دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

 

جهت دریافت درجه كارشناسی ارشد

رشته علوم اجتماعی

 

گرایش مدیریت توسعه

 

موضوع:

بررسی پیامدهای اعتبارات خرد روستایی برتوانمندسازی اقتصادی زنان

سرپرست خانوار روستایی با تاكید بر طرح حضرت زینب كبری (س)

 

«مطالعه موردی در روستاهای تحت پوشش این طرح در شهرستان بوئین زهرا از توابع استان قزوین»

1-1- مقدمه:

در دنیای كنونی نیل به اهداف توسعه بدون به حساب آوردن نیمی از جمعیت جامعه كه زنان آن را تشكیل می
دهند، شدنی نیست. این در حالی است كه زنان بویژه در مناطق روستایی، نقش عمده
ای در تولید محصولات برعهده دارند كه بدون مشاركت آنها دستیابی به توسعه ناممكن به نظر می
رسد البته در میان این زنان نیز، قشری وجود دارد كه سرپرست مرد خانوار خود را به دلایل گوناگونی از دست داده
اند كه نقش آنها را در خانوار مضاعف كرده است. در بسیاری از كشورهای جهان سوم، راهبردهایی برای مشاركت عملی زنان در توسعه و برطرف شدن موانع اتخاذ شده است كه یكی از این راهبردها، توانمندی زنان است كه صرفاً به مفهوم بهره
مندی آنان از مزایا و نتایج برنامه
های توسعه نیست، بلكه آنان باید در اجرای برنامه
ها و طرح
های توسعه مشاركت فعالانه داشته باشند كه یكی از طرق آن پرداخت اعتبارات خرد به زنان سرپرست خانوار روستایی برای انجام فعالیت
های كوچك در جهت افزایش درآمد، عدالت اجتماعی و اشتغال آنان می
باشد. تلاش در جهت فراهم آوردن امكانات زندگی بهتر برای افراد بسیار تهی دست به خصوص زنان سرپرست خانوار، از طریق معرفی راهنمای جدید پس
انداز و دریافت اعتبار، گرچه بسیار مهم است لیكن همواره با مشكلاتی روبرو است. امروزه اهمیت نقش زنان توسط صاحبنظران گوشه و كنار دنیا و در معاهده
های رفع تبعیض و معاهده ژنو گوشزد می
شود و بسیاری از دست
اندركاران به این مسئله كه باید توسعه از روستاها شروع شود، اذعان دارند. لذا با توجه به عقب نگه داشتن این زحمت كشان، به نظر می
رسد كه در درجه اول، وجود تشكل
هایی در روستاهای كشور برای تشویق زنان روستایی به كار اظهار نظر و حل مشكلات و ارائه راه
حل

ها توسط خودشان ضروری است. اما بدون وجود سرمایه و اعتبارات لازم به فعلیت در آوردن استعدادها و بهره
برداری از توان
های طبیعی و انسانی توسعه پایدار امكان پذیر نیست. تامین مالی زنان، نقش بسیار موثری در آگاهی، احساس عزت و كرامت انسانی، احساس هویت، پویایی، تحرك، شادی و احساس مسئولیت فردی و جمعی، احساس برابری با مردان، رونق اقتصادی خانواده و جامعه، سرمایه
گذاری اشتغال، مشاركت، مبارزه با فقر را در پی دارد. بدون تردید، درك كردن زنان، واگذاری بعضی از نقش
ها به آنان و درگیر كردن آنها در فرآیند توسعه، منجر به پویایی فرهنگی شده و بدین طریق از بسیاری از بحران
های انسانی، اجتماعی و محیطی می
توان ممانعت به عمل آورد.

از آنجا كه توانمندسازی ابعاد گسترده و وسیعی دارد و در مجال این تحقیق نمی
گنجد: در این پژوهش سعی شده است كه بیشتر از بعد اقتصادی قضیه به این مسئله نگاه شود ولی برای آشنایی بیشتر به طور خلاصه انواع توانمندسازی در ذیل آورده می
شود.

توانمندی سیاسی – آموزشی: از طریق آموزش برای خود اتكایی یا آموزش برای آگاهی
های ضروری، ظرفیت و قابلیتی را در مردم ایجاد می
كنند تا به موضوعاتی نظیر دموكراسی و عدالت تمسك جسته و به احساس استقلال در تفكرات و نوع نگرش به جهان (جهان
بینی) و سطح مطلوب بهزیستی و رفاه دست پیدا كند.

توانمندی تكنولوژیكی: از طریق شناخت دانش و مهارت
های درونی كه با همكاری بین
المللی تكمیل می
شود جهت حل مسائل رشد، زیست محیط و رفاه انسانی ضرورت دارد. این امر مستلزم گسترش و سهیم كردن تكنولوژی
هایی است كه بهره
وری نیروی كار را افزایش داده، نیروی بالقوه كسب درآمد را بالا ببرد، رفاه انسانی را افزایش بخشیده و تاثیرات منفی زیست محیطی را كاهش دهد

توانمندی فرهنگی و روحی / معنوی: فرهنگ و معنویت آگاهانه اساس موجودیت انسان و بنیان جوامع سالم انسانی بسیاری را تشكیل می
دهد. اخیراً در مباحث مربوط به توسعه بسیاری از محققین در مورد مسائل زیست محیطی و توسعه، از فرهنگ و معنویت به عنوان عوامل بنیادین در راستای تغییر جهت به سوی توسعه پایدار یاد می
كنند. (شادی طلب الف، 1381، 20-19)

توانمندی اقتصادی: كه از طریق آن، افراد، جوامع، دولت با دریافت اعتبارات و به كارگیری آنها در فعالیت
های مختلف مدیران توسعه خود می
شوند كه منجر به افزایش رفاه و اشتغال و درآمد می
گردد.

در این تحقیق زنان سرپرست خانوار تحت پوشش طرح حضرت زینب كبری (س) مورد نظر قرار گرفته شده است كه از طرف كمیته امداد امام خمینی (ره) به بانك كشاورزی معرفی شدند. شایان ذكر است كه این تسهیلات اعطایی از طرف بانك كشاورزی فقط با معرفی این نهاد صورت نمی
گیرد بلكه نهادهای مختلفی مانند سازمان بهزیستی، سازمان زندان
ها، جهاد كشاورزی و.. در این مهم دخیل هستند ولی در اینجا آن بخش از زنانی كه در روستاهای بویین زهرا (به عنوان یكی از شهرستان
های قزوین) تحت پوشش این طرح با معرفی كمیته امداد امام خمینی (ره) قرار گرفته
اند مورد پژوهش قرار می
گیرد تا پیامد این اعتبارات خرد بر توانمندی اقتصادی آنان بررسی گردد.

1-2- طرح مسئله:

در ایران، در بسیاری از روستاهای كشور، شكل غالب تولید، سازمان خانوادگی تولید است كه این می
تواند نمایانگر اهمیت نقش افراد خانواده در فعالیت
های موجود در روستاها باشد. با ژرف شدن در تقسیم كار جنسیتی در این واحدها می
توان به وظایف بی
شمار و آشكار و پنهان زنان پی برد. بطور كلی زنان در كنار كارخانه و پرورش كودكان و وظیفه همسری به صورت مستقیم و غیرمستقیم در تولید نقش دارند، هرچند كه كمتر به عنوان شاغل محسوب می
شوند و عمدتاً این وظایف با امور خانه
داری تلفیق شده و جزو وظایف روزانه آنان به حساب می
آید. بنابراین، نقش تولیدی زنان روستایی كمتر تجلی اقتصادی و حتی اجتماعی یافته است.

از دیرباز، زنان در روستاها به فعالیت
هایی نظیر بذركاری، نشاء صیفی
جات، تنك، وجین كردن چغندر قند و پنبه، كوبیدن حبوبات و كمك در بوجاری محصولات مزرعه – جمع و جور كردن امور دامداری و خشك كردن گوشت برای مصرف در فصل سرما می
پردازند و در واقع توانمندی آنان می
تواند در رفع نگرانی مردان خانوار كه همواره نگران تامین حامی و یار و یاوری برای انجام كارهای مزرعه هستند، بسیار مثمرثمر باشد. (شهبازی، 1381)

و یا اداره سازمان
هایی مانندواره كه بیشتر زنانه و با كاركردهای نهان و نمایان می
باشد از جمله فعالیت
های زنان را شامل می
شود كه برای افزایش سودمندی دامداری معیشتی و نیمه معیشتی برای تولید فراورده
های شیری (كافی كردن میزان شیر و نیروی كار و صرفه
جویی در این دو عامل) تا به امروز، تداوم یافته است. (فرهادی، 1370)

در این میان ، زنانی وجود دارند كه به دلایل مختلف سرپرست خانوار خود را از دست داده
اند و بار بیشتری را به دوش می
كشند.

از آنجا كه توسعه مفهومی كیفی و چند بعدی است كه هدف عمده آن كاهش فقر و بیكاری و توزیع مناسب ثروت و درآمد است و همه گروه
های جامعه را مدنظر قرار می
دهد، در راه رسیدن به توسعه، همه افراد جامعه و حتی فقیران باید مشاركت داشته باشند، اما آنچه مورد توجه است، این است كه فقرا چگونه می
توانند در امر توسعه مشاركت كنند. این مسئله به خصوص در مورد زنان سرپرست خانوار روستایی كه از امكانات اجتماعی محدودتری برخوردارند، بسیار مورد توجه است. زن روستایی، گرچه در فعالیت
های اقتصادی روستا نقش عمده
ای ایفا می
كند، ولی ارزش اقتصادی فعالیت
های او در محاسبات ملی دیده نمی
شود و این از آن رو است كه در اغلب موارد، فعالیت
های اقتصادی زنان روستایی جزو وظایف آنها در تامین نیاز خانوار به شمار می
رود. به دیگر سخن، فعالیت
های اقتصادی زنان روستایی، فعالیت
های مربوط به بخش غیررسمی اقتصاد است. بدین ترتیب وقتی ارزش اقتصادی برای فعالیت زن روستایی در نظر گرفته نشود، درآمدی هم برای او ایجاد نمی
شود و در چرخه اقتصادی شكافی به وجود می
آید. تولید صورت گرفته است ولی درآمدی به دست نیامده است و این مسئله منجر به فقیر شدن زنان روستایی می
شود. یكی از مهمترین راهكارها در جهت از بین بردن فقر زنان، توانمندسازی آنان است. توانمندسازی زنان كه اغلب با بهره گرفتن از ابزار تامین مالی خرد صورت می
گیرد، راهی برای هدایت زنان به سمت انجام فعالیت
های تولیدی و درآمدزا است.

امروزه با توجه به مهاجرت جوانان و یا مردان خانواده
ها به شهرهای كوچك و بزرگ اهمیت فعالیت زنان، خصوصاً زنان سرپرست خانوار بیشتر نمایان می
شود و ضرورت اعتبارات خرد در ایجاد فعالیت
های كوچك برای توانمندساختن زنان سرپرست خانوار روستایی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. بطوری
كه، سال 2005 میلادی را سال اعتبارات خرد نامیده
اند كه هدف فقرزدایی، عدالت اجتماعی و ایجاد اشتغال را دنبال می
كند.

در این راستا، بانك كشاورزی با كمك سایر نهادها مانند كمیته امداد خمینی (ره)، سازمان بهزیستی، سازمان زندان
ها و جهاد كشاورزی و… با مد نظر داشتن اهدافی خاص، سعی در توانمندسازی زنان سرپرست خانواده نموده است. یكی از مكانیزم
های بانك كشاورزی و كمیته امداد امام خمینی (ره) درخصوص توانمندسازی زنان، اجرای طرح حضرت زینب كبری (س) است كه در این تحقیق سعی شده است تا جایگاه اعتبارات پرداختی توسط بانك كشاورزی كه با معرفی واجدین شرایط از طرف كمیته امداد امام خمینی (ره) صورت می
گیرد، مورد بررسی قرار گیرد كه آیا طرح حضرت زینب كبری (س) با مكانیسمی كه در حال اجرا است، می
تواند براهداف از پیش تعیین شده خود كه ایجاد درآمد و اشتغال و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار است جامه عمل بپوشاند؟


1-3- اهمیت مسئله:

نقش اعتبارات خرد در آغاز هزاره سوم به عنوان یكی از رویكردهای مهم برای رفع فقر و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار روستایی قرار گرفته است و به زنان به عنوان نیمی از جمعیت فعال روستا كه در توسعه بسیار مؤثرند توجه شده است. در این راستا ردكلیفت[1] (1987) معتقد است: «در امر توسعه پایدار، مردم در كانون این امر قرار داشته و رشد اقتصادی نه به عنوان یك هدف، بلكه به مثابه یك وسیله تلقی می
شود. در این
گونه از توسعه، فرصت
های زندگی نسل
های آتی همراه با فرصت
های زندگی نسل
های حاضر مورد حمایت قرار گرفته و نظام
های اكولوژیكی را كه كل حیات، وابسته به آنها است محترم می
دارند. در این نگرش، حفظ حقوق شهروندی، حقوق سیاسی، افزایش مشاركت، فرصت
های اجتماعی، عدم تبعیض، امنیت و كرامت انسانی و ارزش
های فرهنگی، آگاهی و معرفت و جلوه
گر شدن آثار عقل، آزادی
های انسان، بهبود رفاه مادی و معنوی، افزایش سطح سلامتی و بهداشت، افزایش طول زندگی، مشاركت خلاق هر دو جنس زن و مرد، كیفیت زندگی آینده و… از اهداف اولیه آن تلقی می
شود.» (Redclift 1987 , 1340) به نقل از (حسین رحیمی، 1381، 319)

حال اگر منابع اعتباری به عنوان یكی از اصول بنیادین توسعه در دسترس زنان روستایی قرار گیرد و آنان تامین مالی شوند، در این صورت، زنان روستایی افرادی كارآفرین و موفق خواهند بود كه در حیات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی روستا تحولی شگرف ایجاد خواهند كرد. برای توانمندسازی زنان روستایی خصوصاً سرپرست خانوار، تدوین برنامه
های دراز مدت و جامع ضروری است. اما یكی از پیش شرط
های آن دسترسی به اعتبارات است.

اهمیت اعتبارات خرد در كاهش فقر بویژه از آن جهت دارای اهمیت است كه اولاً بطور معمول وام
های كلان بخصوص در كشورهای در حال توسعه به دلایل مختلف نصیب افراد فقیر نمی
شوند. ثانیاً، همان
گونه كه با دوری (Bhaduri,1983)، رائو (Rao,1980) باردهان (Bardhan,1980) و گات همكاران (Ghate & others,1992) عنوان كرده
اند، عواملی مثل وجود قدرت
های انحصاری و یا بالا بودن نرخ بهره باعث شده كه منابع مالی غیررسمی نیز نتوانند اعتبارات لازم را در اختیار قشر فقیر جامعه قرار دهند. نكته مهم آن است كه بسیاری از فقرا تنها به این دلیل فقیر مانده
اند كه مبالغ اولیه و كوچك را برای رونق دادن به فعالیت
هایشان در اختیار ندارند. آن
گونه كه آدام اسمیت بیان می
كند اگر شخصی قادر به دست آوردن مبلغ كوچكی باشد، می
تواند مبلغ بزرگتری را نیز كسب نماید. اما مهم آن است كه چگونه آن مبلغ كوچك را در بدو امر به چنگ آورد. همانطور كه اسمیت اشاره كرد و ما نیز در ضرب
المثل
های خود داریم، پول، پول را می
سازد. از آنجا كه اعتبارات خرد در واقع همان شرایط به دست آوردن مبالغ اولیه را فراهم می
سازد، پس اعتبارات خرد می
تواند فی
النفسه نقش مهمی در كاهش فقر داشته باشند. (بخشوده و سلامی، 1384)

در واقع، اعتبارات خرد، ابزاری پایدار، قدرتمند و كلیدی برای رفع فقر و وسیله
ای برای سازگاری در جهت نیل به جنبه
های فراموش شده عدالت اجتماعی مثل فقر، بیكاری و تبعیض و راهی برای توانمندسازی فقرا و رفع موانع توسعه اقتصادی است.

از آنجا كه كاهش فقر و گرسنگی – امكان تحصیل برای كودكان، حداقل تا پایان مقطع دبستان، توانمندسازی زنان، كاهش مرگ و میر كودكان، مبارزه با بیماری
ها، حفظ محیط
زیست، مشاركت جهانی برای توسعه، تامین نیروی جسمانی مادران از اهداف هزاره سوم در نظرگرفته شده است، نقش اعتبارات خرد در این راستا، خصوصاً توانمندسازی زنان روستایی در توسعه روستایی بسیار مهم جلوه می
كند. همچنین با آزمون سازگاری بین برنامه
های اعتبارات خرد با سند چشم
انداز 20 ساله كشور و برنامه چهارم توسعه در سطح كلان، می
توان پی برد كه هیچ ناسازگاری مشهودی بین محورهای تعیین شده در برنامه چهارم توسعه و مكانیزم اعتبارات خرد وجود ندارد چراكه اعتبارات خرد كاملاً مردمی هستند و همانطور كه الگوی توسعه ایران برحفظ كرامت انسان
ها استوار است، برنامه اعتبار خرد برنامه
ای است گروهی و اجتماعی و در واقع نوعی سرمایه اجتماعی محسوب می
شود. (نوری نائینی، 1384)

بنابراین در كشور بعد از انقلاب، نهادهای مختلفی مانند بانك كشاورزی و كمیته امداد امام خمینی (ره)، وزارت جهاد كشاورزی این ضرورت را احساس كرده و اقدام به پرداخت اعتباراتی تحت عنوان اعتبارات خرد جهت توانمندسازی زنان روستایی نموده
اند كه می
توان برتعدادی از آنها اشاره نمود.

مثلاً: در این راستا، طرح
های زیر در بانك كشاورزی در رابطه با زنان طراحی شده و به مرحله اجرا درآمده است.

1-طرح حضرت زینب كبری (س) (خاص زنان سرپرست خانوار)

2- طرح تعمیر و بهداشتی كردن كارگاه
های قالیبافی

3- پرداخت تسهیلات به شركت
های روستایی زنان

4- طرح آتیه بانك كشاورزی. (عرب مازار و سعدی، 1383، 19)

5- طرح ایران با هدف تجهیز منابع و اعتبار برای زنان ایران.

این طرح مختص زنان كشور است. افتتاح
كنندگان هر یك از انواع حساب
های سپرده
ای یا قرض
الحسنه، مشمول استفاده از امتیازات خدمات عمومی این طرح هستند. در این طرح،
 خدمات بانكی برای زنانی كه به علت كهولت سن یا بیماری نمی
توانند به شعب بانك مراجعه كنند، در محل سكونت آنان انجام می
شود و موارد مصرف وام قرض
الحسنه برای تامین كمك هزینه جهیزیه، تامین كمك هزینه تحصیلی (دانشگاه)، تامین كمك هزینه خود اشتغالی خود و فرزندان و تسهیلات و تعمیرات مسكن استفاده می
شود. (سلطان محمدی، 1383، 27)

كمیته امداد امام خمینی (ره) نیز چه در زمینه توانمندسازی، چه در زمینه حمایتی اقداماتی برای زنان روستایی انجام داده است. از جمله طرح
های حمایتی، می
توان به طرح مددجویی اشاره كرد كه شامل مددجویانی می
شود كه معمولاً بنا به عللی از قبیل بی
سرپرستی، از كار افتادگی سرپرست، معلولیت سرپرست، استیصال و درماندگی و بیماری سرپرست تحت پوشش قرار می
گیرند.

كمتیه امداد امام خمینی (ره) در زمینه خودكفایی مددجویان خود نیز فعالیت
های مهمی را انجام داده است.

طرح
ها و فعالیت
هایی كه جهت خودكفایی مددجویان تحت حمایت توسط این نهاد انجام می
گیرد، یكی از اصولی
ترین و شایسته
ترین خدمات می
باشد در این راستا، فعالیت
های كمیته امداد در زمینه خودكفایی مددجویان حول چند محور عمده به شرح زیر است:

1-پرداخت وام خودكفایی، تهیه و واگذاری مواد اولیه و وسیله كار.

2-رسیدگی و نظارت بر فعالیت
های خودكفایی خانواده
های تحت حمایت

3-ارائه آموزش
های فنی و حرفه
ای

4- كاریابی برای مددجویان، ایجاد زمینه لازم برای جذب شدن مددجویان آموزش دیده در بازار كار.

5- پرداخت وام از محل تسهیلات تبصره
های قانون بودجه.

6- پرداخت وام به زنان روستایی سرپرست خانوار (طرح حضرت زینب كبری (س)).

7- تهیه مقدمات لازم برای خودكفایی دسته جمعی و گروهی از طریق كارگاه
های آموزشی و تولیدی.

8- تامین فضای خود كفایی. (گزارش آماری كمیته امداد – 1383)

دفتر امور زنان روستایی وزارت جهادكشاورزی (از دفاتر تابعه معاونت ترویج و مشاركت مردمی) نیز از سال 1379 تلاش
هایی را برای ایجاد صندوق اعتبار خرد در مناطق روستایی با هدف طراحی یك الگوی بومی از اعتبار خرد كه منطبق با شرایط كشور باشد، آغاز نمود. هدف اصلی این صندوق توسعه منابع انسانی و تشكیل نهادهای اجتماعی رسمی برای زنان با هدف ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی با محوریت اعتبار و پس
انداز است.

از میان طرح
های در حال اجرای نهادهای مختلف، برای بررسی پیامد اعتبارات خرد، ابتدا تصمیم به پژوهش در زمینه صندوق
های اعتبارات خرد گرفتم و در این زمینه به روستای شادمهن از توابع فیروزكوه مراجعه شد تا پیامد این صندوق
ها كه در واقع نوعی بانك زنان روستایی است بر توانمندسازی زنان بررسی شود، ولی به دلیل اینكه یك تحقیق جامع در زمینه بانك
پذیری روستاییان در روستای حصاربن توسط خانم دكتر شادی طلب (1380) اجرا شده بود، تصمیم به بررسی پیامد طرح حضرت زینب كبری (س) در فعالیت دامداری در زمینه توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در بویین زهرا گرفته شد.

علت انتخاب طرح
 حضرت زینب كبری (س) این بود كه این طرح خاص زنان سرپرست خانوار روستایی است و این قشربه عنوان فقیرترین فقرا شناخته شده
اند و بكارگیری صحیح اعتبارات خرد در ایجاد شرایطی برای افزایش درآمدشان مهم به نظر می
رسید. هرچند كه چالش
هایی بر سر انتخاب زنان سرپرست خانوار به عنوان فقیرترین فقرا وجود دارد از جمله اینكه شاید توسط فرزندان بزرگسال آنها تحت حمایت قرار گرفته و وضعیت بدی نداشته باشند و یا به این علت كه چون فرهنگ كاركردن در چنین خانواده
هایی وجود دارد حتی دختران آنها نیز به فعالیت مشغول بوده و وضعیت خانواده از نظر مالی چندان نامناسب نباشد و یا اینكه زنان سرپرست خانوار در وضعیتی باشند كه فردی تحت تكفل آنها نباشد و درآمد آنها كفاف زندگی
شان را بدهد ولی با توجه به موارد گفته شده نظر غالب براین است كه آنان فقیرترین فقرا هستند.

1-4- سوالات:

در این تحقیق سعی می
شود به سوالات زیر پاسخ داده شود:

1-نحوه دسترسی زنان به اعتبارات خرد چگونه است و مشكلات موجود در این زمینه چیست؟

2- آیا طرح اجرا شده (طرح حضرت زینب كبری (س)) توانسته در ایجاد فرصت
های شغلی و افزایش درآمد زنان سرپرست خانوار موثر باشد؟

3- آیا مقدار اعتبارات پرداختی به زنان سرپرست خانوار برای ایجاد فعالیت یا گسترش آن مناسب بوده است؟

4- آیا اگر میزان اعتبارات پرداختی به زنان سرپرست خانوار افزایش یابد، توانمندسازی آنان را تسریع می
كند؟

5- نارسایی
های احتمالی طرح حضرت زینب كبری (س) چیست؟


1-5- دیدگاه انتخابی تحقیق:

با توجه به اینكه اعتبارات خرد به عنوان رهیافتی در كاهش فقر و توسعه مناطق روستایی از دهه
های 1980 و 1990 مورد توجه قرار گرفته است، دیدگاه
های مختلفی در این زمینه كه ملهم از مباحث عمده در اقتصاد نئولیبرال است، مطرح شده است كه از آن جمله می
توان به دیدگاه بازارگرا، دیدگاه دولت
گرا و دیدگاه جامعه
گرا اشاره كرد.

در دیدگاه بازارگرا، بازار مالی، بازار رقابت كامل است و توجه خاصی به كاهش دخالت دولت دارد چراكه معتقد است روستاییان نظیر سایر واحدها قادرند نیازهای خود را از طریق مكانیسم بازار برطرف كنند.

در دیدگاه دولت
گرا، 3 رهیافت خود پایداری مالی، رهیافت كاهش فقر و رهیافت فمنیستی وجود دارد.

در این دیدگاه، بازار مالی بازار انحصاری است و نرخ بهره بسیار بالا است و اعتقاد براین است وام
هایی كه در اختیار روستاییان قرار می
گیرد نه تنها مشكلات آنها را حل نمی
كند، بلكه آنها را فقیرتر می
نماید.

پس دولت از طریق سیستم بانكی منابع مالی و اعتباری را با بهره كم در اختیار روستاییان فقیر (كه در این تحقیق منظور زنان سرپرست خانوار روستاهای بویین زهرا هستند) قرار می
دهد.

در دیدگاه جامعه
گرا، هرگونه دخالت دولت باید با مشاركت و همكاری روستاییان هم در ابعاد مالی و هم غیرمالی صورت گیرد. در این تحقیق كه هدف بررسی پیامد اعتبارات خردپرداختی توسط طرح حضرت زینب كبری (س) كه هدف خود را توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار از طریق پرداخت وام
هایی با كارمزد پایین عنوان كرده است با دیدگاه دولت
گرا و پارادایم مطرح شده در این دیدگاه یعنی پارادایم خود پایداری مالی زنان نگریسته می
شود هرچند كه در مواردی با بافت روستاهای ایران تفاوت
های بنیادی دارد كه در جای خود به آن پرداخته می
شود.


1-6- اهداف تحقیق:

هدف
هایی كه در این تحقیق دنبال می
شوند عبارتند از:

– اهداف عمومی تحقیق:

  • بررسی نقش و جایگاه اعتبارات خرد پرداختی توسط طرح حضرت زینب كبری (س) در توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در روستاهای بویین زهرا.
  • بررسی نحوه عملكرد طرح حضرت زینب كبری (س) در ایجاد فرصت
های شغلی.
  • یافتن عوامل احتمالی بازدارنده برای رسیدن به اهداف از پیش طراحی این طرح (طرح حضرت زینب كبری (س))

– اهداف اختصاصی تحقیق:

1- بررسی تاثیر سن و میزان تحصیلات زنان سرپرست خانوار در توانمندسازی اقتصادی آنها

2- بررسی نقش تعداد افراد تحت تكفل زنان سرپرست خانوار در توانمندسازی اقتصادی آنها.

3- بررسی تاثیر نوع مصرف و مبلغ تسهیلات در توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار روستایی.


2-تعریف مفاهیم

2-1 تعاریفی از اعتبار و انواع آن:

كلمه اعتبار معانی زیادی دارد، اما در لغت به معنی اعتماد و تكیه كردن، قول، اطمینان، منزلت و آبروست.

معنی اصطلاحی آن عبارت است از اطمینانی كه بانك یا موسسه
ای به شخص ابراز نموده تا مبلغی از سرمایه خود را در اختیار او قرار دهد.

در تعریفی دیگر اعتبار، انتقال موقتی قدرت خرید از افراد حقیقی یا حقوقی به فرد دیگری است كه كارایی و مدیریت لازم جهت فعالیت را دارد ولی فاقد سرمایه كافی است.

ولی بطور كاربردی، اعتبار عبارت است از هر نوع قراردادی كه به موجب آن بانكی بنا به درخواست و برطبق دستورات یك مشتری، مامور است كه مقابل اسناد معینی به شخص ثالث یا به حواله كرد او وجهی پرداخت نماید. (نادری مهدیی، 1381، 35)

در تعریف وام و یا اعتبار بطور كلی می
توان گفت: مقدار پول یا جنسی و یا خدمتی است كه شخص برای مدتی (محدود و مشخص یا نامشخص) در مقابل اخذ بهره یا مقداری اضافه و یا بدون دریافت بهره و مبلغ اضافی (قرض
الحسنه) با دریافت وثیقه و یا به اعتبار شخصی در اختیار شخص دیگر قرار می
دهد. (طالب، 1372، 54 و 53)

وام
ها را می
توان به شكل
های مختلفی تقسیم
بندی كرد: (از جمله مصرفی، تولیدی، نقدی، جنسی، كوتاه مدت، میان مدت، بلند مدت (با توجه به زمان بازپرداخت.)

همانگونه كه در نمودار زیر نشان داده می
شود، وام
ها را می
توان به دو گروه مصرفی و تولیدی تقسیم كرد.

وام
های تولیدی، خود به دو گروه مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می
شوند. وام
های مستقیم، وام
های است كه بطور مستقیم در تولید به كار گرفته می
شود. در حالی
كه وام
های غیرمستقیم در مواردی نظیر خانه
سازی، ایجاد زیرساخت
ها مثل توسعه جاده و ایجاد شبكه آبرسانی مورد استفاده قرار می
گیرد. تنها نقشی كه وام
های مصرفی غیرتولیدی در زندگی روستاییان دارند، افزایش بدهی روستاییان است. در حالی
كه وام
های مصرفی تولیدی، باعث كاهش احتمال زیان می
شوند و نوسان
های مصرف را در مقابل نوسان
های فصلی درآمد، هموار می
كند. (معظمی، 1377، 28)

1) Redclift

 

برای خرید و دانلود متن کامل این پایان نامه می توانید اینجا کلیک کنید

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :