متن کامل پایان نامه علوم اجتماعی – جامعه شناسی با عنوان :بررسی مقایسه ‏ای نابرابری اجتماعی در كردستان ایران و عراق

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

لوگوی-دانشگاه-تهران

دانشگاه تهران

دانشكده علوم اجتماعی

بررسی مقایسه ‏ای نابرابری اجتماعی در كردستان ایران و عراق

با تاكید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه

نگارش: 

استاد راهنما: دكتر سید حسن حسینی

استاد مشاور : دکتر رحمت اله صدیق سروستانی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته جامعه شناسی

 

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

 

چکیده

در این پژوهش ،درصدد بررسی مقایسه‏ای نابرابری اجتماعی در کردستان ایران و عراق با تاکید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه برآمده‏ایم.نابرابری اجتماعی به تفاوت‏هایی میان افراد اشاره می کند ،که بر نحوه زندگی آنها ،خاصه بر حقوق ،فرصت‏ها ،پاداش‏ها و امتیازاتی که از آن برخوردارند ،تاثیر دارد.در بررسی فضای مفهومی این متغیر ،آن را به سه بعد نابرابری در وضعیت اقتصادی ،نابرابری در وضعیت سیاسی و نابرابری اجتماعی تفکیک نموده‏ایم.تلفیقی از آرای وبر ،پارکین و بوردیو برای چارچوب مفهومی فوق ،مناسب تشخیص داده شده است.سوال اساسی ما این است که مهم‏ترین عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در مهاباد و سلیمانیه کدامند؟اهداف ما نیز ارائه‏ی چارچوب تحلیلی مناسبی جهت طرح مسائل اجتماعی کردستان و شناخت مهم‏ترین عوامل نابرابری اجتماعی در کردستان می‏باشد.روش ما مقایسه‏ای و ابزارهای گردآوری اطلاعات ،مشاهده ،مصاحبه‏ی عمیق و مصاحبه‏ی استانداردیزه است.در سلیمانیه ،تحصیل و در مهاباد ،درآمد مهم ترین عوامل نابرابری اجتماعی به شمار می رود.در کردستان عراق ،در نتیجه‏ی سالها مبارزه‏ی مسلحانه ،زمینه‏ی تحصیل کمتر مهیا شده است.در ایران با تغییر ضوابط دستیابی به مشاغل بالا بعد از انقلاب ،کردها  همانند گذشته از این سمت‏ها محروم شدند.زبان کردی در مهاباد به عنوان گونه‏ی پست ،به طور طبیعی آموخته می شود و درگفتگوهای خودمانی ،در ادبیات مردمی  و مانند آن کاربرد دارد ،در حالی که زبان کردی در سلیمانیه،به عنوان گونه والا در مدرسه آموزش داده شده و برای تولید ادبیات رسمی در ادارات ،سازمانها ،سخن‏رانی‏ها و دانشگاه ها به کار می‏رود.اولویت هزینه‏های دانشجویان در سلیمانیه،گردش و تفریح و وسائل نقلیه و در مهاباد ،خرید کتاب و ظواهر شخصی است.میزان مشارکت در انتخابات و رابطه با حکومت در سلیمانیه بیشتر از مهاباد است.

 

اصطلاحات کلیدی : نابرابری اجتماعی،طبقه‏ی اجتماعی،قشربندی اجتماعی،انسداد اجتماعی، سرمایه‏ی فرهنگی،دوزبانگونگی.

 

مقدمه و بیان مسئله

كردها هر زمان در برابر آیینه‏ی تاریخ قرار می‏گیرند، با دو تصویر خوب و بد كه متفاوت و متضاد از هم هستند ،روبرو می‏شوند. یك تصویر، كردها را مردمانی رشید، دلاور و مرزدارانی غیور نشان می‏دهد كه در راه سربلندی و استقلال ایران از هیچ تلاشی فروگذار نكرده و همیشه آماده‏ی فداكاری و ایثار هستند. از سوی دیگر، گاه همین آیینه از كردها چهره‏ای خشن، نامهربان و یك تهدید برای امنیت ملی به نمایش می‏گذارد. كردها در یك چهره نگهبانان كشور و مرز دارانی دلیر هستند كه مرزهای غرب كشور را همچون جان عزیز می‏دارند و در چهره‏ی دیگر آشوب طلب و دست به اسلحه نمایانده می‏شوند. این پارادوكس در به تصویر در آوردن كردها، جایگاه ویژه‏ای به آنها بخشیده است (صوفی مجید پور، 1383: 81).

برای نمونه محمود افشار یزدی در پیوست كتاب «كرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» تألیف رشید یاسمی می‏گوید كه كردها از نژاد ایرانی هستند و زبان آنها زبانی ایرانی است. لذا كردها در ایران اصولاً احساس دوگانگی با سایر ایرانیان ندارند. در هر حال، ایران یك كشور بیگانه نیست كه كردستان را گرفته و استعمار كرده باشد و هم اكنون كردها بخواهند خود را از آن مستقل نمایند (رشید یاسمی، 1362: 1-250). در مقابل جلائی‏پور مطالبات كردها را تهدید تمامیت و هویت ایرانی می‏داند (جلائی‏ّپور، 1370: 8-137).

لذا می‏بینیم كه با وجود ایرانی بودن كردها، جنبش ملی كرد در این كشور نیز همچون سایر كشورهای حاكم بر كردستان به مبارزه علیه حكومت مركزی اقدام نموده‏اند. «طی سال‏های بسیار مركز ثقل جنبش ملی كرد مرتباً جابجا شده است. این مركز ثقل از 1925 تا 1934 كردستان تركیه بود. سپس از 1943 تا 1945 كردستان عراق بود و پس از آن در 1946 در جریان تأسیس جمهوری مهاباد به كردستان ایران منتقل شد . . . (كندال، 1372: 4-173). در دهه‏های 70 و 80 نیز جنبش ملی كرد در ایران فعال بوده است. دلائل این امر و مطالبات كردها چیست؟

گروهی به تحریكات خارجی اشاره نموده‏اند. بدین معنی كه مسئله‏ی كرد را در ایران و سایر كشورهای همسایه از دو جنس متفاوت دانسته‏اند و ادعا نموده‏اند كه، برای ایران «مسئله كرد» وجود ندارد، هر چند در اثر تحریكات خارجی، مانند طغیان شیخ عبیدالله در زمان قاجارها و سمیتقو در زمان پهلوی اول (برونسن، 1374: 9-51) و قاضی محمد (یاسمی، 1362: 250 و جلائی‏پور، 1370: 2-141) و اوائل انقلاب اسلامی 1357 گاهی برای ایران مسئله ساخته‏اند. لذا راه حل مسائل كردستان را به عواملی مانند گسترش شبكه ارتباطی، واگذاری پست‏های تصمیم‏گیری در مناطق كردنشین به كردها و گسترش نیروهای نظامی و انتظامی در مناطق كردنشین (جلائی‏پور ،1370 :2-141) دانسته‏اند. آنها بعد سیاسی مسئله را نادیده گرفته‏اند، در حالی كه كردها در قالب احزاب سیاسی از شورش سمكو و دهه 1940 تاكنون برقراری نظام فدرال یا خود مختار در كردستان، تشكیل پارلمان محلی، تدریس زبان كردی و . . . (كوچرا، بی تا: 198 و مك داول، 1380: 410) را خواستاراند،آنها خواستار تعدیل نابرابری هستند.

بنابراین آنها به ستم ملی‏ای اشاره می‏كنند كه علیه كردها اعمال می‏شود. اكثر شاخص‏های توسعه قبل (مك داول، 1380: 40-439) و بعد از انقلاب اسلامی 57 (صوفی مجیدپور، 1383: 8-81) حكایت از آن دارند كه كردستان در تمامی شاخص‏ها عقب‏تر از سایر نقاط ایران می‏باشد و شكافی بین مركز و كردها پدید آورده است. حتی به نظر می‏رسد كه در كشور عراق عربی كه كشوری بیگانه برای كردها است، وضعیت كردها به مراتب بهتر از كردها در ایران می‏باشد و این مسئله كه كردها تنها در ایران استانی به نام خود دارند و . . . با چالش جدی مواجه شده است.

مسئله‏ی مورد بررسی ما «بررسی مقایسه‏ای نابرابری اجتماعی در كردستان ایران و عراق» با تأكید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه می‏باشد. تأكید بر عنصر اجتماعی، این واقعیت را آشكار می‏سازد كه نابرابری ناشی از عوامل طبیعی و زیستی نیز می‏باشد و در این میان صرفاً عوامل اجتماعی مد نظر ما هستند. در عین حال روابط قدرت و پدید آمدن گروه‏های سلطه  و فرمانبر در سطح نهادی و ساختاری حائز اهمیت‏اند نه در سطح فردی. بدین معنی كه ساختارها و نهادها در جامعه، موانعی را بر سر راه افراد و گروه‏های «غیر خودی» برای رسیدن به منابع و فرصت‏ها تعبیه و در عوض آنها را در انحصار گروه‏های وابسته به خود قرار می‏دهند: «گروه‏های پایگاهی با تبعیض قائل شدن بر علیه اغیار آزادی عمل بازار را محدود می‏كنند» (كوزر و روززنبرگ، 1378: 344).

همانند اكثر مفاهیم جامعه شناختی، نابرابری نیز مفهومی پیچیده بوده و جامعه شناسان تعاریف متفاوتی از آن ارایه داده‏اند. اكثر آن‏ها جایگاه‏های متفاوت افراد و گروه‏ها را در یك موقعیت خاص مد نظر دارند؛ بدین معنی كه كنشگران با توجه به نقشی كه در آن موقعیت ایفا می‏كنند، جایگاه متفاوتی می‏یابند: «اگر چه، در اینكه نابرابری به موضوع‏هایی همچون شكاف بین پولدارها و فقرا یا تفاوت میان فرادستان و فرودستان توجه دارد، توافق نظر وجود دارد، با وجود این نابرابری اجتماعی به طوركلی‏تر به تفاوت‏هایی میان افراد اشاره می‏كند، كه بر نحوه زندگی آنها، خاصه بر حقوق، فرصتها، پاداش‏ها و امتیازاتی كه از آن برخوردارند، تأثیر دارد» (گرب، 1381: 10).

همانطور كه اشاره شد، مهم‏ترین تمایزات مورد نظر ما، نابرابری‏های ساختاری‏اند كه در كنش اجتماعی افراد پدید می‏آید. بر این اساس ما فرصتها، حقوق و امتیازاتی را كه در دسترسی افراد به امكانات، اختلاف به وجود می‏آورند، مد نظر قرار می‏دهیم. در این بررسی با وجود اشتراك زبان، مذهب و فرهنگ مردم شهرهای مهاباد و سلیمانیه به بررسی جایگاه آن‏ها از حیث رابطه با حكومت و انواع بنیان‏های نابرابری (جنسی، حزبی و . . .) مبادرت می‏ورزیم. پیش فرض اولیه در این مورد این است كه هر چه رابطه با حكومت بیشتر باشد، بهتر می‏توان از اعتبارات و تسهیلات استفاده كرده و در نتیجه نابرابری تعدیل خواهد شد.

تذكر این نكته ضروری است كه «طبقه» در مباحث مربوط به نابرابری اجتماعی در نظریه‏ی ماركس و نئوماركیست‏ها تبلور یافته است. «آنها نابرابری در مالكیت را مادر همه نابرابری‏های دیگر می‏دانند» (تأمین،1373: 136). علاوه بر مفهوم طبقه، مفهوم دیگر كانونی در بحث نابرابری اجتماعی «قدرت» است كه وبر و نئووبری‏ها بدان اشاره نموده‏اند. در مباحث اخیر مربوط به نابرابری اجتماعی نیز جامعه‏شناسانی كه بر مفهوم طبقه تأكید دارند، بازگشتی به آرای ماركس و آنهایی كه بر مفهوم قدرت تأكید كرده‏اند بازگشتی به آرای وبر داشته‏اند. تأكید بر طبقه در بحث نابرابری‏ اجتماعی بیانگر آن است كه ساختار اقتصادی عامل نابرابری‏ بوده و تأكید بر قدرت نشان می‏دهد كه ماهیت نابرابری اجتماعی ناشی از ساختار سیاسی یا دولت است. در این بحث نیز تاکید ما بر مفهوم قدرت می باشد.بدین دلیل که قابلیت تقسیم بیشتری را نسبت به مفهوم طبقه داشته و امکان شناخت نابرابری های کثرت گرایانه را فراهم می سازد.مارکسیست ها وجود کثرت گرایی و بنیانهای جداگانه قدرت را به غیر از قدرت طبقاتی نادیده گرفته اند.بدون توجه به این امر و ساختار سیاسی یا دولت در کردستان نمی توان تحلیل درستی از مسائل آن ارایه داد.لذا یکی از دلائل شکست احزاب کمونیست در کردستان نیز غفلت از این عنصر و تاکید بر ساختار اقتصادی می باشد.منظور از قدرت به پیروی از گرب (1381: 224)”توانائی های متفاوت در کنترل منابع”می باشد که موجب پیدایش روابط ساختاری و نامتقارن سلطه و فرمانبرداری کنشگران اجتماعی شده است.قدرت به طور معمول به وسیله سه ابزار کلیدی (کنترل بر منابع مادی ،مردم و عقاید)در نظام های اجتماعی به وجود می آید.

ابعاد مسئله‏ مورد بررسی

افراد و گروه‏ها در جامعه وارد روابط متقابل چند سویه‏ای در زندگی روزمره می‏شوند كه در چارچوب آن، سعی دارند اراده‏ی خویش را بر دیگران تحمیل نمایند. در این فرایند موازنه‏ی نیروها به چالش كشیده شده و نابرابری پدید می‏آید. این تمایز ناشی از عوامل متعددی از قبیل سن، جنس، مالكیت، تحصیل، شغل، نژاد و قومیت . . . می‏باشد كه به صرف بهره‏مندی یا عدم بهره‏مندی از این امكانات و تعلق یا عدم تعلق به گروهی خاص، در طبقه فرادست یا فرو دست جای می‏گیرند. ما در این بررسی به چندین عامل توجه می‏كنیم و اهمیت هر كدام از آنها و نقش شان را در نابرابری اجتماعی مشخص می‏كنیم.

زبان یكی از این عوامل است. ابراهیم یونسی در مقدمه كتاب كردها اثر کندال در این باره می‏نویسد: كمك به شكوفندگی و بالندگی زبان و فرهنگ یك گروه قومی نه مایه جدایی آن گروه از زبان اصلی، كه كمك به تحكیم پایه‏های فرهنگ ملی است. كمك به شكوفایی زبان و فرهنگ گروه‏های قومی در معنی كمك به رفع جدایی‏ها و سردی‏‏ها نیز هست، چرا كه با درمان این درد در حقیقت زمینه‏ی سردی و جدایی از بین می‏رود و زمینه‏ی جدیدی برای پیوستگی و نزدیكی بیشتر فراهم می‏شود (كندال، 1372: 20-19). بر این اساس جایگاه زبان كردی را در زادگاه اصلی آن یعنی ایران و كشور عراق مشخص می‏كنیم.

شغل نیز یكی از این متغیرها است. با توجه به اهمیت این عامل در سلسله مراتب قشربندی اجتماعی و جایگاه آن در نظریه‏های بوردیو، لنسكی و پاركین، موقعیت كردها را در سلسله مراتب شغلی در مهاباد و سلیمانیه مشخص می‏كنیم. تأكید بر این عامل ناشی از وابستگی شدید درآمد به شغل افراد می‏باشد. «از آنجا كه در هر كشور توسعه یافته و در حال توسعه، سوسیالیست یا با اقتصاد بازاری، درآمد هر كس به نوع شغلش بستگی دارد، ساخت شغلی تا حدی ارائه دهنده شاخص توزیع درآمدها است» (كول، 1365: 37). همچنین نقشی كه هر كس در جامعه ایفا می‏كند همیشه به صورت یكی از عناصر اساسی و اصلی تمایز طبقاتی بوده و خواهد بود. این نقش به دو صورت قابل تفكیك است:

الف) نقش عمومی، یعنی جایی كه هر كس در زندگی عمومی اشغال می‏كند، مهم‏ترین عنصر و حتی تنها عنصر مشخص تمایز طبقاتی در گذشته بوده است. انجام مشاغل سیاسی و نظامی و مذهبی به شاغلین آنها و دسته‏ای كه بدان وابسته بودند، جای خاصی در جامعه اعطا می‏كرد. در جامعه‏ی فئودال، برتری اشراف و سینورها بر دهقانان به سبب نقش نظامی آنها بوده است.

ب) نقش اقتصادی افراد همیشه و در تمام تمدن‏ها از نقطه نظر طبقات اجتماعی اهمیت یكسانی نداشته است. در گذشته و حتی در بعضی مواقع در دوران معاصر، «مالكیت زمین» عنصر اساسی وجهه و شخصیت اجتماعی بوده است. اشرافیت گذشته اشرافیت وابسته به زمین بود و هر گاه عناصری از طبقات دیگر به علتی صاحب زمین می‏شدند، به اشرافیت نائل می‏آمدند (لاروك، 1346: 13-12). بر این اساس جایگاه كردها را در شغل‏های مهم حكومتی، كشاورزی، قاچاق و صنعت مشخص خواهیم كرد.

متغیر دیگر مورد توجه در این تحقیق جنسیت می‏باشد. با توجه به جایگاه پایین كردها در سلسله مراتب قشربندی و مبارزه در راه رهایی از این وضع، زنان همواره مورد ستم بیشتری واقع شده‏اند «محرومیت اقتصادی، پرخاشگری را كه علیه ضعیف‏ترین عنصر بروز می‏كند، تشدید می‏كند» (بوتول، 1379: 74).

بعلاوه دین اسلام نیز محدودیت‏هایی را بر آنها تحمیل نموده است. «در نامه‏های ایرانی منتسكیو، حجاب زنان نمادی است از سركوب مردم توسط سلسله مراتب جامعه‏ی سنتی. در مقابل، فقدان حجاب در خیابان‏های پاریس نماد نوع جدیدی از جامعه است كه آزادی و برابری بر آن حاكم‏اند» (برمن، 1383: 133). همچنین رژیم بعث نیز در راستای تضعیف جنبش ملی كرد در عراق و تقویت عشیره‏گرایی، زنان را هدف قرار داده و بدین وسیله پارتیزان (پیشمرگ‏های كرد)‏ها را محدود نموده است. «رژیم بعث با برجسته‏سازی فرهنگ عشیره‏ای به ‏ویژه در كردستان ،عملیاتی را دنبال نمود كه بر اساس آن می‏توانست جلوی مقاومت جنبش رهایی‏بخش كردها را بگیرد.در فرهنگ عشیره‏ای قبل از هر چیز حیثیت زنان خانواده اهمیت دارد.”حیثیت خانواده“ در درجه‏ی اول اهمیت قرار داشته و ”میهن‏پرستی“ در جایگاه دوم قرار دارد.در این فرهنگ به هنگام مواجهه با پارادوكس”میهن‏پرستی“ و صیانت از”حیثیت خانواده“ بدون شك دومی انتخاب می‏شود و آن عبارت است از جزم‏اندیشی در كنترل جسمی زنان خانواده و عشیره. این امر در راستای نیل به بسیاری از اهداف بعث و به ویژه تضعیف جنبش ملی دمكراتیك كردها موفقیت‏هایی به دست آورد (قره داغی، 2004: 6-1). بر این اساس جایگاه زنان كرد را در سلسله مراتب اجتماعی در هر دو جامعه‏ی مورد بررسی تعیین می‏كنیم.

تمایز سیاسی و حزبی عامل دیگر نابرابری اجتماعی به شمار می‏رود. «گروه‏ها و احزاب همواره نقش اساسی در نشر و گسترش احساس ملی كردها داشته‏اند» (همدی، 1379: 111). تأكید بر این عنصر در تحقیق فوق ناشی از آن است كه احزاب تنها در جامعه‏ای گسترش می‏یابند كه از سازمان عقلایی برخوردار باشند. همچنین وجود احزاب در پیشبرد سازوكارهای دموكراسی نقشی قاطع دارند كه باید به آن توجه نمود، در حالی كه هم اكنون هیچ حزب سیاسی رسمی در كردستان ایران كه از وزارت كشور مجوز فعالیت گرفته باشد، حضور ندارد. از سویی دیگر یكی از دلائل مسائل كردستان و تهدید تمامیت و هویت ایرانی را وجود احزاب  و خودمختاری کردها[1] دانسته‏اند (جلائی‏پور، 1370:  2-141،51) كه مغایر با اصول دموكراسی است. بر این اساس نقش احزاب و گروه‏های سیاسی را در نابرابری اجتماعی مشخص خواهیم كرد.

همچنین به نقش تحصیل (آموزش) نیز در سلسه مراتب قشربندی اجتماعی اشاره می‏كنیم. تحصیلات به ویژه در جوامع مدرن دومین نوع كلیدی تحریم بعد از دارایی (مالكیت) به شمار می‏رود. بر این اساس دسترسی كردها را در دو جامعه‏ی مورد نظر به تحصیل و دارایی و انواع سرمایه‏های فرهنگی و اقتصادی مشخص می‏كنیم.

 

اقشار و لایه‏ های اجتماعی در گذشته‏ كردستان

به زعم كینان (1372: 4-43) سازمان سنتی اجتماعی كرد بر رؤسای دینی و دنیوی و خانواده‏های آنها یعنی شیوخ و اعیان و اشراف روستا و مریدان و روستائیان عادی و كشاورزان و دامداران استوار است.از آغاها که بگذریم ،شیوخ هستند که قدرت و نفوذشان گاه از قدرت و نفوذ آغاها كه به هر حال گذرا است به مراتب بیشتر است. پس از جنگ 1964 (عراق) انتقال قدرت از لایه‏های فئودال و رؤسای قبایل به درس خواندگان شهری سخت تسریع شده است.

مارتین وان برویین سن (1378: 275) در كتاب جامعه‏شناسی مردم كرد (آغا،شیخ و دولت) ساختارهای اجتماعی و سیاسی كردستان ،دو طبقه‏ی رعایا و رؤسای اتحادیه‏های قبایل و افراد مسلح‏شان را متمایز می‏كند. «در حوالی سال 1500 كردستان مشتمل بود بر شماری امیرنشین، كه درجه‏ی استقلال درونی آنها بسته به قدرت و ضعف امپراتوریهای پیرامون متغیر بود. این امارات از بسیاری لحاظ (سازمان و لایه‏بندی) به كشورهای پیرامونشان شبیه بودند. در اینها دو طبقه‏ی اجتماعی قابل تشخیص بود: رعیت، یعنی طبقه‏ی رعایای مالیات پرداز (مانند كشاورزان، صنعتگران و بازرگانان) و شامل بسیاری عناصر غیركرد و طبقه‏ای نظامی مشتمل بر افراد قبیله‏ای. گروه دوم در شماری از اتحادیه‏های قبیله‏ای سازمان یافته بود و چنانكه از منابع برمی‏آید اقدام یكدست و یكپارچه در سطح اتحادیه چیزی غیرعادی نبود. دست كم بعضی از امرا عده‏ای افراد مسلح داشتند كه احساس سرسپردگی‏شان به میر نیرومندتر از احساس پیوستگی قبیله‏ای بود.

لایه‏های اجتماعی امارت بتلیس نیز بدین شرح است:

1- در رأس، میر و خانواده‏اش.

2- پس از او آغاهای قبایل و سایر اعیان.رایزنان و برخی از صاحب منصبان عالی حكومتی از این طبقه‏ی اخیر تأمین می‏شدند. تعدادی از نخبگان قبیله تیولدار بودند و این تیول درآمد مستقلی را برایشان تأمین می‏كرد؛ بسیاری از اینها در شهر می‏زیستند. زندگی دیگران احتمالاً از طریق حشم‏داری و هدایای افراد قبیله می‏گذشت. معاش آنها كه در دربار میر بودند طبعاً از جانب میر تأمین می‏شد.

3- گروهی مشابه این متشكل از نخبگان غیرقبیله‏ای بود، این گروه را صاحب منصبان عالی مقام و هنرمندان و دانشمندان و رجال مذهبی نظیر شیوخ و سادات و ملاها تشكیل می‏داد.

4- در میان افراد عادی قبیله دو لایه را می‏توان از هم متمایز كرد، هر چند این جدایی و تمایز چیزی است سیال و تحرك تا اندازه‏ای زیاد است: آنها  كه اسب دارند و آنها كه ندارند.

5- شمار قابل ملاحظه‏ای از كردان در شهر می‏زیستند. اینها چون سایر كردها جنگجو نبودند بلكه مردمی بودند مهذب. معلوم نیست چه مشاغلی دارند.

6- گروهی هم هستند به اسم كشاورز (رعایا) كه در كوهپایه‏ها و كوهستان‏ها زندگی می‏كنند.

7- نیروی محركه‏ی اقتصاد بتلیس (علاوه بر حشم چادرنشینان) رعایای مسیحی بودند (كه به طور عمده‏ای ارمنی و بعضاً یعقوبیان سوریایی بودند). دهقانان یكجانشین را به طور عمده ارمنیان تشكیل می‏دادند؛ بخش بزرگی از جمعیت شهر نیز ارمنی بودند. این مردم از لحاظ سیاسی وضع و موقع پایینی داشتند، اما بسیاری از آنها باید مرفه بوده باشند: در میانشان صنعتگران قابل و بازرگانان معتبری بودند؛ بقیه باغدار بودند و از این راه درآمد خوبی كسب می‏كردند (وان برویین سن، 1378: 3-242).

اولیا چلبی نیز كه یكی از نزدیكان دربار سلاطین عثمانی بوده و سفر‏نامه‏ای در حدود 360 سال قبل نوشته،مردم وان را به شش دسته تقسیم می‏كند:اول،مستمری‏بگیران پاشا كه در قلعه كار می‏كنند و نباید هیچ شغل دیگری داشته باشند،مگر در داخل شهر به تجارت بپردازند.برخی از آنها به ممالك دیگر رفته اجناسی برای فروش با خود می‏آورند،برخی به كارهای دستی اشتغال دارند،بعضی دفتردارند كه كارشان نوشتن است و در خدمت دولت قرار دارند.برخی روحانی و طلبه هستند و گروهی هم باغبان و خدمتگزارند(چلبی،1364: 186).

[1] – حتی اعلام جمهوری کردستان از جانب قاضی محمد ،به مفهوم تشکیل دولت کردستان نبود ،تلاشهای ایشان بیشتر در ارتباط با نظام فدرالی قابل تحلیل است(مدنی،1380: 328).

ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد

یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه : 136

قیمت : 14700 تومان

 

 

—-

پشتیبانی سایت :               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

  *