کاری از: سید میلاد موسوی ؛ محمد رستمی ۹۶ تابستان و پاییز

Ro3tamii@Gmail.Com

MiladMsv@Outlook.Com

Mizanlaw.ir
(قواعد عمومی قراردادها) نوشته دکتر سیدحسین ۳ این جزوه مطابق با سرفصل های کتاب حقوق مدنی ) تهیه و تنظیم شده است. در نگارش این جزوه دقت لازم به کار رفته است ولی اگر ۹۵صفایی(چاپ بهار اشتباهی بود بر ما ببخشایید.

لذا پیشنهاد می شود ، خوانندگان گرامی، این جزوه جهت جمع بندی کلی و مرور مطالب تهیه شده است ، کتاب را مطالعه فرمایید.۳برای درک بهتر این جزوه و مطالب درس حقوق مدنی حقوق مدنی

زمان زیادی برای نگارش و ویرایش این جزوه صرف شده است؛ لطفاً درهنگام کپی یا نشر آن، نام © گردآورنده ها را درج نمایید.

 

تکه هایی از متن :

عقود: عقود جمع عقد است. عقد در لغت بستن و گره زدن را گویند و در اصطلاح حقوقی چنین تعریف شده است: "عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر ، قانون مدنی دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد." : زیرا ، این تعریف کامل نیست . شامل قراردادهایی که موضوع آن ها انتقال تعهد یا سقوط تعهد باشد نمی گردد. . این تعریف شامل قراردادهایی که برای طرفین ایجاد تعهد می کند نمی شود. . قراردادهایی را که یک یا هر دو طرف آن شخص حقوقی باشد دربر نمی گیرد. . تعریف مزبور شامل عقد تملیکی نمی گردد. به هرحال برای احتراز از اشکالات فوق می توان گفت: عقد عبارت است از توافق اراده ی دو طرف به منظور اعم از اینکه این اثر، به وجود آمدن تغییر یا سقوط تعهد باشد، یا به وجود آمدن تغییر یا ، ایجاد یک اثر حقوقی سقوط یک حق عینی مانند مالکیّت و غیر آن. مانند بیع، اجاره و وکالت. + عقد در حقوق امروز مترادف با قرارداد است.

فرق بین عقد و ایقاع: عقد عمل حقوقی دوجانبه است و برای تحقق آن، اراده ی انشائی دو طرف لازم است ولی ایقاع، عمل حقوقی یک جانبه است و برای وقوع آن، قصد و رضای یک طرف کافی است؛ مانند طلاق، حیازت مباحات، ابراء. + در حقوق ایران، تعهد یک طرفی -جز در موارد مذکور در قانون- ارزش حقوقی ندارد و شخص را قانونًا ملزم نمی کند.

تعهد ، تعهدات: جمع تعهد است و در لغت به معنی تیمار داشتن و تازه کردن پیمان است و در اصطلاح حقوقی یک رابطه حقوقی است که به موجب آن، شخصی می تواند انجام امری یا خودداری از انجام امری را از دیگری بخواهد. این رابطه حقوقی گاهی از قرارداد ناشی می شود و گاهی قانون این رابطه را به طور مستقیم ایجاد می کند. + گاهی به جای تعهد، کلمه التزام و به جای تعهدات، اصطلاح التزامات به کار می رود.
+ تعهدات را می توان مهم ترین موضوع و بخش مرکزی حقوق مدنی به شمار آورد و این رشته نیز موضوع اصلی علم حقوق است.

موضوع: موضوع تعهد ممکن است انتقال مال، انجام کار یا خودداری از انجام کاری باشد.

. طرفی که انتقال مال، انجام کار یا خودداری از انجام ۱ طرف تعهد: . طرفی که تعهد به ۲ کاری برعهده اوست(متعهد، مدیون، بدهکار) نفع اوست(متعهدله، دائن، بستانکار) رابطه حقوقی: رابطه ای که به موجب آن متعهدله می تواند انجام امر یا خودداری انجام امری را از متعهد مطالبه کند.

معاملات: جمع معامله است، این کلمه بیشتر به معنی قراردادی که جنبه ی مالی داشته باشد به کار می رود.

الزامات: جمع الزام است (با واژه التزام فوق الذکر اشتباه نشود) ، در لغت به معنی وادار کردن و مجبور کردن است؛ در قانون مدنی این کلمه به معنی تعهدات و مسئولیت هایی که بدون قرار حاصل می شود به کار رفته است.

الزامی که قانونٌا متوجه شخص می شود بر دو گونه است: .الزام ناشی از عقد: چنانکه کسی به موجب قراردادی خودرا متعهد و ملتزم کند که مالی را به دیگری انتقال ۱ دهد یا کاری انجام دهد یا از انجام کاری خودداری نماید. .الزام خارج از عقد: چنانکه کسی مال دیگری را تلف یا معیوب کند یا به سلامت وی لطمه بزند، در این ۲ صورت ملزم به جبران خسارت است. (منظور قانون همین تعریف است تحت عنوان ضمان قهری مورد بحث قرار میگیرد)

ارکان تعهد
موضوع تعهد
رابطه حقوقی طرف تعهد

رابطه: حقوق مالی به عینی و دینی تقسیم می شوند؛ حق عینی رابطه  رابطه و فرق بین تعهد و حق دینی: ای است بین شخص و شیء، مانند حق رهن گیرنده نسبت به مال مورد رهن. حق دینی(حق ذمی یا شخصی) رابطه ای است بین دو طرف که به موجب آن یکی می تواند انجام امر یا خودداری از انجام امری را ازدیگری بخواهد. تعهد رابطه ی مستقیم با حق دینی دارد؛ هر کجا یک حق دینی برای شخصی وجود داشته باشد، برای طرف دیگر الزاماً تعهدی وجود دارد، و می توان گفت حق دینی و تعهد همان رابطه ی میان دائن و مدیون. + تعهد جنبه منفی رابطه حقوقی و حق دینی جنبه مثبت آن است.

فرق :برخی از حقوقدانان و فقها بین تعهد و دین تفاوت قائلند: بنابراین دین در ذمه قرار می گیرد و از مقوله حکم وضعی است؛ اما تعهد در ذمه قرار نمی گیرد و فقط تکلیفی است که انجام امر یا خودداری از انجام امری را ایجاب می کند. ق.م نیز بین دین و تادیه(تعهد به پرداخت) در مورد ضمان تفاوت گذارده است. ۷۲۳ + ماده
" ق.م :" عقود و معاملات به اقسام ذیل منقسم می شود: لازم، جایز، خیاری، منّجز و معّلق ۱۸۴ برابر ماده

عقد لازم و عقد جایز :عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین عقد، حق فسخ(برهم زدن) آن را جز در ق.م) مانند عقد بیع و اجاره. عقد جایز آن ۱۸۵ موارد خاصی که قانون معین کرده است نداشته باشد(ماده ق.م) مانند وکالت و ودیعه. ۱۸۶ است که هریک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد، فسخ کند.(ماده ق.م)۹۵۴ و ۶۷۸ جنون یا سفه هریک از طرفین، منفسخ می شود.(مواد ، + عقد جایز برخلاف عقد لازم، به موت + اصل در عقود، لازم بودن آن هاست.(یعنی عقود اصولا لازم هستن مگر اینکه خلافش اثبات شود) + افراد می توانند با توافق یکدیگر، عقد جایزی را به صورت غیرقابل فسخ درآورند. ق.م) مانند عقد کفالت ۱۸۷ + عقد ممکن است نسبت به یک طرف لازم باشد و نسبت به طرف دیگر جایز(ماده و عقد رهن. عقد خیاری :عقد خیاری آن است که برای طرفین یا یکی از آن ها یا برای شخص ثالثی اختیار فسخ باشد.(ماده ق.م)۱۸۸ + خیار در لغت به معنای اختیار است. عقد خیاری از اقسام عقد لازم است. عقد منجّز و عقد معلّق :عقد منجّز آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء، موقوف به امر دیگری نباشد و الّا معلّق ق.م)۱۸۹ خواهد بود.(ماده + در عقد منجز، اثر عقد، موقوف به امر دیگری نیست، بلکه به محض انشاء، آثار عقد بر آن مترتب خواهد شد. عقد معلق آن است که با توافق اراده ی طرفین، قرارداد منعقد می گردد، اما اثر آن موقوف به امر دیگری است و تا آن امر واقع نشود، اثری بر عقد مترتب نخواهد شد. (مثلا این خانه را به تو می فروشم مشروط بر اینکه با من ازدواج کنی) + صحت عقد معلق در فقه اسلامی محل اختلاف است اما در حقوق ایران توسط قانون، علمای حقوق و رویه قضایی پذیرفته شده در حقوق فرانسه نیز با اصطلاح تعهد مشروط پذیرفته شده. + عقد معلق از زمان اجرای شرط موثر است اما طرفین می توانند شرط کنند که به گذشته نیز تاثیر داشته باشد.

دانلود رایگان متن کامل