فایل های رشته حقوق

پایان نامه : آداب مشارکت اجتماعی زنان

 

مشارکت اجتماعی زنان از دیدگاه اسلام آدابی دارد و تجویز و ترغیب به حضور اجتماعی زنان با رعایت این آداب است. برخی از این آداب، مشترک میان مردان و زنان است که هر دو باید رعایت کنند و برخی دیگر به زنان اختصاص دارد.( جمعی  از دانشمندان ، حقوق و مسئولیت های زن در نظام اسلامی ، ج۲ ، ص۱۶۰ص  و۱۶۱)

 جزییات بیشتر درباره این پایان نامه:

 (فایل کامل موجود است)

پایان نامه : بررسی اشتغال زنان در فقه امامیه و حقوق ایران

 

 

الف) آداب مشترک :

۱- غض بصر: قرآن کریم زنان و مردان مؤمن را به غض بصر فرمان می‌دهد« به مردان با ایمان بگو دیدگان خود را فرو بندند و پاکدامنی ورزند… که این برای آنان پاکیزه تر است… زیرا خدا به آنچه می‌کنند آگاه است. و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را فرو بندند و پاکدامنی ورزند…( نور، آیات ۳۰ و ۳۱) غض بصر به معنای بستن دیدگان نیست، بلکه خودداری از نگاه فتنه انگیز است.در حدیثی می‌خوانیم: تمام چشم‌ها در قیامت گریان است مگر سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از گناه بسته شود و چشمی که در راه خدا بیدار بماند.( محسن قرائتی، تفسیرنور ، ج۸ ، ص۱۷۳)

حضرت علی (ع) فرمود:« العین مصائد الشیطان » چشم، قلاب شیطان است.( همان ، ص ۱۷۳)

۲- پرهیز از،دست دادن زنان و مردان نامحرم به همدیگر

و قال رسول الله (ص): « مَن صافح امرأه‌ی تحرم علیه فقد باء بسخط من الله »( محمد باقرمجلسی ، بحارالانوار ،۱۳۷۴ش ، ج ۷۶، ص ۱۰۱)

پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که با زن نامحرم مصافحه کند ( دست بدهد ) پس به تحقیق به غضب خداوند گرفتار شده است.

شهید مطهری به نقل از سید محمد کاظم یزدی در عروه الوثقی می‌نویسد: « لا یَجوزُ مُصافَحَهُ الْاَجنَبِیَه نَعَمْ لا بَأسَ بِها مِنْ وَراءِ الثَّوب » دست دادن با زن بیگانه جایز نیست ولی اگر جامه‌ای حائل باشد مانعی ندارد البته استاد آن را مشروط کرده اند به اینکه تلذذ و ربیه در کار نباشد.

از امام صادق (ع) در مورد دست دادن مرد با زن سؤال شد.

حضرت فرمود: با زنان نامحرم نمی توان دست داد مگر آنکه بر روی دست پوششی باشد و البته نباید کف دست را فشرد.( طبرسی ، مستدرک الوسائل ، ۱۴۰۸ق، ج۲۰ ، ص ۲۰۸) همچنین پیامبر(ص) در خطبه‌ی دیگری فرموده :

« مَن صافحَ أَمْرَأهً حراماً جاء یومَ الْقِیامَهَ مغلولاً ثُمَّ یُؤمَرْبه الی النُار » (مجلسی ، بحارالانوار ، ۱۳۷۴ش، ج۷۶، ص۳۶۳).

هر کس با زن نامحرمی دست بدهد، روز قیامت در حالی که سرافکنده است می‌آید و به او امر می‌شود که به جهنم برود.

۳- اجتناب از خلوت :

عن علی (ع) قال: « أخذ رسول الله (ص) البیعه علی النساء أن… لا یقعدن مع الّرجال فی الخلاء » (همان ،‌ج ۸۲، ص۱۰۱ ).

حضرت علی (ع) فرمود :« رسول خدا از زنان بیعت گرفتند که… با مردان (نامحرم ) در خلوت ننشینند.

۴- پرهیز از محادثه: گفت و گویی که هزل و لعب به همراه دارد و با نوعی فتنه انگیزی همراه شود، ممنوع است.

ابا بصیر گوید: « به زنی قرآن آموزش می‌دادم، با او مزاح و شوخی کردم. سپس نزد امام کاظم(ع) رفتم. آن حضرت به من فرمود: به آن زن چه گفتی؟ ( شرمگین شده) روی خود را پوشاندم.آن حضرت فرمود: به سوی او باز نگرد.»‌(همان ، ج ۴۶، ص ۲۴۷)

۵- جلوگیری از اختلاط زنان و مردان :

اسلام به خطرات ناشی از روابط آزاد جنسی کاملاً آگاه است. نهایت مراقبت را در برخوردهای زنان و مردان اجنبی دارد و تا حدودی که منجر به حرج و فلج نشود طرفدار دور نگه داشتن زنان از مردان است.( مطهری ، مسئله حجاب ،۱۳۸۴ ش ، ص ۲۱۳)

اسلام در عین اینکه به زنان اجازه‌ی شرکت در مساجد را می‌دهد، دستور می‌دهد به صورت مختلط نباشد. می‌گویند پیامبر اکرم(ص) در زمان حیات خویش اشاره کرد که در ورودی زنان به مسجد از در ورودی مردان مجزا باشد. روزی اشاره به یکی از درها کرد و فرمود:« لَوتَرَکْنا هذا الْبابَ لِلنَّساء » یعنی خوب است این در را به بانوان اختصاص بدهیم.

رسول خدا خوش نمی داشت که زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بیرون روند، زیرا فتنه‌ها از همین اختلاط‌ها بر می‌خیزد. فقها به همین مناسبت فتوا می‌دهند که اختلاط مردان و زنان مکروه است. (همان ، صص ۲۱۳ و ۲۱۴)

مرحوم آیت اله سید محمد کاظم طباطبائی یزدی می‌گوید: «یکره اختلاط الرجال بالنساء الاللعجائز۵» ( مختلط شدن مردان و زنان مکروه است مگر در مورد پیرزنان).

اسلام در عین اینکه نهایت مراقبت را برای پاکی روابط جنسی به عمل آورده است هیچگونه مانعی برای بروز استعدادهای انسانی زن به وجود نیاورده است بلکه کاری کرده است که اگر این برنامه دور از افراط و تفریط اجرا شود، هم روحیه‌ها سالمی ماند و هم روابط خانواده‌ها صمیمی تر و جدی تر می‌گردد و هم محیط اجتماع برای فعالیت صحیح  مرد و زن آماده تر می‌شود.( همان ، صص ۲۱۴ و ۲۱۵).

قرآن کریم در مورد دختران حضرت شعیب فرموده است:

«… قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لانَسقی حَتَی یُصْدِرَ الرِعاءُ… »( قصص ، آیه ۲۳).

«… (پس موسی جلو رفت و به آن دو زن ) گفت: منظور شما ( از این کناره گیری ) چیست؟ گفتند: ما ( برای پرهیز از اختلاط با مردان، گوسفندان خود را ) آب نمی دهیم تا اینکه همه‌ی چوپانان (مردان) خارج شوند.» در اینجا ملاحظه می‌کنیم که دختران شعیب پیامبر، به چوپانی (کار در خارج از منزل) اشتغال می‌ورزند، اما از اختلاط با مردان پرهیز می‌کنند و هرگز حیا و عفت خود را از دست نمی دهند و حاضر نشدند که به خاطر آب دادن به گوسفندان با مردان اختلاط پیدا کنند، لذا صبر می‌کنند و بعد از آن که مردان محیط را ترک گفتند،آن‌ها به کار خود مشغول می‌شوند. یعنی درست است که آن‌ها به خاطر نیاز و ضرورت این کار را آن‌جام می‌دادند اما این عمل مستلزم از دست دادن حیا و عفت نیست.

ب) آداب ویژه زنان :

۱- پوشش مناسب

حجاب و عفاف از واجبات و ضروریات دین مبین اسلام می‌باشد. از جمله احکامی که در قرآن به طور صریح برای زن بیان شده است.

پیرامون مسئله حجاب و عفاف مطالب بسیاری در کتب اسلامی ذکر شده است. آیات و روایات زیادی در این خصوص وارده شده است. کتاب‌های بسیاری در این رابطه به رشته‌ تحریر درآمده است. کتاب « مسئله حجاب» استاد شهیدمرتضی مطهری از نمونه آنها می‌باشد.

در این تحقیق هدف این نیست که به مسئله‌ی حجاب و عفاف به طور کامل پرداخته شود، بلکه از باب ضرورت و پیوستگی این مسئله با موضوع تحقیق، اشاره‌ای کوتاه به آن خواهد شد زیرا حجاب و عفاف از ضوابطی است که دین مقدس اسلام برای حضور زن در اجتماع معین نموده است، لذا پرداختن به آن در این پژوهش ضروری است. شهید مطهری درباره فلسفه پوشش اسلامی گفته است بعضی از جنبه‌ی فلسفسی حجاب، جنبه روانی است و بعضی جنبه‌ی خانه و خانوادگی و بعضی دیگر جنبه‌ی اجتماعی، و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او(مطهری ، مسئله حجاب ، ۱۳۸۴ ش ، صص ۷۶ و ۷۷ با تلخیص).

حجاب در اسلام از یک مسئله‌ی کلی تر و اساسی تری ریشه می‌گیرد و آن این است که اسلام می‌خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر، به محیط خانوادگی در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصرحاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی‌های جنسی به هم می‌آمیزد. اسلام می‌خواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.

کشاندن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. بر عکس آنچه که مخالفین حجاب خورده گیری کرده اند و گفته اند: « حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است» بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است.

آنچه موجب فلج کردن نیروی زن و حبس استعدادهای اوست حجاب به صورت زندانی کردن زن و محروم ساختن او از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنین چیزی وجود ندارد. اسلام نه می‌گوید که زن از خانه بیرون نرود و نه می‌گوید حق تحصیل علم و دانش ندارد…. و نه فعالیت اقتصادی خاصی را برای زن تحریم می‌کند. اسلام هرگز نمی خواهد زن بیکار و بی عار بنشیند و وجودی  عاطل و باطل بار آید.

پوشاندن بدن به استثنای وجه و کفین مانع هیچگونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت جویی‌های شهوانی است(همان ، ص ۸۴)… قرآن کریم پس از آن که توصیه می‌کند زنان خود را بپوشانند می‌فرماید: « ذَالِکَ اَدنی اَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُوْذَین » (احزاب ، آیه ۵۹) یعنی این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی دهند بهتر است و در نتیجه دورباش و حشمت آن‌ها مانع افراد سبک سر می‌گردد.( مطهری ، مسئله حجاب ، ۱۳۸۴ ش ، ص ۸۶).

اصل وجوب حجاب برای زنان از ضروریات دین اسلام است و منکر آن منکر حکم اسلام است و کسی که از روی عمد و آگاهی منکر ضروریات اسلام شود در حکم کافر است، مگر اینکه معلوم باشد که منکر خدا و یا رسول خدا (ص) نیست. ضروری  و واجب بودن حجاب برای زنان از نظر قرآن و گفتار پیامبر(ص) و امامان (ع) و به حکم عقل و اجماع و اتفاق رای فقهاء و علمای اسلام ثابت است.( جمعی از دانشمندان مسلمان، حقوق و مسئولیت های زن ، ۱۳۸۶ش ،ج۲ ، ص ۱۹۰).

آیات مربوط به این موضوع در دو سوره از قرآن مجید آمده است یکی سوره نور و دیگری سوره احزاب.

« وَ قُلْ لِلْمُؤمناتِ یَغضُضْنَ مِنْ اَبْصارِهِنَّ و یَحْفَظْنَ فُروجَهُنُّ وَ لا یُبدینَ زینَتَهُنَّ الا ما ظَهَرَ مِنْها وَلْیَضْرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ… »( نور،  آیه ۳۱).

( و به زنان با ایمان بگو: از بعضی نگاه های خود چشم پوششی کنند و دامن‌های خود را حفظ نمایند و جز آنچه (به طور طبیعی ) ظاهر است، زینت‌های خود را آشکار نکنند و باید روسری خود را به سینه و گریبان خود بیندازند.

ابن عباس در تفسیر این جمله [ این آیه ] گفته است: « تُغَطّی شَعْرَها وَ صَدْرَها و تَرائِبَها وَ سَوالِفَها »( مطهری ، مسئله حجاب ، ۱۳۸۴ ش ، ص ۱۳۹)یعنی زن، مو و سینه و دورگردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.

قرآن کریم می‌فرماید: « یا اَیُّهَا النَّبیُّ قُلْ لِازواجِکَ و بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُوْمنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابیبِهِنَّ ذلکَ اَدنی اَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤذَیْنَ وَ کانَ اللهُ غُفوراً رَحیماً »( احزاب ، آیه ۵۹).

ای پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که روسری‌های
خود را به خود نزدیک سازند این کار برای اینکه [به عفاف] شناخته شوند و مورد اذیت قرار نگیرند بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

نتیجه آنکه:

۱- پوشیدن لباسی که معرف شخصیت زن برای تأمین عفت و آبرو باشد لازم است.

۲- رفت و آمد زنان در خارج از منزل، با حفظ عفت عمومی مانعی ندارد(قرائتی ، تفسیر نور ،۱۳۸۳ش،ج ۹ ، ص ۴۰۰).

آموزه‌های دینی، عفاف را از واجبات و شخص عفیف را به منزله مجاهد شهید دانسته اند. در این میان، توصیه به عفاف بانوان جایگاهی ویژه دارد، چرا که خروج زن از مواضع عفاف علاوه بر پیامدهای شخصی، مخاطرات اجتماعی بیشتری در پی دارد، رعایت پوشش، حفظ اعتدال در رفتار و پرهیز از تبرج، شرط لازم برای تحقق عفاف است، که پیامد آن، پاکسازی فضای عمومی، ایجاد زمینه‌های امنیت اجتماعی و افزایش نشاط عمومی برای فعالیت اجتماعی است.( جمعی از دانشمندان حقوق و مسئولیت های زن ، ۱۳۸۶ش ،ج۲ ، ص۳۲).

از مجموع آنچه که بیان شد به این نتیجه می‌رسیم که نجابت و عفت از نشانه‌های یک مسلمان است، هدف از نجابت حفظ منزلت زن و مرد در هنگام تعامل با یکدیگر است، نجابت بدون حجاب ممکن نخواهد بود. حجاب، زن را از چشم نامحرم می‌پوشاند و برای وی احترام می‌آورد، حجاب و پوشش موجب سلب آزادی و کاهش حضور زن در جامعه نمی‌گردد، بلکه فعالیتهای مؤثر، مفید و بدون زیان آنان را ممکن می‌سازد، سلامت اخلاقی جامعه را بالا می‌برد، حریم وحرمت زن را حفظ می‌کند و آرامش روانی او را افزایش می‌دهد.

لازم به ذکر است که حجاب تنها به ستر و پوشش ظاهری اطلاق نمی شود. حجاب برای زن و مرد مجموعه‌ای از برخوردها و تعاملات رفتاری و گفتاری و مجموعه‌ی عفاف درونی و بیرونی را تشکیل می‌دهد.

پوشش و حجاب برای زن مسلمان به عنوان یک ارزش والا به حساب می‌آید و در واقع نوعی زیور و عبادت برای اوست و پیشتوانه‌ای برای ثبات و استحکام خانواده محسوب می‌شود.

 

۲- خودداری از استعمال بوی خوش

قال رسول الله(ص): « اذا استعطرت المراه فمرّت علی القوم لیجدوا ریحها فهی زانیه »( نهج الفصاحه ، ص ۱۷۷).

پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر زنی خود را معطر سازد و بر مردمی بگذرد تا بوی او را دریابند، (گویی ) زنا کرده است.

همچنین آن بزرگوار فرموده است: « اگر زنی به خود عطر بزند و از خانه اش خارج شود تا زمانی که به خانه مراجعت کند، لعنت می‌شود »( مجلسی  ، بحارالانوار ، ۱۳۷۴ش ، ج۱۰۳ ، ص۲۴۷).

بدیهی است اشتغال زنان در بیرون از خانه اگر مستلزم مواجهه با مرد نباشد این شرط لازم نیست، اما اصولاً خروج زن از منزل تا محل کار غالباً با مواجهه زن با مرد صورت می‌گیرد، شاید بتوان از این جهت به طور مطلق استعمال بوی خوش را ممنوع تلقی کرد.

۳- خودداری از به ناز سخن گفتن :

«… فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِه مَرَضٌ و قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»( احزاب ، آیه ۳۲) «… با صدای نرم و ظریف سخن مگوئید، مبادا  آنکه دارای قلب بیمار است، طمع کند، سخن پسندیده گویند.»

امام صادق(ع) فرمود: « حضرت رسول(ص) به زن‌ها سلام می‌کرد و زن‌ها هم جواب سلام او را می‌دادند. حضرت امیر(ع) نیز به زن‌ها سلام می‌کرد، ولی کراهت داشت از سلام کردن به زن‌های جوان و می‌فرمود: از این می‌ترسم از صدایش خوشم بیاید و ضرر عمل من بیشتر از اجری که طلب می‌کنم بشود.»( مجلسی  ، بحارالانوار ، ۱۳۷۴ش، ج ۴۰، ص ۳۳۵).

۴- وقار در رفت وآمد

همچنین در داستان دختران حضرت شعیب در قرآن آمده است:

« فَجاءتهُ إِحْداهُما تَمشی عَلَی اسْتِحیاءٍ… » (قصص ، آیه ۲۵).

« پس یکی از آن دو (زن) در حالی که با حیا و عفت راه می‌رفت به نزد او ( موسی) آمد…»

حیا از برجسته ترین کمالات زن در قرآن می‌باشد.( قرائتی ، تفسیر نور ، ج۹، ص ۳۹).

« پیامبر(ص) فرمود:… حیا نیک است ولی از زنان، نیکوتر است »( نهج الفصاحه ، ح ۲۰۰۶).

 

 

۳-۴- قوامیت و ریاست مرد بر خانواده

 

چرخاندن امور خانواده که مؤسسه‌ای کوچک ولی بسیار مهم است باید تابع ضوابط و تحت نظر مدیر و گرداننده‌ای باشد که امر مسئولیت آن را به عهده بگیرد. با توجه به توانایی هایی که خداوند در وجود مرد به ودیعه نهاده، مسئولیت زندگی وتنظیم امور خانواده و امرار معاش آن به دوش او گذاشته است. قوانین کشور ما که برگرفته از احکام اسلام می‌باشد به این مورد اشاره نموده است. همچنانکه در قانون مدنی آمده است «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است»( ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی) این ریاست آمیزه‌ای از حق و تکلیف برای مرد ایجاد می‌کند که از جمله فنون زندگی زناشویی محسوب می‌شود؛ به طوری که موفقیت در امور خانواده مرهون به کارگیری درست این حق و عدم افراط و تفریط در آن است. بنابراین عنوان ریاست مرد بر خانواده، عنوان جامعی است میان این دو موقعیت مرد، یعنی:

۱- ریاست و قوامیت شوهر بر زن، که در رابطه با حق زوجیت است.

۲- ریاست (ولایت ) پدر بر فرزند که در رابطه با حق پدر و فرزندی است.

دیدگاهتان را بنویسید