دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیات و علوم انسانی

گرایش : فلسفه

عنوان : پايان نامه ی کارشناسی ارشد رشته­ ی فلسفه- گرايش فلسفه غرب

دانشگاه اصفهان

دانشکده ادبیات وعلوم انسانی

گروه فلسفه

پايان نامه ی کارشناسی ارشد رشته­ ی فلسفه- گرايش فلسفه غرب

تفسیر هایدگر از تلقی افلاطون درباره حقیقت

استاد راهنما:

دکتر محمد جواد صافیان

استاد مشاور:

دکتر سعید بینای مطلق

اردیبهشت 1392

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                    صفحه

فصل اول: حقیقت در آثار هایدگر

  • حقیقت در رساله وجود وزمان هایدگر……………………………………………………………………………………………….1
  • حقیقت در رساله درباره ذات حقیقت ………………………………………………………………………………………………5
  • حقیقت در رساله سرآغاز کار هنری ……………………………………………………………………………………………….11
  • حقیقت در پرسش از تکنولوژی …………………………………………………………………………………………………….21

فصل دوم: تفسیر هایدگر بر تمثیل غار افلاطون

2-1-مرحله اول …………………………………………………………………………………………………………………………………………..30

2-1-1- تفسیر مرحله اول آشکارگی سایه ها……………………………………………………………………………………………..31

2-2- مرحله دوم………………………………………………………………………………………………………………………………………….32

2-2-1- تفسیر مرحله دوم………………………………………………………………………………………………………………………….32

2-3- مرحله سوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………35

2-3-1- تفسیر مرحله سوم: صعود از غار به سوی نور خورشید…………………………………………………………………35

2-3-2- اول :درجات آشکارگی: ایده به عنوان آشکارگی اولیه وباشندگان حقیقی……………………………………41

2-4- مرحله چهارم: بازگشت زندانی آزاد شده به غار ………………………………………………………………………………45

2-4-1- تفسیر مرحله چهارم……………………………………………………………………………………………………………………..45

2-5-1-دیدن به عنوان اوران ونوین : دیدن وامر قابل دیدن  در اخذ نور………………………………………………….51

2-5-2- خیر توانایی است که همه چیز به آن وابسته است……………………………………………………………………..53

أ

2-5-3- سوال درباره ذات حقیقت چونان پرسش درباره تاریخ ذات بشر وتربیت نفس اوست………………….53

 

عنوان                                                                                                                                    صفحه

2-6- سوال درباره ذات ناحقیقت: افول تجربه بنیادین آلثیا …………………………………………………………………………..56

2-6-1- غفلت از سوال درباره ذات پنهانی:انتقال از سوال درباره ذات حقیقت به سوال درباره ذات ناحقیقت…57

2-6 -2 مفاهیم بنیادین : پسدوس،لته، آ-لثیا…………………………………………………………………………………………………59

فصل سوم: تفسیر هایدگر بر تئتتوس افلاطون

3-1- نسبت معرفت به عنوان ادراک حسی با حقیقت…………………………………………………………………………………..65

3-1-1- کلمه دیدار ونسبت آن با ادراک حسی……………………………………………………………………………………………67

3-1-2- چیستی روح…………………………………………………………………………………………………………………………………….68

3-1-3- واژه دیانوئین…………………………………………………………………………………………………………………………………….69

3-2- گام های وحدت ادراک حسی در همه نسبت های آن………………………………………………………………………..69

3-2-1-گام اول……………………………………………………………………………………………………………………………………………..69

3-2-2-گام دوم………………………………………………………………………………………………………………………………………………70

3-2-3-گام سوم…………………………………………………………………………………………………………………………………………….72

3-2-4-گام چهارم………………………………………………………………………………………………………………………………………….78

3-3- پاسخ دوم تئتتوس اپیستمه دوکسا است……………………………………………………………………………………………..82

3-3-1- ارتباط دوکسا با حقیقت…………………………………………………………………………………………………………………. 83

3-3-2- امکان باور نادرست و ارتباط آن با حقیقت………………………………………………………………………………………85

نتیجه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 91

منابع و مأخذ……………………………………………………………………………………………………………………………………………. 93

 

مقدمه

در طول تاریخ فلسفه، فلاسفه  همواره به دنبال یافتن حقیقت هستی به اندیشه پرداختند به نظر هایدگر باآنكه موضوع تفكر وجود است وفيلسوفان پيش از سقراط به وجود مي انديشيدند اما پس از سقراط وجود به تدريج مورد غفلت قرار گرفت و موجود بماهو موجود موضوع فلسفه قرار نمي گرفت. در دوره پیش سقراطی فلاسفه از هستی به نحو اصیل یعنی هستی به ما هو هستی یاد می کردند، به این جهت برای باز اندیشی در معنای هستی باید به اندیشه آنها باز گشت. از نظر هایدگر رویکرد پارمنیدس و هراکلیتوس در خصوص تعلق حقیقت به هستی و ضرورت تفکر به هستی یکسان است. با تبیین هستی به عنوان ایده از سوی افلاطون حقیقت وجود به موجود حقيقي تبديل مي شود و با این تعبیر از هستی تاریخ متافیزیک و غفلت از هستی آغاز می گردد و با اراده معطوف به قدرت نیچه به نهایت خود می رسد. اما خاستگاه این غفلت در اندیشه پیش سقراطیان مقدر بوده است به جهت اینکه ایهام در معنای هستی وجود داشت. پارمنیدس هستی را حضور معنا می کند. هایدگر مدعی است که افلاطون و ارسطو تقدیر تاریخی غرب را در مورد مفهوم هستی جهت بخشیدند. حقیقت به هستی تعلق دارد و از اعماق آن می توان به هستی نظر کرد. نام بنیادین هستی در زبان یونانی فوزیس بوده است که به معنی پدیدار شدن است و فوزیس از مستوری به نامستوری درآمدن سیر کرده و منزلت خویشتن را یافته است. دو عنصر مستوری ونامستوری در دل فوزیس پنهان هستند. هراکلیتوس فوزیس را به معنی مظهر هستی خواند و پارمنیدس آن را با آلثیا پیوند داد. همچنین پارمنیدس از هستی با عنوان موئیرا یاد کرده است این وجه پنهان هستی است که به تعبیر هایدگر راز هستی است و باید در آن تفكر کرد و به کرانمندی خویش آگاه شد. در تفکر پس از سقراطی توجه به هستی از جهت حاضر بودن و موجود بودن است. با از بین رفتن تمایز بین وجود و وموجودات متافیزیک به غفلت تام از وجود فرو غلتید. افلاطون همه امور عالم را سایه ایده ها و ارسطو آنرا صورت های معقول خواند. افلاطون حقیقت را با شهود ماهیات سرمدی قابل تحصیل دانست و به این گونه خودبنیادی متافیریک را بنیان نهاد.  هيدگر در تفسير خويش از تمثيل غار می گوید که افلاطون در این جا موجودیت موجودات را براساس موجودی اعلی ولاجرم الهی توضیح می دهد. حقيقت در آنجا به دو معناست اول چيزی که خود را نامستور می سازد که در نهايی ترين  مرحله ، مثال خير است و دوم مطابقت عين وذهن. به نظر هيدگر فلاسفه لفظ الثيا ( کلمه ای است در اصل يونانی که يونانيان آن را با حقيقت ،صراحت وصميميت يکی می گرفتند.) را در معنای معمول آن نه به عنوان خود حقيقت بلکه به عنوان چيزی که حقيقی است به کار بردند و همچنين اين امر حقيقی را فلاسفه در گزاره وحکم تنظيم می کنند و ملاک صدق اين گزاره را مطابقت ذهن با حقيقت شناختنی بيرون از ذهن می گيرند. در حالی که متوجه نيستند که اين اعتبار خود مبتنی بر چيست؟ در نتيجه از سوال هستی بماهو هستی غفلت کردند .

در پی بررسی نگارنده از پژوهش های انجام شده درباره حقیقت در رسالات هیدگر ، چند مورد از مهمترین  منابعی که مورد توجه نگارنده بوده از جمله در کتاب هایدگر و پرسش بنیادین، تالیف از بابک احمدی که نوعی توضيح کتاب هستی وزمان است وشرح انديشه های نخست هيدگر است ،مساله حقيقت به معنای آشکارگی و در ارتباط آن با معنای هستی مطرح می گردد. همچنین کتابهای هایدگر از ریچاردسون که درباره تفسیر هیدگر از تمثیل غار در بخش دوم ، فصل اول سخن رانده شده است و کتاب پرسش از خدا از پروتی که در آن به بررسی مساله حقيقت در نقد به مابعدالطبيعه سنتی پرداخته شده است. درباره تفسیر هایدگر از تئتتوس افلاطون در حال حاضر هیچ منبع فارسی متاسفانه موجود نیست. اما از منابع لاتین می توان به کتاب پرسش از دیالوگ از فرانتز گنزالس و کتاب افلاطون و هایدگر در اسطوره نوشته مگان هالتمن اشاره کرد.

این تحقیق در پی یافتن مولفه های اصلی تفسیر هيدگر از تلقی افلاطون در خصوص حقيقت است و همچنین بررسی تحول احتمالی در معنای حقيقت در نزد افلاطون نسبت به حکمای پيش از اوست و از آن جهت واجد اهمیت است که دیدگاه فیلسوف معاصر (هیدگر) را درباره  نظر افلاطون  در خصوص حقیقت بررسی می کند. نظر افلاطون در مورد حقیقت تعیین کننده تلقی متافیزیکی از حقیقت به مثابه  مطابقت است. هیدگر این تلقی را مورد نقد قرار داده است و می خواهد نشان دهد که با این دیدگاه حقیقت به مثابه نامستوری مورد بی توجهی قرار می گیرد.

تعداد صفحه :103

قیمت :14700 تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

:        ****       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :