دانلود متن کامل پایان نامه  بررسی ارتباط هوش هیجانی و شیوه‌های فرزندپروری مادران با خلاقیت دختران دبستانی

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم تحقیقات

 پایان‌نامه جهت دریافت کارشناسی‌ارشد رشته مشاوره و راهنمایی(M.A)

عنوان

بررسی ارتباط هوش هیجانی و شیوه‌های فرزندپروری مادران با خلاقیت دختران دبستانی شهر کرمانشاه

  استاد راهنما

دکتر مختار عارفی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان              شماره صفحه

چکیده 1

فصل اول مقدمه. 2

مقدمه. 3

بيان مسأله. 4

ضرورت و اهميت پژوهش… 6

اهداف پ‍ژوهش… 6

هدف های فرعی.. 7

فرضيه‏هاي تحقیق.. 7

تعاریف(به صورت مفهومی و عملیاتی) 7

فصل دوم پیشینه پژوهش… 8

خلاقیت… 9

فرایند خلاقیت… 10

روند تحولی خلاقیت در کودکان. 12

ویژگی‌های افراد خلاق.. 12

شيوه هاي آموزش و تمرين خلاقيت… 12

بازدارنده های خلاقیت… 16

فرزند پروری.. 16

شيوه‌هاي فرزندپروري و فرهنگ… 17

پیشینه مطالعات شیوه‌های فرزند پروری.. 17

دیدگاه های مرتبط با فرزندپروری.. 19

هوش… 25

فرايند هاي حافظه يا شناخت… 36

هیجان. 37

هوش هیجانی.. 38

پژوهش‌های داخلی مرتبط با متغیرهای پژوهش… 49

پژوهش‌های خارجی.. 50

فصل سوم روش پژوهش… 53

طرح پژوهش… 54

جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری.. 54

ابزار پژوهش… 55

روش اجرا 57

روش تجزیه و تحلیل داده‌ها 57

فصل چهارم یافته های پژوهش… 58

4-2 داده‌های استنباطی.. 61

فصل پنجم بحث و نتیجه‌گیری.. 66

بحث و نتیجه‌گیری.. 67

محدودیت‌های پژوهشی.. 70

پیشنهادها 71

پیشنهادهای پژوهشی.. 71

پیشنهاد‌های کاربردی.. 72

فهرست منابع فارسی.. 73

فهرست منابع انگلیسی.. 80

چکیده

شناخت و شکوفاسازی خلاقیت در کودکان می‌تواند گامی مؤثر در جهت رشد و پیشرفت جامعه باشد. بنابراین مطالعه‌ی عوامل مرتبط با خلاقیت ضروری به نظر می‌رسد. هدف از این پژوهش، مطالعه‌ی ارتباط میان هوش‌هیجانی و شیوه‌های فرزندپروری مادران با خلاقیت دختران است. به این منظور تعداد 70 دانش‌آموز دختر دبستانی شهر کرمانشاه با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند و آزمون «خلاقیت تورنس» بر روی آنها آزمون «هوش هیجانی شیرینگ» و آزمون «شیوه‌های فرزندپروری بامریند» بر روی مادران آنها اجرا شد. داده‌ها به‌وسیله آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل همبستگی پیرسون نشان داد که بین شیوه‌های فرزندپروری مقتدرانه با خلاقیت ارتباط مثبت و بین شیوه‌های فرزندپروری مستبدانه و مسامحه‌کارانه با خلاقیت ارتباط منفی وجود دارد. همچنین بین هوش هیجانی مادران، با خلاقیت ارتباط مثبت وجود دارد. داده های پژوهش اهمیت شیوه‌های فرزندپروری و جو عاطفی حاکم بر خانواده و همچنین هوش هیجانی مادران را بر روی خلاقیت کودکان نشان داد.

کلید واژه‌ها: هوش هیجانی، شیوه‌های فرزندپروری، خلاقیت.   

مقدمه

به موازات گسترش علوم در زمینه‌های مختلف، مطالب علمی در اثر پدیده انفجار اطلاعات، در طول مدت کوتاهی اهمیت نخستین خود را از دست داده و به اطلاعاتی کم اهمیت و دست دوم تبدیل می‌شوند.

در جهان امروز بالاترین و بهترین تولید برای کشورهایی که بخواهند حرف اول را در دنیا داشته باشند تولید فکر نو و ایده جدید است.

در قرن حاضر خلاقیت، ارزشی روبه فزونی است، هدف امروزه‌ی بسیاری از جوامع بالا بردن خلاقیت و نوآوری افرادی است که تحقق بخش نیازهای قرن 21 باشد.(توگرول[1]، 2013)

اندیشه خلاق قابلیتی است که می‌توان آن را در تمامی ابعاد زندگی انسان مشاهده کرد. انسان به وسیله‌ی همین تفکر خلاق می‌تواند توانمندی‌های خود و بالتبع جامعه را افزایش داده، مسائل و مشکلات را حل نموده و به سوی کمال و ترقی پیش رود.

و این چنین است که اهمیت نیاز به کودکان خلاق و آفریننده به عنوان منابع انسانی فردا، بر کسی پوشیده نیست، پرورش کودکان خلاق برای رفع تنگناهای موجود و ابلاغ و خلق روشها و فنون منتهی به خودکفایی و رهایی از وابستگی حائز اهمیت است(افروز، 1386)

امروزه متخصصان امر تعلیم و تربیت به این نکته واقفند که خلاقیت نباید به عنوان استعدادی منحصر به فرد و مختص به عده‌ای خاص در نظر گرفته شود. ایشان معتقدند که همه‌ی انسان‌ها از خلاقیت بهره‌مند هستند ولی امکان به ظهور رسیدن آن در افراد مختلف متفاوت است. بالا رفتن خلاقیت تنها به توانایی‌های هوشی مربوط نیست بلکه بسیار تاثیرپذیر از محیطی است که انسان در دوران کودکی تجربه می‌کند.(بایونوا[2]،2014)

ساختار شخصیتی انسان در محیط‌های اجتماعی شکل گرفته و رشد می‌یابد. فرآیند اجتماعی شدن کودکان در ارتباط متقابل با بزرگسالان صورت می‌گیرد نقش والدین در چگونگی شکل‌گیری شخصیت بسیار تعیین کننده است و در این میان مادر به دلیل ارتباط تنگاتنگی که با کودک دارد می‌تواند نقش مهمی در رشد شخصیتی و خلاقیت وی ایفا نماید(وراکسا[3]، 2011)

همین امر سبب شده است که تحقیقات بسیاری پیرامون عوامل مؤثر و بازدارنده خلاقیت انجام گیرد.      

بيان مسأله

آن چه سبب شكل گيري اين پژوهش شد‌، در برخورد با اين پديده بود كه اين انسان اصالتاً موجودي است نيازمند برقراري ارتباط با ديگران‌.بسياري از نيازهاي عاليه انسان و شكوفا شدن استعداد ها و خلاقيت هايش فقط از طريق تعامل بين فردي مي تواندارضا شده و فعليت يابد (افروز‌، 1386).

از آنجا که خلاقیت قابل رشد و افزایش است(نیو و لیو[4]، 2009)، تا کنون مطالعات گسترده‌ای در زمینه متغیرهای مرتبط و مؤثر با آن انجام گرفته است. به عقیده برخی از صاحب‌نظران مجموعه‌ای از عوامل شناختی، متغیرهای محیطی، متغیرهای شخصیتی و متغیر جنسیت بر خلاقیت مؤثر است.(آیزیک[5]، 2005)

در ارتباط با خلاقیت، روان‌شناسان اجتماعی به نقش ساختارهای اجتماعی در پرورش افراد خلاق تاکید دارند. در این گروه پژوهش‌ها، خلاقیت به صورت سیستمی متشکل از عناصر متعدد شناختی در بافت اجتماعی تعریف می‌گردد و این افراد بر این باورند که خانواده، مدرسه و به طور کلی محیط اجتماعی به عنوان عناصر تشکیل دهنده موقعیت خلاق مطرح هستند(جفری و کرافت[6]، 2001)

ترديدي نيست كه خانواده به عنوان نخستين نهاد اجتماعي و قوي ترين سيستم‌، بر پايه ريزي رفتار و شكل گيري شخصيت و فرآيندهاي دروني فرزند تاثير به سزايي دارد و آنها را شكل مي دهد. بسياري از ويژگي‌هاي شخصيتي كودك تحت تاثير ويژگي شخصيتي و فرزند پروري والدين آنها است(ليل آبادي‌، 1375).

در خلال ده هاي گذشته‌، محققان سعي در شناخت عواملي داشته اند كه بر پيوند مادر و كودك موثر بوده و آن را هدايت و راهنمايي مي كند‌. در اين ميان آنچه خودنمايي مي كند هيجانها و بازخورد هاي مادر به عنوان مراقبت كننده اصلي است(بالبي[7]،1976، ترجمه ثقفیان ، 1359).

“يگانگي” مادر در جهان كودك باعث مي‌شود تا حالت‌ها و هيجانها و شيوه‌هاي تربيتي وي نقش به سزا در محيط دروني و بروني كودك ايفا نمايد‌، لذا سهم قابل توجهي از سير خلاقيت كودك به اشكال ارتباطي اعمال شده از سوي مادر اختصاص دارد (فروید[8]، 1940، ترجمه افشار ، 1371).

به نظر گلمن[9]، براي مادران‌، كيفيت هوش هيجاني به مثانه آگاهي از احساسات كودك‌، توانايي همدردي‌، آرامش بخشي و راهنمايي كودك است(گلمن ، 1998، ترجمه پارسا، 1384).

در طول دوره هاي تكامل فرزند‌، مادر در رويا رويي با رويداد هاي مختلف محيطي – از جمله تكاليف سخت و مداوم تعامل با فرزند‌، درگير هيجانهاي ناهشياري است كه مي توانند از طريق حالتهاي صورت‌، اندام وكلام به كودك منتقل شود. اين هيجانها بايد رهبري شوند تا مادر بتواند در تامين آرامش كودك با فرايند برون ريزي وي سهيم باشد. اشپيتز‌،  از انجا كه مادر نسبت به اين هيجانها ناهشيار است و به سختي مي تواند به طور هوشيار انه آنها را مهار نمايد. شناخت‌، تنظيم‌، و هدايت فرايند هيجان هاي مختلف وارده به مادر‌، در جهت ايجاد هيجان هاي مثبت در كودك ضروري به نظر مي رسد(دادستان ، 1378).

رضوی(1385) در تحقیقی در ارتباط با هوش هیجانی والدین و خلاقیت کودکان ابراز می‌دارد که بین هوش‌هیجانی مادران و خلاقیت کودکان ارتباط مثبت وجود دارد و مادران با هوش هیجانی بالا دارای کودکانی خلاق‌تر هستند.

 

گاتمن[10]، مادراني با هوش هيجاني بالا را‌، پروش دهنده كودكاني مي داند كه از نظر فيزيكي سالمنتر و از نظر هيجاني رشد يافته تر و حتي در موقعيت هاي بحران‌، قادر به آرام سازي خود مي باشند.انتظار مي رود اين مادران از توان مديريتي بالا بخوردار بوده‌، مسئوليت پذير تر‌، قابل اعتماد تر‌، سازگار تر و در ارتباط با كودك خود خلاق تر باشند. بدين ترتيب مي‌توان انتظار داشت كه كودكان ايشان در زنجيره نظام خلاقيت در سطوح بالايي قرار گيرند. چنانچه بالس بر اهميت نظام مراقبتي مادر از كودك و نقش اين نظام بر خلاقيت كودك تاكيد فراوان داشته است(بالبي‌، 1976، به نقل دادستان1378).

پژوهش‌های راتر[11]، ویل[12]، و پترسون[13](1981)، در تایید مطالب فوق نشانگر این مطلب است که مادرانی که شیوه‌های فرزند پروری سهل گیر و مستبدانه استفاده می کنند، کودکانی کمتر خلاق دارند و بالعکس مادرانی با شیو ه فرزند پروری مقتدرانه ، کودکانی خلاق تر دارند.

هاشمیان(1380) در پژوهش خود عنوان داشت که شیوه‌های فرزندپروری مادران یکی از متغیرهایی هست که می‌تواند خلاقیت فرزندان را پیش‌بینی کند.

لیندبلد[14](1976) طی تحقیقی درباره نحوه‌ی تعامل والدین و رشد خلاقیت کودکان دریافت که تعامل مناسب و سازنده تا حد زیادی با رشد قوه‌ی خلاقانه کودکان در ارتباط است.

بدين ترتيب تحقيق پيرامون هوش هيجاني مادر و شيوه هاي فرزند پروري وي به عنوان مراقبت كننده اصلي‌، مي توان زمينه ساز آموزش هاي لازم در جهت مناسب سازي بستر تحولي و جلوگيري از عواقب آن در بزگسالي باشد. با مقدمه اي كه ذكر شد‌، اين پژوهش به دنبال پاسخگويي به اين سئوال كه آيا هوش هيجاني و شيوه هاي فرزند پروري مادران مي تواند به عنوان عاملي تعيين كننده در ميزان خلاقيت دانش آموزان به شمار آيد؟

تعداد صفحه :89

قیمت :14700 تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

:               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :