متن کامل پایان نامه کارشناسی ارشد علوم اجتماعی گرایش پژوهش علوم اجتماعی

با عنوان :بررسی نقش مردسالاری در خشونت خانوادگی

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی شود

لوگوی دانشگاه تهران--

 

 

 

دانشکده علوم اجتماعی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشدعلوم اجتماعی

گرایش پژوهش علوم اجتماعی

موضوع :

بررسی نقش مردسالاری در خشونت خانوادگی

مطالعه نظری همراه با تحقیق پیمایشی درشهرستان سبزوار

استاد راهنما :

دکتر یحیی علی بابایی

 

استادمشاور :

دکتر سید ضیاء هاشمی

 

نگارش :

****

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چكيده :

پژوهش حاضر به بررسي نقش و سهم متغير پدرسالاري در بروز خشونت خانوادگي مي پردازد ؛ هر چند منكر تاثير ديگر متغيرها در پيدايش اين پديده نيست . خشونت خانوادگي به معني فرايندي است كه در آن زوج يا شريك زندگي از خود رفتارهاي خشونت آميز بر ضد زوج ديگر نشان مي دهد . به بيان ديگر خشونت خانوادگي به خشونتي اطلاق مي شود كه معمولا در محيط خلوت و خصوصي خانواده به وقوع مي پيوندد و در بيشتر موارد ميان افرادي اتفاق مي افتد كه به سبب صميميت ، ارتباط خوني  و يا قانوني به هم پيوند خورده اند .

در اين تحقيق از رويكردهاي متعدد جامعه شناسي از قبيل نظريات فمينيستي ، نظريه اقتدار و سلطه ، نظريه تضاد ، نظريه نقش ها و نظريه منابع استفاده شده كه بر اساس اين نظريات مهمترين متغيرهاي مستقل تاثيرگذار بر پديده خشونت خانوادگي عبارتند از : اعتقاد به پدرسالاري از سوي مردان ؛ اعتقاد به تبعيض جنسيتي ؛ تداخل نقش زوجين ؛ اختلاف پايگاهي زوجين ؛ تضاد سلايق زوجين ؛ انحراف اخلاقي شوهر؛ اختلاف سطح تحصيلات زوجين و بيكار بودن شوهر .

اين تحقيق با بهره گرفتن از روش پيمايش بر روي 380 خانوار شهرستان سبزوار و طراحي پرسشنامه اي براي زنان متاهل صورت گرفت و از روش هاي آماري چون رگرسيون چند متغيري و تحليل مسير بهره گرفته شد .

نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه متغير اعتقاد به پدرسالاري از سوي مردان داراي بيشترين اثر مستقيم و غير مستقيم بر روي خشونت خانوادگي است و بعد از اين متغير مي توان به متغيرهاي تبعيض جنسيتي و تضاد سلايق زوجين اشاره كرد . به اين ترتيب يافته هاي اين تحقيق در راستاي تقويت فرضيات مهم نظريات فيمينيستي ، نظريه منابع ، تئوري تضاد و تضعيف فرضيات نظريات نقش ، اقتدار و سلطه و ناسازگاري پايگاهي مي باشد .

كليدواژه ها : خشونت خانوادگي ، پدرسالاري ، تبعيض جنسيتي ، تضاد سلايق زوجين ، تداخل نقش ، ناسازگاري پايگاهي

 

 

 

فهرست جداولصفحه
جدول ( 1-3 ): ضریب پایایی شاخص ها………………………………………………………………………….51
جدول ( 2-3 ): حجم نمونه برحسب مناطق درشهرسبزوار………………………………………….54
جدول ( 1-4 ): آماره های مربوط به سن زنان……………………………………………………………………..57
جدول ( 2-4 ): توزیع پا سخگویان بر حسب سن……………………………………………………………….59
جدول (3-4 ): آماره های مربوط به سن همسران………………………………………………………………..60
جدول (4-4 ): توزیع پا سخگویان بر حسب سن همسر……………………………………………………….61
جدول (5- 4 ): توزیع پا سخگویان برحسب میزان تحصیلات……………………………………………..62
جدول (6-4 ): میزان تحصیلات همسران……………………………………………………………………………..64
جدول ( 7-4 ): توزیع پا سخگویان برحسب وضعیت شغلی………………………………………………..65
جدول ( 8-4 ): توزیع وضعیت شغلی همسران……………………………………………………………………..66
جدول (9-4 ): توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت اقتصادی خانواده پدری………………………..67
جدول (10-4 ): توزیع وضعیت اقتصادی خانواده پدری مردان……………………………………………69
جدول (11-4 ): توزیع وضعیت شغلی همسران……………………………………………………………………70
جدول ( 12-4 ): آماره های مربوط به خشونت خانوادگی……………………………………………………72
جدول (13-4 ) : توزیع میزان خشونت خانوادگی………………………………………………………………..73
جدول (14-4 ): آماره های مربوط به خشونت روانی……………………………………………………………74
جدول (15-4 ): توزیع میزان خشونت روانی………………………………………………………………………..76
جدول (16-4 ): آماره های مربوط به خشونت اقتصادی………………………………………………………77
جدول (17-4 ): توزیع میزان خشونت اقتصادی…………………………………………………………………..78
جدول ( 18-4 ): آماره های مربوط به خشونت فیزیکی……………………………………………………….79
جدول ( 19-4 ): توزیع میزان خشونت فیزیکی……………………………………………………………………81
جدول ( 20-4 ): آماره های مربوط به خشونت جنسی………………………………………………………..82
جدول (21-4 ): توزیع میزان خشونت جنسی………………………………………………………………………83
جدول (22-4 ): آماره هاي مربوط به انواع خشونت……………………………………………………………..84
 جدول (23-4 ): آماره های مربوط به تضاد سلایق زوجین…………………………………………………85
جدول (24-4 ): توزیع میزان تضاد سلایق زوجین……………………………………………………………….87
جدول (25-4 ): آماره های مربوط به مردسالاری…………………………………………………………………88
جدول (26-4 ): توزیع میزان مردسالاری……………………………………………………………………………..90
جدول (27-4 ): آماره های مربوط به تبعیض جنسی…………………………………………………………..91
جدول ( 28-4 ) : توزیع میزان تبعیض جنسی…………………………………………………………………….92
جدول ( 1-2-4 ) : همبستگی متغیرهای مستقل با خشونت خانوادگی………………………………94
جدول (1-3-4): مدل رگرسیون چند متغیره برای تبیین خشونت خانوادگی…………………………98
جدول ( 2-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی……………………………………………….98
فهرست جداولصفحه
جدول (3-3-4) : مدل رگرسیونی تضاد سلایق زوجین با متغیرهای مستقل……………………..102
جدول ( 4-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی…………………………………………..102
جدول (5-3-4) : مدل رگرسیونی مردسالاری با متغیرهای مستقل……………………………………104
جدول ( 6-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی……………………………………………104
جدول ( 7-3-4 ) : مدل رگرسیونی تبعیض جنسیتی با مستقل…………………………………………106
جدول ( 8-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی ………………………………………….106
جدول (9-3-4) : میزان اثر متغیرهای مستقل……………………………………………………………………..109

 

 

 

 

فهرست نمودارهاصفحه
شکل شماره ( 1 – 4 ) نمودار توزیع سن زنان به همراه خط منحنی نرمال………………………………58
شکل شماره ( 2 – 4 ) نمودار توزیع سن همسران به همراه خط منحنی نرمال………………………..60
شکل شماره ( 3 – 4 ) نمودار توزیع خشونت خانوادگی به همراه خط منحنی نرمال……………….72
شکل شماره ( 4 – 4 ) نمودار توزیع خشونت روانی به همراه خط منحنی نرمال………………………75
شکل شماره ( 5 – 4 ) نمودار توزیع خشونت اقتصادی به همراه خط منحنی نرمال…………………77
شکل شماره ( 6 – 4 ) نمودار توزیع خشونت فیزیکی به همراه خط منحنی نرمال…………………..80
شکل شماره ( 7 – 4 ) نمودار توزیع خشونت جنسی به همراه خط منحنی نرمال……………………82
شکل شماره( 8 – 4 ) نمودار توزیع خشونت تضاد سلایق زوجین به همراه خط منحنی نرمال..86
شکل شماره ( 9 – 4 ) نمودار توزیع مردسالاری به همراه خط منحنی نرمال…………………………..89
شکل شماره ( 9-4 ): نمودار توزیع تبعیض جنسی به همراه خط منحنی نرمال……………………….91
شکل شماره ( 10 – 4 ) دياگرام عوامل موثر بر خشونت خانوادگي …………………………………………100
  
  
  
  
  
  
  
  
 

 

 

 

 

کلیات تحقیق

 

 

مقدمه

در همه جوامع مسئله نظم و امنيت اجتماعي هم براي دولت و حاكميت و هم براي مردم مسئله مهمي  بوده است. روابط آدميان در جامعه برنظم و قاعده هاي خاصي استوار است و شيوه هاي  رسمي و غيررسمي نظارت و كنترل اجتماعي براي حفظ نظم و امنيت اجتماعي تدارك ديده شده است. اساس نظم اجتماعي بر شناخت و عمل به انتظارات متقابل و ايفاي نقشهاي اجتماعي استوار است. بطور كلي  درهمه جوامع بشري نظم اجتماعي و نظارت اجتماعي به شيوه هاي رسمي و غيررسمي ديده مي شود، با وجود اين، در همه جوامع بشري هم افرادي وجود دارند كه از قواعد عموماً پذيرفته شده رفتار، تخطي مي كنند، در واقع اكثر مردم حتي اگر بطور خيلي جزئي هم باشد هنجارها را نقض كرده اند. به قول دوركيم كجرفتاري و همنوايي در درون يك جامعه با ساختار خاصي كه دارد ممكن مي گردند.

هر روزه ما چه در محيط اطراف خود و چه از طريق رسانه ها و روابط با ديگران از مسائل مختلفي چون قتل، سرقت، آدم ربايي، ترافيك، جنگ، آلودگي هاي زيست محيطي، تورم، افزايش خشونت، بيكاري، تجاوز به عنف، اختلاس، ارتشاء، بالا رفتن قيمت اتومبيل ها، افزايش مصرف الكل و مواد مخدر و. . . اطلاع پيدا  مي كنيم، حال ممكن است نسبت به بعضي از آنها احساس ناراحتي و نگراني داشته باشيم و نسبت به بعضي ديگر احساس تنفر و انزجار و نسبت به مواردي هم بي تفاوت باشيم و هيچ واكنشي نداشته باشيم. در این میان خشونت خانوادگی از آن قسم مسائلی است که حساسیت خاصی را در جامعه بر می انگیزد. به نظر  می رسد که دلیل این حساسیت آن است که انسان همواره خانه را امن ترین مکان می شناسد. از این رو، هنگامی که مردی همسر خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهد، جامعه دچار تشنج می شود و               انسان ها به شدت احساس نا امنی می کنند.

از طرف دیگر باید خاطرنشان کرد که متأسفانه یکی از دلایل عدم موفقیت در جلوگیری از وقوع جرایم، به طور عام و خشونت و پرخاشگری به طور خاص، عدم ریشه یابی در علل و عوامل وقوع آنها است. افراد جامعه توجه خود را بیشتر به غلط به درمان موقتی به نام مجازات معطوف کرده اند که تحقیقات و مطالعات مختلف به عواقب و پیامدهای منفی این نوع درمان پرداخته و ناکارا بودن آنرا گوشزد کرده اند. اصولاً پیشگیری باید با دانش و اطلاعات کافی نسبت به علل ایجاد کننده هر دردی باشد و سپس مداوا در            پی تشخیص درد صورت پذیرد. چراکه اگر تشخیص درست باشد، درمان نیز آسان و سریع خواهد بود. لذا بررسي خشونت خانوادگی به عنوان يكي از مسايل اجتماعي و ارايه راه حلهاي مناسب به شيوه علمي، نيازمند به كارگيري روشهاي خاص علمي و تخصصي است.

تحقیق حاضر بر آن است تا علاوه بر تشریح فضای مفهومی خشونت و خشونت خانوادگی، ابتدا               عوامل مؤثر برخشونت خانوادگی( همسرآزاری ) را شناسایی کند و سپس سهم متغیر پدرسالاری را در بروز این پدیده نشان دهد. به عبارت دیگر ما خواهان آنیم که نشان دهیم که متغیر مردسالاری در جامعه کنونی تا چه حد می تواند در تولید خشونت خانوادگی نقش داشته باشد.

 

1-1- طرح و بیان مسأله:

با وجود دگرگونی در ساختار خانواده و نقش های خانوادگی، بی تردید خانواده همچنان یکی از ارکان و نهادهای اصلی جامعه به شمار می رود. اهمیت خانواده از این روست که نه تنها محیط مناسبی برای همسران به شمار می آید بلکه وظیفه جامعه پذیری و تربیت نسل های آتی را نیز بر عهده دارد. به عبارتي مي‏توان گفت؛ دروني كردن ارزشها و هنجارها از خانواده آغاز مي‏گردد. وجود خانواده از آن جهت ضروري است كه شخصيت انساني زاده نمي‏شود بلكه از طريق فرايند اجتماعي شدن که بنیان و اساس آن از خانواده است، ساخته مي‏شود، آنها كارخانه‏هايي هستند كه شخصيت انساني را توليد مي‏كنند. ايفاي بهينه اين كاركردها نه تنها براي بقاء خانواده ضروري است بلكه براي تداوم  جامعه و انسجام اجتماعي نيز ضروري        می باشد.  ولی با این وجود، در حال حاضر خانواده دچار آسیب هایی نظیر: طلاق، اختلافات زناشویی، خودکشی، کودکان فراری و خشونت خانوادگی شده است.

در این میان، خشونت خانوادگی یا خشونت در حوزه خصوصی،  پدیده ای است که روابط سالم خانوادگی را که برای بقاء و تحکیم خانواده لازم و ضروری است، متزلزل ساخته و بعضاً از بین می برد. اشکال و انواع متفاوتی از خشونت خانوادگی وجود دارد که دامنه گسترده آن از نزاع بین خواهران و برادران تا به قتل رسیدن والدین توسط فرزندان و فرزندان توسط والدین کشیده می شود. بطور کلی انواع خشونت های خانوادگی را می توان در قالب هایی نظیر: 1- همسر آزاری، 2- فرزند آزاری، 3- والدین آزاری                   و 4- سالمند آزاری قرار داد.

به نظر می رسد که در بین انواع و اقسام مختلف خشونت خانوادگی، همسر آزاری یا آزار همسر نمود بیشتری دارد و معمولاً در محیط خلوت و خصوصی خانواده به وقوع می پیوندد و در بیشتر موارد میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی و یا قانونی به هم پیوند خورده اند. به بیان دقیقتر، صرف نظر از بی طرفی ظاهری این واژه، « خشونت خانوادگی »تقریباً همواره جرم وابسته به جنسیت خاص محسوب می گردد که مردان نسبت به زنان روا می دارند.  بدرفتاری و آزار همسر معمولاً به صورت آزارهای کلامی مانند تحقیر و توهین و فحاشی آغاز و نهایتاً به خشونت فیزیکی( ضرب و شتم ) و حتی به قتل ختم می شود. این معضل علاوه بر ایجاد عوارض جسمی و روحی کوتاه و بلند مدّت در قربانی و تهدید کیان خانواده موجب تبعات اجتماعی جبران ناپذیر همچون طلاق، فرار از منزل و خودکشی و غیره می شود.

امّا سئوال اساسی این است که با وجود اهمیتی که خانواده و بویژه نقشی که در جامعه پذیری و تربیت نسل های آتی دارد، چه علل و عواملی سبب بروز خشونت در این حوزه می شود؟

بسیاری از صاحب نظران به منظور تبیین مسأله مذکور به علل و عوامل مختلفی اشاره کردند که بطور کلی می توان آنها را در دو سطح؛ متغیرهای فردی و متغیرهای اجتماعی قرار داد. بدین ترتیب که برخی (جامعه شناسان) آن را انعکاسی از واقعیات اجتماعی می دانند و برخی دیگر (روان شناسان) بر این باور هستند که خشونت منبعث از واقعیات درونی و روانی است. پر واضح است که هر یک از این دو دیدگاه اجتماعی و روانی با در نظرگرفتن کانون واقعیت از منظر خاصی به پدیده مذکور نگریسته  و پاسخی به این پرسش داده اند، ولی پاسخ هر کدام دچار محدودیت هایی است، چرا که جامعه شناسان با تاکید بر واقعیات اجتماعی در بروز این پدیده، نقش شخصیت فرد، آسیب های روانی و تجارب نخستین فرد در ایام کودکی و نیز نیرو های روانی را نادیده گرفته اند. روان شناسان نیز با در نظر گرفتن عوامل روان شناختی در بروز پدیده خشونت، حقایق و واقعیات اجتماعی را نادیده می گیرند. ولی به نظر می رسد که در برخورد با پدیده خشونت، اصل علّیت دایره ای فزاینده دارد و لذا نباید مسأله مذکور را تک بعدی بررسی کرد، بلکه باید مجموعه ای از عوامل جامعه شناختی و روان شناختی را در نظر گرفت. در این پژوهش ما برآنیم تا نقش و سهم متغیر پدرسالاری را در بروز خشونت خانوادگی مشخص کنیم ؛ هر چند که منکر تاثیر دیگر متغیرها در پیدایش این پدیده نیستیم.

بنابراین با توجه به مطالب فوق، پژوهش حاضر بر آن است تا نقش و تأثیر پدرسالاری را  بر خشونت خانوادگی ( همسرآزاری) در شهرسبزوار مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. همچنین پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به سوالات ذیل می باشد:

1- میزان خشونت خانوادگی( همسر آزاری ) در جامعه آماری مورد بررسی چه اندازه است؟

2- روش ها و نحوه اعمال خشونت علیه همسران چگونه است؟

3- زنانی که مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، دارای چه ویژگی های فردی و اجتماعی هستند؟

4 – خشونت های اعمال شده بر علیه زنان تا چه حد تحت تاثیر متغیر پدرسالاری می باشد ؟

5- آیا بین موقعیت های تنش آفرین در خانواده( تضاد و تفاوت علایق زوجین ) و خشونت خانوادگی                               ( همسرآزاری) ارتباط وجود دارد؟

6- آیا بین ویژگی های فردی و اجتماعی زوجین ( نظیر: پایگاه اقتصادی- اجتماعی، میزان تحصیلات، سن، وضعیت شغلی و… )و خشونت خانوادگی( همسرآزاری ) ارتباط وجود دارد؟

7- چه راهکارهایی را می توان به منظور کاهش خشونت خانوادگی( همسر آزاری ) ارائه داد؟

 

 

2-1- اهمیت و ضرورت تحقیق:

یکی از مهمترین رفتارهای اجتماعی انسان تشکیل خانواده و تلاش برای حفظ و بقاست. با وجود اختلافات بسیار در آداب و رسوم جوامع گوناگون و تغییرات چشمگیر آن ها در بستر زمان، ازدواج و تشکیل خانواده همچنان یکی از مراسم منحصر به فردی است که همواره با بشر همراه بوده است. در تمام ادیان الهی، به خصوص اسلام، نیز به آن توجه ویژه ای شده است. بروز مشکلات فراوان در راه زندگی زناشویی و خانوادگی به طور بالقوه قادر به تهدید کانون گرم خانواده بوده و می تواند پايه اولیه لغزش در زندگی مشترک را            بنا نهد. در واقع خانواده نابسامان قادر به تحویل فرزندان سالم به جامعه نخواهد بود. واقعیت این است که همیشه عواملی با منشأ درون و بیرون از خانواده، روابط زن و مرد را تحت تأثیر قرار داده و موجب به هم خوردن تعادل اولیه در این ارتباط می شود.

در ازدواج ، عشق و خشونت دو واژه متداول ، اما متفاوت اند که به لحاظ احساسی، عاطفی و عقلانی و رفتاری، همواره مطرح بوده اند. متأسفانه یکی از چالش های نو در زمینه ازدواج و روابط بین زوجین که آثار فرهنگی، اجتماعی و روانشناختی مخربی را بر بافت جامعه و نهاد مقدس خانواده وارد می سازد و           می تواند به عنوان بحران مطرح شود، افزایش آزار، پرخاشگری و خشونت در خانواده است.

خشونت خانوادگی در هر شکل آن همواره بزرگترین معضل جوامع در گذشته و حال بوده و هست. هنگامی که مردی همسر و شریک زندگی خود را مورد شکنجه و آزار و اذیت و بعضاً قتل قرار می دهد، نه تنها افکار عمومی جریحه دار می شود، بلکه حساسیت خاصی را در جامعه بر می انگیزد. به نظر می رسد که دلیل این حساسیت آن است که انسان همواره خانه را امن ترین مکان می شناسد. از این رو، هنگامی که مردی همسر خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهد، جامعه دچار تشنج می شود و انسان ها به شدت احساس نا امنی        می کنند. همچنین با توجه به اوضاع و شرایط اجتماعی، اگر خانواده سالم نباشد و در آن مهر و محبتی وجود نداشته باشد، امکان بروز خشونت و حتی همسرکشی در آن بسیار محتمل خواهد بود.

خشونت خانوادگی بویژه خشونت علیه زنان( همسران ) با توجه به این نکته که زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور نقش غیر قابل انکاری در پیشرفت و توسعه جامعه دارند، باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. چراکه فراگیری این نوع از خشونت در جامعه پیامدهای نامطلوب و جبران ناپذیری را بر جای               می گذارد که در ذیل به ذکر چند نمونه از آن بسنده می شود:

1- شاید بتوان مهمترین اثر نامطلوب خشونت خانوادگی بویژه همسرآزاری را خدشه وارد کردن به کرامت ذاتی و انسانی زنان دانست، چراکه اعمال خشونت علیه زنان منافی حیثیت و ارزش انسانی آنها می باشد و برخورداری زنان را از حقوق بشری و آزادی های بنیادین نقض و یا تضییع می کند و تجاوزی آشکار به بهره مندی زنان از حقوق انسانی و آزادی های اساسی محسوب می شود که بالطبع مانعی فراروی اهداف برابری، توسعه و صلح می باشد.

2- از دیگر عواقب خشونت خانوادگی بویژه همسرآزاری، ایجاد ترس و عدم امنیت در زندگی زنان                  می باشد. با توجه به اینکه خشونت علیه زنان چه در حوزه خصوصی( خانواده ) و چه در حوزه عمومی                        ( جامعه ) تجلی مناسبات نابرابر میان زنان و مردان در طول تاریخ  و در برخورداری از قدرت می باشد. به عنوان یکی از مهمترین سازوکارهایی محسوب می شود که زنان را وادار به پذیرش موقعیتی فروتر از مردان می کند. ترس از خشونت سبب می شود که زنان نتوانند مشارکت کامل،  فراگیر و همه جانبه را در زندگی اجتماعی و جامعه داشته باشند. بنابراین باتوجه به اینکه مشارکت به عنوان مهمترین وسیله توسعه به حساب می آید تا جایی که از آن به عنوان حلقه گمشده فرایند توسعه یاد می شود و با در نظر گرفتن این مسأله که بیش از نیمی از جمعیت جامعه را زنان تشکیل می دهند، بدیهی است که منزوی گردند و نسبت به جامعه و سرنوشت آن بی تفاوت و بدبین گردند و احساس کنند که عملاً و مستقیماً در توسعه و برنامه های مربوط به آن دخالت ندارند، مسلماً تعهد، دلبستگی و التزامی را نیز در قبال این برنامه ها و  اهداف توسعه اجتماعی و اقتصادی احساس نخوا هند کرد، درنتیجه جامعه از مشارکت نسلی فعال و پویا محروم خواهد شد و هرگز نمی تواند قدم در راه توسعه بگذارد. لذا باید کلیه موانع فراروی برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان( از جمله خشونت علیه آنان ) را از میان برداشت.

3- خانواده هایی که در آنها خشونت خانوادگی به وفور دیده می شود، فرزندانی مستبد، بدون اعتماد به نفس و نابهنجار پرورش می دهند و خود بزرگسالان نیز در محیط کار، رفتارهای نابهنجار اجتماعی داشته و در مقایسه با دیگران از کارایی کمتری برخوردارند که در مواردی به از کار بر کنار شدن آنها منجر می شود. به علاوه این افراد منزوی شده و در روابط اجتماعی از خود تزلزل و عدم اطمینان نشان می دهند و تمایل بسیار زیادی به خودکشی و روی آوردن به مواد مخدر دارند.

بنابراین مطالعه در این زمینه، در مورد این که چه کسانی، چگونه و با چه انگیزه و وسیله ای مورد خشونت و آزار قرار می گیرند و عوامل مؤثر بر آن چه چیزهایی می باشند، یکی از ضرورت های اجتناب ناپذیر برای پیشگیری و درمان این معضل اجتماعی به شمار می آید. چرا که باید دقت کرد که برای داشتن جامعه ای سالم و افرادی متعادل در جامعه، نمی توان بر روابط خشونت آمیز خانوادگی چشم بست؛ زیرا نتایج ناشی از رفتار خشونت آمیز خانوادگی بر قربانی، سبب می شود که او در روابط اجتماعی خود با دیگران رفتاری نابهنجار داشته باشد و حتی برای افرادی که از مقوله خشونت دورند و از آن ذهنیتی ندارند، مشکلاتی به وجود آورد.

 

3-1- اهداف تحقیق: 

تحقیق حاضر درصدد تحقّق اهداف ذیل می باشد:

الف- اهداف اصلی:

1- شناخت میزان اعمال خشونت خانوادگی( همسر آزاری ) در جامعه آماری مورد بررسی.

2-  شناخت اشکال، روش ها و نحوه اعمال خشونت علیه همسران.

3-  شناخت ویژگی های فردی و اجتماعی زنانی که مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.

5- شناخت ارتباط بین نظم پدرسالاری  در خانواده با خشونت خانوادگی ( همسرآزاری ).

6- مشخص کردن سهم و میزان تأثیر متغیر پدرسالاری در بروز پدیده خشونت خانوادگی نسبت به سایر عوامل.

7- شناخت ارتباط بین موقعیت های تنش آفرین در خانواده( تضاد و تفاوت علایق زوجین ) با                خشونت خانوادگی ( همسرآزاری ).

8- شناخت ارتباط بین تداخل نقشی زوجین( اشتغال زن ) با خشونت خانوادگی(همسرآزاری ).

9 – شناخت ارتباط بین اعتقاد به تبعیض جنسی از سوی مردان و خشونت خانوادگی.

9- ارائه راهکارهای مناسب به منظور کاهش خشونت خانوادگی( همسر آزاری ) با توجه به یافته های            حاصل از تحقیق.

ب- اهداف فرعی:  

– شناخت ارتباط بین ویژگی های فردی و اجتماعی زوجین( نظیر: پایگاه اقتصادی- اجتماعی، میزان تحصیلات، سن، وضعیت شغلی و… ) با میزان خشونت خانوادگی( همسر آزاری ).

***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد

یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه :145

قیمت : 14700 تومان

 

 

***

—-

:               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :