متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته حسابداری

با عنوان : مقایسه شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا روش تحلیل تکنیکال در گروه فلزات

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامي

واحد اراک

دانشکده مدیریت، گروه حسابداری

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد

گرايش: حسابداری

 عنوان:

مقایسه شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا روش تحلیل تکنیکال در

گروه فلزات اساسی بورس اوراق بهادار

برای رعایت حریم خصوصی اسامی استاد راهنما،استاد مشاور و نگارنده درج نمی شود

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

 چكيده:

بيشتر افراد به درستي از روشهاي سرمايه گذاري اطلاع ندارند ، آنها به طمع سود بيشتر و حداکثر کردن ثروت منابع مالي وپس اندازهاي خود را در بازارهاي مختلف سرمايه گذاري مي کنند .بعضي از مردم به دنبال سود کمتر وبدون ريسک هستند.به همين جهت منابع مالي که در اختيار دارند را در بانک واوراق مشارکت سرمايه گذاري مي کنند .گروه ديگر مردم منابعی که در اختیار دارند،را در بازارهايي که خود در آن مشغول کار هستند،سرمايه گذاري مي کنند و گروه ديگر در بازار هاي فلزات گرانبها ،ارز وسهام وارد شده وبا پذيرش ريسک بيشتر انتظار منافع بيشتري نيز دارند در اين ميان تحليل تکنيکي به علت اينکه در بيشتر بازارها کاربرد فراواني دارد، مورد توجه تعداد زيادي از سرمايه گذاران قرارگرفته است.تجزيه تحليل تکنيکي فرايند بررسي حجم معاملات ،ودر نظر گرفتن قيمتهاي گذشته ،براي تعيين قيمت آتي سهام ،ارز و… مي باشد. در واقع تحليل گران تکنيکال با اين عقيده که همه عوامل در قيمت لحاظ شده وبازار معمولا رفتار خود را تکرار مي کند.به پيش بيني قيمت سهام در اينده مي پردازند.

در اين تحقيق به بررسي ومقايسه بازده وريسک دو روش تکنيکال که توسط فعالان بازار مورد استفاده قرارمي گيرد، يعني شاخص قدرت نسبي وميانگين متحرک همگرا واگرا (سه گانه)پرداخته شده است.جامعه مورد بررسی گروه فلزات اساسي بورس اوراق بهاداربوده که تا سال1380 در بورس اوراق بهادارپذیرفته شده باشندو دوره زمانی مورد بررسی از ابتدای سال 1380تا 13/9/1387می باشد. درقالب دو فرضيه اصلي وهشت فرضيه فرعي پرداخته شده است. در فرضیه ها به مقایسه بازده وریسک استفاده از شاخص قدرت نسبی و میانگین همگراواگرا(سه گانه)در زمان رشد شاخص کل و کاهش شاخص کل به صورت جداگانه ودر دو فرضیهاصلی به مقایسه ریسک وبازده دو روش درتمام زمان مورد بررسی پرداخته شده است. و نتيجه اينکه بين ريسک وبازده دو روش شاخص قدرت نسبي وميانگين همگرا واگرا(سه گانه)تفاوت معنا داري وجود ندارد. وکاهش و رشد شاخص کل بورس هم باعث تفاوت معنادار بين بازده وريسک دو روش نشده است. وروش این تحقیق کاربردی وتوصیفی می باشد ،و هدف ان کمک به سرمایه گذاران برای انتخاب روش مناسب تر بوده واز آزمون tجهت آزمون تساوي ميانگين دوجامعه استفاده شده است .

مقدمه:

امروزباگسترش روزافزون تجارت الکترونيک امکان سرمايه گذاري در بازارهاي سراسر جهان فراهم وانجام معاملات الکترونيکي تبديل به بخش مهمي از ساز وکار بازارهاي معتبر جهاني شده است.

بازارهاي مورد بحث نه تنها شامل بازارهاي سهام بلکه بازارهاي نفت وفلزات غير اهني بازارهاي محصولات کشاورزي، بازارهاي پولي و…رانيز دربر مي گيرد .

اصولابراي کسب سود در اين بازار گسترده جهاني، نياز به اطلاعات تخصصي وپيچيده کارشناسي ،امر لازم وضروري به نظر مي رسد.

بنابراين توجه به گستردگي بازارجهاني ،استفاده از ابزارهایی که با در اختيار داشتن کمترين اطلاعات بتواند بيشترين نتايج را حاصل کنند بسيار مطلوب به نظر مي رسد.

روشهاي بسياري توسط فعالان بازار ابداع شد که به سرمايه گذاران کمک کند تا بتوانند باتصميم گيري درست بازده بهتري را از سرمايه خود کسب کنند.يکي از روشهاي سرمايه گذاري[1] که به صورت گسترده مورد توجه سرمايه گذاران قرارگرفته روش سرمايه گذاري تکنيکال است . در داخل کشور نيز خصوصا در سالهاي اخيربسياري ازسرمايه گذاران به روشهاي تکنيکال[2] توجه ويژه اي نشان مي دهند.به تحليل گران تکنيکال چارتيست[3] مي گويند.چارتيستها سعي مي کنند،با استفاده روند[4] و قیمتهای گذشته سهام برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری آتی استفاده کنند (زو و زهو،2009 ،ص554-519)[5].

مقدمه

دوشاخصي که در بازار سرمايه توسط بسياري از فعالان بازار مورد استفاده قرار می گیرد،شامل شاخص قدرت نسبي[1]،ميانگين متحرک همگرا واگرا)سه گانه)[2] مي باشد. دليل انتخاب مقايسه اين دو شاخص هم استفاده زياد آنها توسط فعالان بازار مي باشد.يکي از اشکالاتي که به ميانگين متحرک همگرا واگراگرفته مي شود ،تاخيردر ارسال سيگنال براي خريد وفروش سهام است . زيرا در اکثر موارد زماني سيگنال را ارسال مي کند که قيمت سهم مقدار زيادي از روند افزايشي خود را طي کرده است براي رفع کردن اين اشکال ،ميانگين متحرک همگرا واگرادو گانه وسه گانه ابداع شد . که دراين تحقيق از ميانگين همگرا واگرا سه گانه استفاده شده است.ميانگين همگرا واگرا( سه گانه) به دليل اينکه زودترازميانگين همگراواگرا[3] ،وميانگين همگراواگرا)دو گانه( [4]سيگنا ل خريد وفروش ارسال مي کند،درسالهاي اخير مورد توجه سرمايه گذاران بازار سهام قرارگرفته است. اين تحقيق درصدد آن است که بازده و ريسک اين دو روش رادر گروه فلزات اساسي در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسي ومقايسه قرار دهد تا به سرمایه گذاران وفعالان بازار در تصمیم گیریهای آتی کمک کند.

1بیان مسئله :

به طور کلي روش ها وفنون مختلفي در ارتباط با سرمايه گذاري دربازارسهام وجود دارد که اگاهي از روش هايي که براي سرمايه گذاري امروزي موثرباشد، مي تواندبه سرمايه گذاران کمک نمايد تا به انچه که خواسته انها ست یعنی کسب حداکثر بازدهي به منظور افزايش ثروت دست یابند. در نتيجه بايد روش هايي به کار گرفته شود که بتواند بيشترين بازدهي راداشته باشد.

در بسیاری از کتب مالی به سه دیدگاه کلی در خصوص تجزیه وتحلیل قیمت سهام اشاره شده است .که شامل روش بنیادین(فاندامنتال)[1] ،روش تکنیکال وروش تئوری مدرن پرتفولیو می شود.بسیاری از معامله گران معتقدندکه تلفیق نظرات بنیادی وتکنیکی در تصمیم گیری مکمل هم خواهند بودو زمینه های عمق بخشیدن به تصمیم گیری راایجاد می کند (مساح ، 1387، ص27،28)[2].

درروش بنيادي همان طور که ازنام روش ميتوان حدس زد ،تحليل گر تاثير تمام عوامل راکه مي تواند برقيمت يک سهم تاثير گذار باشد،اعم ازمسايل سياسي ،جغرافياي ،ترازنامه مالي شرکت ، دارايي هاي شرکت،سودچندين سال اخير،وضعيت صنعت ،وضعيت رقبا ،قدرت مديريت و…رابررسي کرده ودرنهايت ارزش ذاتي[3] سهم را محاسبه مي کند.

مطالعات زيادي در بورس داخل کشوردر مورد بررسي کارايي بورس تهران انجام شده که نشان دادند که بازار سهام ايران از کارايي ضعيفي برخورداراست .واين باعث تفاوت قيمت سهام با قيمت ذاتي آن شده است.

در ميان روش های مختلف تجزيه وتحليل تکنيکي يکي از رويکرد هاي مهم در زمينه سرمايه گذاري دربازار سرمايه مي باشد (سينايي وخان بابايي،1385،ص72)4.

تحليل گران در روش تکنيکال با کنار گذاشتن تمام موارد بالا وپذيرش اين فلسفه که تمام موارد فوق تاثير خود را برقيمت مي گذارند تنها به مطالعه روند قيمت مي پردازد.

يکي ازشاخص هاي تحليل تکنيکال ،شاخص قدرت نسبي است .که تحليل گران تکنيکال از آن براي اندازه گيري سرعت تغييرات قيمت استفاده مي کنند. شاخص قدرت نسبي با بهره گرفتن از قيمت هاي بسته شدن سهام شرايط اشباع خريد)خريد بيش از حد)[4] واشباع فروش(فروش بيش از حد)[5] وبه تبع آن زمان خريد وفروش را به سرمايه گذاران نشان دهد.

شاخص تکنيکال ديگري که در اين پايان نامه مورد بررسي قرار مي گيرد ،شاخص ميانگين متحرک همگرا واگرا(سه گانه) است.در ميانگين هاي متحرک همگرا واگرانيز مانند شاخص قدرت نسبي از قيمت هاي پاياني سهام استفاده مي کند واز تفاوت دو ميانگين نمايي[6] با دوره بزرگتر وکوچکتر (معمولا 26و12روزه) ويک ميانگين نمايي که معمولا 9روزه مي باشد به عنوان خط سيگنال استفاده مي کنند (لطفی ودرویش ،1385،ص 123)[7]. که دراين شاخص از برخورد خط تفاوت دو ميانگين نمايي وخط سيگنال زمان خريد وفروش سهم مشخص مي شود .اگر خط سيگنال ازپايين به بالا قطع کند،زمان خريد ،واگر خط سيگنال را از بالا به پايين قطع کند زمان فروش است.

شايد بتوان به عنوان يک تعريف کلي تحليل تکنيکال را مطالعه رفتار هاي بازار با بهره گرفتن از نمودارها ،با هدف پيش بيني اينده روند قيمتها دانست .( جان مورفي ،کتاب تحليل تکنيکي دربازارهاي سرمايه)

درواقع يک تحليل گر تکنيکي بابررسي روند قيمت يک سهم وتشخيص الگوهاي تکرار شونده سعي در پيش بيني قيمت سهام دارد.

دراين پايان نامه با تمرکز بر روش تحليل تکنيکال به مقايسه عملکرد دو شاخص تکنيکال پرداخته مي شود. وبازده[8] وريسک[9] دوروش با هم مقايسه مي شود.

4-1چارچوب نظري تحقيق :

اگربخواهيم تعريفي از روش تجزيه تحليل تکنيکي ارائه کنيم ميتوان گفت که اين روش بکارگيري داده هاي خاصي از بازار به منظور تجزيه وتحليل وضعيت کلي بازار سهام وسهام عادي بصورت جداگانه را شامل مي شود.اغلب به اين روش، روش تجزيه تحليل بازار يا تجزيه وتحليل داخلي نيز گفته مي شود.براي اينکه در اين روش از طريق ثبت داده هاي مربوط به سهام به بررسي عرضه وتقاضاي سهام دربازار پرداخته مي شود.

خوش بيني يا بد بيني افراد موجود در بازار رانشان مي دهد. روش تجزيه تحليل تکنيکي[10] مبتني برداده هاي منتشر شده ي بازار است.

داده هاي بازار شامل قيمت سهام يا سطح شاخص بازار ،حجم [11](تعداد سهام معامله شده)، وشاخص هاي تکنيکي است .هدف تجزيه تحليل تکنيکي استفاده از زمان است .بعبارت ديگر هدف آن پيش بيني تغييرات قيمتي کوتاه مدت در شاخص بازار سهام وسهام بصورت جداگانه مي باشد. اين پيش بيني بر مطالعه بازار يا تغييرات سهام از طريق تجزيه وتحليل داده هاي قيمتي وحجم مبادله سهام ،يا مطالعه شاخص هاي تکنيکي مبتني است.

اساس اغلب ابزارهای تحلیل تکنیکی و قیمت گذاری اغلب کالا و خدمات ،ریشه در مفهوم عرضه وتقاضا دارد.نمودار های قیمت اوراق بهادار به ما دید بسیار خوبی از این نیروها را در عمل می دهد (چلیس و استون،2002 ،ص22)[12].

سه اصل که تحليل تکنيکال بر آن پايه گذاري شده است عبا تند از :

1-همه عوامل اقتصادي مربوط به سهام ،در قيمتها ي بازار آنها مستتر بوده ودر اين قيمتها منعکس شده اند.

2-قيمتها براساس روند هاي مشخص حرکت مي کنند واين روندها ادامه مي يابد.

3-بازار معمولا رفتارهاي خود را تکرار مي کنند (ميرز، 2006 ،ص13) [13].

برپايه اين عقيده که تاريخ تکرار مي شود،کليدي براي پيش بيني آينده است .در واقع آينده چيزي نيست جزتکرار گذشته (فراهاني فرد و قاسميان ،1384، ص33)5.

دراين پايان نامه ريسک وبازده دوشاخص تکنيکي ،که شامل شاخص قدرت نسبي وميانگين متحرک همگرا واگرا(سه گانه) با يکديگر مقايسه شده است

5-1فرضيه هاي تحقيق :

فرضيه اصلي اول:

ميانگين بازده سهام بااستفاده از شاخص قدرت نسبي درشرکتهاي فلزات اساسي بورس اوراق بهاداربيشترازميانگين متحرک همگرا واگرا(سه گانه) مي باشد.

فرضيه فرعي اول :

ميانگين بازده سهام با بهره گرفتن ازشاخص قدرت نسبي درشرکتهاي فلزات اساسي دربورس اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بورس بيشتر از ميانگين متحرک همگراواگرا (سه گانه) مي باشد.

فرضيه فرعي دوم :

ميانگين بازده سهام استفاده از شاخص قدرت نسبي در شرکتهاي فلزات اساسي دربورس اوراق بهادار در زمان کاهش شاخص کل بورس بیشتر از ميانگين متحرک همگراواگرا(سه گانه) مي باشد.

فرضيه فرعي سوم :

ميانگين بازده سهام بااستفاده ازشاخص قدرت نسبي درشرکتهاي فلزات اساسي بورس اوراق بهادار درزمان رشد شاخص کل بورس بيشترازميانگين بازده شاخص قدرت نسبي در زمان کاهش شاخص کل بورس اوراق بهادار مي باشد.

فرضيه چهارم:

ميانگين بازده سهام با بهره گرفتن از ميانگين همگرا واگرا (سه گانه)در شرکتهاي فلزات اساسي بورس اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بورس بيشتر از ميانگين بازده ميانگين همگراواگرا (سه گانه) درزمان کاهش شاخص کل بورس اوراق بهادار مي باشد.

فرضيه اصلي دوم:

ميانگين ريسک سهام بااستفاده از شاخص قدرت نسبي درشرکتهاي فلزات اساسي بورس اوراق بهاداربيشترازميانگين متحرک همگراواگرا(سه گانه) مي باشد.

فرضيه فرعي اول:

ميانگين ريسک سهام استفاده از شاخص قدرت نسبي درشرکتهاي فلزات اساسي بورس اوراق بهاداردر زمان رشد شاخص کل بورس بيشتراز ميانگين متحرک همگراواگرا(سه گانه) مي باشد.

فرضيه فرعي دوم :

ميانگين ريسک سهام با بهره گرفتن از شاخص قدرت نسبي درشرکتهاي فلزات اساسي بورس اوراق بهاداردر زمان کاهش شاخص کل بورس بیشترراز ميانگين متحرک همگراواگرا( سه گانه) مي باشد.

تعداد صفحه :109

قیمت : یازده هزار تومان

***

—-

:               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :
 
 

9 Comments

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *