دانلود متن کامل پایان نامه روابط بين سبک مديريت با نوآوري

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

فهرست مطالب

مقدمه:. 1

فصل اول

کليات تحقيق

بيان مسئله. 3

اهميت و ضرورت تحقيق. 5

فرضيات. 6

فرضيه اصلي اول:. 6

فرضيه هاي فرعي فرضيه هاي اصلي:. 6

فرضيه اصلي دوم:. 6

فرضيه هاي فرعي فرضيه اصلي دوم:. 6

دلايل انتخاب موضوع. 6

اهداف پژوهش:. 8

قلمرو پژوهش:. 9

قلمرو مکاني پژوهش. 9

قلمرو زماني پژوهش. 9

قلمرو موضوعي پژوهش. 9

واژه ها واصطلاحات پژوهش:. 9

تعريف مديريت دانش. 9

فرايندهاي اصلي مديريت دانش. 9

داده ها :. 10

اطلاعات :. 10

دانش :. 10

دانش آ شکار :. 10

دانش ضمني :. 11

نوآوري دانش :. 11

تعريف مفهومي متغير ها :. 11

تعريف عملياتي متغير ها :. 13

روش شناسي پژوهش:. 15

فصل دوم

ادبيات و پيشينه پژوهش

ادبيات تحقيق. 18

پژوهش هاي انجام شده. 20

پژوهش هاي داخلي. 20

پژوهش هاي خارجي:. 23

فصل سوم

روش تحقيق

روش تحقيق. 28

متغيرهاي پژوهش. 28

متغير مستقل. 29

متغير وابسته. 29

متغير مداخله گر (ميانجي). 29

طرح و روش پژوهش:. 29

تحقيق همبستگي:. 30

مطالعه همبستگي دومتغير:. 30

تحليل رگرسيون:. 30

تحليل ماتريس همبستگي يا کوواريانس:. 30

جامعه آماري:. 30

حجم نمونه. 31

روش جمع آوري اطلاعات. 31

چگونگي سنجش روايي وپايايي پژوهش. 32

روايي. 32

پايايي. 32

فصل چهارم

نتيجه گيري و پيشنهادات

نتيجه‌گيري. 34

پيشنهادات. 36

فهرست منابع. 37

 

موضوع: روابط بين سبک مديريت وبا نوآوري

مقدمه:

درعصر حاضر تلاشهاي بسياري که درزمينه ساختاردهي ومهندسي مجدد فرآيندها و همچنين کاهش هزينه ها به منظور کسب سودآوري ,توسط شرکت ها انجام گرفته است .اينک نوبت اين است تابسياري از آنها به تجديد سبدمحصولات خود ازطريق ايجاد نوآوري بپردازند.دراين راستاخلاقيت وتوليد افکار وانديشه هاي نو توسط مديران وکارکنان سازماني ازاهميت ويژه اي برخوردارشده وجايگاه والايي رادرسازمان به خوداختصاص داده است.امروزه سازمان هايي موفق هستند ومي توانند دردنياي پررقابت ادامه حيات بدهند که دائما افکاروانديشه هاي جديدرا درسازمان کاربردي سازند.اين امر توسط مديران وکارکنان خلاق امکان پذير است اماآيا شرکت هاشرايط ومحيط مورد نياز راايجاد مي کنند؟

آيا آنها با اهرمهاي مناسب جهت بهينه ساختن موفقيت نوآوري آشنايي دارند؟

نقش مديريت دانش به عنوان يک اهرم کليدي درايجاد نوآوري موردتاکيدقرارگرفته وباهدف موفقيت خلاقيت ,ضمن استنادبر تحقيقات انجام شده دراين حيطه ,ابعادمرتبط دانش ضمني ومديريت نوآوري درسازمان هاخواهد داشت.سپس رابطه بين مولفه هاي مديريت دانش و نوآوري رادرسازمان بررسي خواهدکرد ودرنهايت به ادبيات پژوهش مرتبط باموضوع پژوهش پرداخته خواهد شد.

هدف :اين تحقيق درنظردارد به بررسي موضوع رابطه بين سبک مديريت وبانوآوري بپردازد.

 

فصل اول

کليات تحقيق

 

بيان مسئله

امروزه سازمانهاي کشوربه مانند سايرسازمانهاي جهان ناگزيرندتا با ديگرسازمان هاچه درداخل وچه درخارج کشور بهه رقابت بپردازند تابتواننددر محيط کسب وکار باقي بمانند.ازاين روآنها بايدبتوانند دست کم دريک زمينه برتر ازرقباي خودبوده و نست به آنها مزيتي داشته باشند تامشتريان رانسبت به خودمتقاعدسازند.به عبارت ديگر آنهاچاره اي ندارتد جزاينکه نوآور باشند.(بيهات 2001)

درپژوهش حاضر فرض برآن است که مديريت دانش يکي ازراههاي غيرقابل اغماض براي دستيابي به نوآوري است يعني هرسازماني که قادربه دانش آفريني نباشديااينکه نتواند دانش موجودرا جهت بهره برداري ازآن درحال وآينده سازمان دهي ودرنهايت مديريت کند به احتمال بسيارزياد نمي توان انتظار نوآوري داشت چراکه چنين سازماني نه تنهاقادربه استفاده از دانسته هايش نيست بلکه به احتمال فراوان بصورت پياپي اقدام به دوباره کاري نموده ,دقت وانرژي ازدست خواهدداد.پرواضح است سازماني که نوآور نباشد درمحيط کسب وکار متغير امروزي شانس زيادي درمقابل رقبانخواهدداشت(فراپائولو 2006)

مديريت دانش شيوه شناسايي ,دراختيارگرفتن ,سازمان دهي وپردازش اطلاعات جهت خلق دانش مي باشد که پس ازآن توزيع مي شود سپس دردسترس ديگران قرارمي گيرد تابراي خلق دانش بيشتراستفاده شود.(رادينگ[1]1383, ص32)

مديريت دانش نوعي فن آوري است که بردانش تاکييددارد وبرآن است تااز طريق به کارگيري موثردانش به حل مشکلات بپردازد(جي ميکائيل و جرالداس3,1383)

ازمهمترين عللي که موجب شده تا سازمانها به موضوع مديريت دانش تمايل نشان دهند آن است که مديريت دانش (عبدالکريمي ,1385)

-موجب افزايش بهره وري و سوددهي مي شود.

– همکاري را تقويت مي نمايد وموجب بروز ورشد خلاقيت و نوآوري مي شود.

– موجب تسهيل اشتراک اطلاعات بين کارکنان مي شود.

– توان سازمان براي مقابله با پديده تورم اطلاعات افزايش مي دهد

براي اينکه نوآوري درسازمان رخ دهددرابتدا لازم است که مديران ازدانش لازم درخصوص عوامل داخلي وخارجي که سازمان راتحت تاثيرقرار مي دهد برخوردار باشند.ثانيا دانش بايستي آزادانه درسرتاسرسازمان جريان يابد هرچه انتشار بهترصورت گيرداحتمال نوآوري بيشتراست.زيرا افراد بيشتري درسطوح ودوايرمختلف سازمان درمعرض دانش جديد بيشتري  قرارمي گيرند که بادانش فعلي آنهاتعامل مي نمايد.

سرانجام يک سازمان بايد پاسخ گوباشد درواقع نوآوري نوعي پاسخ است.بنابراين هرچه سازمان پاسخگو وچابکتر باشد احتمالا نوآورتر است.پژوهش حاضربر آن است که رابطه بين مولفه مديريت دانش و نوآوري رادرسازمان مورد بررسي قراردهد .

درحالي که ارتباط بين مولفه هاي مديريت دانش بانوآوري ازنظر شهودي بديهي به نظررسيده وبه کرات درادبيات موجودپيشنهاد شده ,پژوهش هاي کاربردي محدودي دراين زمينه صورت پذيرفته است درنتيجه شواهدتجربي اندکي موجود است تاچنين نتيجه اي راتوجيه سازد.

دراين راستا محقق باانتخاب اين موضوع تلاش کرده تا به نوبه خود سهم اندکي درفراهم آوردن چنين شواهدي ايفاکند.پياده سازي مديريت دانش درهرسازمان مستلزم وجودزمينه هايي استکه اين زمينه ها اعم ازاينکه,فني ياعلمي باشند ,بايستي به وجودآيند.زمينه هاي فني رامي توان مانند رايانه وشبکه هاي ارتباطي وزمينه هاي علمي رامثل فرآيندجمع آوري وذخيره دانش مورد نيازسازمان درنظرگرفت.به هرحال بررسي ومطالعه اين زمينه هاجهت ايجاد سيستم مديريت دانش وضرورت تشکيل وايجاد مديريت دانش گام گام نخست محسوب مي شود .

ضرورت استفاده ازآنها ودرواقع استفاده ازپيرفت هادربسترهاي مختلف علوم ازجمله مديريت دانش,ازمهمترين ضرورت هاي توسعه وپيشرفت يک جامعه وسازمانهاي آن محسوب مي شوند.ازاين نظرمي توان ,پياده سازي مديرت دانش راگامي درجهت توسعه وارتقاي هرسازماني ازجمله سازمان موردمطالعه دانست.

ازمحدودپروژه هايي که درباره رابطه بين مولفه هاي مديريت دانش و نوآوري صورت گرفته جني داروش[2] است که درسال 2005درنيوزيلند وپژوهش پانگ لوليو وديگران درسال 2009درتايوان صورت گرفته وپژوهش حاضرنيز ازآنها اقتباس شده است.

حال مي خواهيم بدانم که آيا بين سبک مديريت وبا نوآوري رابطه اي وجوددارد ؟واينکه آيا نوآوري در سازمان به ….کافي مديران ارتباطي دارد؟

اهميت و ضرورت تحقيق

سيستم‌هاي سنتي مديريت ، عموماً به دليل فقدان ويژگي‌هاي كاربردي- بازخوردي مورد نياز براي حل مسائل مغز افزاري و دستيابي به اهداف سازمان‌ها ، فاقد توانايي و كارايي لازم در زمينه ايجاد بازارهاي دانش/ تجربه در سطوح مختلف بوده و نتيجه مستقيم آنها كم‌دانشي ، بي‌تجربگي و عدم خلاقيت و نوآوري كاركنان و بدنبال آن عدم پويايي و كارايي سازمان است.جريان يك‌سويه مديريتي ، يادگيري ، مواد آموزشي غيرمرتبط و ايستا، انتزاعي بودن آموزه‌ها (ارتباط ضعيف آموزه با عمل يا رفتار مورد انتظار) ، اثربخشي بسيار اندك و گاه درحد صفر رفتار مديران، قطع جريان آموزش پس از اجراي آزمون (عدم استمرار و تكميل) ، سيستم نامناسب ارزش‌گذاري و نظارت ، ناهمراستايي آموزش و اهداف سازماني ، بي‌توجهي به پرورش استعدادها و مهارت‌هاي نوين، نمونه‌هايي از كاستي‌هاي اين نوع نظام‌هاي مديريت سنتي به شمار مي‌آيند.

حال اگر مقصد نهايي و محل مصرف خروجي‌هاي هر نوع سيستم مديريت مدرن را حيطه‌هاي گوناگون بدانيم و اين فرض نه‌چندان بي‌ريشه را بپذيريم كه وظيفه‌غايي چنين نظامي: شكل‌دهي، تجهيز و آماده‌سازي نيروي انساني انديشمند، ماهر، خلاق، ايده‌پرداز و پاسخگوست، لاجرم مي‌بايستي بپذيريم كه نيروي انساني شاغل در سازمان‌هاي كنوني نيز علي‌القاعده بايد داراي همين ويژگي‌هاي به ظاهر آرماني، اما بسيار منطقي و ممكن باشند تا بتوانند در شرايط به شدت متغير و رقابتي عصر دانش‌مداري و تجارت آزاد، پايه‌هاي بقاي بنگاه‌هاي خويش را محكم و پايدار نگه دارند.

آيا سازمان‌هاي ما دست‌كم از لحاظ فلسفه، رويكردها، اهداف، برنامه‌ها، رويه‌هاي اجرايي و اثربخشي يادگيري از چنين وضعيتي در حوزه امور آموزش خود، برخوردارند؟ آيا پيش‌بيني تشكيلات هزينه بر امور آموزش در سازمان‌ها، صرفاً نوعي پياده‌سازي تطابق لازم براي دريافت انواع گواهينامه‌ها و استانداردهاي بين‌المللي و يا ايجاد شخصيت اسمي و تبليغي در زمينه دانش‌محوري آنهاست؟ آيا نيازهاي شغلي، تطابق دانش و تجربه با وظايف محوله، توانايي‌هاي نظريه‌سازي و ايده‌پردازي، انديشه و رفتار خلاقانه، مهارت‌هاي حل مسئله و رفع بحران و… علت اصلي ايجاد امور آموزش در سازمان‌هاي پيشرو و دانشي نيست؟ براي رسيدن به اين نوع سيستم و نظام مديريتي نوين كه بزرگ‌ترين سرمايه سازمان‌هاي برتر را تشكيل ميدهند ، چه كاري را بايد از كجا و با كدام راهكارها و خصوصيات مشخص، آغاز كرد؟

فرضيات

فرضيه اصلي اول:

« بين مولفه هاي مديريت دانش ونوآوري درسازمان رابطه وجوددارد.

فرضيه هاي فرعي فرضيه هاي اصلي:

-دانش آفريني بانوآوري رابطه دارد.

– ذخيره سازي دانش دانش با نوآوري رابطه دارد.

– توزيع دانش دانش بانوآوري رابطه دارد.

– بکارگيري دانش بانوآوري رابطه دارد.

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

تعداد صفحه :45

قیمت :14700 تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :               serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

 

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :