متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته:  معارف

عنوان : بررسی آثار فقر بر سلامت روح و روان افراد از دیدگاه اسلام

دانشکده معارف قرآنی اصفهان

گروه معارف

 

پایان نامه کارشناسی ارشد

 

تحت عنوان :

بررسی آثار فقر بر سلامت روح و روان افراد از دیدگاه اسلام

 

استاد راهنما :

دکتر تقی اژه ای

 

استاد مشاور:

دکتر مصطفی مرادی

اسفند ماه 1393

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                 صفحه

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1-مقدمه…………………………………… 2

1-2-بيان مساله………………………………. 4

1-3- ضرورت انجام تحقيق……………………….. 6

1-4- اهداف تحقيق…………………………….. 7

1-5- فرضيه هاي تحقيق…………………………. 7

1-6- اصطلاحات و واژه هاي تحقيق…………………. 7

1-7- پيشينه تحقيق……………………………. 9

1-8- جمع بندی و نتیجه گیری…………………… 12

فصل دوم: مفهوم فقر و انواع فقر

2-1- مفهوم فقر……………………………… 15

2-1-1- فقر از ديدگاه اهل لغت…………………. 15

2-1-2- فقر از ديدگاه اصطلاحي………………….. 17

2-1-3- فقر از ديدگاه احاديث………………….. 19

2-1-3-1 – ستايش فقر و فقرا……………………. 19

2-1-3-2 – نکوهش فقر و فقرا……………………. 21

2 -1-4- فقر از ديدگاه سرمايه داري…………….. 22

2-1-5- فقر از ديدگاه عرفاني………………….. 23

2-2- انواع فقر……………………………… 26

2-2-1- فقر مطلق…………………………….. 26

2-2-2- فقر نسبي…………………………….. 27

2-2-3- فقر موردي……………………………. 27

2-2-4- فقر عمومي……………………………. 28

2-2-5- فقر به معناي نياز انسانها به يکديگر…….. 28

2-2-6- فقر عقوبتي – فقر کرامتي………………… 29

2-2-7- فقر نفس……………………………… 29

2-2-8 فقر معنوي…………………………….. 30

2-2-9- فقر ديني…………………………….. 31

2-2-10- فقر فرهنگي…………………………… 32

2-2-11 فقرذاتي………………………………. 33

2-2-12- فقر ممدوح و مذموم…………………….. 36

2-3- بيان ادب فقير در حال فقر………………… 42

فصل سوم: عوامل فقر و آثار فقر

3- 1- عوامل فقر…………………………….. 45

3-1-1- عوامل خود ساخته………………………. 45

3-1-1- 1-تنبلي و بيکاري………………………. 45

3-1-1-2-  تفاقر(فقرنمايي)…………………….. 46

3-1-1-3- ترک تقدير درمعاش…………………….. 47

3-1-1-4-  اسراف و تبذير ……………………… 49

3-  1-1-5- گناهان……………………………. 54

3-1-2- عوامل غير خودي……………………….. 55

3-1-2-1 عوامل طبيعي عبارتند از………………… 55

3-1-2-1-1- حوادث طبيعي ………………………. 55

3-1-2-1-2- نقص عضو…………………………… 55

3-1-2-1-3- ديوانگي…………………………… 56

3-1-2-1-4- انگيزه هاي فردي……………………. 56

3-1-2-2- عوامل اجتماعي……………………….. 57

3-1-2-2-1- ظلم………………………………. 57

3-1-2-2-2-فقدان برنامه هاي اقتصادي سالم و منظم …. 60

3-1-2-2-3- جنگ………………………………. 60….

3-1-2-2-4- سقوط درآمدها………………………. 61

3-1-2-2-4- نابرابريهاي اقتصادي (بي عدالتي)……… 62

3-2- آثار فقر………………………………. 64

3-2-1- آثار اجتماعي…………………………. 64

3-2-1-1- فقر عامل سلب شخصيت…………………… 64

3-2-1-2- از بين برنده ظاهر انسان………………. 65

3-2-1-3-انزوا……………………………….. 65

3-2-1-4- انزواي سياسي………………………… 66

3-2-1-5- ضعف اخلاقي و نابهنجاري‌هاي اجتماعي………. 66

3-2-1-6- ضعف اعتقاد و دينداري…………………. 67

3-2-2- آثار رواني…………………………… 68

3-2-2-1-كاهش عزت‌نفس………………………….. 71

3-2-2-2- اضطراب و تشويش‌خاطر…………………… 73

3-2-2-3-ياس و ناميدي…………………………. 74

3-2-2-4-عدم اعتماد به نفس…………………….. 74

فصل چهارم: شيوه هاي مبارزه با فقر

1-4- اهميت  به کار و تلاش…………………….. 78

4-2- انفاق ………………………………… 81

4-2-1-برّ…………………………………… 86

4-2-2- ايثار……………………………….. 88

4-3- ايجاد قرض الحسنه ………………………. 89

4-4-  مبارزه با مصرف گرايي و تجمل گرايي……….. 93

4-5- همسان زيستي حاکمان با محرومان……………. 94

فصل پنجم: تجزيه و تحليل

منابع و مآخذ………………………………. 111

 

 

 

 

 

 

 

فصل اول:

کلیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

1-1-مقدمه :       

يکي از مسائل آسيب زا و نابهنجار فردي و اجتماعي که نقش مهمي در به خطر انداختن سلامت روحي و رواني افراد دارد مساله فقر است .فقري که بر همه جهات فرد اثر گذاشته و زندگي او را تحت الشعاع قرار مي دهد و تا بدانجا پيش مي رود که زندگي را براي فرد مختل کرده و او را در همه عرصه ها به عقب مي راند.

از آنجا که اين امر از دير باز مورد پژوهش و بررسي قرار گرفته است و راههايي براي از بين رفتن و يا کنترل آن در نظر گرفته شده است اما هنوز هم اين مساله در ميان برخي جوامع بيداد مي کند و حتي رونق و پيشرفت علم و تکنولوژي هم نتوانسته آن را ريشه کن کرده و يا ازآسيبهاي آن بکاهد .

فقر را مي توان پديده آشنا ولي پيچيده و ناشناخته دانست که همواره بيرحمانه ، دندان تيز و درنده خون آشام خود را در تار و پود انسانها و جوامع بشري در همه اعصار و قرون فرو کرده است و به فراخور و اقتضاي زمان و مکان، هويت، استقلال، شان و ساختارهاي جامعه بشري را در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مورد تهاجم و آسيب قرار داده است.

. از آن‌جا که فقر پديده‌اي اقتصادي است، به‌طور طبيعي در حوزه اقتصاد آثاري ويران‌گر برجاي مي‌نهد. اين پديده چنانچه به موقع شناسايي و نابود نشود، چون غده‌اي سرطاني گسترش يافته، جامعه را فرا مي‌گيرد و به مرگ اجتماع مي‌انجامد.وقتي که نگرش بر فقر، مساوي و همجوار با مرگ و کفر باشد براي جوامع فقير دو مشکل پيش مي آيد.

1- از بين رفتن حيات مادي و معنوي و شخصيت اجتماعي و سياسي و حقوقي بدين معنا که فرد يا جامعه اي که در فقر باشد قدرت حضور در هيچ صحنه اي پيدا نخواهد کرد. لذا برخوردي هم که با او مي شود متناسب با عملکرد خودش خواهد بود .2- ازدست دادن آرمانها، آمال و آرزوها، يعني همانطور که کفر آرمان سوز است و آنچه را که در جامعه است نابود مي کند فقرهم چنين مي کنند.

در آموزه هاي ديني، فقر به معناي نداري مطلق نيست، بلكه به معناي نداشتن ثروت و امكانات كافي براي تأمين شايسته نيازمندي هاست؛ چرا كه به تصريح روايات، هنگامي فقر از ميان مي رود كه آدمي افزون بر تأمين نياز زندگي، توانايي مالي در انجام عباداتي همچون صدقه و حج را داشته باشد، چنان كه امام صادق(عليه السلام )درباره مقدار پرداخت زكات به فقير مي فرمايد: … يعْطيه ما يأكُلُ وَ يشْرَبُ وَيكْتَسِبُ وَ يتَزَوجُ وَ يتَصَدَقُ وَ يحِجُ. بلكه از (زكات) چندان به فقير بدهد كه بخورد، بنوشد، بپوشد، ازدواج كند، صدقه دهد و حج را به جاي آورد.[1] مكتب اسلام با چنين تعريفي از فقر و با نگاهي واقع بينانه آثار نامطلوب فراوان و بي شماري براي آن برشمرده است؛ آثاري كه هر چند بسياري از آن كليت ندارند، ولي براي اکثر فقرا قابل شهود است.

با توجه به آثار سوء اين معضل فردي ، اجتماعي بايد گفت که اين امر هيچگاه مورد ستايش دين نبوده است اگرچه در برخي موارد به احاديث و رواياتي بر مي خوريم که در مدح و ستايش فقر آمده است.اما اين مدح ،مدح فقر نيست بلکه مدح فقيري است که با صبر و توکل بر خداي متعال در اين راه از خود استقامت نشان داده است و خويشتن داري نموده است و هيچگاه از محدوده ايمان خارج نشده است.

پس فقر نمي تواند مورد تأييد اسلام باشد چراكه پيامبر اسلام(صلي الله و عليه و اله) از قول حضرت ابراهيم خليل نقل مي كند : «يا رَبِّ اَلْفَقْرُ اَشَدُّ مِنْ نارِ نَمرودُ ؛ پروردگارا! فقر از آتش نمرود سخت تر است.[2] همچنين پيامبر (صلي الله و عليه و اله ) مي فرمايند: « اَلْفَقْرُ اَشَدُّ مِنَ الْقّتْل ِ؛ فقر سخت تر از مرگ است.[3]»

مطالعه تاريخ زندگي پيامبران، امامان و اولياي گرامي خدا نيز نشان مي دهد كه آنان اگرچه جهت تسكين آلام و كاهش پريشاني درماندگان و تهي دستان با آنان بناي رفاقت مي گذاشتند و زندگي شخصي خود را در سطح فقيرانه قرار مي دادند، اما در صدد بودند با فكر و تدبير، فقر را محو و زندگي شرافتمندانه اي را براي همه انسان ها تدارك ببينند. آري آن فقري كه پيامبر گرامي اسلام به آن افتخار كرده و مي فرمايد: اَلْفَقْرُ فَخْرِي[4] فقر امكاني است كه تمامي مخلوقات و موجودات ما سوي الله به لحاظ امكاني فقير هستند و در مرتبه ممكن الوجودي قرار دارند و هستي و ذات آنها وابسته به واجب الوجود است كه پشتوانه و تكيه گاه آنها است

يا اَيهَاالنّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلي اللهِ وَ اللهُ هُوَالْغَني الْحَميدُ ؛ اي مردم شما در برابر خداي (واجب الوجود) نيازمند و فقير هستيد و تنها خداي متعال بي نياز و غني و شايسته هرگونه حمد و ستايش است[5].

البته در ادبيات عرفاني ، فقير و فقر، نه تنها دلالت‌هاي معنايي بد و نازيبا ندارند بلکه به عکس، در جهان‌بيني عارفانه، دور بودن از دنياي مادي موجد نوعي تجربه لذت‌بخش عرفاني مي‌شود و به همين دليل بوده که بسياري از عارفان و شاعران ما تخلص فقير داشته‌اند و در ستايش فقر، ابيات و اشعار بسياري سروده‌اند. واژه فقر در ادبيات عرفاني ما نه تنها به معني فقدان يا محروميت نيست بلکه به نوعي به معناي غنا و برخورداري است، اما طبيعتا امروزه چنين برداشتي از فقر در ذهن ما وجود ندارد..

پس تا زماني که افراد جامعه در آتش فقر مي سوزند استعدادها و توانائيهاي آنها به شکوفايي نمي رسد و توسعه فکري و فرهنگي محقق نمي شود و نيز تا فقر و کمبودهاي اقتصادي درجامعه مي باشد تهذيب اخلاقي و تربيت درست در سطح اجتماع صورت نخواهد گرفت و تا موقعي که نيازهاي ضروري زندگي روح و فکر افراد را سرکوب مي کنند و به آنها مجال توجه به علم و دانش را نمي دهد که افراد با استعداد هرگز به تکامل نخواهند رسيد و تا زماني که فقر و تهيدستي در جامعه وجود دارد اجتماع از نظر بهداشت محروم و درمعرض انواع بيماريها که خود زمينه ساز براي رشد عوامل انحطاط است قرار دارد و تا زماني که فقر وجود داشته باشد راه نفوذ استعمار و استثمار باز خواهد بو دو تا جلو فقر در اجتماع گرفته نشود دردها چندان درمان نخواهد شد و کشتي به سلامت به ساحل نخواهد رسيد.

در اين گزيده سعي برآن است که با استناد به قران و متون اسلامي و رجوع به آيات و احاديث وارده از ائمه معصومين عليهم السلام اين مساله مو شکافي شده وآثار و پيامدهاي ان و عوامل موثر در ايجاد اين امر بررسي گردد.

 

1-2-بيان مساله:

دين مقدس اسلام بهره برداري مشروع از نعم الهي و زيباييهاي زندگي را مباح و اسراف و زياده روي را حرام ميداند و اين بدان جهت است که مسلمانان به تناسب امکانات و توانايي و کارايي خود ،در برابر جامعه مسئوليت دارند .قرآن مجيد اين حقيقت را در ضمن مباحث اجتماعي در قالبهايي زيبا بيان مي کند و با هشدار به پيروان خود مي فرمايدکه اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نيازمنديهاي مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملت به هلاکت و سقوط مي انجامد و باعث ايجاد پديده اي به نام فقر مي شود .فقري که باعث تزلزل پايه هاي اعتقادي افراد شده و بر باورهاي ديني آنها اثر سوءدارد و بنا به فرمايش حضرت علي (عليه السلام) مايه نقص در دين مي شود.(فَاِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةُ لِلدّينِ )[6]

فقر پديده نامطلوب اجتماعي است که وجود و گستردگي دامنه آن در جامعه باعث پيامدهاي زيان آور همه جانبه اي در کوتاه مدت ودراز مدت مي شود وبر همه ابعاد فرهنگي ،اقتصادي ،اجتماعي افراد اثر گذاشته و حتي منجر به ايجاد معضلات و مشکلاتي شده که سلامت روحي و رواني افراد را به مخاطره مي اندازد.از اين روست که  در همه اديان و فرهنگهاي بشري نکوهش شده  و براي زدودن آن از جامعه راهها و روشهايي صورت گرفته است.از لحاظ اجتماعي نيز فقدان امکانات مادي وآثار زيانبارآن برشخصيت افراد ازيک سو و حاکميت ضد ارزشهاي زياده طلبي در جامعه از سويي ديگر مجالي براي حضور تهيدستان در عرصه هاي اجتماعي نمي نهد. حضرت علي (عليه السلام)مي فرمايند: «اَلْفَقيرُ غَريبُ في بَلْدَتِهِ ؛فقير در شهر خود هم غريب است».[7]

فقر مادي و فشارهاي اقتصادي ناشي ازآن ، چنان دردآور است که انسان را مي آزارد و پيوسته جان و دلش را به خود مشغول مي سازد و تشويش و اندوه حاصل از آن آرامش روحي فرد را بهم مي زند .آنچنان که شخص احساس حقارت وخود کمتر بيني کرده و نمي تواند شخصيت حقيقي و عزت نفس خويش را باز يابد و در حقيقت از ديدگان ديگران کنار رفته و به فراموشي سپرده مي شود.

در قرآن کريم نيز فقر به عنوان عامل منفي در زندگي انسان معرفي شده است .لذا مي بينيم که خداوند به پيامبر اکرم مي فرمايد:

« وَ وَجَدَکَ عائِلاً فَاَغْني»تو را فقير يافت سپس توانگر کرد.[8]

يعني خداوند بر پيامبر منت نهاد و او را از حالت فقر در اورد و غني ساخت . پس اگر فقير بودن و فقر ارزش بود غني کردن پيامبر نمي توانست به عنوان يک ارزش باشد که خدا بر او منت گذارد . همچنين ضد ارزش بودن فقير را از ايه 268 سوره بقره مي توان دريافت که«شيطان همراه با وعده به فقر، امر به فحشا و منکر مي نمايد .»

اسلام شديداً طرفدار عدالت اجتماعي و اقتصادي است و اصولاً برپايي قسط و عدل از مهم‌ترين اهداف بعثت انبيا شمرده شده است. از سوي ديگر، مي‌دانيم كه فقر در يك جامعه غالباً از نابرابري و بي‌عدالتي سرچشمه مي‌گيرد. اميرالمؤمنين عليه السلام  مي‌فرمايد: «فقير بخاطر زياده‌خواهي ثروتمند گرسنه مي‌ماند».در دو روايت تقريباً مشابه از امام صادق و امام كاظم عليهم السلام آمده است كه برقراري عدالت موجب غنا و بي‌نيازي مردم مي‌شود و در‌واقع، دليل فقر عده‌اي در جامعه، عدم رعايت عدالت در توزيع ثروت‌هاست.

رهبران ديني به فقر با ديده از ميان برنده فضايل انساني و کرامتهاي اخلاقي مي نگرند. امام علي (عليه السلام ) در اين باره خطاب به فرزند بزرگوار خويش امام حسن مجتبي(عليه السلام) مي فرمايند: فرزندم، انساني را که به دنبال روزي خويش است ملامت مکن، زيرا کسي که هيچ نداشت لغزشهايش بسيار خواهد شد.[9]

بدين ترتيب چهره تيره و تار فقر بر ارزشهاي انساني سايه اي سنگين انداخته، آنان را به فراموشي مي سپرد.

با مطالعه مباني اسلامي، حتي به صورت اجمالي نيک روشن مي شود که اسلام در تمامي عرصه ها   جامعيت داشته و مدعي مبارزه با همه ناهنجاريها و کاستيها و از جمله با فقر است و با علل و عوامل آن نيز به نبردي سترگ برخاسته است زيرا در اصل و فرع و تا کوچکترين احکام خود، در تضاد با مترفان، مسرفان مستکبران و متکاثران است.

[1] – کافي ، ج7 ، ص170

[2] – خويي ، منهاج البراعه، ج5، ص338

[3] – مجلسي، بحار الانوار، ج69 ،ص47

[4] – مجلسي ، بحارالانوار ، ج69 ،ص49

[5] – فاطر ،15 رجوع شود به : قرائتي ،محسن،تفسير نور ،ج9 ،ص487

[6] – دشتي ،نهج البلاغه ،حکمت 319

[7] – محلاتي، غررالحکم ،ج2، ص286

[8] – والضحی ، 8 ، امین ، نصرت، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، جلد 15 ص 172

[9] – جامع الاخبار ص110

تعداد صفحه : 134

قیمت :14700 تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        *       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

 

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :