متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته : فلسفه

گرایش :فلسفه و كلام اسلامي

عنوان : مقايسة نظريات ابن­ سينا و ابن­ عربي دربارة حقيقت

موسسة پژوهشي حکمت و فلسفه ايران

رساله دكتري فلسفه و كلام اسلامي

 

با عنوان

مقايسة نظريات ابن­ سينا و ابن­ عربي دربارة حقيقت

استاد راهنما :

دكتر محسن جهانگيري

 

استاد مشاور :

دکتر غلامرضا اعواني

 

استاد مشاور :

دکتر شهرام پازوکي

 

سال تحصيلي 1390 – 1391

 

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست

چکیده  1

فصل اول: کليات   5

موضوع تحقيق: 7

پرسش تحقيق: 7

هدف تحقيق: 7

اهميت تحقيق: 8

فرضيه: 9

روش تحقيق: 10

سه نكته مهمّ : 11

فصل دوّم: بررسي واژگان   19

الف) حقّ در لغت: 20

ب) حقّ در اصطلاح: 25

فلسفه: 25

کلام: 27

عرفان: 32

فصل سوّم: 39

معناي حقيقت از نظر ابن‌سينا 39

حقّ به معناي صدق   47

نظريه مطابقت   49

پيشينة بحث مطابقت   51

قضاياي مختلف و ملاك صدق آن‌ها 53

علم از منظر ابن‌سينا 55

علم حضوري و حصولي   57

راه کسب علم حصولي از نظر ابن‌سينا 63

نفسِ عالمه انسان   67

عقل نظري و عقل عملي   73

خيال نزد ابن‌سينا 80

تصوّر و تصديق   84

حقيقت، اخلاق و عدالت   87

ابن‌سينا و علم شهودي   98

فصل چهارم: 110

معناي حقيقت از نظر ابن‌عربي   110

مقدمه: 111

علم از منظر ابن‌عربي: 119

ملاک و ميزان علم در عرفان ابن‌عربي   127

خيال از نظر ابن‌عربي   135

راه وصول به حقيقت نزد ابن‌عربي/ عقل، دل يا وحي   141

ارتباط عقل و دل از نظر ابن‌عربي   143

  1. وصول مستقيم معرفت شهودي به حقيقت 148
  2. مصون بودن معرفت شهودي از شک، ترديد، سهو و نسيان 150
  3. وسعت بي پايان قلمرو شناخت عرفاني بر خلاف محدوديت شناخت عقلي 151
  4. اهداف والا و نتايج ارزشمند معرفت عرفاني 152

حقيقت، تجلّي و انسان کامل   154

اصول تجلّي   163

1- نياز تجلّي به وجه فاعلي و وجه قابلي   163

2- حقيقت، تجلّي و جمال  166

3- حقيقت، تجلّي و نزول  173

4- مرتبه الوهيت (واحديت) و شروع تجلّي   180

5- تشکيک در مظاهر حقيقت   183

6- ارتباط ميان دين و تجلّي حقيقت   184

7- ارتباط ميان شکر، دعا و تجلّي حقيقت   189

فصل پنجم: نتيجهگيري   191

پي نوشت‌ها: 197

منابع   205

 

چکیده

 

موضوع: مقايسة نظریات ابن­سينا و ابن­عربي دربارة حقیقت

در این رساله سعی شده تا سیر تحوّلی و تطوّری معنای حقیقت از ابن‌سینا تا ابن‌عربی بررسی شود و معلوم شود آنها در این موضوع چه اختلافات و چه اشتراکاتی دارند.

از آنجا که هدف اصلی تصوّف اسلامی کسب معرفت نسبت به ذات حقّ و وصول به آن است؛ ابن‌عربی با استدلالی کردن عرفان، آن را به مرحلة جدیدی به نام عرفان نظری وارد کرد. از سوی دیگر در اندیشه و فلسفه اسلامی استدلالی‌ترین حکماء مسلمان (ابن‌سینا) رویکردی اشراقی و عارفانه نیز دیده شود. از این رو در تاریخ فلسفه اسلامی گفتگویی قابل فهم و عالمانه میان فیلسوف و عارف به وجود آمده است. این گفتگو تنها در بستر حکمت اسلامی به عنوان زمینه‌ای مشترک، میسّر شده است.

از جمله وجوه ارتباطی این دو حکیم این نکته است که ابن‌سينای پیروِ برهانِ عقلي، برای حقّ معانی وجودی قائل است[1] و عارفی چون ابن‌عربی نیز موضوع علم عرفان نظری را «وجود به معنای حقّ تعالی» قرار داده است. او در قوس صعود، اعتقاد را به عنوان وجهی از تجلّی حقّ در مظهر عالم روح انسان و عقل مطرح می‌نماید. از این‌رو تمامی اعتقادات تجلّی حقّ محسوب می‌شوند و ریشه در حقیقت مطلق دارند. وجوه وجودی و معرفتی حقّ به نوعی مایه برون رفت از مشکل ارتباط وجودی میان دانش و متعلّق آن دانست.

همچنین ابن‌سینا در کنار اعتقاد راسخ به علم حصولی (مبتنی بر صورت ذهنی) به علم حضوری قائل است. این درحالی است که اعتقاد به علم حضوری بدون اعتقاد به دریافت شهودی (بدون صورت ذهنی) ممکن نخواهد بود. ابن‌عربی نیز در مقام یک عارف راه اصلی معرفت را کشف و شهود می‌داند. در این رساله کشف و شهود عرفانی مساوق با علم حضوری در نظر گرفته نشده؛ بلکه تنها بی‌واسطگی موجود در هر دوی آنها به عنوان وجه مشابهت مد نظر بوده است.

در ضمن ابن‌سینا در برخی آثار فلسفی خود هم‌چون سلامان و ابسال، رساله الطیر، بخش‌های پایانی الإشارات و التنبیهات و … در رسیدن به وجه علمی حقّ علاوه بر علم حصولی، کشف عرفانی را پذیرفته، برای آن توجیه عقلانی ارائه داده و لذا می‌توان گفت به علم شهودی قائل شده است. در ضمن هرچند برخی عارفان طریق معرفت حصولی را بطور کامل ردّ کرده‌اند؛ ولی ابن‌عربی عقل نظری را در جای خود پذیرفته است. او در این باب طریق علم حصولی را ناکافی و غیر مطلق می‌داند. او مُبدِع عرفان نظری است و در برخی مواضع، همچون فص آدمی از کتاب فصوص، از نتایج براهین بوعلی (امکان و وجوب) نیز استفاده کرده است.

نکته دیگر آنکه از منظر عرفائی چون ابن‌عربی تنها علم شهودی شایسته است علم نامیده شود. در علم شهودی هیچ‌گاه دوگانگی میان عالم و معلوم وجود ندارد تا به دنبال ارتباط میان آنها باشیم. ابن‌سینا نیز در کتب و رسائل مختلفی در مورد کشف عارفان و علم حضوری سخن‌رانده است. پس می‌توان این سخن او را نیز به نوعی یکی از راه‌های دیگر برون رفت از فاصله موجود در دوگانگی میان معلوم بالذات و معلوم بالعرض (صورت ذهنی و متعلّق شناسایی) دانست.

نکته پایانی آنکه در فلسفة ابن‌سینا میان حقّ و عدالت ارتباط وجود دارد و در اندیشه محیی‌الدین موضوع تجلّیّات حقّ در افق انسان کامل (ولی عادل الهی) مورد اهتمام جدّی است.

واژگان کلیدی:  حقّ، حقیقت، صدق، مطابقت، تجلّی، علم حصولی و علم حضوری، عقل نظری و عقل عملی

مقدمه :

مفهوم تزاحم و تعارض از لوازم معنايي تکامل و کمال در زندگي مادي است. همين تعارضات و تزاحمات است که موجب ارتقاء و يا سقوط در بين موجودات بطور اعم و انسان‌ها بطور اخص مي‌شود. در بستر همين تعارضات در عالم انساني است که يک طرف مدعي «حق»ّ مي‌شود و طرف ديگر را به پايمال کردن حقوق خود متّهم مي‌سازد. اين دعاوي ممکن است دربارة روابط افراد با يکديگر باشد، يا افراد با حکومت و يا حکومت‌ها با يکديگر.

از اين رو «حقّ» مفهومي است که هر انساني به نوعي با آن آشناست و اغلب دربارة آن سخن مي‌گويد و استدلال مي‌آورد. مرتباً انسان‌ها مدّعي آن مي‌شوند و يا حقّي را منکر مي‌شوند. آنها براي حق خود مي‌جنگند و کشته مي‌شوند و يا مي‌کوشند که حقوق ديگران را از بين ببرند. در اديان و علي الخصوص اسلام نيز به حقّ هم در معناي «حق بودن» و هم در معناي «حق داشتن» توجه شده است. هرچند معناي اول در هستي شناسي و دومي در زندگي فردي و اجتماعي انسان‌ها ريشه دارد؛ اما معناي دوم نيز به معناي اول باز مي‌گردد و بدون آن ريشة خود را از دست مي‌دهد. اساس همة موجودات حق است و هر موجود و به تبع آن هر انساني حقوقي دارد و اديان بر حق خواهي و مبارزه با ظلم و ستم تأکيد ورزيده‌اند. در انديشة اسلامي مسئله حق گستردگي خاصي دارد که از يک سو در قلمروهاي گوناگون سياسي، اخلاقي، حقوقي و اقتصادي و از سوي ديگر در قلمروهاي زندگي فردي، خانوادگي، ملّي و بين المللي مطرح است. بطور اجمالي با مراجعه به منابع ديني و کتاب‌هاي فلسفي، کلامي، تفسيري و فقهي انديشمندان مسلمان، به سادگي مي‌توان گستردگي بسيارِ مسئلة حقّ را به اثباترساند. با توجه به اين مطلب، در انديشه اسلامي   مسئلة حق دو ويژگي بنيادين و مهم بدين قرار دارد: 1. رابطة حق با باورهاي ديني (وجه وجودي حقّ) 2. رابطة حق با اخلاق و قانون.

از آنجا که موضوعات ديني و قرآني تأثير بسزايي در نوع انديشة فلاسفه و انديشمندان مسلمان دارند؛ مسئلة حق در ميان اينان وجوه مشترک زيادي دارد. ما به عنوان وارثان فرهنگي کهن و باستاني با تمامي وجوه و گستردگي‌اش، مي‌توانيم در حدّ وسع خود اين سرمايه را شناخته و با به کارگيري مزيت‌هاي خاص آن آينده‌اي پربارتر را براي خود رقم بزنيم. از جمله وجوه مهمّ و قابل اعتناي اين فرهنگ، حکمت اسلامي است که با وجود تمامي تلاشي که در بررسي ابعاد آن صورت گرفته امّا هنوز در اين حوزه جاي کار بسياري باقي مانده است. از جمله حيطه‌هايي که مي‌توان گفت در آن کار چنداني صورت نگرفته، نگرش به حکمت ذوقي و عرفان به عنوان علم است. در بستر اين حکمت است که مشخّصه اصلي عرفان اسلامي، علم و معرفت مي‌شود. در عرفان اسلامي بهترين راه سلوک راه شناخت حقيقت است و از اين روست که تصوّف در عالم اسلامي به عرفان نيز شناخته مي‌شود. در اين سنّت سالک با شناخت و معرفت حقيقي است که به مرتبه عارفِ واصل نائل مي‌آيد.[2] هر چند اين موضوع در تمامي حکمت‌هاي باستاني از يونان، هند، ايران و … وجود داشته و وجه مشترک همه آنهاست امّا در حکمت اسلامي به دليل تأکيد خاص اسلام بر دانش­آموزي و فضيلت علم و عالم، شناخت و معرفت وجه مميزۀ عرفان اسلامي شده است.

حقيقت از جمله مبنايي‌ترين موضوعات انديشه‌ي بشري همواره هم مورد اهتمام و مطمح نظر فيلسوفان بوده و هم به عنوان هدف غايي، همّت سالكان و عارفان را به خود جلب كرده است. ويژگي خاصّ فرهنگ اسلامي موجب شده است که استدلالي­ترين فيلسوفان مسلمان، به‌نحوي نگاهي اشراقي و عارفانه داشته باشند و لذا بتوان در اين فرهنگ گفتگويي قابل فهم و عالمانه ميان فيلسوف و عارف ترتيب داد و در اين وادي با تمامي اختلافات و تفاوت‌هاي انديشه‌اي، قائل به حکمتي فراگير و مشترک شد.

از سويي مي­بينيم فردي چون ابن سينا به عنوان فيلسوفي استدلالي كه در اغلب آثار خود پيروي از برهان عقلي را تنها راه وصول به علم حقيقي بر‌مي‌شمرد و غايت قصوايش تعقّل معاني و علم به مجرّبات است؛ و سعادت را در علم و ادراک آنها مي‌داند و مي‌خواهد از طريق فلسفه به عالم عقلي و به عبارت دقيق‌تر عقل فعّال اتّصال يابد[3]؛ معاني مختلف «حقّ» را (از جمله معاني وجودي آن را) در ابتداي مهمّ‌ترين اثر فلسفي خود، يعني شفاء، آورده است[4]. از سوي ديگر ابن‌عربي نيز به عنوان صوفي و عارفي سالک[5] و  سرآمد نظريه پردازان در عرفان نظري كه آثار او در اين زمينه نقطه عطفي در اين علم محسوب مي‌شود، «حقّ» و تجليّاتش را اصلي‌ترين دغدغه تحقيقاتي خود قرار داده است. لذا براي فهم تطوّر معناي حق در فرهنگ و حکمت اسلامي در اين رساله نظريات اين دو قلّه رفيع حكمت اسلامي در زمينه «حقّ» را مورد مقايسه قرار مي‌دهيم تا شايد از رهگذر اين بررسي در اين دنياي دگرگون شده، حقّ تعالي راهي براي بهتر شدن پيش رويمان قرار دهد.[6]‌‌‌‌

فصل اول: کليات

موضوع تحقيق:

مقايسة نظريات ابن­سينا و ابن­عربي دربارة حقيقت

پرسش تحقيق:

سير تحوّلي و تطوّري معناي حقيقت از ابن‌سينا تا ابن‌عربي چگونه بوده است و آنها در اين موضوع چه اختلافات و چه اشتراکاتي دارند؟

با بهره گرفتن از موضوع رساله در پي آنيم که تطوّر معنايي مفهوم “حقّ” را بدست آوريم و رابطة ميان ابن‌سينا و ابن‌عربي را در اين موضوع استخراج نماييم. در ذيل اين بررسي تا حدّي مي‌توان رابطة ميان فلسفه و عرفان نظري را در حکمت اسلامي به دست آورد.

تعداد صفحه : 268

قیمت :14700 تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

:        ****       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  *** ***

جستجو در سایت : کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :