یکی از اصول مهم در حضور ذهن «رها کردن»[8] است. انسان معمولا و به طور کلی به خیلی چیزها چسبیده است: به باورها ، رویدادهای خاص، زمانهای خاص ، یک منظره ، یک خواسته و … زمانیکه یاد بگیرد این چیزها را رها کند ، نسبت به آنها آگاهی و پذیرش بیشتری کسب    می­کند و بدین ترتیب مشکلات و مسائل را با ذهنی شفاف­تر و گشوده­تر بررسی خواهد کرد (هایدیک[9]، 2010).

توانایی درک این موضوع که دیگران واجد حالات ذهنی­ای (افکار، تمایلات و عقاید) هستند که     می­توانند با حالات ذهنی خود فرد و یا واقعیت متفاوت باشد «تئوری ذهن» نامیده می­شود (فلاول[10]، 2000؛ پریماک و وودراف[11]، 1978؛ به نقل از حسن­زاده، 1384).

 گرچه ذهن­آگاهی از تعلیمات قدیمی شرقی نشات گرفته است ولی امروزه در غرب جایگاه ویژه­ای را به خود اختصاص داده است و توسط اساتیدی همچون ژوزف گلداشتاین، جک کورن­فیلد و شارون سالزبرگ تدریس می­شود . ذهن­آگاهی توسط بسیاری از روان­شناسان بالینی در غرب به ­عنوان یک ابزار غیر دارویی برای کاهش استرس و اضطراب مورد استفاده قرار می­گیرد ، همچنین تحقیقات اخیر نشان­دهنده نقش درمانی ذهن­آگاهی است که بر بسیاری از مشکلات جسمی و روانی، دردهای مزمن و استرس اثر مثبت و مفید دارد (میلیگان، بادلی و فیلیپ[12]، 2010).

در تحقیقات انجام شده توسط سعید صادقی (1394) به بررسی میزان{ اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن اگاهی

مهارت مقابله با استرس و دارو درمانی بر کاهش افسردگی زنان مطلقه شهر اصفهان} پرداخته و نتایج ان حاکی از تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی MBCT)) نسبت به سایر مداخلات تفاوت معناداری (05/0>P )در کاهش افسردگی ، نگرشهای ناکارامد و اصلاح مهارت های مقابله با استرس در زنان مطلقه شهر اصفهان داشته است .

کابات­زین ، برنامه کاهش استرس بر مبنای ذهن آگاهی (MBSR)[13] را در غرب رواج داده است. MBSR یکی از  شیوه­ های پزشکی مکمل است که در بیش از 200 بیمارستان آمریکایی ارائه شده و موضوع برخی مطالعات تحقیقی در مرکز ملی طب مکمل و جایگزین می­باشد ، این تکنیک همچنین در برخی روش­های روان­درمانی جدید از جمله شناخت درمانی بر مبنای ذهن آگاهی (MBCT)[14] استفاده می­شود. تحقیقات اخیر نشان می­دهد که MBCT می­تواند برای پیشگیری از اختلالات ذهنی و افسردگی استفاده شود (بار[15]، 2003).

رایج­ترین روش آموزش ذهن آگاهی ، آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر كاهش استرس (MBSR)[16] است كه به شكل برنامه كاهش استرس و برنامه آرامش­آموزی شناخته می­شود (کابات- زین، 1982، 1990).    پژوهش­ها از این نتایج حمایت كردند كه برنامه MBSR می­تواند اثرات مثبتی بر مؤلفه­ های مختلف مانند ذهن آگاهی و ابراز وجود و اضطراب امتحان داشته باشد. هارتون- داتسچ و هارتون (2003) نشان دادند كه با افزایش ذهن آگاهی در پردازش اجتماعی از جنبه های گوناگون تعارضات متقابل درون فردی، تغییراتی حاصل می­شود. آن­ها دریافتند كه میزان آگاهی، خودتنظیمی و بازیابی تعادل نیز با افزایش ذهن آگاهی، بهبود می­یابد . یافته­های چین، كریر و اسمیلك[17] (2006) نشان می­دهد كه آگاهی متوجه و هوشیارانه و توجه آگاهانه در هنگام تكلیف ،  به طور معكوس با خطاهای توجه مرتبط هستند و هر چقدر این میزان بیشتر باشد، میزان خطاهای توجه كاهش می­یابد. دكیسر ریز، لیجس ، لیسن و دوولف (2008) با مطا لعه مهارت­های ذهن آگاهی و رفتار درون فردی نشان دادند كه چهار مؤلفه از مؤلفه­ های ذهن آگاهی (مشاهده­گری، توصیف، عمل همراه با آگاهی و پذیرش بدون قضاوت) با مهارت­های ذهن آگاهی همبستگی مثبت و بالایی دارند، همچنین این مؤلفه­ها با توصیف و تشخیص بهتر احساسات بدنی و اضطراب و آشفتگی كمتر همراه هستند. میت مانسگروبر، بك و اسچابلر[18] (زیر چاپ) در بررسی خود در مورد حمایتگرهای ذهن آگاهی در اجتناب عملی، فرا هیجان و تنظیم هیجانی، دریافتند كه تحت شرایط استرس­زا آگاهی هشیارانه بیماران در ابتدا به سرعت افزایش یافته و سپس تنزل می یابد. در بررسی تاثیر مراقبه ذهن آگاهی بر كاهش درد مزمن در بیماران ، مورون، لینچ، گریكو، تیندل و وینر[19] (زیر چاپ) دریافتند با آموزش مراقبه ذهن آگاهی در این بیماران ، درد مزمن آن ها كاهش وكیفیت خواب آن­ها بهبود یافته و نیز میزان توجه فراگیر این افراد به طور معنی داری افزایش یافت (گل­پور و امینی، 1391)                                                                                           

در تحقیق سمانه (1393) { پیرامون اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر کمال گرایی} نتایج نشان داد تفاوت میانگین دو گروه در متغیرکمال گرایی و دو مولفه ان شامل نشخوار فکر و نیاز به تائید در پس ازمون می باشد به گونه ایی که میزان کمال گرایی و دو مولفه ان شامل نشخوار فکر و نیاز به تائید کاهش یافت به نظر می رسد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی تاثیر مطلوبی در کاهش کمال گرایی داشته است .

در تحقیق افسانه نیک نفس (1393) { بررسی پیش بینی استرس تحصیلی بر اساس مولفه های ذهن اگاهی با واسطه گری خود کارامدی تحصیلی در دانشجویان }نتایج نشان داد که از بین مولفه های ذهن اگاهی توصیف و عمل توام با اگاهی پیش بینی کننده منفی و معنادار استرس تحصیلی هستند ، همچنین در این میان خود کارامدی تحصیلی پیش بینی کننده منفی و معنادار استرس تحصیلی بود از دیگر مولفه های ذهن اگاهی توصیف عمل توام با اگاهی و عدم واکنش پیش بینی کننده مثبت و معنادار خود کارامدی بود .

در تحقیق زرین زرین سادات لاریجانی (1393) مقایسه { اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فرا شناختی در دانشجویان با نشانه های افسردگی نشخوار فکری اجتناب تجربه ای و باورهای فرا شناخت } نتیجه این تحقیق به این شرح است،  شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فراشناختی در بهبود نشخوار فکری اسیب شناسی و علائم افسردگی موثر است و در کاهش اجتناب تجربی و درمان فرا شناختی و باورهای مثبت و منفی اثربخشی بیشتری دارد .

خدیجه اعراب شیبانی(1392){اثربخشی مداخلات روانشناسی بر شاخص های سلامت جسمی و روان بیماران دیابتی نوع 2}، نتایج نشان داد که مداخله های گروهی شناخت رفتاری ذهن اگاهی مبتنی بر شناخت درمانی و افزایش انگیزه تاثیر بیشتری در بهبود شاخص های کیفیت زندگی و نگرانیهای ناشی از دیابت  نوع 2 داشته اند .

صداقتی باروق(1392) به بررسی {اثربخشی اموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر روی افسردگی مادران دارای کودک فلج مغزی} نتیجه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی قادر به کاهش نشانه ها و پیشگیری از بازگشت افسردگی می گرددو در این میان حمایتهای اجتماعی برنامه اموزش و روان درمانی موثر است.

ناصر واحدی (1392) بررسی { اثربخشی اموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی بر افزایش بهزیستی افراد نابینا}، نتایج نشان داد که اموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن اگاهی می تواند بهزیستی ذهنی افراد نابینا را افزایش دهد.

 در تحقیق گل­پور و امینی (1391) پیرامون {اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود ذهن آگاهی و افزایش ابراز وجود در دانش­آموزان مبتلا به اضطراب امتحان}، مشخص گردید تحلیل واریانس چند عاملی بر روی تفاضل نمر­ه­های پیش­آزمون- پس­آ­زمون بین گروه­های آموزش ذهن آگاهی و گواه در متغیرهای ذهن آگاهی و ابراز وجود و اضطراب امتحان تفاوت معنی­داری وجود دارد ، روش آموزش كاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود ذهن آگاهی ، افزایش ابراز وجود و اضطراب امتحان مؤثر بود.

باباپور، پورشریفی، هاشمی و احمدی (1391) به بررسی {رابطه مؤلفه­ های فراشناخت و ذهن آگاهی با باورهای وسواسی دانش­آموزان} پرداختند. نتایج همبستگی نشان داد تمام ابعاد فراشناخت با باورهای وسواسی رابطه مثبت و معنادار دارد، اما ازمؤلفه های ذهن آگاهی، توصیف تجارب درونی، عدم واكنش به تجارب درونی و عدم قضاوت به تجربه درونی رابطه منفی و معنی­دار با باورهای وسواسی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نیز نشان داد متغیرهای كنترل ناپذیری افكار، خودآگاهی شناختی و توصیف تجارب درونی به طور معناداری تغییرات باورهای وسواسی را تبیین می­كنند.

در برخی دیگر از پژوهش­های انجام گرفته مطرح شده است که محققین و صاحب­نظران در مدیریت و رهبری سازمانی نیز مدتی است که در اندیشه بررسی استفاده از مفهوم ذهن­آگاهی در مباحث مختلف این حوزه هستند. به طور واضح ، موضوعات مدیریت استرس و رهبری بر خود در مدیران و کارکنان می‌توانند نزدیک‌ترین موضوعات به ذهن­آگاهی باشند. اما برخی محققان، ذهن آگاهی را پیش نیاز حل مسایل سازمانی، درک صحیح شرایط محیطی ، شناخت صحیح از نقاط قوت و ضعف سازمان و عاملی مهم در ثبات فکری و تفکر کارکنان می‌دانند. از این­رو ، در تحقیق حاضر به «بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت» پرداخته شده است تا از این طریق بتوان به میزان اثربخشی روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی نائل آمد. بنابراین، سؤال اصلی تحقیق بدین ترتیب مطرح می­شود:

به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس شغلی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟

با تأکید بر سؤال اصلی می­توان سؤالات فرعی را به شرح زیر مطرح کرد:

به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس­های ماهیت شغل کارکنان شرکت  بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟

به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس­های سازمانی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟

به چه میزان روش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس­های محیطی کارکنان شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت مؤثر است؟

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

از آنجایی كه بخش عمده‌ای از افراد هر جامعه را جمعیت شاغل تشكیل می‌دهند، از این­رو ، ضروری است تلاش­های فزاینده‌ای برای کاهش استرس شغلی این افراد صورت گیرد. این وضعیت در كشور ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است ، زیرا صنعتی شدن كشورهای در حال توسعه منجر به تغییرات سریعی در محیط­های اجتماعی می‌شود و این وضعیت، زمینه‌های افزایش استرس شغلی را به وجود می‌آورد. در مواقعی كه استرس شغلی افزایش می‌یابد ، نه تنها اختلالات جسمانی عارض می‌شود ، بلكه واكنش‌های روان‌تنی به­عنوان پاسخی در برابر استرس­های شغلی آشكار می‌گردند و در نهایت كاركردهای اجتماعی نیز مختل می‌شود. تاكنون از سوی مسئولان طب صنعتی و بهداشت شغلی، شناسایی و مهار آن دسته از عوامل روانی- اجتماعی محیط كار كه آثار نامطلوب بر سلامت دارند ، مورد توجه قرار نگرفته است و تنها روان‌شناسان كار و سازمانی توجه خاصی را به این عوامل مبذول می­دارند. این افراد با تأكید بر اصول روان‌شناسی كاركنان اعتقاد دارند كه شناسایی عوامل زیستی ، روانی و اجتماعی تشدید كننده استرس شغلی، می‌‌تواند اطلاعات مفید و گرانبهـایی را در اختیار مدیریت منابع انسانی قرار دهد (خواجه­پور، 1389).

با این حال، عوامل زیستی، روانی و اجتماعی مرتبط با بهینه سازی مصرف سوخت را نمی‌توان تنها در محدوده‌های خاصی در محیط كار و ساختار شغلی بررسی كرد و باید عوارض آن را در ساختارهای اجتماعی و تحولات خانوادگی بررسی نمود. برای مثال ، مدیران واحدهای تابعه  که در بخشهای ستادی فعالیت دارند و با مسئولیت‌های خطیری روبرو هستند ، همواره در معرض  استرس­های شغلی بوده و ممكن است عوارض شدیدی را به نسل‌های دوم و شاید سوم نیز انتقال دهند (معصومیان، شعیری، شمسو  مومن­زاده، 1392).

تحقیقات نشان می دهد استرس مخرب (بازدارنده) بر عملکرد شغلی کارکنان اثر منفی و مستقیم دارد و استرس سازه( چالش برانگیز) نیز بر تعلق خاطر شغلی کارکنان اثر مستقیم و مثبت داشته و تعلق خاطر شغلی کارکنان نیز اثر مثبت و مستقیم بر عملکرد شغلی انها دارد همچنین اثر واسطه گری تعلق خاطر شغلی بین استرس سازه  چالش برانگیز وعملکرد شغلی کارکنان تایید گردید .(حسین عباسی 1393)

در نهایت، می‌توان عنوان نمود كه كاركنان ناراضی، بی‌انگیزه و بیمار، مشكلات فراوانی را در زمینه‌های شغلی نشان می‌دهند و اثرات مخربی را در بهره‌وری سازمان بر جای می‌گذارند. آنها همواره رفتار شغلی غیرمسئولانه‌ای دارند و كاركرد شغلی دیگر كاركنان را تخریب می‌كنند. این وضعیت را مسئولین مدیریت منابع انسانی و روان‌شناسان كاركنان دریافته و به دنبال این هستند كه در راستای کاهش استرس­های شغلی بتوانند برنامه‌های كاربردی علم روان‌شناسی را به اجرا درآورده و بازدهی بیشتری را در مدیریت استرس­های شغلی بوجود آورند. كاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی موجب تعدیل نشانه­های اضطراب و نگرانی و اضطراب صفت در افراد مبتلا به اختلال اضطراب می­گردد. تانی، لوتان و برنستین (2012) در بررسی پیامدهای آموزشی ذهن آگاهی بیان كردند كه آموزش مهارت های ذهن آگاهی به لحاظ آماری و بالینی به طور معنی­داری موجب كاهش نشانه­های خلق آسیب­پذیر ، اضطراب و استرس می­شود (زارع، فیضی و محبوبی، 1389).

«ذهن آگاهی» بر اساس آموزش یکسری تکالیف به صورت هشیار و خودآگاه است. هر تمرین به طور هدفمند و آگاهانه می­تواند ظرفیت و توانایی نظام پردازش اطلاعات ، را افزایش دهد. تمرین­های ذهن آگاهی می­تواند به عنوان یک نظام هشدار اولیه مانع شروع یک انفجار یا سیل قریب الوقوع شود. شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، نوید تازهای در تبیین رویکرد درمان شناختی رفتاری است. آموزش ذهن آگاهی مستلزم یادگیری فراشناختی و راهبردهای رفتاری جدید برای متمرکز شدن روی توجه، جلوگیری از نشخوارهای فکری و گرایش به پاسخهای نگران کننده است و همچنین ، باعث گسترش افکار جدید و کاهش هیجانات ناخوشایند می­شود (کری­جی[20]، 2004؛ به نقل از احمدوند، حیدری نسب، شعیری،( 1391).

در واقع تئوری ذهن به توانایی فهم باور کاذب یا عقیده نادرست دیگران اشاره دارد ، موضوعی که پایه و اساس رشد شناختی در کودک می­باشد (ولف، وانت، سیگل، 2002؛ پترسون و سیگل[21]، 2000). تئوری ذهن در عمل به کودک ابزاری قدرتمند می­دهد تا با آن به اکتشاف، پیش­بینی و تغییر رفتار دیگران دست بزند (راسل[22] و همکاران، 1998). توانایی­هایی که رسماً با تئوری ذهن مرتبط می­باشند عبارتند از : رشد اخلاقی، فهم توالی جهل و عقیده نادرست، تمایز ظاهر و واقعیت و به کار بردن اصطلاحات که بیان کنند حالت ذهن هستند (فری[23]، 1993؛ لزلی[24]، 1987؛ به نقل از راسل و همکاران، 1998). در حال حاضر در پژوهش­ها، به سه نوع تفاوت در رشد تئوری ذهن توجه قابل ملاحظه­ای می­شود که عبارتند از تفاوت­های درون فرهنگی[25]، بین فرهنگی[26] و بین نوعی[27] (فلاول و میلر[28]، 1998؛ به نقل از لوئیس و کارپندل[29]، 2002).

تعداد صفحه :102

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  asa.goharii@gmail.com