دانشگاه تهران

 

                         دانشكده علوم اجتماعي

 

            بررسي مشاركت روستاييان درتوسعه كشاورزي

                                     (مطالعه موردي در استان كردستان)

 

 

                                 استادراهنما:دكترمصطفي ازكيا

 

                             استادمشاور:دكترمنصوروثوقي

مقدمه

 

 واقع شدن ايران دراقليم خشك ونيمه خشك واهميت تحقق امنيت غذا يي براي كشور ايجاب ميكند كه براي استفاده بهينه ازمنابع پايه كشاورزي  روشهايي رابايدبكاربرد كه درعمل مؤثروكارآمدبوده وضرورتاًمتناسب با وضعيت اجتماعي واقتصادي اجتماعات موردهدف باشند واين روشها همواره دربخش جدايي ناپذيرسياستهاي توسعه ملي جاي گيرندمسلماًَهركشوري به فراخور اهداف ،ايدئولوژيها،منابع وروشهاي موردعمل رويكردخاصي رادرتوسعه عمومي خوددنبال ميكندبراي مثال درايران دردومقطع زماني قبل وبعدازانقلاب اسلامي سياستهاي متفاوتي درموردتوسعه جامعه روستايي اعمال شده است بطوريكه دربعدازاصلاحات ارضي دهه40دولت وقت به تأسي ازديدگاه رشد، مدرن كردن شيوه زندگي وتوليدرا بعنوا ن هدف اصلي درتوسعه جامعه روستايي تلقي مي نمودامادربعدازانقلاب كه با يك دهه بدون برنامه مواجه بودديدگاه سياسي وايدئولوژي اسلامي وانقلابي سبب آن شدكه جامعه روستايي بعنوان نماد محروميت تلقي ودراولويت خدمات دولتي قرارگيرددردهه دوم كه بااثرات هشت سال جنگ باعراق وادامه تحريم هاي اقتصادي همزمان بوداولين برنامه توسعه تدوين ميگردد دراين دوره ديدگاه وماهييت برنامه درموردتوسعه كشورهمان مفهوم رشديابه اصطلاح اقتصادي ديدن توسعه بوده است وبر همين اساس محور استقلال اقتصادي دررشدكشاورزي ديده ميشوددر برنامه هاي دوم وسوم كه متأًثرازتجربيات برنامه اول است ديدگاه اصولي تري مبني بررشدموزون كليه بخشهاي اقتصادي اجتماعي اتخاذ ميگردد درتحليل موجز ازاين تغييرات ميتوان اينگونه اظهار نظركردكه گرچه فرآيند برنامه هاي توسعه دربعدازانقلاب از لحاظ تئوري حاكي ازروندي تكاملي بوده است اماتحقق اهداف پيش بيني شده بدليل تأخيردراجرا يا عدم انتخاب مكا نيسم مناسب  بسيارپرهزينه بوده است بطور مثال به منظورحفظ منابع پايه دركشاورزي توصيه هايي ازطريق برنامه هاي ارشادي توسط دولت به كشاورزان وديگر فعالان اين بخش شده است برخي ازاين توصيه هاعبارتند از: به آيش گذاشتن زمين زراعي،شخم زدن صحيح زمين،رعايت فصول وزمان مناسب براي كشت وزرع،مبارزه باآفات ،تناسب اقليم ومحصول ، استفاده ازشيوه هاي نوين آبياري وروشن است كه بكارگيري اين روشها هنگامي عملي خواهد شدكه منطبق برمناسبات اجتماعي وحقوقي هرمنطقه ازكشورباشد تجربه توسعه كشاورزي دركشور نشان ميدهد كه برنامه هاي اجرا شده عمدتاً با ديدگاه فني و صرفه اقتصادي تهيه واجراشده اندغلبه چنين ديدگاهي بر ذهن متوليان توسعه روستايي وكشاورزي چنان است كه شرط اساسي درپذيرش وتأمين اعتبارپروژه ها همان اصل اقتصادي بودن آنها است تسلط چنين ديدگاهي بر اقتصاد بخش كشاورزي عدم موفقيت بسياري ازپروژه هاي اجراشده رابه همراه داشته است اين ناكامي هاكه درفعاليتهاي  گروهي وعمومي در مقايسه با فعاليتهاي انفرادي بيشتر بوده است   اين قضاوت رابه ذهن متبادر ميكندكه در امر برنامه ريزي واجراي برخي از پروژه هاي عمراني وتوليدي در سطح جامعه پيچيده وظاهراًساده روستايي نگرش سيستمي يا به اصطلاح همه جانبه اعمال نشده است وچنين پنداشته شده است كه موفقيت پروژه اي واحددر يك منطقه خاص جغرافيايي ،اقتصادي،اجتماعي وفرهنگي باهمان نتيجه قابل تعميم وعمل به ساير مناطق روستايي است همچنانكه گفته شداين مسأله ناشي ازناديده گرفتن تفاوت بسترهاي اجتماعي وفرهنگي حوزه عمل پروژه هاي اقتصادي است تجربه فعاليت هاي توسعه كشاورزي حاكي از آن است كه حوزه هاي مختلف فرهنگي وجغرافيايي جوامع روستايي در مقابل پروژه هاي عمراني وشيوه هاي جديد توليد واكنش متفاوتي از خود نشان داده اندبطوريكه نه تنها نميتوان علت مشابهي براي موفقيت پروژه هاي واحد تصور نمود بلكه عدم موفقيت آنها را نيز نميتوان ناشي از علت واحد دانست از مصاديق اين مسأله ميتوان به عدم موفقيت يكي از پروژه هاي تأمين آب  كشاورزي دريكي از مناطق حوزه فرهنگي وجغرافيايي استان كردستان اشاره نمود اين عدم موفقيت كه در واقع ميتوان آن را مشكل توسعه در معناي عام ومشكل توسعه كشاورزي در معناي خاص تلقي نمود موضوع اين مطالعه بوده وبر آن  است تا از اين طريق عوامل مرتبط بامسأله دريك چارچوب  علمي مورد بررسي  قرار گيرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

بیان مسأله

       شركتهاي تعاوني توليد درايران يكي ازشيوه هاي نظام بهره برداري از زمين محسوب ميشوند که براساس قانون تعاوني كردن توليد هدف از تشكيل آنها بهره برداري بهتر ازمنابع آب وخاك،افزايش سطح كشت وتوليدات كشاورزي،تعاوني شدن توليدويكپارچه كردن اراضي بوده است با اينكه دراين قانون براي ايجادانگيزه وجبران  عطش سالهامحروميت ناشي ازروابط نابرابر دوران ارباب-رعيتي ،مالكيت كشاورزان بر روي زمينهاي بدست آمده از اصلاحات ارضي محفوظ ميماند اما امور توليدي به موجب قانون مذكور ميبايست بطور دسته جمعي يا به اصطلاح به شيوه تعاوني رسمي انجام گيرد دولت براي تحقق اين هدف خدماتي را ازقبيل  امورمهندسي كشاورزي،آموزشي ومديريتي را به اين تعاونيها عرضه داشت علاوه بر تبعات دخالت دولت درفعاليت اين  تعاونيها مشكلاتي از قبيل:ضعف قوانين ،كمبودسرمايه ومهاجرت افراد صاحب نسق سبب ايجاد نارسايي جدي در مشاركت گروهي وكار جمعي روستاييان عضوبوده است يكي ازمسايل مبتلابه مشاركت دراين تشكل ها موضوع تأمين آب مشترك زراعي است مسلماً همكاري روستاييان درخصوص بهره برداري از آب زراعي به تناسب شرايط محلي نمود متفاوتي دارد موردي از اين نمود متفاوت موضوع اين مطالعه است كه لازم است پيرامون سابقه آن توضيحات مختصري داده شود.به دنبال تاكيدبرنامه دوم توسعه اجتماعي،اقتصادي وفرهنگي كشوربه منظورترويج وكاربردروشهاي نوين در توليد محصولات كشاورزي واستفاده بهينه از ماده

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیردبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیردبلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد——-

  • شركتهاي تعاوني توليد از تشكلهاي رسمي يابه اصطلاح غيرسنتي هستند كه براساس قانون تعاوني كردن توليد كه درسال 1349به تصويب رسيده است ايجاد شده اند.

 حياتي آب، پروژه هاي متعددي براي تأ مين آب اراضي كشاورزي استانهاي مستعد كشور به مورد اجرا گذاشته ميشوديكي از اين پروژه ها اجراي تكنولوژي آبياري تحت فشاردراراضي كشاورزي  متعلق به چهار روستاي مرزي در شهرستان مرزي مريوان از توابع استان كردستان است بااينكه آب موردنياز اراضي مذكوردرقبل ازاجراي پروژه جديد ازطريق چاههاي محفوره تأمين مي شده است اماكارگزاران دولت با هدف ترويج سيستم آبياري جديدوتقبل بخشي از هزينه هاي اجرايي شركت تعاوني توليد منطقه را به اجراي اين سيستم برمي انگيزانندعمليات اجرايي پروژه ازسال1375 به مديريت شركت مهندسي آب وخاك و نظارت سازمان كشاورزي استان كردستان آغاز ميشود وبا صرف دو سال زمان به اصطلاح سازندگي در سال 1377  به  مديران شركت تعاوني  توليد تحويل ميگردداين پروژه كه براي آبدهي 364 هكتاراز اراضي  كشاورزي متعلق  به 218  بهره برداردرسطح چهار روستا ي  مرزي سعدآباد،برده رشه وبيلو به اجرا درآمده بود به لحاظ تأثيري كه در توليد داشت تصور بر استقبال بدون قيد وشرط از آن بود اما اكنون علي رغم سپري شدن پنج سال از زمان خاتمه آن  هنوزاز سوي كشاورزان مورد بهره برداري قرارنگرفته است اين مسأله نه تنها سبب عقيم شدن سرمايه گذاري هاي انجام شده گرديده است بلكه محدوديتهايي رانيز درمورد رفع تعهدات مالي وحقوقي شركت تعاوني در مقابل دولت فراهم نموده است ماهيت جمعي اين مسأله اقتضا مي كرد كه بانگاهي غيرفني يا به عبارتي ازمنظر جامعه شناسي اقتصادي به آن نگريسته شودورشكستگي مالي  پروژه آبياري تحت فشارناشي از عدم مشاركت كشاورزان در بهره برداري ونگهداري تأسيسات آن بوده است اين مسأله كه در زمره مفاهيم مشاركت اقتصادي قرار مي گيردواز لحاظ جامعه شناسي اقتصادي ميتوان آنرا مرتبط با عناصر وعواملي دانست كه نوعاً در حيطه مطالعات جامعه شناسي وروان شناسي اجتماعي قرار ميگيردبنابر اين مسأله مطالعه حاضر «عدم مشاركت اقتصادي »كشاورزان جامعه مورد مطالعه در پروژه هاي مشترك تحت عنوان آبياري تحت فشار است كه با هدف توسعه كشاورزي انجام گرفته است مسأله مذكور وحدوث آن در نواحي مختلف ايران از موضوعات مهم جامعه شناسي توسعه روستايي قلمداد ميشود در اين ميان علاقه مندان به مباحث  توسعه روستايي وكشاورزي نبايد در مقابل چنين مسايلي كه بعنوان مانعي در توسعه اقتصادي قلمداد ميشوند بي تأمل گذركنند زيرا به زعم برخي از ديدگاههاي جامعه شناسي ،فعاليتهاي اقتصادي قبل از آنكه يك فعاليت اقتصادي صرف باشند يك فعاليت اجتماعي محسوب مي شوندزيرا ساختارها،ارزشها ومحيط هاي اجتماعي هستند كه فعاليتي راحمايت ،هدايت ويا منع ونهي ميكنندبر اساس چنين ديدگاهي در صدد برآمديم تامسأله عدم مشاركت اقتصادي كشاورزان جامعه مورد مطالعه را به بررسي ،آزمون وتحليل بگذاريم . 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سابقه تاريخي موضوع

 

مفهوم توسعه از زمان طرح آن تاکنون به لحاظ تاريخي در روند تکاملي خود دستخوش تغيير و تحولات بسياري شده است.   بطوريکه پس از آنکه مکتب مدرنيزاسيون براي اولين بار به امر توسعه اهتمام ورزيد, نظريه پردازان نوسازي اوليه يک سير تکاملي ،خطي و غرب مآب را براي توسعه در نظر داشتند و معتقد بودند که اگر کشورهاي جهان سوم مي خواهند به توسعه دست يابند بايد همان مراحلي که کشورهاي غربي طي کرده اند را بپيمايند. نمونه اين نظريه پردازان والت روستو  است که نظريه هاي او در زمان خود توجه بسياري از سردمداران کشورهاي جهان سوم را به خود جلب کرد. بسياري از اينها توسعه را به مثابه کالايي قابل انتقال مي دانستند که مي توان آنرا بسته بندي شده وارد کشورهاي جهان سوم کرد و اين کشورها را توسعه بخشيد. نظريات اين نظريه پردازان در برخي از نقاط دنيا به مرحله اجرا درآمد اما هنوز نشانه هاي واقعي از توسعه نمايان نبود تنها چيزي که وجود داشت سرابي بود که جهان هر چه بيشتر به آن نزديک مي شد کاذب و دروغين بودن آن بيشتر برايش مشخص مي گشت. در نتيجه اجراي اين نظريات و توجه صرف به بعد سخت افزاري توسعه شکست خورد و ناکام ماند. نظريه پردازان ديگر به دنبال علت يا علتهاي شکست آن بودندو بر همين اساس رويکردهاي ديگري تکامل يافت . حتي رويکرد مدرنيزاسيون مجبور به تغيير و تحولات و اصلاحاتي در خود شد. بعد از دهه هفتاد و توجه از بعد سخت افزاري توسعه به جنبه نرم افزاري آن معطوف شد و چيزي که در اين راستا اهميت زيادي براي فرايند توسعه پيدا کرد توجه به امر مهم مشارکت يا حلقه مفقوده توسعه که تاکنون به آن اهميتي داده نشده بود از لحاظ تاريخي مشاركت بعنوان يك واقعيت اجتماعي ريشه در زندگي اجتماعي انسان دارد از زمان ارسطو تا جان ديوي بسياري از فلاسفه اجتماعي ، مشاركت مردمي را همچون منبعي از انرژي خلاق و حياتي براي دفاع در مقابل حكومت ستمگرانه …. مورد تحليل و ستايش قرار داده اند به اعتقاد آنها مشاركت با درگير ساختن تعداد زيادي از مردم در اداره امور جامعه ثبات و نظم را افزايش ميدهد و با دادن فرصت اظهار علايق و خواسته ها به هر فرد خير و مصلحت اكثريت تأمين خواهد كرد ( غلامرضا غفاري به نقل از محسني تبريزي-19).

 درمحافل آکادميک دهه 60 توسعه معنايي معادل افزايش توليدناخالص ملي براي بسياري ازکشورهاداشت ولي ازد هه 70 به بعد مفهومي انساني پيدا ميکنداين تغييرنگرش درمجامع بين المللي نيزنمودپيدا مي کندبراي مثال درکنفراس جهاني اصلاحات ارضي وتوسعه روستايي که درسال 1979 دررم تشکيل گرديد دربيانيه خودبراهميت مشارکت تمامي اقشارروستايي دربرنامه هاي توسعه تأکيدميورزد از اين مشاركتها ميتوان به كمون هاي روستايي درچين ، سارودايا در سري لانكا ، عجما در تانزانيا ، پروشيكا و كاميلا در بنگلادش و پانچيات ها در هند اشاره کرد.

درسال1993 برنامه عمران ملل متحد(undp)درگزارش توسعه انساني خودمشارکت رابه معناي ارتباط بي واسطه مردم درفرآيندهاي اجتماعي،فرهنگي وسياسي تلقي ميکند.

اهميت مشارکت در روند توسعه باعث شد بسياري از انديشمندان به دنبال کم و کيف, چگونگي و عوامل تأثير گذار بر آن بروند.هر کدام از نظريه پردازان در قالب رويکردهاي تضادي , کارکردي يا رويکرد تلفيقي به بررسي آن پرداخته اندمثلاٌ ازديدگاه کساني چون پاتنام يکي از عوامل تأثير گذار بر مشارکت وجودسرمايه هاي اجتماعي است.نظرات اوکه به دوران اواخرقرن بيستم برميگردد  وجود سرمايه اجتماعي را براي شکل گيري نهادهاي مدني و مشارکت سياسي و نهايتاّ توسعه, امري لازم مي داند. کلمن نيز نقش تسهيل کنندهايي چون: اعتماد , شبکه هاي اجتماعي و انسجام اجتماعي درکنش هاي جمعي مهم مي داند.

عام بودن وچندوجهي بودن توسعه ومقولات آن ازجمله مقوله مشارکت سبب شده است تاتفسيرهاي مختلفي ازآنها بعمل آيد ولي دريک برداشت کلي ميتوان وجه مشترک وجهت گيري کلي اين تفسيرهاونظرات رادرسوگيري بيش از پيش آنها به سمت ارتقاي منابع انساني ازقبيل :سطح زندگي ،قدرت ورفاه دانست.

در كشور ما مشاركت ماهيتاً  بعنوان فرآيندي برخاسته از دين ، آداب و رسوم اجتماعي ، فقر اقتصادي ، فقدان امنيت ، شرايط اقليمي و جغرافيايي … موجب تداوم و بقاي فرهنگ مشاركتي در قالبها و گونه هاي متعدد ياوري ، ياريگري ، تعاون و… شده است ( غلامرضا غفاري به نقل ازفرهادي-19 )

با ورود ايران به دوره جديد و تحول در ساختار اجتماعي واقتصادي نهادهاي سنتي مشاركت دچار تغيير و تحول شدند بطوريكه با انجام اصلاحات ارضي ، تغييراتي در ساختار اجتماعي – اقتصادي روي ميدهد و الگوهاي مشاركتي جديد از قبيل : شركتهاي تعاوني توليد ، شركتهاي تعاوني زراعي ، مشاع هاي روستايي( هيأت هاي هفت نفره ) ، خانه هميار روستايي و… در زندگي روستايي وارد مي شوند.مشارکت دراموراقتصادي خصوصاًٌدرعرصه فعاليتهاي کشاورزي ازاهداف ياابزاري است که بسياري ازسازمانهاي اقتصادي واجتماعي کشور به دنبال آن هستندصرف نظرازپرداختن به نتايج اين تلاشها بايد متذکرشدکه مشاركت از تنوع و ابعاد مختلفي برخوردار است و از لحاظ تاريخي درهر حوزه فرهنگي يا جغرافيايي روند خاصي طي نموده است بررسي يکي ازموارد مشارکت وظيفه اي است که اين مطالعه آن را بعهده گرفته است وجهت عدم اطاله کلام به همين مقدار از توضيحات فوق بسنده مي كنيم.

              

سؤال اساسي تحقيق

        پيرامون مسئله عدم مشاركت اقتصادي جامعه مورد مطالعه يك سؤال اساسي وكلي قابل طرح بود وآن اينكه پروژه آبياري اجرا شده از لحاظ فني و استفاده بهينه از عوامل توليد قابل توجيه بوده است وبر اساس انتظارات اوليه مي بايست درتوسعه كشاورزي منطقه مؤثرميشد  و با اينكه كشاورزان حدود بيست  سال بصورت گروهي از شبكه هاي نيمه مدرن آب (چاههاي مشترك آب) استفاده مينموده ويا به عبارتي درمشاركت اقتصادي سهيم وفعال بوده اند پس چه عواملي بامِسأله عدم مشاركت زارعان دراستفاده از شيوه جديدآبياري يا به اصطلاح مشاركت درتوسعه كشاورزي مرتبط بوده است؟

پيرامون سؤال كلي مذكور چند سؤال فرعي قابل طرح است ( بود) از جمله آنكه :

