پایان نامه

معماری برای کودکان (پایان نامه)

دنیای کودکان دنیایی است با قوانین و قواعد خاص خود، این دنیا وابسته به تخیل کودکانه، خلاقیت و قوانین بی حدو مرز کودکان معماری درخور آنها را می طلبد چرا که طراح ب اید با خلق فضایی متناسب با روحیات مخاطب خود احساس رضایت و آرامش او را پاسخ دهد. برای اینکه معمار بتواند این روحیات را درک کند نیازمند مطالعه این تفکر می باشد.

هنری که در ارتباط با کودکان قرار می گیرد و آنان را مخاطب اصلی خود می پندارد، ویژگی­های مشترکی را دربر می گیرد که گاهی مفاهیم در آن اشتباه می شود.

برخی از مهمترین ویژگی ها در معماری کودکان عبارت است از:

– دوری از پیچیدگی

– متناسب بودن با تخیل کودکان و دوری از واقع گرایی و در عین حال بیان واقعیت

– استفاده از تشابه و استعاره و سمبل در انتقام پیام

– استفاده از رنگ به منظور جلوگیری از یکنواختی و به کارگیری تنوع بیشتر

– به کارگیری ریتم­های تند و کند و در عین حال ساده

– استفاده از خطوط نرم و در شخصیت دهی تصاویر

– اغراق در تناسبات واقعی

– تناسب با فرهنگ و خواسته های درون کودکی

– رک گویی و نشاط (نوری محمدری، 1380).

کودک و فضا

تمام اتفاقات و برخوردهایی که روی کودکان تأثیر می گذارند در فضایی که آنها را دربر گرفته شکل می­گیرد. پیشرفت شناخت از خود هم ارز و مکمل ادراک فضا است این مقوله برای انسان بالغ هم وجود دارد.

تعلیم و تربیت موفق و صحیح باید بدون ایجاد برخوردهای جدی، کودک را در پیدا کردن موقعیتش در فضا و محیط زندگیش یاری دهد؛ تا بتوانند مرکزیت خود را در آن بیابد.

منظور از این فضا، یک محدوده سرد هندسی نیست؛ بلکه به منظور فضایی فعال و تاثیرگذار است. این فضا در عین حال هم امنیت است و هم آزادی و یا حداقل وعده آزادی و فضایی که ما را دربرگرفته است در شکل گیری شخصیت ما شرکت می کند و خلوت ما را محافظت می نماید. این فضا، برحسب هر شخص یا دوران های مختلف زندگی، بزرگ و کوچک می­شود. فرد می تواند به راحتی در این فضا که به نسبت اعمال او کوچک یا بزرگ می شود، خود را بیابد. پس فضا یک محیط عادی نیست، بلکه یک واقعیت روانشناختی زنده و پویا است. این فضا نباید خود را تحمیل کند بلکه باید متناسب با شخصیت انسان (استفاده کننده­ی فضا) شکل گیرد.

معمار، از طریق فضایی که به وجود می آورد به نوعی در تربیت افراد و ایجاد هویت نقش دارد؛ مسئولیتش، به دلیل حساسیت و تاثیرپذیری کودکان، در طراحی فضاهای مربوط به آنها بیشتر است. مصاحبه­ها و بررسی های متعدد نشان داده است که درک یک کودک از فضا با درک ما کاملا متفاوت است. او تمام تصاویر معمارانه را برحسب هوش لحظه­ای و تخیلش تحلیل می­کند. فضای زیر پله که یک روز برایش حکم کلبه را دارد، روزی دیگر او را می­ترساند. نرده و حصار، در عین دادن حسن امنیت به او، می­توانند موجب اضطرابش بشوند. ورودی­ها و خروجی­ها اهمیت ویژه ای دارند. پیش بینی های فضاهای انتقالی چون دهلیز، رواق و… می­تواند از سختی جدا شدن از فضای خانواده بکاهد. (پارسا، 1385)

3-1-1. حس دریافتی کودک از فضا

از آنجایی که کودکان دنیای تخیلی خاص خویش را دارند، بسیاری از آنان در سنین زیر 7 سال، دنیا را آن طور که باید مجسم می­کنند، نه آن گونه که هست و همین امر باعث می شود محیط کودکان آن فضایی نباشد که معمار بدون شناخت، آن را طراحی می­کند. آن چنان که وقتی معماری بر نمودهای سنتی زندگی از طریق تفاوت­های مفهومی تاثیر می­گذارد، برخوردهایی مطرح می شود که قبل از آن به طور کامل پنهان بودند و این چنین است که آشکار و هویدا می شوند. شکل کلی فضای معماری کودکان از عناصری منحصر به فرد، برجسته و آنچه برانگیزنده احساسات وی است، سرچشمه می­گیرد. اشکال خالص هندسی رفتار کودک را مورد توجه قرار می دهند و اجازه نمی­دهند تا مفاهیم گوناگون در جزئیات تصویری کودکانه مدفون بماند. نقاشی های کودکان نشان می دهد که کودکان در تصوراتشان، فضا را چگونه می بینند. آنها به طور دقیق و کامل، (به عنوان کاربر) فضا را قبول کرده و آن را با جزئیات در ترسیماتشان بیان می کنند، که خود مایع تعجب است. کودکان معمولاً دوست دارند در مورد این که اتاقشان چگونه دیده می شود، بحث کنند. آنها اظهارات مهمی می نمایند و نظراتی درباره رنگ اتاق و دیوارها و مبلمان مناسب خود را بیان می کنند و می خواهند در مورد آنها تصمیم پذیری شود. بدین گونه کودکان فرضیه طراحان را قطعی خواهند کرد. این فرضیه اساس طراحی خواهد بود که تصور کودکانه، اشکال معماری و شاخص مخصوص به خود را بر می انگیزد.

 

متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : معماری گرایش :معماری  عنوان :  مرکز درمانی و حمایت از کودکان سرطانی بارویکرد معماری سبز

 

ادراک فضا کار بسیار دشواری است. کودک باید در عین حال هم خود را با دنیای اطرافش تغییر دهد و هم این دنیا را تجزیه و تحلیل کند. این عمل را به وسیله شناختن اشیای اطرافش انجام می دهد. برای موفقیت در این تجربه او نیاز به همه احساسات و هوشش دارد.  کودک پیش دبستانی خیلی زود کنترل همه حرکاتش را به دست می گیرد. او می توند فکرش را بر روی چیزی متمرکز کند و می تواند در انجام کاری که برایش جالب است بسیار منظم و دقیق باشد. انجام یک سری اعمال بر طبق نظام منطقی برا یاو بسیار مهم است و نقشی اساسی در شکل گیری شخصیت او دارد. به دنبال هم قرار گرفتن این اعمال متفاوت بر اساس یک  نقشه ای از پیش تعیین شده­ی درونی، پیشرفت و پیروزی جدید در دنیای خارج است و به او دل و جرات می بخشد. همان طور که در سال های بعد، ورزش برای او سلامت، شجاعت و اعتماد به نفس را به همراه خواهد آورد. حرکت عامل مهمی در شکل گیری هوش است که از تجربیات محیط خارج تأثیر می پذیرد. به همین دلیل فراهم کردن موقعیت هایی برای انجام این تمرینات کودک، ضروری است.

باید برای فعالیت کودک، در جهت درک فضا، اهمیت زیادی قایل شد کودکی که به وسیله خمیربازی و یا تکه های مختلف مدتی را به ساختن یک چیز مشغول می شود، به ناچار به سوال هایی در مورد اجزای مختلف، ارتباط آنها با یکدیگر و با کل مجموعه، مواجه می گردد. به این ترتیب او نسبت به سازه هایی که بعدا در تمام طول زندگی به دنبال آنها خواهد گشتف، حساس می شود و علاقه ذهنی با لذت به وجود آمدن در هم می آمیزد. کودک برای هر چیز و هرکس که برایش جالب باشد، جایی در فضا تعیین می کند و از این که آنها را در سر جایشان پیدا کند، خوشحال می شود. مثلا کودکان با یک بزرگسال قایم موشک بازی می­کنند؛ اگر فرد بزرگسال جای قایم شدنش را تغییر بدهد ناراحت می شوند و فکر می کنند که او دیگر نمی خواهد با آنها بازی کند.

بازی از نظر آنها گشتن به دنبال کسی که در جایی ناشناخته قایم شده است، نیست. بازی پیدا کردن کسی است که محل قایم شدنش را می شناسد. این حساسیت به نظم نشانگر این است که کودک در درونش فضای خود را با تعیین جای مشخص برای اشیا که همانند نقاط نشانه هستند، می سازد. مدرسه به کمک بازی، ورزش و تجربیات متفاوت، امکانات جدیدی در این زمینه فراهم می کند. حیاط بازی، که کودک به تدریج آن را به تسلط خود در می آورد، تعلیم و تربیت او را کامل می کند. او کم کم بر ترس از این فضای وسیع و خالی غلبه می کند. تمرین نقاشی به تدریج او را نسبت به تناسبات صحیح، حساس می کند؛ چرا که هر کودک تصور حساسی از تناسبات دارد. نقاشی همچنین او را به تسلط داشتن به روش های بیان عقایدش عادت می دهد. در ابتدا، بیشتر کودکن به سختی می توانند سوژه­ی مودر نظرشن را در وسط کاغذ بکشند. هنگامی که موفق می شوند می توان اطمینان داشت که تسلط آنها بر فضا در مسیر صحیح قرار گرفته است.

کودک دبستانی تسلط هوشمندانه­ی عمیقی، نسبت به فضا پیدا می کند که این پیشرفت را می توان در نقاشی کودک مشاهده کرد. بازی برای همه کودکان لازم است. بازی وسیله ای برای تاکید برخورد و مواجهه با دیگران است. بازی همچنین روشی برای نظام بخشیدن هوشمندانه به فضا است. بیشتر بازی ها در زمینی صورت می گیرد که با قوانین خاصی محدود شده است. کودک این قوانین را دوست دارد؛ چون موانعی برای او به وجود می آورند که می تواند بر آنها غلبه کند. او گاهی خود بازی هایی ابداع می کند که قوانین خاصی دارند؛ مانند راه رفتن بر روی لبه پیاده رو، بدون قدم گذاشتن بر روی مرز بین موزاییک ها، یا پائین آمدن از پله یا پریدن از روی پله، این بازی های متعدد بیانگر نیازهای کودک است. او چه از نظر فیزیکی (کالبدی) و چه از نظر ادراکی، بر فضا تسلط دارد.

این فضا برای او از حالت مجزا خارج شده و اجتماعی است که دیگران جای مخصوص به خود را در آن دارند. او دیگر خود را به عنوان تنها مرکز فضا نمی شناسد. او قادر است سمت چپ و راست خود و فرد روبرویش را تشخیص دهد. کودک با قوانین پرسپکتیو آشنا شده است. او دیگر تضادی میان خصوصیت پیوستگی خط و ناپیوستگی نقاطی که آن را تشکیل می دهند، نمی بیند. او یاد گرفته است که ورای تغییرات محسوس را ببیند و تداوم بعضی از اصول ماده را در پس شکل ها و رنگ ها درک کند. (کرونر، 1385)