دسته بندی نشده

درمان تنظیم هیجان گراس و اختلال سوء مصرف مواد

تنظیم هیجان

گراس (2002) مدل فرایندی درمان مبتنی بر تنظیم هیجان را ارائه کرد که شامل پنج مرحله (شروع، موقعیت، توجه، ارزیابی و پاسخ) است و به اعتقاد وی هر مرحله از فرایند تولید هیجان، یک هدف نظم دهی بالقوه دارد ومهارتهای نظم جویی کننده هیجان میتوانند در نقاط مختلف این فرایند اعمال شوند (گراس و تامپسون ، 2007). گراس مدل فرایندی تنظیم هیجان را پشنهاد کرده است (گراس و جان، 2003). بر طبق مدل گراس (گراس، 2001) تنظیم هیجان شامل همه راهبردهای آگاهانه و غیر آگاهانه می شود که برای افزایش، حفظ و کاهش مولفه های هیجانی، رفتاری و شناختی یک پاسخ هیجانی به کار برده میشود. پاسخ های هیجانی، اطلاعات مهمی درباره تجربه فرد در ارتباط با دیگران فراهم می کنند. با این اطلاعات، انسانها یاد می گیرند که در مواجهه با هیجانات چگونه رفتار کنند، چگونه تجارب هیجانی را به صورت کلامی بیان کنند، چه راهکارهایی را در پاسخ به هیجانها به کار گیرند و در زمینه هیجان های خاص چگونه با دیگران رفتار کنند (اسماعیلی، 2011 ).

پایان نامه بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر تنظیم هیجان بر ناگویی خلقی و اجتناب تجربی

 

 

اختلال سوء مصرف مواد
وابستگی به مواد یک اختلال روانی است. این واژه که در تقسیم بندی های روانپزشکی سوء مصرف مواد تعریف شده است دومین اختلال شایع روانی است. به الگوی غیر انطباقی مصرف مواد گفته می شود که موجب تخریب یا ناراحتی قابل ملاحظه بالینی می شود و با یک یا چند علامت زیر ظرف یک دوره 12 ماهه تظاهر می کند، مصرف مکرر ماده مخدر در موقعیت هایی که برای مصرف کننده خطر فیزیکی در بر دارد؛ مصرف مکرر مواد علیرغم زیان شغلی در موقعیت های شغلی یا تحصیلی، مصرف مکرر مواد علیرغم مشکلات قانونی حاصل از آن، و بالاخره مصرف مکرر مواد علیرغم مشکلات اجتماعی یا بین فردی، به عنوان یک برچسب تشخیصی روانپزشکی، سوء مصرف مواد برای توصیف مواردی به کار برده می شود که سوء مصرف نسبتا دراز مدت (مثلا بیش از یک ماه) وجود داشته و به اختلال کارکرد اجتماعی و یا شغلی منجر گردیده است. نوع خاص دارو معمولا مشخص می گردد، مثل مصرف الکل، یا سوء مصرف آمفتامین (پور افکاری، 1389).