     1-آيا بين عوامل درون گروهي و مسأله عدم مشاركت زارعان در بهره برداري از پروژه ارتباطي وجود داشته است ؟

     2-آيا بين عوامل برون گروهي ومسأله عدم مشاركت در استفاده از پروژه ارتباطي وجود داشته است؟

     3-آيا گرايش ذهني كشاورزان نسبت به مفهوم مشاركت ونوگرايي ارتباطي بامسأله عدم مشاركت عملي آنهادراستفاده ازپروژه داشته است؟

     4-آيافرآيند پذيرش تكنولوژي جديد آبياري با مسأله عدم مشاركت در بهره برداري ازآن مرتبط بوده است؟

 

اهداف تحقيق

ازآن جا كه اين مطالعه از نوع پيمايشي است و  درپي شناخت توصيفی مسأله بوده است اهداف  كلي وجزيي آن را به شرح زير ميتوان  خلاصه نمود.

 

1-اهداف كلي

هدف كلي ازانجام اين مطالعه  بررسي موردي از فعاليتهاي دولتي بوده است كه به منظور ترويج روشهاي جديد توليد وتوسعه كشاورزي انجام گرفته است اما كشاورزان در انتفاع از آن مشاركت واستقبالي نداشته اند بر اين اساس اهداف كلي بررسي  اين مسأله در دو محور زير دنبال گرديد

الف-  دست يافتن به اطلاعاتي كه بتواند در توجيه وبرنامه ريزي طرحهاي توسعه كشاورزي علي الخصوص  طرحها و پروژه هايي كه در سطح گروهي  ودر حوزه فرهنگي واجتماعي  جامعه مورد مطالعه به اجرا در مي آيند مفيدفايده باشد.

ب- شناخت عواملي كه بامسأله عدم مشاركت روستائيان در بهره برداري از پروژه آبياري تحت فشار مرتبط بوده است  غير از اهداف مشخصي كه ذكر آنها فوقاً به ميان آمدميتوان گفت كه اساساً انجام هرگونه مطالعه اي كه بتواند گوشه اي از چهره در مانده جا معه محروم روستايي كشوررا بنماياندگامي در رفع توسعه نيافتگي آن خواهد بود باشد كه اين مطالعه نيز به اين هدف نايل شده باشد.

 

2-اهدا ف جزئي

 براساس تعاريفي كه ازمفاهيم  بعمل آمده است اهداف جزئي مسأله مطالعه را درمحورهاي زيرميتوان خلاصه نمود:

الف-بررسي  عواملي كه در زمره عناصر  ساخت داخلي گروه كشاورزان محسوب شده و ارتباط آنها بامسأله عدم مشاركت  كشاورزان در بهره برداري از پروژه آبياري تحت فشارهدف مذكور بر اين اساس مطرح شد كه تعيين كننده هاي درون گروهي مؤثر برمسأله عدم مشاركت را مورد شناسايي قراردهد.

ب-هدف دوم بررسي عواملي بود در زمره عناصر ساخت بيروني گروه كشاورزان محسوب  شده وفرض بر اين بود كه اين عوامل نيزبرمسأله عدم مشاركت كشاورزان دراستفاده از پروژه مؤثربوده اند.

پ- بررسي ارتباط ابعاد ذهني مفاهيم مشاركت ونوگرايي بامسأله عدم مشاركت عملي در بهره برداري از پروژه.

ت- هدف جانبي كه نقش تكميلي براي اهداف مذكور  داشت اين بودكه ارتباط بين ماهيت پذيرش وفرآيند عرضه تكنولوژي آبياري تحت فشار بامسأله عدم مشاركت روشن گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهميت وضرورت موضوع

 

  درادبيات توسعه ،تحليل ها ،الگوها ورهيافتهاي متفاوتي در مقابل چالش هاي جوامع توسعه نيافته مطرح شده است يكي از سؤالات اساسي در باب توسعه كشاورزي در كشورهاي جهان سوم كه مربوط به موضوع مطالعه حاضر نيز هست اين است كه آيا براي توسعه كشاورزي صرفاً داشتن انگيزه اقتصادي كافي است يا اينكه براي اين مهم بايد تغييرات نهادي وساختي لازم را نيز به انجام رساند پاسخي كه توسط انديشمندان اقتصادي واجتماعي به اين سؤال داده شده است اين است كه در فرآيند توسعه پديده هاي اقتصادي را اساساً نمي توان از پديده هاي غير اقتصادي جدا كرد بطوريكه نمي توان تنها با معيارهاي اقتصادي كارآيي اقتصادبخش هاي مختلف را با هم مقايسه كرد  ويا اينكه براي تحول اقتصادي اقدام اقتصادي صرف نمي تواند كار ساز باشد بنا به گفته گونار ميردال« علت ناتواني بسياري ازتئوري هاي توسعه  اين است كه توسعه يا توسعه نيافتگي را صرفاً اقتصادي مي بينند ويا به عبارتي توسعه اقتصادي را صرفاًبا عوامل اقتصادي تبيين وتحليل ميكنند»(مايکل تودارو-34)اين رويكرد در كشور ما تجربيات ناگواري بر جاي گذاشته است نا كارآمدي وشكست طرحهايي چون تشكيل شركتهاي تعاوني روستايي ،شركتهاي سهامي زراعي،پرداخت وامهاي ارزان ونمونه هايي از اين تجربيات ناموفق در برنامه هاي توسعه روستايي وكشاورزي است در اين ارتباط آنچه مسلم ومحرز شده است اين است كه مدرن كردن توليدات كشاورزي لزوماً منجر به نتايج توسعه اي نشده اند واگر هم شده باشند گاهاًاثر خنثي ومنفي بر ساير فعاليتهاي روستايي داشته اند بنابراين مي توان ادعا كرد كه پرداختن به ناهمسويي عوامل ساختاري برنامه هاي توسعه از موضوعات اصلي محققان توسعه است بطوريكه نتايج هريك از علوم مختلف نيز بايد مكمل يكديگر باشند آنچه كه در اين ارتباط ضرورت مطالعه حاضر را توجيه نمود اين نكته بود كه عدم استفاده از پروژه اجراشده ونگهداري نكردن از تاًسيسات آن بيانگر اين بود كه مبلغين ومجريان پروژه آبياري تحت فشار  زواياي اجتماعي ،فرهنگي ومحيطي راچندان با اهميت نديده اند ونتيجه چنين بينشي آن چيزي نبود كه پيش بيني شده بود،اتلاف سرمايه هاي بانكي ودولتي نمونه اي از اين نتايج است قطعاًترميم اين وضعيت ويا لااقل شناخت چنين آسيبي نيازبه مطالعه اي جامعه شناختي داشت كه انجام چنين ضرورتي را اين مطالعه بعهده داشت در هر حال ميتوان گفت كه طرح هرمسأله اي در مورد جامعه روستايي بشرط آنكه شناختي را بدست دهد خود گامي در جهت شناسايي موانع توسعه خواهد بودعلاوه بر اين توضيحات علت ديگري كه انجام اين مطالعه راضروري ساخت نمونه اي ازمكاتبه شكوه آميزكشاورزان پيشرو عضوشركت تعاوني توليد جامعه موردمطالعه است اين كشاورزان بواسطه موانعي كه برسر راه اجراي تكنولوژي آبياري تحت فشار درزمينهاي كشاورزي خود وهمچنين اثرات اجراي آن تشخيص داده بودندسند يا نامه اي دسته جمعي رابه دست اندر كاران دولتي كه در اجراي پروژه مرتبط بوده اند يا از آنها انتظار رفع موانع ميرفته است ارسال كرده  بوده اند محتواي مكاتبه مذكور بخشي ازفرضيات وذهنياتي بود كه محقق قبل ازاطلاع پيداكردن ازآن گمان بر وجود آنها ميكرد بدل اين مكاتبه كه در مقام استناد مطالعه حاضر تلقي ميگردد دربخش ضمائم همين گزارش عيناً آمده است. 

 

برای دانلود متن کامل این پایان نامه می توانید اینجا کلیک کنید

 

:        ****       serderehi@gmail.com

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :