پایان نامه

پایان نامه با موضوع سرطان

سَرَطان (به پارسي سره: چَنگار) يعني رشد، تکثير و گاهي انتشار غير طبيعي سلول‌هاي بدن.  تقسیم نامتقارن سلول‌های بدن. سلول‌های سرطانی از سازوکارهای عادی تقسیم و رشد سلول‌ها جدا می‌افتند. علت دقیق این پدیده نامشخص است ولی احتمال دارد عوامل ژنتیکی یا مواردی که موجب اختلال در فعالیت سلول‌ها می‌شوند در هسته سلول اشکال وارد کنند، مانند مواد رادیو اکتیو، مواد شیمیایی و سمی یا تابش بیش از حد اشعه‌هایی مانند نور آفتاب . در یک جاندار سالم، همیشه بین میزان تقسیم سلول، مرگ طبیعی سلولی و تمایز، یک تعادل وجود دارد.

سرطان - دانلود پایان نامه

سرطان شامل همه انواع تومورهای بدخیم می‌شود . که در پزشکی آنها را بیشتربا نام نئوپلاسم می‌شناسند. وقتی که یکی از سلول های بدن توسط عوامل مختلف رشدی غیر طبیعی می کند و باعث رشد غیر عادی سلول های دیگر می شود و در نهایت منجربه تولید تومر میشود که آن قسمت را از کار می اندازد وبه قسمت های دیگر نیز سرایت می کند. احتمال بروز سرطان در سنین مختلف وجود دارد ولی احتمال بروز سرطان با افزایش سن زیادتر می‌شود . سرطان باعث ۱۳٪ مرگ‌ها است،   بر طبق گزارشانجمن بهداشت آمریکا ۷٫۶ میلیون نفر بر اثر سرطان و در سال ۲۰۰۷ مرده‌اند  . سرطان تنها ویژه انسان نیست و همه جانوران وگیاهان پرسلولی نیز ممکن است به سرطان دچار شوند. سرطان بیماری پیش رونده است .(ویکی‌پدیا ، 1393)

 بدن انسان از ميليونها ميليون سلول تشکيل شده است که در کنار هم، بافتهايي مانند ماهيچه ها، استخوان و پوست را مي‌‌سازند. بيشتر سلول‌هاي طبيعي بدن در پاسخ به تحريکاتي که از داخل و خارج بدن به آنها وارد مي‌‌شود، رشد و توليد مثل مي‌کنند و در نهايت مي‌‌ميرند. اگر اين فرآيند در مسير تعادل و صحيح خود اتفاق بيفتد، بدن سالم مي‌‌ماند و عملکرد طبيعي خود را حفظ مي‌‌کند. اما مشکلات، زماني شروع مي‌‌شود که برخي از ژن‌هاي يک ياخته طبيعي دچار جهش شده و سلول به يک سلول سرطاني تبديل شود. سرطان يک بيماري ژنتيکي است. يک ياخته طبيعي ممکن است بدون هيچ دليل واضحي به يک سلول سرطاني تبديل شود، ولي در اغلب موارد، تبديل در اثر مواجهه مکرر با مواد سرطان زا مانند الکل و دخانيات صورت مي‌‌گيرد. شکل ظاهري و نيز عملکرد سلول‌هاي سرطاني شده با سلول‌هاي طبيعي تفاوت دارد. جهش يا تغيير ايجاد شده در DNA يا ماده ژنتيکي سلول اتفاق مي‌‌افتد. DNA همان مسئول کنترل شکل ظاهري و عملکرد سلول است. وقتي DNA يک سلول تغيير مي‌‌کند، آن سلول با سلولهاي سالم کنار خود تفاوت مي‌‌يابد و ديگر کار سلول‌هاي طبيعي بدن را انجام نمي‌دهد. اين سلول تغيير يافته از سلولهاي همسايه اش جدا مي‌‌شود و نمي‌داند چه زماني رشدش بايد به پايان برسد و بميرد. به عبارت ديگر سلول تغيير يافته از دستورها و علائم داخلي که سلولهاي ديگر در کنترل آنها هستند، پيروي نمي‌کند و به جاي هماهنگي با سلولهاي ديگر خودسرانه عمل مي‌‌کند.

اين سلول جهش يافته تقسيم و به 2 سلول جديد ” جهش يافته ” تبديل مي‌‌شود و اين فرآيند به همين ترتيب ادامه مي‌‌يابد تا همان يک سلول به توده‌اي از سلولها که تومور ناميده مي‌‌شود، تبديل مي‌‌گردد. گاهي اين تومورها خوش خيم بوده و رشد نمي‌کنند. ولي در صورتي که سلولهاي تومور رشد کنند و تقسيم شوند و سلولهاي طبيعي اطراف خود را از بين ببرند و به نقاط ديگر بدن هم دست اندازي کنند، تومور بدخيم محسوب مي‌‌شود. بزرگ‌ترين خطر تومورهاي بدخيم، توانايي آنها در حمله به بافتهاي سالم و پخش شدن در بدن است. هر چه تومورها رشد کنند و بزرگ‌تر شوند، جلوي رسيدن مواد غذايي و اکسيژن را به سلولهاي سالم مي‌‌گيرند و با پيشرفت سرطان، سلولهاي سالم مي‌‌ميرند و عملکرد و سلامت بيمار از بين مي‌‌رود. اگر جلوي اين فرآيند گرفته نشود، سرطان به مرگ مي‌‌انجامد.

 در حالت معمولی تعداد افزایش سلول‌ها کنترل می‌شود(A). ولی در حالت سرطانی ازدیاد سلول‌ها کنترل نمی‌شود(B).

در سال 2005، در دنيا 6/7 ميليون نفر جان خود را به دليل ابتلا به سرطان از دست داده اند. در سال 2020، 16 ميليون نفر به سرطان مبتلا مي شوند و در همين زمان، سالانه 10 ميليون نفر از اين بيماري مي ميرند. در 10 سال آينده در صورتي كه اقدامي صورت نگيرد 85 ميليون نفر بدليل سرطان خواهند مرد. بيش از 70% موارد مرگ و مير ناشي از سرطان در كشورهاي داراي درآمد پايين يا متوسط است. اما مشكل واقعي سرطان بيشتر از اين اعداد است چرا كه يك سوم بيماران دچار افسردگي و اضطراب در حد باليني هستند و همچنين به دليل از دست رفتن درآمد و لزوم تامين مخارج درمان، آسيب شديدي به عملكرد اقتصادي خانواده وارد مي شود.

با اين حال، از سرطان مي توان رهايي جست زيرا بيش از 40% موارد سرطان قابل پيشگيري هستند و ثلث ديگر بيماران در صورت تشخيص به موقع قابل درمان قطعي مي باشند. در بقيه بيماران نيز كه غير قابل درمان هستند، انجام درمان هاي حمايتي به بهبود كيفيت زندگي بيماران كمك اساسي خواهد نمود.

در آخرين آمار در كشورما، سرطان با 4/9% بعد از گروه بيماريهاي دستگاه گردش خون ( 4/33% ) و سوانح مسموميت و خودكشي ( 4/13% ) به عنوان سومين علت مرگ مطرح گرديده است. در هرسال در كشور حدود 100 هزار مورد جديد سرطان بروز مي نمايد. تفاوت بازري در نحوه بروز سرطان و ميزان آن در مناطق مختلف جغرافيايي كشور مشاهده شده است. در برنامه ريزي ملي مبارزه با سرطان، تحقيقات سرطان داراي نقش اساسي و محوري است.با توجه به هزينه زياد درمان سرطان در مراحل پيشرفته بيماري، سرمايه گذاري در امر تحقيقات سرطان از نظر اقتصادي نيز مقرون به صرفه است . (mums.ac.ir ، 1393)

اغلب سرطانها به سه دسته تقسيم مي‌‌شوند:

کارسينوما: به انگلیسی: Carcinoma رشد بدخیم (سرطان) سلولهای اپیتلیال را گویند که به بافتهای اطراف نفوذ نموده و توانایی متاستاز نیز دارد. کارسینوما از سلولهای تمایز یافته‌ای بوجود آمده‌اند که رفتار و شکل خاصی دارند مثلاً کراتین یا موسین یا انواع هورمون تولید می‌کنند. تشخیص کارسینوماهای تمایز نیافته از روی مورفولوژی آنها مشکل است ولی از آنجایی که کارسینوما معمولاً حاوی کراتین هستند تشخیص کراتین با بهره گرفتن از ایمونوهیستوشیمی به تشخیص و نوع درمان این تومورها کمک می‌کند. ایمونوهیستوشیمی:یک واکنش متقابل بسیار اختصاصی میان مولکولها یا به عبارت بهتر واکنش میان یک آنتی‌ژن و آنتی بادی آن است. (ویکی‌پدیا ، 1393)

سارکوما: سارکوم به انگلیسی: Sarcoma یا چنگار گوشتی به هر یک از گروه تومورهای بدخیم که سلولهای با پایه مزودرم یا بافت همبندی (و هرنوع بافت با قابلیت جایگزینی به‌جای دیگر بافت‌ها)را هدف قرار دهد گفته می‌شود. این تومورها اگر به‌هنگام و زمان ابتدایی تشخیص داده شوند در حالت خوش‌خیم باقی می‌مانند اما به علت متاستازی سریع از راه مجاری خونی در زیرگروه بدخیم قرار دارند. در پزشکی برای ابتلای هر زیرگروه ویژه٬ یک نام ویژه نیز درنظر گرفته می‌شود مانند لنفوسارکوم که به نئوپلازی در دستگاه لنفاوی گفته شده و در گره‌های لنفاوی واقع در  گردن٬ آکسیلا و کشاله نمود می‌یابند.  (ویکی‌پدیا ، 1393)

سرطان - دانلود پایان نامه

لوسمي و لنفوماها: شامل سرطانهايي است که از سلول‌هاي تشکيل دهنده خون و سلولهاي ايمني منشاء مي‌‌گيرد.

در کشورهاي غربي، سرطان پوست شايع‌ترين سرطان است و پس از آن سرطان سينه، شش، پروستات، روده بزرگ، مثانه و رحم قرار دارد.

راه هاي پيشگيري

عدم استفاده بي‌اندازه از مشروبات الکلي و دخانيات

صرف غذاهايي که به صورت آب پز تهيه مي‌‌شود.

عدم استفاده از غذاهايي که آثار سوختگي در آنها نمايان است.

استفاده از سبزيجات و انواع ميوه‌ها

استفاده کمتر از گوشت قرمز

رعايت کامل امور بهداشتي

انکوژن

انکوژن‌ها ژن‌هاي تغيير يافته‌اي هستند که بحالت عادي پروتئين‌هايي را، که در کنترل رشد و تکثير سلول‌ها نقش دارند، بيان مي‌‌کنند. اين ژن‌ها در حالت عادي پروتوانکوژن ناميده مي‌‌شوند. ولي در صورت بروز جهش در پروتوانکوژن‌ها، آنها به انکوژن‌ها تبديل مي‌‌شوند. انکوژن‌ها باعث بروز سرطان مي‌شوند. جهشهايي که پروتوانکوژنها را به انکوژنها تبديل مي‌‌کنند، اغلب باعث بيان بيش از حد فاکتور‌هاي کنترلي، افزايش تعداد ژن‌هاي کد کننده آنها و يا تغيير فاکتور‌هاي کنترلي بصورتي‌که فعاليت فاکتور‌ها، افزايش يابد و يا نيمه عمر آنها در سلول زياد شود، مي‌‌گردد. ابتدا انکوژنها در ويروس ها کشف شدند که انکوژن هاي ويروسي ناميده مي شوند. به واسطه جهش در پروموتر پروتو انکوژنها آنها به انکوژن ها فعال تبديل شده و بيان آنها زياد شده، تکثير سلولها افزايش يافته و تومور ايجاد مي شود.

در مجموع چهار گروه ژن مسئول تقسيم سلولي به شمار مي‌روند:

۱- آنکوژن‌ها (ژن‌هاي عامل تومور) (Oncogene) که در شرايط عادي در فرستادن پيام به سلول براي تکثير نقش دارند. اختلال و تغيير در اين سلول‌ها منجر به تکثير نامنظم سلول شده و سلول سرطاني بشمار مي‌رود.

۲- ژن‌هاي سرکوبگر تومور- (Tumour suppressor genes) اين ژن‌ها پروتئين‌هاي خاصي را توليد مي‌کنند که در شرايط عادي وظيفه معکوس آنکوژن‌ها را داشته و به سلول پيام توقف تکثير مي‌دهد. يکي از مهم‌ترين ژن‌هاي اين گروه ژني‌ به نام p۵۳ است.

۳- ژن‌هاي خودکشي – (Suicide genes) خودکشي سلول‌ها يا مرگ سلول يکي از مهم ‌ترين عوامل پيچيده سلولي است که به سلول توانايي خودکشي در شرايط غيرمعمول را مي‌دهد تا مانع شيوع تکثير و آسيب‌ديدگي به ساير سلول‌ها ‌شود. هنگامي که ژن‌هاي خودکشي آسيب پيدا کنند ديگر قادر به فعاليت خود براي نابود کردن سلول معيوب نبوده و سلول سرطاني محسوب مي‌شود.

۴- ژن‌هاي ترميمي دي ان اي- (DNA repairing genes) اين ژن‌ها مسئول ترميم دي ان اي آسيب ديده و معيوب هستند که با ترشح پروتئين‌هاي متفاوت زمينه ترميم دي ان اي آسيب ديده را فراهم مي کنند. اما زماني که خود اين ژن هاي ترميمي دي ان اي آسيب مي بينند، سلول، ديگر توانايي ترميم خود را از دست داده و اختلالات ژنتيکي و ترميم نشدن دي ان اي منجربه سرطان مي‌شود.

تومور

تومور يک توده غير طبيعي از سلول هاست. سلولهاي تومور به دلايلي که هنوز ناشناخته هستند، رشد مي‌کنند و رشد آنها بدون توجه به نيازهاي بدن است. و از آنجايي که مواد غذايي سلولهاي طبيعي را از خون جذب مي‌کنند بنابراين غالبا براي بدن زيان‌آور هستند. تومورها را غالبا نيوپلاسم‌ها (NeoPlasms) يا نورشديافته مي‌نامند.

بافتهاي بدن به دنبال آسيب يا خسارت ديدن در اثر فرسودگي طبيعي سلولها بطور دائم ترميم و با سلولهاي جديد جايگزين مي‌گردند. بنابراين بطور کلي، رشد و ترميم بسته به نيازمنديهاي بدن بطور دائم روي مي‌دهند. اندام‌هاي خاصي مي‌توانند از نظر اندازه بزرگ شوند (هيپرترومي) يا تعداد سلولهايشان را افزايش دهند (هيپرپلازي) و اين در صورتي است که کار خواسته شده از آن اندام بيش از ظرفيت آن باشد.

تومورهاي خوش‌خيم

تومورهاي خوش‌خيم به آهستگي و به صورت تصاعدي رشد کرده و به بافتهاي ديگر تهاجم نمي‌نمايند. اين تومورها روي بافتهاي مجاور فشار وارد مي‌کنند. ولي رشدشان ممکن است پس از مدتي قطع شود و آنگاه بدون تغيير باقي مي‌مانند. سلولهاي تومورهاي خوش‌خيم معمولاً شبيه به سلولهاي بافتي که از آن بوجود آمده‌اند هستند. با برداشتن کامل اين تومورها با عمل جراحي ديگر عود نمي‌کنند. معمولاً طول عمر بيمار را کوتاه نمي‌کنند. البته وجود تومورهاي خوش‌خيم در محلهاي خاصي ممکن است کشنده باشد. زيرا ممکن است اين تومورها در کار يک اندام حياتي دخالت نمايند. تومورهاي خوش‌خيمي که در مغز بوجود مي‌آيند خارج کردن کامل آنها غالبا مشکل يا غير ممکن است و بنابراين فشار ناشي از اين تومورها که در داخل کاسه سر به ساختمانهاي مجاور وارد مي‌شود ممکن است باعث مرگ گردد.

تومورهاي بدخيم

تومورهاي بدخيم به طور تصاعدي رشد کرده و اگر جلوي رشدشان گرفته نشود به طرق مختلف باعث مرگ بيمار مي‌گردند. اين تومورها سريعا رشد کرده و سلولهاي تشکيل‌دهنده آنها از سلولهاي تومورهاي خوش‌خيم کمتر تمايز يافته‌اند. به عبارت ديگر اين تومورها تمايل دارند که همانند بافت جنيني که از آن عضو اصلي (قبل از سرطاني شدن) توسعه پيدا کرده باشند. تومورهاي بدخيم غالبا به ساير بافتها انتشار يافته (متاستاز) و برداشتن موضعي تومور در اطراف خط قطع کردن تومور است.

انتشار تومورهاي بدخيم با تهاجم مستقيم به بافتها مجاور و همچنين با تشکيل تومورهاي ثانويه در اندام‌هايي که دور از محل تومور اوليه هستند، صورت مي‌گيرد. متاستازها بطور خيلي شايع در غدد لنفاوي، ريه‌ها، کبد، استخوانها، غدد فوق کليوي، کليه‌ها و مغز يافت مي‌شوند. تومورهاي اصلي به عنوان رشد اوليه شناخته شده و متاستازها رشدهاي ثانويه ناميده مي‌شوند. به دليل اينکه

انتشار تومورها

انتشار اين تومورها به نواحي دور، از سه راه صورت مي‌گيرد:

انتشار لنفاوي سلولهاي تومور در داخل عروق لنفاوي مجاور رشد کرده و از يکديگر جدا شده و به غدد لنفاوي آن منطقه منتقل مي‌شوند، که در آنجا ممکن است رشد ثانويه روي دهد. رشد ثانويه ممکن است در نهايت غده لنفي را نابود ساخته و مجدداً به داخل عروق لنفاوي راه يافته و از طريق سيستم لنفاوي به سمت جلو پيشروي ‌نمايد.

انتشار عروقي سلولهاي تومور ممکن است به مويرگ‌ها يا وريدهاي محلي حمله کرده و از طريق جريان خون به سمت جلو حمل شوند. اين سلولها در شبکه‌هاي ميرگن ساير اندامها مستقر شده و آنگاه رشد ثانويه ممکن است صورت گيرد. سلولهاي تومور که وارد شاخه‌هاي وريد باب مي‌شوند تمايل به مستقر شدن در کبد دارند.

سلولهايي که وارد وريدهاي سيستماتيک مي‌شوند تمايل به استقرار در ريه‌ها دارند. به هر حال، برخي از سلولهاي تومور، از طريق مويرگهاي ريوي عبور کرده و ممکن است رشد ثانويه را در ساير بافتها ايجاد کنند. سلولهاي بدخيم ناشي از تومورهاي اوليه ريه ممکن است به همين طريق وارد گرش خون سيستماتيک شده و رشدهاي ثانويه را در بافتها ديگر تشکيل دهند.

انتشار توسط عمل کاشتن سلولهاي تومورهايي که داراي يک پرده سروزي هستند ممکن است از آن جدا شده و روي قسمت‌هاي ديگر آن پرده کاشته شوند. به عنوان مثال، کارسينوماي تخمدان ممکن است به اين طريق در سرتاسر حفره صفاق پخش شود. تهاجمات موضعي و انتشار متاستاتيک تومورهاي بدخيم، خارج ساختن کال آنها را فوق‌العاده مشکل مي‌سازد. سرعت رشد تومورهاي بدخيم بطور قابل توجهي فرق مي‌کند. ولي بطور کلي، هرچه سلولها کمتر تمايز يافته باشند، تومور سريعتر رشد مي‌کند.

تومورهاي بدخيم ممکن است در ابتدا هيچ علامت کلينيکي نداشته باشند ولي با پيشرفت رشد، تحليل رفتن عضلات و آنمي شديد از علائم شايع است. مرگ ناشي از تومورهاي بدخيم بدلايل مختلفي روي مي‌دهد ولي عوارضي از قبيل پنوموني يک دليل شايع اين مرگها است. تومورهاي داخل مجاري گوارشي با ايجاد انسداد مي‌توانند باعث مرگ گردند. و يا ندرتا مرگ در اثر نارسايي کبد به خاطر وجود متاستازها در آن روي مي‌دهد. تومورهايي که در مغز قرار دارند معمولاً به خاطر اعمال فشار روي مغز باعث مرگ مي‌گردد.

متاستاز

متاستاز به مهاجرت سلولهاي سرطاني از يک بافت به بافت ديگر، گفته مي‌شود. در برخي از سلولهاي توموري تعداد اندکي از خصوصيات سلول اوليه تغيير مي‌کند و سلول توموري هنوز کم و بيش شبيه سلول اوليه‌اي که از آن منشأ گرفته مي‌باشد. تومورهايي که در اثر اين سلولها پديد مي‌آيند تومورهاي خوش‌خيم ناميده مي‌‌شود. تومور هاي خوش‌خيم، گسترش محدودي دارند و تومور، فقط در همان محل سلول اوليه مشاهده مي‌شود. اما در برخي از سلولهاي توموري در اثر جهشهاي بيشتر، اغلب خصوصيات سلول اوليه تغيير مي‌کند. اين سلولها پروتئين هايي را بيان مي‌کنند که در حالت عادي در سلولهاي نرمال، بيان نمي‌شوند. همچنين در اين سلولها از بيان برخي از پروتئينها، جلوگيري مي‌شود. اين تغييرات در بيان پروتئينهاي سلولي باعث مي‌شود سلول سرطاني، ارتباط خود را با سلولهاي مجاور از دست دهد و با تجزيه ماتريس بين‌سلولي، از محل اوليه خود مهاجرت کرده و به محل ديگري برود و در آنجا نيز باعث ايجاد تومور شود. به عمل مهاجرت سلولهاي سرطاني از محل اوليه به محلي ديگر، متاستاز، و به اين نوع تومورها، تومورهاي متاستاتيک يا تومورهاي بدخيم گفته مي‌شود.